البقرة ٦٣

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

و (به یاد آورید) زمانی را که از شما پیمان گرفتیم؛ و کوه طور را بالای سر شما قرار دادیم؛ (و به شما گفتیم:) «آنچه را (از آیات و دستورهای خداوند) به شما داده‌ایم، با قدرت بگیرید؛ و آنچه را در آن است به یاد داشته باشید (و به آن عمل کنید)؛ شاید پرهیزکار شوید!»

و [ياد كنيد] وقتى كه از شما پيمان گرفتيم و كوه طور را [به نشانه قدرت‌] بالاى سرتان بلند كرديم و [گفتيم:] كتابى را كه به شما داده‌ايم، محكم بگيريد و محتواى آن را به خاطر بسپاريد، باشد كه پرهيزكار شويد

و چون از شما پيمان محكم گرفتيم، و [كوه‌] طور را بر فراز شما افراشتيم، [و فرموديم:] «آنچه را به شما داده‌ايم به جد و جهد بگيريد، و آنچه را در آن است به خاطر داشته باشيد، باشد كه به تقوا گراييد.»

و (ای بنی اسرائیل یاد آرید) وقتی که از شما پیمان گرفتیم و کوه طور را بالای سر شما برافراشتیم، (و دستور دادیم که) احکام تورات را با عقیده محکم پیروی کنید و پیوسته آن را در نظر گیرید، باشد که پرهیزگار شوید.

و [یاد کنید] هنگامی که از شما [بر پیروی از حق] پیمان گرفتیم، و کوه طور را بالای سرتان برافراشتیم، [و گفتیم:] آنچه را [از آیات کتاب آسمانی] به شما داده ایم، با قدرت و قوّت دریافت کنید، و آنچه را در آن است [برای اجرا کردن] به یاد داشته باشید تا پرهیزکار شوید.

و به ياد آريد آن زمان را كه با شما پيمان بستيم و كوه طور را بر فراز سرتان بداشتيم. آنچه را كه به شما داده‌ايم با اطمينان بگيريد و آنچه را كه در آن است به خاطر بسپاريد. باشد كه پرهيزگار شويد.

و یاد کنید که از شما پیمان گرفتیم و [کوه‌] طور را بر فراز شما برافراشتیم [و گفتیم‌] آنچه به شما داده‌ایم به جد و جهد بگیرید و آنچه در آن هست به خاطر بسپارید باشد که پروا کنید

و [به ياد آريد] آنگاه كه از شما پيمان گرفتيم و كوه طور را بالاى سرتان بداشتيم. آن [كتاب‌] را كه به شما داديم با همه نيرو و توان بگيريد و آنچه را كه در آن است به ياد آريد شايد كه پرهيزگار شويد.

و (به یاد آورید) آن زمان را که از شما پیمان گرفتیم (که بدانچه در تورات است، عمل کنید) و کوه طور را بالای سرتان نگاه داشتیم (و به شما گفتیم:) محکم برگیرید آنچه را به شما داده‌ایم (که تورات است) و در عمل بدان جدّی باشید و آنچه را در آن است بررسی کنید و در مدّنظر گیرید تا پرهیزگار شوید (و خویشتن را با مواظبت احکام و دستورات آن، از عذاب به دور دارید).

و چون پیمانتان را (از شما) گرفتیم، و (کوه) طور را بر فرازتان افراشتیم (فرمودیم:) «آنچه را به شما داده‌ایم به نیرویی (شایسته همچون کوه بر فرازتان) برگیرید و آنچه را در آن است به یاد آرید، شاید شما (از گناهان) پرهیز کنید.»

و هنگامی که گرفتیم پیمان شما را و برافراشتیم بر فراز شما طور را بگیرید آنچه را به شما دادیم به نیرومندی و یاد آرید آنچه را در آن است شاید پرهیزکاری کنید


البقرة ٦٢ آیه ٦٣ البقرة ٦٤
سوره : سوره البقرة
نزول : ٥ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٨
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«رَفَعْنَا»: بلند کردیم. «الطُّورَ»: اسم کوهی است که موسی بالای آن با خدا مناجات کرد. «خُذُوا مَا ....»: در اینجا حذف قول شده است، و تقدیر چنین است: قُلْنَا لَهُمْ خُذُوا مَا ...، این شیوه در کلام عرب فراوان است (نگا: زمر / فرقان / ).

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


«63» وَ إِذْ أَخَذْنا مِيثاقَكُمْ وَ رَفَعْنا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّةٍ وَ اذْكُرُوا ما فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ‌

و (ياد كن) زمانى كه از شما پيمان گرفتيم و كوه طور را بر فراز شما بالا برديم (و گفتيم:) آنچه را (از آيات و دستورات خداوند) به شما داده‌ايم، با قدرت بگيريد و آنچه را در آن هست، به خاطر داشته باشيد (و به آن عمل كنيد) تا پرهيزگار شويد.

نکته ها

ماجراى كنده شدن كوه طور از جاى خود و قرار گرفتن در بالاى سر يهود، در سوره‌هاى بقره، «1» نساء «2» و اعراف‌ «3» نيز آمده است. همچنين شايد مراد از پيمان مطرح شده در اين آيه، همان پيمانى باشد كه در سوره‌هاى بقره‌ «4» و مائده‌ «5» آمده است.

پیام ها

1- تعهّد گرفتن، يكى از عوامل و انگيزه‌هاى عمل است. «أَخَذْنا مِيثاقَكُمْ»*

2- خداوند، هم از طريق فرستادن پيامبر و هم با نشان دادن كارهاى خارق العاده،


«1». بقره، 93.

«2». نساء، 154.

«3». اعراف، 171.

«4». بقره، 40 و 82.

«5». مائده، 12.

جلد 1 - صفحه 130

حجّت را بر مردم تمام كرده است. «رَفَعْنا فَوْقَكُمُ الطُّورَ»

3- تهديد، براى سركوب كردن افراد مغرور و لجوج، يك وسيله‌ى تربيتى است.

«رَفَعْنا فَوْقَكُمُ الطُّورَ»

4- حفظ دستاوردهاى انقلاب (نجات از سلطه‌ى فرعون وآزاد شدن از اسارت‌و ...)، بايد با قدرت و قوّت دنبال شود. «رَفَعْنا فَوْقَكُمُ الطُّورَ»

5- عمل به آيات و احكام الهى، بايد همراه با جدّيّت، عشق و تصميم باشد نه شوخى، نه عادت، نه شكّ و نه تشريفات. «خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّةٍ»

6- معارف دينى بايد با تدريس وتبليغ، در اذهان مردم زنده بماند. «اذْكُرُوا ما فِيهِ»

7- ياد آيات الهى وتدبّر در آنها، زمينه‌ساز تقواست. «اذْكُرُوا ما فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ إِذْ أَخَذْنا مِيثاقَكُمْ وَ رَفَعْنا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّةٍ وَ اذْكُرُوا ما فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ (63)

بعد از ذكر كفران بنى اسرائيل، بر سبيل التفات، از غيبت به خطاب عدول نموده مى‌فرمايد:

وَ إِذْ أَخَذْنا مِيثاقَكُمْ‌: و ياد بياوريد آن وقتى را كه فرا گرفتيم عهد و پيمان شما را به متابعت حضرت موسى عليه السلام و عمل به احكام تورات، كه از جمله آنها اين بود كه شريك قرار ندهيد براى خدا، و به همه پيغمبران الهى و كتابهاى آسمانى تصديق نمائيد، و اوامر الهى را امتثال و

تفسير اثنا عشرى، ج‌1، ص: 164

نواحى را ترك كنيد. وَ رَفَعْنا فَوْقَكُمُ الطُّورَ: و برداشتيم و بلند نموديم بالاى سر شما كوه طور را. خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّةٍ: بگيريد و قبول نمائيد آنچه را كه عطا فرموديم شما را از احكام، به قوّت و جدّى تمام، يعنى به ثبات و يقين كه شايبه شك نداشته باشد.

عياشى از حضرت صادق عليه السلام روايت نمود كه از آن حضرت سؤال شد كه قوت در اين آيه آيا قوّت بدن است يا قلب؟ فرمود هر دو با هم‌ «1». يعنى قوت بدن در طاعات و قوت قلب در اعتقادات. و مؤمن بايد قوت در دين داشته باشد؛ چنانچه در حديثى در صفات مؤمن فرمايد:

المؤمن له قوّة فى دين‌ «2». و شأن مؤمن آنست كه قوى دل باشد و از عوارضات و حوادثات متزلزل نگردد.

وَ اذْكُرُوا ما فِيهِ‌: و ياد كنيد و فراموش نكنيد و تفكر نمائيد آنچه در آن است، از ثواب و عقاب، و عمل به مضمون آن نمائيد. از حضرت صادق عليه السلام مروى است كه ياد كنيد آنچه در ترك آن عقوبت مى‌باشد «3»، پس عمل به آن نموده آن را ترك مكنيد. لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ‌: براى اينكه بپرهيزيد از ناشايستگى و دورى كنيد از معاصى و محرمات.

شرح واقعه: بعد از نزول تورات بنى اسرائيل تمرّد نموده گفتند:

احكام آن مشتمل بر تكاليف شاقّه است، ما نمى‌توانيم اطاعت كنيم. حق تعالى جبرئيل را امر فرمود كوه طور را به مقدار لشكرگاه- كه يك فرسخ در يك فرسخ بود- از جا بركنده و بر بالاى سر آنها بداشت به حدّ قامت مردى مانند سايبانى، و در پيش روى آنها آتشى افروخته و در عقب دريا پديد آمد. چون راه فرار مسدود ديدند، به تضرع و زارى به رو افتاده يك طرف صورت زمين گذاشته و به طرف ديگر با يك چشم به كوه نگاه‌


«1» تفسير برهان، جلد اوّل، صفحه 105، حديث سوم.

«2» اصول كافى، كتاب الايمان و الكفر، جلد 2، صفحه 231، حديث 4.

«3» تفسير عياشى، جلد اوّل، صفحه 45، حديث 53.

تفسير اثنا عشرى، ج‌1، ص: 165

مى‌كردند، از ترس آنكه مبادا به سر ايشان فرود آيد و لذا سجده يهود به يك طرف روى مى‌باشد. در آن حال قبول نمودند احكام تورات را.

تبصره: تصور نشود در اخذ ميثاق به طريق مذكور، كه رفع كوه باشد به سر آنان، منافات با اختيار باشد، چنين نيست، زيرا ايمان از لوازم عقد قلب و در تحت اختيار بنده مى‌باشد. بنابراين ممكن است زبان اقرار كند و حال آنكه باز قلب اذعان نداشته باشد؛ چنانچه در همين قضيه واقع شده كه آن موقع اقرار نمودند به قبول زبانى، امّا باطنا و قلبا تصديق نكردند و آثار مخالفت از آنها ظاهر گرديد. از جمله تصديق به نبوّت حضرت ختمى مرتبت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بود، و ايشان از روى علم و عمد امتناع ورزيدند و همچنين ساير احكام تورات، و آيه شريفه بعد نيز دالّ است بر آن.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ إِذْ أَخَذْنا مِيثاقَكُمْ وَ رَفَعْنا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّةٍ وَ اذْكُرُوا ما فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ (63)

ترجمه‌

و هنگاميكه گرفتيم پيمان شما را و بلند كرديم بر زبر شما طور را بگيريد آنچه داديم شما را بقوت و ياد كنيد آنچه در آنست باشد كه شما پرهيزكار شويد..

تفسير

و ياد بياوريد وقتى را كه گرفتيم از شما عهدهائى را كه عمل كنيد بآنچه در توريه است و اقرار كنيد بآنچه در فرقان است كه با كتاب بموسى (ع) داده بوديم از نبوت محمد (ص) و وصايت على و اولاد اطهار آندو و آنكه بسپاريد فرقان را به جانشينان خودتان هر قرنى بعد از قرنى پس ابا كرديد شما از قبول آن و بزرگ شمرديد اين امر را و ما امر نموديم جبرئيل را كه بكند از كوه فلسطين قطعه را بقدر لشكرگاه پيشينيان شما كه يك فرسخ در يك فرسخ بود پس جدا نمود آنقطعه را و آورد بالاى سر شما نگهداشت و حضرت موسى بشما فرمود يا بگيريد و قبول كنيد آنچه مأمور شديد كه در فرقان است يا مى‌اندازم اين كوه را بر سر شما پس ملجأ شديد و باكراه قبول كرديد مگر آنانكه خداوند از عناد حفظشان فرموده بود كه بطوع و رغبت قبول كردند و پس از قبول سجده نمودند و روى خود را بخاك ماليدند و بسيارى از شما در وقت ماليدن روى بخاك نگاه ميكرديد كه كوه بسرتان مى‌افتد يا نه كه معلوم بود سجده شما براى تعظيم و خضوع در مقابل خداوند نيست و ياد كنيد آنچه در فرقان است از ثواب فراوان بر قيام شما با نعهد و عقاب شديد پدرهاى شما بر مخالفت آن و مراد بقوت قوت قلوب و قوت ابدان است چنانچه در محاسن و عياشى از حضرت صادق (ع) هم نقل شده است تا شامل عقائد و اعمال خارجى شود و در مجمع از حضرت‌


جلد 1 صفحه 98

صادق (ع) نقل شده كه ياد بياوريد آنچه را در ترك تورية است از عقوبت و نتيجه تذكر پرهيزكارى و ثواب است و بنظر حقير ما آتيناكم اعم از تورية و فرقان است و آنچه در او است اعم از احكام و معارف و ثواب و عقاب است و در روايات بيان مصداق شده است و اللّه اعلم.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ إِذ أَخَذنا مِيثاقَكُم‌ وَ رَفَعنا فَوقَكُم‌ُ الطُّورَ خُذُوا ما آتَيناكُم‌ بِقُوَّةٍ وَ اذكُرُوا ما فِيه‌ِ لَعَلَّكُم‌ تَتَّقُون‌َ (63)

(و ياد كنيد زماني‌ ‌را‌ ‌که‌ ‌از‌ ‌شما‌ پيمان‌ گرفتيم‌ و كوه‌ طور ‌را‌ بالاي‌ سر ‌شما‌ قرار داديم‌ و آنچه‌ بشما داديم‌ (‌يعني‌ تورات‌) ‌از‌ روي‌ قوّت‌ بگيريد و آنچه‌ ‌در‌ آنست‌ متذكر باشيد (بدستورات‌ ‌آن‌ عمل‌ كنيد) بلكه‌ پرهيز كار و متقي‌ شويد) وَ إِذ أَخَذنا مِيثاقَكُم‌ ظاهر اينست‌ ‌که‌ مراد ‌از‌ ميثاق‌ عهد و پيماني‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌از‌ جانب‌ ‌خدا‌ ‌از‌ ‌آنها‌ گرفته‌ شد ‌که‌ شرك‌ باو نياورند و بانبياء ‌او‌ و روز بازپسين‌ ايمان‌ بياورند و بوظائف‌ ‌خود‌ عمل‌ كنند چنانچه‌ بيان‌ ‌آن‌ ‌در‌ ذيل‌ ‌آيه‌ شريفه‌ وَ إِذ أَخَذنا مِيثاق‌َ بَنِي‌ إِسرائِيل‌َ الاية«3» بيايد انشاء اللّه‌ ‌تعالي‌.

وَ رَفَعنا فَوقَكُم‌ُ الطُّورَ نظير ‌اينکه‌ قسمت‌ ‌آيه‌ ‌در‌ سوره‌ اعراف‌ ‌است‌:

وَ إِذ نَتَقنَا الجَبَل‌َ فَوقَهُم‌ كَأَنَّه‌ُ ظُلَّةٌ وَ ظَنُّوا أَنَّه‌ُ واقِع‌ٌ بِهِم‌ خُذُوا ما آتَيناكُم‌ بِقُوَّةٍ وَ اذكُرُوا ما فِيه‌ِ لَعَلَّكُم‌ تَتَّقُون‌َ«4» و نتق‌ بمعني‌ ‌از‌ جا كندن‌ ‌است‌ و بقرينه‌ فوقهم‌ و كانّه‌ ظلّة، همان‌ معني‌ رفع‌ و بالاي‌ سر ‌آنها‌ قرار دادن‌ ‌از‌ ‌آن‌ استفاده‌ ميشود


1‌-‌ مجلد اول‌ ص‌ 466

2‌-‌ مجلد دوم‌ ص‌ 3‌-‌ 6

[.....]

3‌-‌ ‌سورة‌ البقرة ‌آيه‌ 82 و 83

4‌-‌ ‌آيه‌ 170

جلد 2 - صفحه 50

و الف‌ و لام‌ الجبل‌ ‌براي‌ عهد ‌است‌ و مراد همان‌ كوه‌ طور ‌است‌ ‌که‌ ‌در‌ ‌اينکه‌ ‌آيه‌ ذكر ‌شده‌ و محل‌ مناجات‌ حضرت‌ موسي‌ بوده‌، و ‌اينکه‌ يكي‌ ‌از‌ معجزات‌ باهره‌ حضرت‌ موسي‌ ‌است‌ و ‌اينکه‌ ‌براي‌ ارهاب‌ و تهديد بني‌ اسرائيل‌ بوده‌ ‌که‌ بدستورات‌ تورات‌ عمل‌ كنند، و توهم‌ اينكه‌ اينگونه‌ معجزات‌ موجب‌ الجاء و اضطرار ميشود و ‌با‌ اصل‌ تكليف‌ منافات‌ دارد باطل‌ ‌است‌، زيرا ‌آيه‌ دلالت‌ ‌بر‌ بيش‌ ‌از‌ ترسانيدن‌ بني‌ اسرائيل‌ ‌از‌ مخالفت‌ نميكند و ‌اگر‌ ‌اينکه‌ معجزه‌ موجب‌ اجبار ‌باشد‌ اكثر معجزات‌ موسي‌ بايد موجب‌ اكراه‌ ‌باشد‌ و حال‌ آنكه‌ بني‌ اسرائيل‌ ‌بعد‌ ‌از‌ ديدن‌ همه‌ ‌اينکه‌ آيات‌ و معجزات‌ باز مخالفت‌ مينمودند چنانچه‌ ‌بعد‌ ‌از‌ همين‌ ‌آيه‌ ميفرمايد ثُم‌َّ تَوَلَّيتُم‌ مِن‌ بَعدِ ذلِك‌َ و ‌اگر‌ بحدّ اجبار و اكراه‌ ميرسيد ديگر مخالفت‌ معني‌ نداشت‌.

و مراد ‌از‌ ما آتَيناكُم‌ ظاهرا تورات‌ ‌است‌ بقرينه‌ وَ اذكُرُوا ما فِيه‌ِ و مراد ‌از‌ بِقُوَّةٍ ‌ يا ‌ قوّت‌ ايمان‌ ‌است‌ و ‌ يا ‌ اعم‌ ‌از‌ قوّة قلوب‌ و ابدان‌ ‌است‌ چنانچه‌ ‌از‌ تفسير عياشي‌ و ‌از‌ محاسن‌ روايت‌ ‌شده‌ ‌که‌ ‌از‌ حضرت‌ صادق‌ ‌عليه‌ السّلام‌ ‌از‌ ‌اينکه‌ ‌آيه‌ سؤال‌ شد ‌که‌ ‌اينکه‌ قوّت‌ ‌در‌ ابدان‌ ‌ يا ‌ قوّت‌ ‌در‌ قلوب‌ ‌است‌! فرمودند:

1» فيهما جميعا«

و مراد ‌از‌ وَ اذكُرُوا ما فِيه‌ِ شايد عمل‌ بدستورات‌ ‌از‌ فعل‌ واجبات‌ و ترك‌ محرمات‌ ‌باشد‌ چه‌ آنكه‌ مجرد اخذ تورات‌ محقق‌ تقوي‌ نخواهد شد و ‌در‌ مجمع‌ ‌از‌ حضرت‌ صادق‌ ‌عليه‌ السّلام‌ روايت‌ ‌شده‌

و اذكروا ‌ما ‌في‌ تركه‌ ‌من‌ العقوبة

و معني‌ لعلكم‌ تتقون‌ ‌در‌ آيات‌ قبل‌ بيان‌ شد.


1‌-‌ الصافي‌ صفحه‌ 98‌-‌ 99

51

برگزیده تفسیر نمونه


(آیه 63)- آیات خدا را با قوت بگیرید! در این آیه مسأله پیمان گرفتن از بنی اسرائیل، برای عمل به محتویات تورات و سپس تخلّف آنها از این پیمان اشاره

ج1، ص85

شده است، نخست می‌گوید: «به خاطر بیاورید زمانی را که از شما پیمان گرفتیم» (وَ إِذْ أَخَذْنا مِیثاقَکُمْ).

«و طور را بالای سر شما قرار دادیم» (وَ رَفَعْنا فَوْقَکُمُ الطُّورَ).

«و گفتیم آنچه را از آیات الهی به شما داده‌ایم با قدرت و قوت بگیرید» (خُذُوا ما آتَیْناکُمْ بِقُوَّةٍ).

«و آنچه را در آن است دقیقا به خاطر داشته باشید (و به آن عمل کنید) تا پرهیزکار شوید» (وَ اذْکُرُوا ما فِیهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ).

نکات آیه

۱ - خداوند، براى فراگیرى تورات و عمل به دستورات آن از بنى اسرائیل پیمان گرفت. (و إذ أخذنا میثقکم ... خذوا ما ءاتینکم) «میثاق» به معناى پیمان مؤکد است و جمله «خذوا ...» بیانگر مورد پیمان مى باشد. گرفتن کتابهاى آسمانى (خذوا ما آتیناکم) به این معناست که: پذیرفته شوند و به احکام آنها عمل گردد.

۲ - خداوند، کوه طور را بر فراز سر بنى اسرائیل قرار داد. (و رفعنا فوقکم الطور) «الطور» نام کوهى است (مفردات راغب). الطور - چنانچه از ابن عباس نقل شده - همان کوهى است که موسى (ع) بر آن مناجات مى کرد (مجمع البیان). قابل ذکر است که طور به مطلق کوه نیز گفته مى شود.

۳ - هدف از برافراشتن کوه طور بر سر بنى اسرائیل، پذیرش میثاق الهى بود. (و إذ أخذنا میثقکم و رفعنا فوقکم الطور)

۴ - تورات کتابى است از جانب خداوند و عطا شده به بنى اسرائیل (خذوا ما ءاتینکم) مراد از «ما»ى موصوله در «ما آتیناکم» تورات است.

۵ - بنى اسرائیل براى پذیرش تورات و عمل به فرمانهاى آن، لجاجت کرده و سرسختى نشان مى دادند. (رفعنا فوقکم الطور خذوا ما ءاتینکم) از اینکه خداوند با تهدید و ارعاب از بنى اسرائیل خواست تا تورات را بپذیرند و بر آن پیمان بسپارند، برداشت فوق استفاده مى شود.

۶ - پذیرش تورات با جدیت تمام و استوارسازى رفتار و اندیشه ها بر اساس آن، فرمان خداوند به بنى اسرائیل (خذوا ما ءاتینکم بقوّة)

۷ - خداوند، بنى اسرائیل را به فراگیرى احکام و معارف تورات و همواره به یادداشتن آن فراخواند. (و اذکروا ما فیه) «ذکر» به دانشى گفته مى شود که انسان آن را به خاطر داشته و فراموش نکرده باشد. بنابراین «اذکروا ما فیه»; یعنى، محتواى تورات را فرا گیرید و آن را همواره به خاطر داشته باشید.

۸ - تحصیل تقوا و دورى از اعمال ناروا، هدف از فراخوانى بنى اسرائیل به پذیرش تورات (خذوا ما ءاتینکم بقوة و اذکروا ما فیه لعلکم تتقون)

۹ - قرار گرفتن کوه طور بر بالاى سر بنى اسرائیل معجزه و رخدادى شایسته به یادداشتن (و إذ أخذنا میثقکم و رفعنا فوقکم الطور) «إذ» مفعول براى فعل «اذکروا» در آیه ۴۷ است.

۱۰ - نیل انسانها به تقوا و پرهیزشان از عقاید ناصواب و اعمال ناروا، از اهداف نزول کتابهاى آسمانى است. (خذوا ما ءاتینکم بقوة و اذکروا ما فیه لعلکم تتقون)

۱۱ - ضرورت زنده نگه داشتن محتوا و معارف کتابهاى آسمانى (خذوا ما ءاتینکم بقوة و اذکروا ما فیه)

۱۲ - صلابت و جدیت انسان در دیندارى، شرط اساسى براى رسیدن به مرحله تقواپیشگى است. (خذوا ما ءاتینکم بقوة ... لعلکم تتقون) برداشت فوق از قید «بقوة» استفاده شده است.

۱۳ - فراگیرى کتاب آسمانى و تنظیم عقاید و اعمال بر محور آن، وظیفه اى ضرورى بر عهده اهل ایمان (خذوا ما ءاتینکم بقوة و اذکروا ما فیه)

۱۴ - تبیین اهداف قوانین و احکام الهى، روشى نیکو در تبلیغ دین (خذوا ما ءاتینکم بقوة و اذکروا ما فیه لعلکم تتقون) خداوند، پس از فرمان به فراگیرى تورات و عمل کردن به محتواى آن، هدف از آن فرمان را - که رسیدن به تقواست - بیان کرد و این درسى است براى همه مبلغان دین که هدف از قوانین و احکام الهى را تشریح کنند.

روایات و احادیث

۱۵ - «اسحاق بن عمار و یونس قالا: سألنا اباعبداللّه (ع) عن قول اللّه تعالى «خذوا ما اتیناکم بقوة» أقوة فى الأبدان أوقوة فى القلب؟ قال فیهما جمیعاً;] اسحاق بن عمار و یونس از امام صادق(ع) درباره آیه «خذوا ما اتیناکم بقوة» سؤال کردند که: آیا مراد از «قوت» نیروى بدنى است یا قلبى؟ امام(ع فرمودند: هر دو است».

۱۶ - عبیداللّه حلبى مى گوید: «قال «أذکروا ما فیه» و اذکروا ما فى ترکه من العقوبة;] ایشان (امام صادق(ع)) درباره «أذکروا ما فیه» فرمودند: یاد بیاورید عقوبتى را که در ترک آن [تورات] هست».

موضوعات مرتبط

  • احکام: تبیین فلسفه احکام ۱۴
  • بنى اسرائیل: اعطاى تورات به بنى اسرائیل ۴; بنى اسرائیل و تورات ۱، ۵، ۶، ۷; تاریخ بنى اسرائیل ۲، ۵، ۶، ۹; عهد خدا با بنى اسرائیل ۱، ۳; کتب آسمانى بنى اسرائیل ۴; لجاجت بنى اسرائیل ۵; مسؤولیت بنى اسرائیل ۶، ۷
  • تبلیغ: روش تبلیغ ۱۴
  • تقوا: اهمیّت تقوا ۸; شرایط تقوا ۱۲; عوامل تقوا ۱۰
  • تورات: اهمیّت تعلیم تورات ۱، ۷; اهمیّت عمل به تورات ۱; تورات از کتب آسمانى ۴; کیفر اعراض از تورات ۱۶; نقش تورات ۶، ۸
  • خدا: اوامر خدا ۶، ۷; عطایاى خدا ۴; عهد خدا ۱; قبول عهد خدا ۳
  • دین: فلسفه دین ۶، ۸، ۱۰، ۱۳
  • دیندارى: ثبات قدم در دیندارى ۱۲
  • ذکر: ذکر تاریخ ۹; ذکر تورات ۷، ۱۶; ذکر معجزه ۹
  • رفتار: پایه هاى رفتار ۶; ملاکهاى صحیح رفتار ۶، ۸، ۱۰، ۱۳
  • عقیده: اجتناب از عقیده باطل ۱۰
  • عمل: اجتناب از عمل ناپسند ۸، ۱۰
  • فکر: ملاکهاى تصحیح فکر ۶، ۱۰، ۱۳
  • قدرت: قدرت بدنى ۱۵; قلبى ۱۵
  • کتب آسمانى: اهمیّت احیاى کتب آسمانى ۱۱; پاسدارى از کتب آسمانى ۱۱;تعلیم کتب آسمانى ۱۳; فلسفه نزول کتب آسمانى ۱۰; نقش کتب آسمانى ۱۰، ۱۳
  • کوه طور: بالا رفتن کوه طور ۲، ۳، ۹
  • مؤمنان: مسؤولیت مؤمنان ۱۳
  • معجزه: معجزه کوه طور ۹

منابع

  1. محاسن برقى، ج ۱، ص ۲۶۱، ح ۳۱۹; نورالثقلین، ج ۱، ص ۸۵، ح ۲۲۷.
  2. تفسیر عیاشى، ج ۱، ص ۴۵، ح ۵۳; مجمع البیان، ج ۱، ص ۱۶۲.