البينة ٨

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

پاداش آنها نزد پروردگارشان باغهای بهشت جاویدان است که نهرها از زیر درختانش جاری است؛ همیشه در آن می‌مانند! (هم) خدا از آنها خشنود است و (هم) آنها از خدا خشنودند؛ و این (مقام والا) برای کسی است که از پروردگارش بترسد!

پاداش آنها نزد پروردگارشان بهشت‌هاى پاينده‌اى است كه از پاى درختانش نهرها جارى است و تا ابد در آن بمانند، هم خدا از آنها خشنود است و هم آنها از خدا خشنود، اين [مقام والا] براى كسى است كه از پروردگار خود پروا كند

پاداش آنان نزد پروردگارشان باغهاى هميشگى است كه از زير [درختان‌] آن، نهرها روان است، جاودانه در آن «همى» مانند؛ خدا از آنان خشنود است و [آنان نيز] از او خشنود، اين [پاداش‌] براى كسى است كه از پروردگارش بترسد.

پاداش آنها نزد خدایشان باغهای بهشت عدن است که نهرها زیر درختانش جاری است و در آن بهشت ابد جاودان متنعّمند، خدا از آنها خشنود و آنها هم از خدا خشنودند. این بهشت مخصوص کسی است که از خدا ترسد (و به طاعت او پردازد).

پاداششان نزد پروردگارشان بهشت های پاینده ای است که از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جاری است، در آنها جاودانه اند، خدا از آنان خشنود است و آنان هم از خدا خشنودند؛ این [پاداش] برای کسی است که از پروردگارش بترسد.

پاداششان در نزد پروردگارشان بهشتهايى است جاويد كه در آن نهرها جارى است. تا ابد در آنجايند. خدا از آنها خشنود است و آنها از خدا خشنودند. و اين خاص كسى است كه از پروردگارش بترسد.

پاداش آنان در نزد پروردگارشان بهشتهای عدن است که جویباران از فرودست آن جاری است، و جاودانه در آنند، خداوند از ایشان خشنود است و آنان هم از او خشنودند، این از آن کسی است که از پروردگارش بترسد

پاداش ايشان نزد پروردگارشان بهشتهايى پاينده است كه از زير آنها جويها روان است، در آنجا هميشه جاودانه باشند خداى از آنان خشنود است و آنان از خدا خشنودند اين [پاداش‌] براى كسى است كه از پروردگار خود بترسد.

پاداش آنان در پیشگاه پروردگارشان باغهای بهشتی است که جای ماندگاری است و رودبارها در زیر (کاخها و درختهای) آن روان است. جاودانه برای همیشه در آنجا خواهند ماند. خدا از ایشان راضی و ایشان هم از خدا خوشنودند! این (همه نعمت و خوشی) از آنِ کسی خواهد بود که از پروردگار خویش بهراسد.

پاداششان نزد پروردگارشان باغ‌هایی (با درختان) سردرهم جاودان است، که از زیر (درختان)شان، نهرها روان است. جاودانه و بی‌پایان در آن همی می‌مانند. خدا از آنان خشنود است و (آنان نیز) از او خشنودند. این (پاداش) برای کسی است که دلباخته‌ی پروردگارش بوده با بزرگ‌داشتش (از او) بهراسد.

پاداششان نزد پروردگارشان بهشتهای جاودانی است که روان است از زیر آنها جویها جاودانان در آنها همیشه خشنود شد خدا از ایشان و خشنود شدند از او این برای آن است که بترسد از پروردگارش‌


البينة ٧ آیه ٨ البينة ٩
سوره : سوره البينة
نزول : ٦ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٢٢
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«عَدْنٍ»: اقامت. ماندن (نگا: توبه / ، رعد / ، نحل / ). «رَضِیَ اللهُ ...»: رضایت خدا به خاطر فرمانبرداری و نیکوکاری مؤمنان از خدا، در حقیقت رضایت از اجر و پاداش و انعام و الطاف بی‌حدّ و حصر خدا است که بسی بالاتر از خیال و دورتر از انتظار ایشان است.


تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


جَزاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها أَبَداً رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ «8»

پاداش آن گروه در نزد پروردگارشان، باغهاى جاودانه‌اى است كه زير آن نهرها جارى است. (آنان) براى هميشه در بهشت جاودانه‌اند، خدا از آنان راضى است و آنان نيز از او راضى. اين مقام مخصوص كسى است كه از پروردگارش خشيت دارد.

نکته ها

«خَشِيتُ» به آن خوفى گفته مى‌شود كه بر اساس تعظيم و عظمت باشد.

اين آيه مى‌فرمايد: بهشت مخصوص اهل خشيت است. «ذلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ» و آيه‌اى ديگر مى‌فرمايد: تنها علما اهل خشيت هستند: «إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ» «1» پس بهشت مخصوص علما است.

از طرفى مى‌دانيم كه تمام علما و دانشمندان اهل بهشت نيستند. زيرا قرآن بسيارى از دوزخيان را كسانى مى‌داند كه بعد از علم و آگاهى گمراه شدند: «أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى‌ عِلْمٍ» «2» و همچنين تمام بى‌سوادان دوزخى نيستند.

پس آن علمى كه سبب خشيت مى‌شود اين علم اصطلاحى نيست، بلكه مراد يك فهم طبيعى و الهى است كه سبب نورانيّت دل شود.

پیام ها

1- بهشت جسم، باغ و نهر و بهشت روح، رضاى خداوند است. جَنَّاتُ عَدْنٍ‌ ...

رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ‌

2- خشيت الهى، سرچشمه عمل به دستورات الهى است. «آمَنُوا وَ عَمِلُوا


«1». فاطر، 28.

«2». جاثيه، 23.

جلد 10 - صفحه 560

الصَّالِحاتِ‌ ... جَزاؤُهُمْ‌ ... جَنَّاتُ‌ ... ذلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ»

3- جاودانگى بهشت براى مؤمنان قطعى است. (كلمات‌ «عَدْنٍ»، «خالِدِينَ» و «أَبَداً» همه بيانگر قطعى بودن خلود است.) جَنَّاتُ عَدْنٍ‌ ... خالِدِينَ فِيها أَبَداً

«والحمدللّه ربّ العالمين»

جلد 10 - صفحه 562

سوره زلزله‌

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌

به نام خداوند بخشنده مهربان‌

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



جَزاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها أَبَداً رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ «8»

جلد 14 - صفحه 300

جَزاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ‌: پاداش ايشان كه بهترين خلق‌اند نزد پروردگار ايشان‌ جَنَّاتُ عَدْنٍ‌: بوستانهاى با اقامت است‌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ: كه جارى است از زير اشجار يا قصور آنها نهرها چه بوستانهاى بى‌آب روان مرغوب نيست‌ خالِدِينَ فِيها أَبَداً: در حالتى كه پاينده باشند در آن بهشت‌ها هميشه و أبد الآباد متنعم‌اند رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ‌: خشنود باشد خدا از ايشان به جهت توحيد و تنزيه سبحانى از آنچه سزاوار ذات او نيست و كسب طاعات و خيرات.

از حضرت رضا عليه السّلام مروى است كه مراد خشنودى خدا از ايشان، عطاء ثواب عظيم و رسانيدن ايشان به مرتبه جليل است‌ «1» وَ رَضُوا عَنْهُ‌: و خشنود باشند ايشان از خدا به آنچه از ثواب بى‌حساب به ايشان مرحمت فرموده. ذلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ‌: آنچه مذكور شد از جنان و رضوان براى كسى است كه بترسد از عقوبت پروردگار خود يعنى از معاصى اجتناب نمايد و به موجبات مثوبات كه طاعت است، اشتغال نمايد.

تنبيه- آيه شريفه آگاهى است به آنكه اعطاى نعم عظيمه و ثواب دائمه، در مقابل آن چيزى است كه به آن متصف بوده‌اند از ايمان و اعمال صالحه. و نيز دالّ است بر آنكه ملاك امرى كه موجب چنين مكرمت و عنايت عظمى باشد، ترس الهى است كه آن مقدم به طاعات و تارك محرمات باشد و لذا ختم آيه را به آن فرمود كه‌ (ذلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ).

بيان- خشيت (ترس خاص) حالت نفسانيه است. ناشى شود از شعور به عظمت پروردگار و هيبت و خوف حجب از قرب او، و اين حالت حاصل نمى‌شود مگر براى كسى كه اطلاع يابد بر جلال كبريائى و بچشد لذت قرب سبحانى را و لذا در آيه ديگر اختصاص داده خشيت را به علما و فرموده. (إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ) «2».


«1» منهج الصادقين (چ سوم- تهران) ج 10 ص 314.

«2» سوره فاطر، آيه 28.

جلد 14 - صفحه 301

تتمه- در احاديث معتبره از خاصه و عامه وارد شده كه اين آيات در شأن حضرت امير المؤمنين عليه السّلام و شيعيان آن سرور نازل شده: از جمله:

1- علامه مجلسى (رحمه اللّه) از حضرت باقر عليه السّلام روايت نموده چون اين آيه نازل شد، حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود: مصداق اين آيه، تو و شيعيان تو هستند و شيعيان روز قيامت خواهند آمد، تو و شيعيان تو راضى و پسنديده، و خدا از شما راضى.

و خواهند آمد دشمنان تو غضبناك و غلى در گردن ايشان. «1» 2- ابو القاسم الحسكانى در شواهد التنزيل روايت نموده از يزيد بن شراحيل كاتب امير المؤمنين عليه السّلام گفت: شنيدم از آن حضرت كه فرمود:

رسول خدا قبض روح شد در حالتى كه به سينه من تكيه كرده بود، پس در آن حالت فرمود، يا على شنيده‌اى قول خدا را كه‌ (إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ) پس فرمود: ايشان شيعيان تواند و موعد من و شما در نزد حوض كوثر است. هرگاه جمع شوند امتان براى حساب، خواهند خواند شما را با روى‌هاى سفيد نورانى‌ «2».

3- ابن عباس روايت نموده كه اين آيه در شأن حضرت على عليه السّلام و اهل بيت او نازل شده‌ «3» و ابن مردويه و ساير محدثين عامه به طرق متعدده اين مضمون را روايت نموده‌اند «4» و مؤيد اين است كه فخر رازى و غير او از ابن مسعود روايت نموده كه حضرت پيغمبر فرمود: «علىّ خير البشر، من ابى فقد كفر». يعنى على عليه السّلام بهترين بشر است و هر كه ابا كند كافر است. «5»


«1» بحار الانوار، چ جديد، ج 35، باب 13 ص 347- 346 روايت 22. و به اين مضامين در تفسير فرات الكوفى، چ نجف، ص 219- 218.

«2» شواهد التنزيل، (چ اول، بيروت)، ج 2، ص 356.

«3» مجمع البيان (1403)، ج 5 ص 524.

«4» المناقب، خوارزمى (چ مكتبة نينوى الحديثه- طهران). فصل 17، ص 187. و حلية الابرار ج 1، باب 46.

«5» احقاق الحق و ازهاق الباطل (چ اسلاميه- تهران) ج 4 ص 255، و ج 3 ص 288 به بعد اكثر راويان حديث را با ذكر مدرك آورده است.

جلد 14 - صفحه 302

4- حافظ ابو نعيم اصفهانى در كتاب حلية الابرار روايت نموده از ابن عباس چون اين آيه نازل شد، حضرت رسالت به شاه اوليا خطاب نمود يا علىّ هو انت و شيعتك تأتى انت و شيعتك الىّ يوم القيمة راضين مرضييّن. اى على مراد خير البريه توئى و شيعيان تو؛ چون روز قيامت حق تعالى خلق را برانگيزاند، در آن روز تو و شيعيان تو از خدا راضى باشيد و خدا از شما راضى باشد «4».


«4» كتاب غاية المرام بحرانى (چ دار القاموس الحديث) در مقصد دوم، باب 27، ص 327 يازدهمين روايتى را كه از طريق عامه آورده همين روايت حافظ ابو نعيم اصفهانى است و ترجمه همان كتاب بنام كفاية الخصام (چ دوم- تهران)، باب 94 ص 421.

جلد 14 - صفحه 303

سوره نود و نهم « (الزلزال)»

سورة الزلزال- اين سوره مباركه مدنى است. نزد ابن عباس و قتاده و نزد ديگران مكى است.

عدد آيات- هشت نزد كوفى و نه نزد ديگران.

عدد كلمات- سى كلمه.

عدد حروف- يكصد و چهل و نه.

ثواب تلاوت- ابن بابويه (رحمه اللّه) روايت نموده از حضرت صادق عليه السّلام لا تملّوا من قرائة اذا زلزلت الارض فانّ من كانت قرائته فى نوافله لم يصبه اللّه بزلزلة ابدا و لم يمت بها و لا بصاعقة و لا بآفة من آفات الدّنيا فاذا مات امر به إلى الجنّة فيقول اللّه عزّ و جلّ: عبدى ابحتك جنّتى فاسكن منها حيث شئت و هويت لا ممنوعا و لا مدفوعا. ملالت پيدا نكنيد از قرائت «اذا زلزلة الارض» پس به درستى كه هر كه قرائت كند در نماز مستحب خود، نمى‌رساند خدا او را به زلزله هرگز و نميرد به زلزله و نه صاعقه و نه به آفتى از آفات دنيا. زمانى كه بميرد، امر شود به او به بهشت، پس خدا فرمايد: بنده من مباح نمودم تو را بهشت خودم، پس ساكن بشود در بهشت من، هر جا كه خواهى، منع و دفع براى تو نيست. «1»


«1». ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، چ حيدرى 1391- ص 152.

جلد 14 - صفحه 304

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌ در اين سوره مباركه علائم قيامت را فرمايد:


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌

لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ وَ الْمُشْرِكِينَ مُنْفَكِّينَ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ «1» رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ يَتْلُوا صُحُفاً مُطَهَّرَةً «2» فِيها كُتُبٌ قَيِّمَةٌ «3» وَ ما تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاَّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّنَةُ «4»

وَ ما أُمِرُوا إِلاَّ لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفاءَ وَ يُقِيمُوا الصَّلاةَ وَ يُؤْتُوا الزَّكاةَ وَ ذلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ «5» إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ وَ الْمُشْرِكِينَ فِي نارِ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها أُولئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِيَّةِ «6» إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ «7» جَزاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها أَبَداً رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ «8»

ترجمه‌

نبودند آنانكه كافر شدند از اهل كتاب و بت پرستان منفكّ از دين خودشان تا آنكه بيايد آنها را دليل روشنى‌

و آن پيغمبرى باشد از جانب خداوند كه تلاوت نمايد صحيفه‌هاى پاكيزه را

كه در آنها نوشته‌هائى است راست و درست‌

و متفرّق نشدند آنانكه داده شدند كتاب را مگر بعد از آنكه آمد آنها را دليل روشنى‌

و مأمور نشدند مگر آنكه پرستش نمايند خدا را با آنكه خالص كنندگان باشند براى او كيش خويش را و حق جويان باشند و برپا دارند نماز را و بدهند زكوة را و اين كيش ملت راست و درست است‌

همانا آنانكه كافر شدند از اهل كتاب و بت پرستان در آتش جهنّم ميباشند با آنكه مخلّدند در آن آن گروه آنان بدترين خلقند

همانا آنانكه گرويدند و بجا آوردند كارهاى شايسته را آن جماعت ايشان بهترين خلقند

پاداش آنان نزد پروردگارشان بهشت‌هاى اقامت دائمى است كه جارى ميشود در زمين آنها نهرها جاودانيانند در آن هميشه خشنود شد خدا از ايشان و خشنود شوند از او آن براى كسى است كه ترسيد از پروردگار خود.

تفسير

خداوند متعال در اين سوره شريفه بنابر نقل بعضى اشاره فرموده بقرار


جلد 5 صفحه 417

دادى كه بين اهل كتاب كه مسلّم از آن يهود و نصارى ميباشند و بت پرستان واقع شده بود قبل از ظهور اسلام كه هر يك از آن فرق بدين خودشان باقى باشند تا پيغمبرى كه يهود و نصارى ميگفتند در تورية و انجيل بشارت بآمدن آن داده شده با ذكر علامات بيايد و آن حجّت واضحى باشد بر بطلان دين آنها و لذا ميفرمايد نبودند كفّار اهل كتاب و بت پرستان منفكّ و متفرّق از يكديگر بلكه بودند متّفق و متّحد در بقاء بر دينشان تا بيايد آنها را دليل واضحى كه آن پيغمبرى است از جانب خدا كه تلاوت مينمايد مضامين كتب سماوى را كه پاك است از باطل و دروغ و دست ناپاك بآن نميرسد و در آن كتب مطالبى مكتوب شده كه راست و درست و عدل و قويم و مستقيم است و چون خداوند پيغمبر آخر الزمان را مبعوث برسالت فرمود اهل كتاب هم كه حجّت از طرف خداوند بر آنها تمام شده بود براى آنكه علائم و اوصافى را كه خداوند در كتب آنها براى آن پيغمبر ذكر فرموده بود در آن حضرت مشاهده نمودند در نبوّت او اختلاف نمودند و متفرّق شدند از يكديگر بعضى ايمان آوردند و قبول اسلام نمودند و بعضى بحال كفر باقى ماندند با آنكه امر نفرموده بود آن پيغمبر از جانب خداوند بآنها مگر آنكه پرستش نمايند خداى يگانه را در حاليكه خالص نموده باشند دين خودشان را براى او از شرك و بت پرستى و مايل شده باشند از اديان باطله بدين حقّ اسلام و برپا دارند نماز را و بدهند زكوة مالشان را و اين دين كه توحيد خداوند و اخلاص عبادت براى او است دين ملت راست و درست و شريعت حقّه الهيّه و كتب سماويّه است كه تمام انبيا براى ترويج آن آمده‌اند چون قيّمه صفت ملّت يا شريعت يا كتب است كه حذف شده همانا آنانكه كافر شدند از اهل كتاب و بت پرستان و كسانيكه مرتدّ شدند از حكم قرآن و كافر شدند و مخالفت نمودند با امير المؤمنين عليه السّلام چنانچه قمّى ره نقل نموده جايگاه آنها در آتش جهنّم است و هميشه در آن خواهند بود و آن گروه بدترين خلق خدايند و همانا آنانكه ايمان آوردند بخدا و پيغمبر و امام زمان و روز جزا و اعمال صالحه بجا آوردند آن گروه بهترين خلق خدايند و قمّى ره نقل نموده كه در شأن آل محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نازل شد و در امالى از جابر بن عبد اللّه نقل نموده كه‌


جلد 5 صفحه 418

ما نزد پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بوديم پس آمد على بن ابى طالب عليه السّلام و پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود آمد نزد شما برادر من پس متوجه بكعبه شد و بدست اشاره نمود و فرمود قسم بخدائى كه جان من در دست قدرت او است همانا اين و شيعيان او كاميابانند در روز قيامت پس فرمود همانا او اول مؤمن از شما است بمن و وفا كننده‌ترين شما است بعهد خدا و نيكو- ترين قيام كنندگان شما است بامر خدا و عادل‌ترين شما است در رعيّت و برترين شما است براستى و درستى و بزرگترين شما است نزد خداوند در مزيّت پس نازل شد ان الّذين آمنوا و عملوا الصالحات اولئك هم خير البرّيه و بعد از اين هر وقت على عليه السّلام مى‌آمد اصحاب پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ميگفتند آمد خير البريّه و در چند روايت ديگر از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اين آيه با امير المؤمنين عليه السّلام و شيعيان آن حضرت تطبيق شده و در محاسن از امام باقر عليه السّلام نقل نموده كه آنها شيعيان ما اهل بيتند و خداوند ميفرمايد جزاى ايشان نزد پروردگارشان بهشت‌هاى اقامت دائمى است كه جارى ميشود در آنها نهرها مخلّدند در آنها هميشه خشنود شد خدا از آنان بعقائد و اعمالشان و خشنود شدند ايشان از خدا بپاداش و نعيم جاودان اين خشنودى براى كسى است كه ترسيد از پروردگار خود در دنيا و آن موجب شد كه بوظايف بندگى قيام نمود و موجبات خشنودى خدا و خود را فراهم كرد و در روايت كافى از امام صادق عليه السّلام نيل باين مقام كه خشنودى بنده از خدا و خشنودى خدا از او است و وصول ببهشت در برزخ و قيامت با هر گونه اعزاز و كرامت بشيعيان وعده داده شده است در ثواب الاعمال و مجمع از امام باقر عليه السّلام نقل نموده كه هر كس سوره لم يكن را قرائت نمايد از شرك برى و داخل در دين محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ميشود و خداوند او را مؤمن مبعوث و حسابش را آسان خواهد فرمود.


جلد 5 صفحه 419

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


جَزاؤُهُم‌ عِندَ رَبِّهِم‌ جَنّات‌ُ عَدن‌ٍ تَجرِي‌ مِن‌ تَحتِهَا الأَنهارُ خالِدِين‌َ فِيها أَبَداً رَضِي‌َ اللّه‌ُ عَنهُم‌ وَ رَضُوا عَنه‌ُ ذلِك‌َ لِمَن‌ خَشِي‌َ رَبَّه‌ُ «8»

جزاء ‌آنها‌ ‌در‌ نزد پروردگار ‌آنها‌ بهشتهايي‌ ‌است‌ عدن‌ جاري‌ ميشود ‌از‌ زير

جلد 18 - صفحه 193

‌آنها‌ نهرهايي‌ هميشه‌ ‌در‌ ‌آن‌ بهشتها هستند فنا و زوال‌ ندارد ابد الاباد باقي‌ ‌است‌ ‌خدا‌ ‌از‌ ‌آنها‌ راضي‌ و ‌آنها‌ ‌هم‌ ‌از‌ ‌خدا‌ راضي‌ هستند و ‌اينکه‌ موهبت‌ ‌براي‌ كسي‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌از‌ ‌خدا‌ بترسد.

جَزاؤُهُم‌ عِندَ رَبِّهِم‌ نه‌ ‌از‌ روي‌ استحقاق‌ زيرا احدي‌ حقي‌ ‌بر‌ ‌خدا‌ ندارد و ‌لو‌ ‌با‌ عبادت‌ جن‌ و انس‌ وارد شود زيرا مقابله‌ ‌با‌ نعم‌ پروردگار نميكند بلكه‌ ‌از‌ راه‌ قابليت‌ تفضل‌ ‌است‌ و ‌اگر‌ چه‌ تفضل‌ ‌بر‌ ‌خدا‌ لازم‌ نيست‌ لكن‌ چون‌ وعده‌ داده‌ محال‌ ‌است‌ خلف‌ وعده‌ كند ‌که‌ ميفرمايد: لا يُخلِف‌ُ اللّه‌ُ المِيعادَ زمر ‌آيه‌ 20 و خلف‌ وعده‌ قبيح‌ ‌است‌ و محال‌ ‌است‌ ‌از‌ ‌خدا‌ صادر شود.

جَنّات‌ُ عَدن‌ٍ عدن‌ بمعني‌ جاويدان‌ ‌که‌ هميشه‌ ثابت‌ و باقي‌ ‌است‌ تَجرِي‌ مِن‌ تَحتِهَا الأَنهارُ ‌يعني‌ ‌از‌ پاي‌ قصرها و عمارات‌ و زير اشجار و فواكه‌، انهار بهشتي‌ كوثر و سلسبيل‌ و ماء ‌غير‌ آسن‌ و خمرة لذة للشاربين‌ و لبن‌ ‌لم‌ يتغير طعمه‌ و عسل‌ مصفي‌.

خالِدِين‌َ فِيها أَبَداً ‌با‌ اينكه‌ كلمه‌ عدن‌ دلالت‌ ‌بر‌ خلود و دوام‌ داشت‌ ‌مع‌ ‌ذلک‌ ‌با‌ چند تأكيد ميفرمايد: خالِدِين‌َ فِيها أَبَداً رَضِي‌َ اللّه‌ُ عَنهُم‌ ‌که‌ بالاترين‌ مقامات‌ رضاي‌ الهي‌ ‌است‌: وَعَدَ اللّه‌ُ المُؤمِنِين‌َ وَ المُؤمِنات‌ِ جَنّات‌ٍ تَجرِي‌ مِن‌ تَحتِهَا الأَنهارُ خالِدِين‌َ فِيها وَ مَساكِن‌َ طَيِّبَةً فِي‌ جَنّات‌ِ عَدن‌ٍ وَ رِضوان‌ٌ مِن‌َ اللّه‌ِ أَكبَرُ ذلِك‌َ هُوَ الفَوزُ العَظِيم‌ُ توبه‌ ‌آيه‌ 72. ‌حتي‌ دارد ‌پس‌ ‌از‌ آنكه‌ اهل‌ بهشت‌ ‌در‌ بهشت‌ جايگير ميشوند خطاب‌ ميرسد ‌که‌: ديگر حاجتي‌ داريد! عرض‌ ميكنند: ربنا رضاك‌. و رضاي‌ الهي‌ منوط ‌بر‌ ‌اينکه‌ ‌است‌ ‌که‌ بنده‌ ‌در‌ ‌هر‌ حالي‌ ‌باشد‌ ‌از‌ ‌خدا‌ راضي‌ ‌باشد‌ چه‌ ‌در‌ نعمت‌ و چه‌ ‌در‌ بلا چه‌ ‌در‌ صحت‌ و چه‌ ‌در‌ مرض‌ چه‌ ‌در‌ غني‌ و چه‌ ‌در‌ فقر چه‌ ‌در‌ سعه‌ چه‌ ‌در‌ ضيق‌ و ‌در‌ ‌هر‌ حال‌ شاكر ‌باشد‌ ‌که‌ ميفرمايد: إِن‌ تَشكُرُوا يَرضَه‌ُ لَكُم‌ زمر ‌آيه‌ 7.

وَ رَضُوا عَنه‌ُ ‌آنها‌ ‌هم‌ ‌پس‌ ‌از‌ دخول‌ جنت‌ و نعم‌ بهشتي‌ كمال‌ رضايت‌ و خشنودي‌ ‌را‌ دارند ديگر مقامي‌ بهتر و بالاتر ‌از‌ ‌اينکه‌ چيست‌.

جلد 18 - صفحه 194

ذلِك‌َ لِمَن‌ خَشِي‌َ رَبَّه‌ُ ‌اينکه‌ مقامات‌ و ‌اينکه‌ درجات‌ و ‌اينکه‌ جنات‌ و ‌اينکه‌ رضاي‌ الهي‌ ‌براي‌ كسي‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌از‌ ‌خدا‌ و پروردگارش‌ بترسد ‌که‌ دو ركن‌ اعظم‌ ‌براي‌ مؤمن‌ ‌اينکه‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌بين‌ خوف‌ و رجاء ‌باشد‌ نه‌ ايمن‌ ‌از‌ عذاب‌ الهي‌ ‌باشد‌ و نه‌ ياس‌ ‌من‌ روح‌ اللّه‌، ‌در‌ بعض‌ اخبار دارد ميفرمايد: مؤمن‌ ‌بين‌ خوف‌ و رجاء مثل‌ دو انگشت‌ سبابه‌ ‌باشد‌ ‌که‌ هيچكدام‌ ‌بر‌ ديگري‌ زيادتي‌ نداشته‌ باشند، و ‌در‌ بعض‌ اخبار ميفرمايد: رجاء بيشتر ‌باشد‌، و جمع‌ ‌بين‌ ‌اينکه‌ دو باين‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌اگر‌ نظر بخود كند خوف‌ و رجائش‌ مساوي‌ و ‌اگر‌ نظر بخدا كند رجائش‌ بيشتر ‌که‌ ‌در‌ دعاء مي‌گويي‌:

(‌ يا ‌ ‌من‌ سبقت‌ رحمته‌ غضبه‌)

و خوف‌ و رجائي‌ ‌که‌ مؤمن‌ بايد داشته‌ ‌باشد‌ خوف‌ و رجائي‌ ‌است‌ ‌که‌ آثارش‌ ظاهر ‌باشد‌ ‌که‌ خوف‌ جلوگير شود ‌از‌ ارتكاب‌ معاصي‌ و رجاء باعث‌ شود برايتان‌ واجبات‌ و عبادات‌ و اطاعت‌ پروردگار.

‌هذا‌ آخر ‌ما اردنا ‌في‌ تفسير ‌هذه‌ السورة و يتلوه‌ ‌ان‌ شاء اللّه‌ ‌تعالي‌ تفسير بقية السور بتوفيقه‌ و تأييده‌، و الحمد للّه‌ و الصلاة ‌علي‌ نبيه‌ و آله‌ و سائر انبيائه‌ و اللعن‌ ‌علي‌ اعدائه‌ و انا العبد الحقير الخائف‌ المستجير السيد ‌عبد‌ الحسين‌ الطيب‌ غفر ‌له‌.

‌سورة‌ الزلزلة

بسم‌ اللّه‌ و الحمد للّه‌ و الصلاة ‌علي‌ ‌رسول‌ اللّه‌ و آله‌ آل‌ اللّه‌ و اللعن‌ ‌علي‌ اعداء اللّه‌ ‌الي‌ يوم لقاء اللّه‌. اما الكلام‌ ‌في‌ فضلها‌-‌ ‌از‌ كافي‌ كليني‌ بسند متصل‌ ‌از‌ حضرت‌ صادق‌ (ع‌) ‌که‌ فرمود:

(‌لا‌ تملوا ‌من‌ قراءة اذا زلزلت‌ الارض‌ زلزالها فانه‌ ‌من‌ كانت‌ قراءتها ‌في‌ نوافله‌ ‌لم‌ يصبه‌ اللّه‌ بزلزلة أبدا و ‌لم‌ يمت‌ بها و ‌لا‌ بصاعقة و ‌لا‌ بآفة ‌من‌ آفات‌ الدنيا ‌حتي‌ يموت‌ فاذا مات‌ نزل‌ ‌عليه‌ ملك‌ كريم‌ ‌من‌ عند ربه‌ فيقعد عند رأسه‌ فيقول‌: ‌ يا ‌ ملك‌ الموت‌ ارفق‌ بولي‌ اللّه‌

جلد 18 - صفحه 195

فانه‌ كثيرا ‌ما يذكرني‌ و يكثر تلاوة ‌هذه‌ السورة و تقول‌ ‌له‌ السورة مثل‌ ‌ذلک‌ فيقول‌ ملك‌ الموت‌: ‌قد‌ امرني‌ ربي‌ ‌ان‌ اسمع‌ ‌له‌ و اطيع‌ و ‌لا‌ اخرج‌ روحه‌ ‌حتي‌ يأمرني‌ بذلك‌ فاذا امرني‌ اخرجت‌ روحه‌، و ‌لا‌ يزال‌ ملك‌ الموت‌ عنده‌ ‌حتي‌ يامره‌ بقبض‌ روحه‌ اذا كشف‌ ‌له‌ الغطاء فيري‌ منازله‌ ‌في‌ الجنة و يخرج‌ روحه‌ ‌في‌ الين‌ ‌ما ‌يکون‌ العلاج‌ ‌ثم‌ يشيع‌ روحه‌ ‌الي‌ الجنة سبعون‌ الف‌ ملك‌ يبتدرون‌ بها ‌الي‌ الجنة)

و اخبار ديگري‌ ‌از‌ ‌إبن‌ بابويه‌ و ‌از‌ خواص‌ القرآن‌ روايت‌ ‌شده‌ صرفنظر كرديم‌.

برگزیده تفسیر نمونه


]

اشاره

(آیه 8)- سپس پاداش آنها را در چند جمله کوتاه چنین بیان می‌کند:

«پاداش آنها نزد پروردگارشان باغهای بهشت جاویدان است که نهرها از زیر درختانش جاری است (در حالی که) همیشه در آن می‌مانند» (جزاؤهم عند ربهم جنات عدن تجری من تحتها الانهار خالدین فیها ابدا).

«هم خدا از آنها خشنود است و (هم) آنها از خدا خشنودند» (رضی الله عنهم و رضوا عنه).

«و این (مقام والا و پاداشهای مهم و بی‌نظیر) برای کسی است که از پروردگارش بترسد» (ذلک لمن خشی ربه). چرا که همین ترس انگیزه حرکت به سوی هرگونه اطاعت و تقوا و اعمال صالح است.

آنها از خدا راضیند چرا که هر چه خواسته‌اند به آنها داده، و خدا از آنها راضی است چرا که هر چه او خواسته انجام داده‌اند، و اگر هم لغزشی بوده به لطفش صرف نظر کرده، چه لذتی از این برتر و بالاتر که احساس کند مورد قبول و رضای معبود و محبوبش واقع شده، و به لقای او واصل گردیده است.

دارد هر کس از تو مرادی و مطلبی مقصود ما دنیا و عقبی لقای تو است!

آری! بهشت جسم انسان، باغهای جاویدان آن جهان است، ولی بهشت جانش رضای خدا و لقای محبوب است.

علی علیه السّلام و شیعیانش خیر البریّه‌اند؟

در روایات فراوانی که از طرق اهل سنت و منابع معروف آنها، و همچنین در منابع معروف شیعه نقل شده، آیه «اولئک هم خیر البریة» (آنها بهترین مخلوقات خدا هستند) به علی علیه السّلام و پیروان او تفسیر شده است.

در تفسیر «الدرّ المنثور» از «ابن عباس» آمده است که وقتی آیه «ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خیر البریة» نازل شد پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله به علی فرمود:

«آن تو و شیعیان تو در قیامت می‌باشید که هم شما از خدا خشنود هستید و هم خدا از شما خشنود».

نامبرده در حدیث دیگری از «ابن مردویه» از علی علیه السّلام نقل می‌کند که

ج5، ص556

پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله به من فرمود: «آیا این سخن خدا را نشنیده‌ای که می‌فرماید:

کسانی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌اند بهترین مخلوقاتند؟ این تو و شیعیان تو هستید، و وعده‌گاه من و شما کنار حوض کوثر است، هنگامی که من برای حساب امتها می‌آیم و شما دعوت می‌شوید در حالی که پیشانی سفید و شناخته شده‌اید».

کوتاه سخن این که حدیث فوق از احادیث بسیار معروف و مشهور است که از سوی غالب دانشمندان و علمای اسلام پذیرفته شده، و این فضیلتی است بزرگ و بی‌نظیر برای علی علیه السّلام و پیروانش.

ضمنا از این روایات به خوبی این حقیقت آشکار می‌شود که واژه «شیعه» از همان عصر رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله به وسیله آن حضرت در میان مسلمین نشر شد، و اشاره به پیروان خاص امیر مؤمنان علی علیه السّلام است، و آنها که گمان می‌کنند تعبیر «شیعه» از تعبیراتی است که قرنها بعد به وجود آمده سخت در اشتباهند.

«پایان سوره بیّنه»

ج5، ص557

سوره زلزله [99]

اشاره

این سوره در «مدینه» نازل شده و دارای 8 آیه است

محتوای سوره:]

مطالب این سوره عمدتا بر سه محور دور می‌زند:

نخست از «اشراط الساعة» و نشانه‌های وقوع قیامت بحث می‌کند، و به دنبال آن سخن از شهادت زمین به تمام اعمال آدمی آمده است.

در بخش دیگر از تقسیم مردم به دو گروه «نیکوکار» و «بدکار» و رسیدن هر کس به اعمال خود سخن می‌گوید.

در فضیلت تلاوت این سوره تعبیرات مهمی در روایات اسلامی آمده، از جمله در حدیثی از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله می‌خوانیم: «هر کس آن را تلاوت کند گویی سوره بقره را قرائت کرده، و پاداش او به اندازه کسی است که یک چهارم قرآن را تلاوت کرده باشد».

و در حدیثی از امام صادق علیه السّلام می‌خوانیم که فرمود: «هرگز از تلاوت سوره «اذا زلزلت الارض» خسته نشوید، چرا که هر کس آن را در نمازهای نافله بخواند هرگز به زلزله گرفتار نمی‌شود، و با آن نمی‌میرد، و به صاعقه و آفتی از آفات دنیا تا هنگام مرگ گرفتار نخواهد شد».

بسم الله الرحمن الرحیم به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

نکات آیه

۱ - استقرار در باغ هاى بهشت و جاودانگى در آن، پاداش تضمین شده خداوند براى مؤمنان نیکوکردار (الذین ءامنوا و عملوا الصلحت ... جزاؤهم عند ربّهم جنّ-ت عدن تجرى من تحتها الأنهر خلدین فیها أبدًا)

۲ - پاداشِ مؤمنان شایسته کردار، جلوه ربوبیت خداوند بر آنان است. (عند ربّهم)

۳ - بهشت، داراى بستان هاى فراوان و درختانى انبوه (جنّ-ت) «جنّة»، بستانى است که با درختانش زمین را بپوشاند (مفردات). جمع بودن «جنّات» - به قرینه آیاتى که وجود یک بهشت را مطرح کرده است - به اعتبار تعدّد بستان هاى آن است.

۴ - جارى بودن نهرهاى فراوان، از زیر درختان بهشت (عدن تجرى من تحتها الأنهر خلدین فیها أبدًا) درباره مفاد «تجرى من تحتها الأنهار»، سه تصور وجود دارد; ۱. با تقدیر کلمه «أشجار»، مراد جریان آب از زیر درختان و کنار ساقه هاى آن است; ۲. مراد جریان آب، زیر کاخ ها و تخت هاى بهشتیان است; ۳. مراد بیان آب خیز بودن زمین بهشت است; به گونه اى که آب نهرها، از زیر زمین بهشت سرچشمه مى گیرد.

۵ - بهشت و جریان نهرهاى آن، جاودانه است. (جنّ-ت عدن تجرى من تحتها الأنهر خلدین فیها أبدًا)

۶ - وجود تمامى امکانات، براى اقامت دائمى انسان در بهشت (جنّ-ت عدن ... خلدین فیها أبدًا) «عدن»، معرفه است; خواه علم براى مصدر «العدن» (اقامت گزیدن) باشد و خواه علم براى زمین بهشت. در صورت دوم نیز، تناسب معناى لغوى آن مورد نظر بوده است; یعنى، بهشت داراى تمام امکاناتى است که لازمه اقامت دائمى انسان در آن است.

۷ - بهشت، داراى ابعاد مکانى است. (تحتها)

۸ - انسان، شیفته ابدیت و دوستدار زندگى جاودانه است. (خلدین فیها أبدًا) نوید، آن گاه براى شخص سودمند است که باب طبع و موافق خواسته هاى او باشد.

۹ - ایمان و عمل، مکمل یکدیگر در رساندن انسان به بهشت جاویدان (إنّ الذین ءامنوا و عملوا الصلحت ... جزاؤهم عند ربّهم جنّ-ت عدن ... خلدین فیها أبدًا)

۱۰ - اهل کتاب و مشرکان، در صورت کفر به اسلام، از لذّت مناظر پردرخت و زمین آب خیز بهشت محروم خواهند بود. (من أهل الکتب و المشرکین فى نار جهنّم ... الذین ءامنوا و عملوا الصلحت ... جزاؤهم عند ربّهم جنّ-ت)

۱۱ - رضایت خداوند، از مؤمنان شایسته کردار در جهان آخرت (رضى اللّه عنهم)

۱۲ - رضایت مؤمنان شایسته کردار، از خداوند در آخرت (و رضوا عنه)

۱۳ - رضایت خداوند، از مؤمنانِ صالح و رضایت آنان از او، پاداش ایمان و عمل نیک ایشان است. (جزاؤهم ... رضى اللّه عنهم و رضوا عنه)

۱۴ - بهشت جاودان و نعمت هاى آن، کسب رضایت خداوند و راضى شدن از او، ویژه کسانى است که به عظمت خداوند، پى برده و از او هراس دارند. (جنّ-ت عدن تجرى من تحتها الأنهر خلدین فیها أبدًا رضى اللّه عنهم و رضوا عنه ذلک لمن خشى ربّه) «خشیت»، به معناى ترس آمیخته با احساس عظمت است. (مفردات)

۱۵ - توجّه به ربوبیت خداوند، مایه خداترسى و پیدایش هول و هراس در دل عاقبت اندیشان (ذلک لمن خشى ربّه)

۱۶ - مؤمنان داراى عمل صالح، هراسان از فرجام خویش و نگران از کوتاهى در برابر عظمت خداوند (الذین ءامنوا و عملوا الصلحت ... ذلک لمن خشى ربّه) ترس از خداوند، به معناى نگرانى و هراس از فرجام خویش هنگام روبه رو شدن با او است.

۱۷ - خشیت از خداوند، شرط رضایت مندى او از مؤمنان داراى عمل صالح (رضى اللّه عنهم ... ذلک لمن خشى ربّه)

روایات و احادیث

۱۸ - «قال أبوعبداللّه(ع) اللّه راض عن المؤمن فى الدنیا و الآخرة و المؤمن و إن کان راضیاً عن اللّه فإنّ فى قلبه ما فیه لما یرى فى هذه الدنیا من التمحیص فإذا عاین الثواب یوم القیامة رضى عن اللّه الحقّ حقّ الرضا و هو قوله «و رضوا عنه» و قوله «ذلک لمن خشى ربّه» أى أطاع ربّه;] امام صادق(ع) فرمود: خداوند از مؤمن در دنیا و آخرت راضى است و مؤمن، گرچه از خدا راضى است; ولى در قلب او چیزهایى است به جهت آنچه به عنوان تمحیص (به سختى ها گرفتار ساختن براى امتحان و پاکى از گناه) در دنیا مى بیند. پس چون پاداش اخروى را در قیامت مشاهده کند، از خداوند - که حق است - به طور کامل خشنود خواهد شد و این [معناى] سخن خداوند است «و رضوا عنه» و [اما این] گفته خداوند «ذلک لمن خشى ربّه»; یعنى، [این براى کسى است که] پروردگارش را اطاعت کند».

موضوعات مرتبط

  • اطاعت: آثار اطاعت از خدا ۱۸
  • انسان: علایق انسان ۸
  • اهل کتاب: کفر اهل کتاب ۱۰; محرومیت اهل کتاب ۱۰
  • ایمان: آثار ایمان ۹; ایمان و عمل ۹; پاداش ایمان ۱۳
  • بهشت: باغهاى بهشت ۱; بعد مکانى بهشت ۷; جاودانگى بهشت ۵; جاودانگى در بهشت ۱، ۶; جاودانگى نهرهاى بهشت ۵; جریان نهرهاى بهشت ۴، ۵; درختان بهشت ۴; زمینه جاودانگى در بهشت ۹; محرومیت از لذایذ بهشت ۱۰; منشأ جاودانگى در بهشت ۱۴; منشأ جاودانگى در نعمتهاى بهشت ۱۴; منظره هاى بهشت ۱۰; موجبات بهشت ۱; نعمتهاى بهشت ۶; وفور باغهاى بهشت ۳; وفور درختان بهشت ۳، ۱۰; ویژگیهاى بهشت ۳، ۴، ۵، ۶، ۷، ۱۰
  • پاداش: آثار پاداش اخروى ۱۸
  • ترس: ترس از فرجام ۱۶
  • خدا: آثار خشیت از خدا ۱۴، ۱۷; آثار عظمت خدا ۱۶; پاداشهاى خدا ۱، ۱۳; رضایت از خدا ۱۲، ۱۳، ۱۴، ۱۸; رضایت خدا ۱۱، ۱۳، ۱۴، ۱۸; شرایط رضایت خدا ۱۷; نشانه هاى ربوبیت خدا ۲
  • خشیت: عوامل خشیت ۱۵
  • ذکر: آثار ذکر ربوبیت خدا ۱۵
  • صالحان: پاداش صالحان ۱، ۲; خشیت صالحان ۱۶; رضایت از صالحان ۱۱، ۱۷; رضایت صالحان ۱۲، ۱۳; صالحان در آخرت ۱۱، ۱۲; فضایل صالحان ۱۶; نگرانى صالحان ۱۶
  • عقیده: آثار عقیده به عظمت خدا ۱۴
  • علایق: علاقه به جاودانگى ۸
  • عمل: آثار عمل ۹
  • عمل صالح: پاداش عمل صالح ۱۳; رضایت از عمل صالح ۱۳
  • کفر: آثار کفر ۱۰
  • مؤمنان: پاداش مؤمنان ۱، ۲; خشیت مؤمنان ۱۶; رضایت اخروى مؤمنان ۱۸; رضایت از مؤمنان ۱۱، ۱۳، ۱۷، ۱۸; رضایت مؤمنان ۱۲، ۱۳; فضایل مؤمنان ۱۶; مؤمنان در آخرت ۱۱، ۱۲; نگرانى مؤمنان ۱۶
  • مشرکان: کفر مشرکان ۱۰; محرومیت مشرکان ۱۰

منابع

  1. تأویل الآیات الظاهرة، ص ۸۰۰; تفسیر برهان، ج ۴، ص ۴۸۹، ح ۱.