البقرة ٤٤

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

آیا مردم را به نیکی (و ایمان به پیامبری که صفات او آشکارا در تورات آمده) دعوت می‌کنید، اما خودتان را فراموش می‌نمایید؛ با اینکه شما کتاب (آسمانی) را می‌خوانید! آیا نمی‌اندیشید؟!

آيا مردم را به خير و نيكى فرمان مى‌دهيد و خود را فراموش مى‌كنيد با اين كه شما كتاب آسمانى را تلاوت مى‌كنيد؟ پس چرا نمى‌انديشيد

آيا مردم را به نيكى فرمان مى‌دهيد و خود را فراموش مى‌كنيد، با اينكه شما كتاب [خدا] را مى‌خوانيد؟ آيا [هيچ‌] نمى‌انديشيد؟

چگونه شما مردم را به نیکوکاری دستور می‌دهید و خود را فراموش می‌کنید و حال آنکه کتاب خدا را می‌خوانید، چرا اندیشه نمی‌کنید؟

آیا مردم را به نیکی فرمان می دهید و خود را [در ارتباط با نیکی] فراموش می کنید؟ در حالی که کتاب [تورات را که با شدت به نیکی دعوتتان کرده] می خوانید. آیا [به وضع زیان بار و خطرناک خود] نمی اندیشید؟

آيا در حالى كه كتاب را مى‌خوانيد، مردم را به نيكى فرمان مى‌دهيد و خود را فراموش مى‌كنيد؟ آيا به عقل درنمى‌يابيد؟

آیا مردم را به نیکی فرمان می‌دهید و خودتان را فراموش می‌کنید؟ حال آنکه کتاب [تورات‌] می‌خوانید، مگر نمی‌اندیشید؟

آيا مردم را به نيكى فرمان مى‌دهيد و خود را از ياد مى‌بريد و حال آنكه كتاب- تورات- را مى‌خوانيد؟ آيا خرد را كار نمى‌بنديد؟

آیا مردم را به نیکوکاری فرمان می‌دهید (و از ایشان می‌خواهید که بیشتر به طاعت و نیکیها بپردازند و از گناهان دست بردارند) و خود را فراموش می‌کنید (و به آنچه به دیگران می‌گوئید، خودتان عمل نمی‌کنید؟) در حالی که شما کتاب می‌خوانید (و تورات را در اختیار دارید و در آن تهدید خدا را درباره‌ی آن که کردارش مخالف گفتار است، مطالعه می‌کنید؟). آیا نمی‌فهمید (و عقل ندارید تا شما را از این کردار زشت بازدارد؟).

آیا مردمان را به نیکی فرمان می‌دهید و خودتان را فراموش می‌کنید، حال آنکه شما کتاب (خدا) را می‌خوانید؟ پس آیا خردورزی نمی‌کنید؟

آیا مردم را به نیکی خوانید و خود را فراموش کنید حالی که می‌خوانید کتاب را آیا بخرد نمی‌یابید


البقرة ٤٣ آیه ٤٤ البقرة ٤٥
سوره : سوره البقرة
نزول : ٥ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٤
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«الْبِرِّ»: خیر و خوبی. هر آنچه در آن خوبی باشد (نگا: بقره / . «تَنسَوْنَ»: فراموش می‌کنید. «لا تَعْقِلوُنَ»: نمی‌فهمید (نگا: بقره / ، عنکبوت / ).

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

نزول

محل نزول:

این آیه در مدینه بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. ]

شأن نزول:]

از طريق كلبى از ابوصالح او از ابن عباس چنين روايت گرديده كه اين آيه درباره يهوديان اهل مدينه نازل شده كه بخويشان و اقرباى مسلمان خود كه مي‌رسيدند، مى گفتند: در دين خود ثابت و پابرجا باشيد و از آن دست برنداريد ولى خود در دين ثابت نبوده و مردم را به امورى تشويق مي‌نمودند كه خود بدان پاى بند نبوده اند]] اگر چه اين آيه درباره مورد بخصوص نازل شده باشد ولى عام بوده و از براى همه عموميت خواهد داشت. و نيز از قول امام على مرتضى عليه‌السلام نقل گرديده كه اين آيه درباره قضات و خطيبان نازل گرديده كه بر خدا و رسول و كتاب او دروغ مى بندند.]

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


«44» أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَ أَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتابَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ‌

آيا مردم را به نيكى دعوت كرده و خودتان را فراموش مى‌نماييد؟ با اينكه شما كتاب (آسمانى) را مى‌خوانيد، آيا هيچ فكر نمى‌كنيد؟

نکته ها

دانشمندان يهود، قبل از بعثت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله، مردم را به ايمان آوردن به آن حضرت دعوت مى‌كردند و بشارت ظهور حضرت را مى‌دادند، امّا هنگام ظهور، خودشان ايمان نياوردند و حتّى بعضى از آنان به بستگان خود كه اسلام آورده بودند، توصيه مى‌كردند كه مسلمان بمانند، ولى خودشان اسلام نمى‌آوردند. «1»

در روايات آمده است: دانشمندى كه ديگران را به بهشت دعوت كند، ولى خودش اهل جهنّم باشد، بزرگترين وسخت‌ترين حسرت‌ها را خواهد داشت. «2»

حقّ تلاوت، عمل است. امام صادق عليه السلام فرمود: «كونوا دعاة النّاس باعمالكم و لاتكونوا دعاةً بالسنتكم» «3» با اعمال خودتان مردم را دعوت كنيد، نه تنها با گفتار.

از حضرت على عليه السلام نقل شده است كه فرمود: سوگند كه من شما را به كارى دعوت نمى‌كنم، مگر آنكه خودم پيشگام باشم و از كارى نهى نمى‌كنم مگر آنكه خودم قبل از شما آن را ترك كرده باشم. «4»

همچنين آن حضرت فرمود: هر كس خود را امام ديگران قرار داد، ابتدا بايد به تعليم خود بپردازد. «5»

امام كاظم عليه السلام فرموده‌اند: «طوبى للعلماء بالفعل و ويل للعلماء بالقول» «6» درود بر عالمانى كه به گفته خود عمل مى‌كنند و واى بر عالمانى كه فقط حرف مى‌زنند.


«1». نمونه، ج 1، ص 214.

«2». بحار، ج 2، ص 37.

«3». نورالثقلين، ج 1، ص 57.

«4». نهج‌البلاغه، خطبه 175.

«5». نهج‌البلاغه، حكمت 73.

«6». بحار، ج 78، ص 299.

جلد 1 - صفحه 106

عالم بى‌عمل در قالب تمثيل‌

الف: در قرآن: عالم بى‌عمل، به الاغى تشبيه شده است كه بار كتاب حمل مى‌كند، ولى خود از آن بهره‌اى نمى‌برد. «1»

ب: در روايات:

  • رسول خدا صلى الله عليه و آله: عالم بى‌عمل، مثل چراغى است كه خودش مى‌سوزد، ولى نورش به مردم مى‌رسد. «2»
  • رسول خدا صلى الله عليه و آله: عالم بى‌عمل، چون تيرانداز بدون كمان است. «3»
  • عيسى عليه السلام: عالم بى‌عمل، مثل چراغى است بر پشت‌بام كه اتاق‌ها تاريك‌اند. «4»
  • على عليه السلام: عالم بى‌عمل، چون درخت بى‌ثمر وگنجى است كه انفاق نشود. «5»
  • امام صادق عليه السلام: موعظه‌ى عالم بى‌عمل، چون باران بر روى سنگ است كه در دلها نفوذ نمى‌كند. «6»

ج: عالم بى‌عمل، در كلام انديشمندان:

گرسنه‌اى است روى گنج خوابيده.

تشنه‌اى است بر كنار آب و دريا.

طبيبى است كه خود از درد مى‌نالد.

بيمارى است كه دائماً نسخه درمان را مى‌خواند، ولى عمل نمى‌كند.

منافقى است كه سخن و عملش يكى نيست.

پيكرى است بى‌روح.

پیام ها

1- آمران به معروف، بايد خود عامل به معروف باشند. «تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ»


«1». جمعه، 5.

«2». كنزالعمّال، ح 29109.

«3». بحار، ج 10، ص 100.

«4». بحار، ج 14، ص 309.

«5». غررالحكم.

«6». بحار، ج 2، ص 39.

جلد 1 - صفحه 107

2- اگر مقدّمات فراموشى را خودمان فراهم كرده باشيم، معذور نيستيم. عذر فراموشكارى پذيرفته است كه بى‌تقصير باشد. «تَنْسَوْنَ، تَتْلُونَ»

3- تلاوت كتاب آسمانى كافى نيست، تعقّل لازم است. «تَتْلُونَ الْكِتابَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ»

4- خود فراموشى، نشانه‌ى بى‌خردى است. «أَ فَلا تَعْقِلُونَ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَ أَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتابَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ (44)

بعد از آن بر سبيل توبيخ به علماى غير عامل خطاب فرمايد كه:

أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ: آيا امر مى‌كنيد مردمان را به نيكوئى، وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ‌: و حال آنكه فراموش كنيد نفسهاى خود را، يعنى ترك مى‌كنيد نيكوئى به نفسهاى خود را مانند كسى كه نفس خود را فراموش كرده باشد.

وَ أَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتابَ‌: و حال آنكه تلاوت مى‌كنيد كتاب آسمانى تورات را كه متضمن است وصف پيغمبر و امر به متابعت آن حضرت و وعيد به مخالفت قول با عمل را. أَ فَلا تَعْقِلُونَ‌: آيا پس چرا تعقل نمى‌كنيد در قبح گفتار بدون عمل و وخيم بودن عاقبت آن، زيرا عقل براى درك حسن و قبح افعال مى‌باشد، در صورتى كه عقل كارفرما و تعقل كه لازمه آن است ظهور يابد. و آيه شريفه توبيخ عظيمى است نسبت به اين جماعت كه با دارا بودن عقل تعقل ننمايند.

تبصره: توهّم نشود كه مفاد آيه شريفه منع نمايد امر به معروف و نهى از منكر را، بلكه در مقام تذكر و نصيحت مشفقانه باشد از جانب خدا نسبت به بندگان كه آنچه امر و نهى نمايند ديگران را، البته خود هم اقدام نمايند به عمل، نه آنكه فقط آمر و ناهى باشند. و نيز مذمتى باشد براى اشخاصى كه‌


«1» مستدرك الوسايل، جلد اوّل، صفحه 488 باب دوّم حديث دوّم.

تفسير اثنا عشرى، ج‌1، ص: 135

قول دارند بدون عمل. و آيه شريفه گرچه در شأن احبار يهود نازل شده لكن شامل باشد عموم مؤمنين را تا قيامت كه در گفتار خود به عمل كوشند، بلكه مردم را دعوت به حق و اسلام نمايند، به عمل كردن قوانين مقدسه آن و لذا حضرت صادق عليه السّلام فرمايد:

كونوا دعاة النّاس باعمالكم و لا تكونوا دعاة بالسنتكم‌ «1». يعنى باشيد دعوت كننده مردم به اعمال خودتان، نه به زبان خود فقط.

و نيز در احاديث معراجيه است: قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم:

مررت ليلة اسرى بي على اناس تقرض شفاهم بمقاريض من نار فقلت من هؤلاء يا جبرئيل قال هم خطباء من اهل الدّنيا ممّن كانوا يأمرون النّاس بالبرّ و ينسون انفسهم‌ «2». فرمود حضرت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم: مرور كردم شب معراج بر مردمى كه مى‌چيدند لبهاى آنها را به مقراضهاى آتشين.

گفتم: كيستند اى جبرئيل؟ گفت: ايشان خطباء اهل دنيا هستند كه امر مى‌كردند مردمان را به نيكوئى و حال آنكه فراموش مى‌نمودند نفسهاى خودشان را.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَ أَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتابَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ (44)

ترجمه‌

آيا امر ميكنيد مردم را بخوبى و فراموش ميكنيد خودتان را با آن كه شما ميخوانيد كتاب را آيا تعقل نمى‌كنيد..

تفسير

در شأن علماء يهود و رؤساء منافق آنها نازل شده است كه اموال فقرا را جمع و ضبط مينمايند و طعمه براى اغنيا تهيه ميكنند و امر بخيرات مينمايند با آنكه خودشان تار كند و نهى از شرور ميكنند در صورتى كه خودشان مرتكبند با آنكه تورية را ميخوانند كه در آن امر بخيرات و نهى از منكرات شده است و تعقل نميكنند كه در امر بچيزيكه خودشان عمل بآن نميكنند و در نهى از چيزيكه خودشان مرتكب ميشوند عقاب است براى آنان و بنظر حقير تعقل نميكنند قبح اين عمل را كه انسان واعظ غير متعظ باشد و قمى فرموده كه نازل شده است در شأن خطبا و سخن‌وران چنانچه امير المؤمنين (ع) فرموده كه بر هر منبرى از ايشان خطيب سخن ورى است كه با صوت رسا دروغ بر خدا و رسول و قرآن ميبندد فيض ره فرموده اين آيه شامل است هر كس را كه توصيف امر خيرى را بنمايد و خود عمل نكند و در مصباح الشريعه نقل فرموده از حضرت صادق (ع) كه كسيكه فارغ نشده باشد از اصلاح باطن خود و خلاص نگشته باشد از آفات نفس و شهوات خويش و فرار نداده باشد شيطان را و داخل نشده باشد در كنف امان و حفظ خداوند صلاحيت ندارد از براى امر به معروف و نهى از منكر زيرا وقتى كه موصوف باين صفات نباشد هرچه را اظهار ميكند حجت بر او ميشود و مردم هم بگفته او منتفع نميشوند خداوند فرموده آيا امر ميكنيد مردم را بخوبى و فراموش ميكنيد خودتان را و باو ميفرمايد اى خائن آيا مطالبه ميكنى از خلق من چيزيرا كه بسبب آن با نفس خود خيانت كردى و عنانش را از دست دادى بنظر حقير اين آيه و روايات راجع بكسانى است كه شغلشان امر به معروف و نهى از منكر است و بايد مبلغ احكام اسلام باشند و تكليف و شرائط آنها غير از عامه مردم است كه بايد


جلد 1 صفحه 74

امر به معروف و نهى از منكر بنمايند خواه عامل و تارك باشند خواه نباشند چنانچه در سوره آل عمران در ذيل آيه و لتكن منكم امة يدعون الى الخير انشاء اللّه تعالى بيان خواهد شد چه خوب گفته است‌

دامن آلوده اگر خود همه حكمت گويد

از سخن گفتن زيباش كسان به نشوند

و آنكه پاكيزه دل است ار بنشيند خاموش‌

همه از سيرت صافيش نصيحت شنوند

كلام وقتى از قلب خارج شد داخل در قلب ميشود و چون از زبان بيرون آيد از گوش تجاوز نميكند خداوند بما توفيق عمل كرامت فرمايد.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


أَ تَأمُرُون‌َ النّاس‌َ بِالبِرِّ وَ تَنسَون‌َ أَنفُسَكُم‌ وَ أَنتُم‌ تَتلُون‌َ الكِتاب‌َ أَ فَلا تَعقِلُون‌َ (44)

(آيا مردم‌ ‌را‌ بخوبي‌ امر كنيد و ‌خود‌ ‌را‌ فراموش‌ مي‌نمائيد و حال‌ آنكه‌ كتاب‌ ‌را‌ ميخوانيد آيا تعقل‌ نميكنيد) (برّ) ‌در‌ لغت‌ بمعني‌ بسياري‌ اطلاق‌ ‌شده‌: ‌هر‌ كار نيكويي‌ ‌را‌ برّ گويند اسمي‌ ‌است‌ شامل‌ جمله‌ طاعات‌ ‌از‌ واجبات‌ و مندوبات‌ ميشود و بمعني‌ صدق‌ و صله‌ و احسان‌ و نيكويي‌ بوالدين‌ نيز استعمال‌ ميشود.

و ظاهر اينست‌ ‌که‌ اصل‌ ‌در‌ معني‌ برّ همان‌ نيكي‌ و مطلق‌ خير ‌است‌ و ساير معاني‌ متفرّع‌ ‌بر‌ همين‌ معني‌ ‌است‌ و ‌در‌ قرآن‌ نيز ‌بر‌ ‌هر‌ كار نيكي‌ اطلاق‌ ‌بر‌ (بكسر باء) ‌شده‌ و ‌بر‌ اشخاص‌ نيكوكار و فرشتگان‌ و آفريدگار اطلاق‌ برّ (بفتح‌ باء) و بارّ ‌شده‌ مانند:

جلد 2 - صفحه 17

لَيس‌َ البِرَّ أَن‌ تُوَلُّوا وُجُوهَكُم‌ قِبَل‌َ المَشرِق‌ِ وَ المَغرِب‌ِ وَ لكِن‌َّ البِرَّ مَن‌ آمَن‌َ بِاللّه‌ِ الاية«1» و مانند إِن‌َّ الأَبرارَ يَشرَبُون‌َ مِن‌ كَأس‌ٍ الاية«2» و مانند:

بِأَيدِي‌ سَفَرَةٍ كِرام‌ٍ بَرَرَةٍ«3» و مانند إِنَّه‌ُ هُوَ البَرُّ الرَّحِيم‌ُ«4» و تنسون‌ نسيان‌ بمعني‌ فراموشي‌ و قريب‌ المعني‌ ‌با‌ سهو ‌است‌ لكن‌ سهو بمعني‌ عدم‌ التفات‌ و توجه‌ و ‌در‌ مقابل‌ عمد ‌است‌ و نسيان‌ ‌در‌ مقابل‌ ذكر ‌است‌، و مراد ‌از‌ نسيان‌ نفس‌ اينست‌ ‌که‌ انسان‌ ‌خود‌ ‌را‌ جزو ديگران‌ قرار ندهد ‌يعني‌ همه‌ ‌را‌ موظف‌ بوظائف‌ ديني‌ و اخلاقي‌ و وجداني‌ بداند ولي‌ ‌خود‌ ‌را‌ ‌از‌ ‌آنها‌ معاف‌ دارد چنانچه‌ دأب‌ علماء يهود و بسياري‌ ‌از‌ علماء سوء ‌است‌ ‌که‌ مردم‌ ‌را‌ بكارهاي‌ خير و وظائف‌ ديني‌ امر ميكنند ولي‌ خودشان‌ بآنها عمل‌ نميكنند ‌با‌ اينكه‌ كتاب‌ ‌را‌ تلاوت‌ نموده‌ و ميدانند ‌که‌ احكام‌ ‌آن‌ كتاب‌ چه‌ تورات‌ و انجيل‌ و چه‌ قرآن‌ ‌باشد‌ عام‌ و شامل‌ همه‌ ‌است‌ و بعضي‌ ‌را‌ ‌از‌ انجام‌ وظيفه‌ استثناء ننموده‌ ‌است‌.

و مذمت‌ و نكوهش‌ ‌در‌ ‌آيه‌ شريفه‌ راجع‌ بقسمت‌ دوم‌ ‌است‌ ‌که‌ نسيان‌ نفس‌ ‌باشد‌ نه‌ راجع‌ بقسمت‌ اول‌ ‌که‌ امر ببرّ ‌است‌ و اينكه‌ بعضي‌ باين‌ ‌آيه‌ و امثال‌ ‌آن‌ استشهاد كرده‌اند ‌بر‌ اينكه‌ شرط امر بمعروف‌ و نهي‌ ‌از‌ منكر ‌اينکه‌ ‌است‌ ‌که‌ آمر بمعروف‌ و ناهي‌ ‌از‌ منكر ‌خود‌ عامل‌ معروف‌ و تارك‌ منكر ‌باشد‌ تمام‌ نيست‌ زيرا آيات‌ ‌در‌ مقام‌ مذمّت‌ عمل‌ نكردن‌ بمعروف‌ و منتهي‌ نشدن‌ ‌از‌ منكر ‌است‌ نه‌ اينكه‌ شرط قرار دادن‌ ‌باشد‌ باين‌ معني‌ ‌که‌ ‌هر‌ كس‌ معروفي‌ ‌را‌ بجا نياورد نبايد بآن‌ امر كند و ‌هر‌ كس‌ منكري‌ ‌را‌ مرتكب‌ شود نهي‌ ‌از‌ ‌آن‌ منكر ‌از‌ وي‌ ساقط شود بلكه‌ عمل‌ كردن‌ بمعروف‌ و ترك‌ منكر دو واجب‌ و امر بمعروف‌ و نهي‌ ‌از‌ منكر دو واجب‌ ديگر ‌است‌ و ‌هر‌ كدام‌ ‌در‌ محل‌ ‌خود‌ ثابت‌ ميباشد، چنانچه‌ ‌در‌


1‌-‌ سوره‌ البقرة ‌آيه‌ 177

2‌-‌ سوره‌ الدهر ‌آيه‌ 5

3‌-‌ سوره‌ عبس‌ ‌آيه‌ 14‌-‌ 15

4‌-‌ ‌سورة‌ الطور ‌آيه‌ 28 ابرار جمع‌ ‌بر‌ و بررة جمع‌ بار ‌است‌.

جلد 2 - صفحه 18

ذيل‌ ‌آيه‌ شريفه‌ وَ إِذا قِيل‌َ لَهُم‌ لا تُفسِدُوا فِي‌ الأَرض‌ِ ‌در‌ ضمن‌ شرايط امر بمعروف‌ و نهي‌ ‌از‌ منكر متذكر شديم‌«1».

بلي‌ ‌از‌ ‌اينکه‌ لحاظ ‌که‌ عقوبت‌ عالم‌ ‌از‌ جاهل‌ سخت‌تر ‌است‌ چنانچه‌ ‌از‌ كلمه‌ وَ أَنتُم‌ تَتلُون‌َ الكِتاب‌َ استفاده‌ ميشود و مفاد اخبار بسيار ‌است‌ چنانچه‌ روايت‌ ‌شده‌ ‌که‌ «

‌ان‌ اهل‌ النار يتأذّون‌ ‌من‌ ريح‌ العالم‌ التارك‌ لعلمه‌

» (اهل‌ آتش‌ ‌از‌ بوي‌ عالم‌ بيعمل‌ آزار ميشوند)«2» و نيز روايت‌ ‌شده‌ ‌که‌ «

ان‌ّ اشدّ اهل‌ النار ندامة و حسرة رجل‌ دعي‌ عبدا ‌الي‌ اللّه‌ فاستجاب‌ و قبل‌ ‌منه‌ فاطاع‌ اللّه‌ و ادخله‌ الجنة و ادخل‌ الداعي‌ النار بتركه‌ علمه‌ الحديث‌

» سخت‌ ترين‌ اهل‌ آتش‌ ‌از‌ جهت‌ شكنجه‌ عالم‌ بيعمل‌ ‌است‌«3» البته‌ كسي‌ ‌که‌ امر بمعروف‌ و نهي‌ ‌از‌ منكر كند و ‌خود‌ تارك‌ معروف‌ و عامل‌ منكر ‌باشد‌ نكوهش‌ ‌از‌ ‌او‌ بيشتر و عقوبت‌ ‌او‌ سخت‌تر خواهد ‌بود‌.

أَ فَلا تَعقِلُون‌َ عقل‌ ‌يعني‌ درك‌ حسن‌ و قبح‌ و احكام‌ عقلي‌ ‌يعني‌ محسنات‌ و مقبّحات‌ عقلي‌ اموريست‌ ‌که‌ ‌هر‌ عقلي‌ ادراك‌ حسن‌ ‌ يا ‌ قبح‌ ‌آنها‌ ‌را‌ مينمايد مانند خوبي‌ احسان‌ و بدي‌ ظلم‌ و مورد آية ممكن‌ ‌است‌ ‌از‌ ‌اينکه‌ قبيل‌ ‌باشد‌ ‌يعني‌ اينكه‌ مردم‌ ‌را‌ بخوبي‌ امر كنيد و ‌خود‌ ترك‌ كنيد خلاف‌ حكم‌ عقل‌ و درك‌ عقلاني‌ ‌است‌ لذا بنحو تعجّب‌ ميفرمايد: أَ فَلا تَعقِلُون‌َ و ‌براي‌ عقل‌ اطلاقاتي‌ ‌است‌: گاهي‌ مقابل‌ جهل‌ ‌است‌ چنانچه‌ ‌در‌ كافي‌ ‌در‌ حديث‌ جنود عقل‌ و جهل‌ ذكر ‌شده‌.

و گاهي‌ مقابل‌ حمق‌ (نفهمي‌) ‌است‌ چنانچه‌ ‌در‌ ‌آيه‌ باين‌ معني‌ استعمال‌ ‌شده‌، و گاهي‌ مقابل‌ جنون‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌در‌ اينصورت‌ ‌از‌ شرايط عامه‌ تكليف‌ مي‌باشد و گاهي‌ بمعني‌ جوهر مجرّد ‌است‌ ذاتا و فعلا، ‌که‌ يكي‌ ‌از‌ جواهر پنجگانه‌ ‌باشد‌ مقابل‌ اعراض‌ نه‌گانه‌، و ‌در‌ لسان‌ بعضي‌ بمثل‌ افلاطونيه‌ ‌که‌ صور بدون‌ ماده‌ باشند نيز اطلاق‌ ‌شده‌ ‌است‌.


1‌-‌ مجلد اول‌ ص‌ 373

2‌-‌ جامع‌ السعادات‌ ص‌ 62

3‌-‌ جامع‌ السعادات‌ ص‌ 62

19

برگزیده تفسیر نمونه


(آیه 44)- به دیگران توصیه می‌کنید اما خودتان چرا؟! علماء و دانشمندان یهود قبل از بعثت محمد صلّی اللّه علیه و اله مردم را به ایمان به وی دعوت می‌کردند و بعضی از علمای یهود به بستگان خود که اسلام آورده بودند توصیه می‌کردند به ایمان خویش باقی و ثابت بمانند ولی خودشان ایمان نمی‌آوردند، لذا قرآن آنها را بر این کار مذمت کرده می‌گوید: «آیا مردم را به نیکی دعوت می‌کنید ولی خودتان را فراموش می‌نمایید» (أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَکُمْ). «با این که کتاب آسمانی را می‌خوانید آیا هیچ فکر نمی‌کنید» (وَ أَنْتُمْ تَتْلُونَ الْکِتابَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ).

علمای یهود از این می‌ترسیدند که اگر به رسالت پیامبر اسلام صلّی اللّه علیه و اله اعتراف کنند کاخ ریاستشان فرو ریزد و عوام یهود به آنها اعتنا نکنند. لذا صفات پیامبر اسلام صلّی اللّه علیه و اله را که در تورات آمده بود دگرگون جلوه دادند.

اصولا یک برنامه اساسی مخصوصا برای علماء و مبلبیت غین و داعیان راه حق این است که بیش از سخن، مردم را با عمل خود تبلیغ کنند همان گونه که در حدیث معروف از امام صادق علیه السّلام می‌خوانیم: «مردم را با عمل خود به نیکیها دعوت کنید نه با زبان خود».

ج1، ص70

نکات آیه

۱ - عالمان بنى اسرائیل، مردمان رابه کارهاى نیک دعوت مى کردند. (أتأمرون الناس بالبر) چون مخاطبان «أتأمرون» باید غیر از «الناس» باشند، مى توان گفت: مراد از مخاطبان - به قرینه «و أنتم تتلون الکتاب» - عالمان دینى و مقصود از «الناس» توده هاى مردم است.

۲ - عالمان بنى اسرائیل، خود به آنچه مردمان رابه آن فرا مى خواندند، عمل نمى کردند. (أتأمرون الناس بالبر و تنسون أنفسکم)

۳ - عالمان بنى اسرائیل، مورد نکوهش و سرزنش خداوند به خاطر عمل نکردن به محتواى دعوتهاى خویش (أتأمرون الناس بالبر و تنسون أنفسکم) استفهام در «أتأمرون ...» استفهام انکار توبیخى است.

۴ - عالمان به کتابهاى آسمانى و تلاوت کنندگان آن، داراى مسؤولیت بیشتر در عمل کردن به کردارهاى نیک (دستورات کتابهاى آسمانى) (و تنسون أنفسکم و أنتم تتلون الکتب) روشن است که هر کس دیگران را به نیکیها فرمان دهد و خود بدانها عمل نکند، سزاوار سرزنش است; چه از عالمان باشد یا از غیر آنان، بنابراین جمله حالیه «و أنتم تتلون الکتاب» تأکیدى است در مورد عالمان کتابهاى آسمانى و تلاوت کنندگان آن.

۵ - آمران به معروف و مبلغان دین، باید خود به محتواى دعوتشان عمل کنند. (أتأمرون الناس بالبر و تنسون أنفسکم)

۶ - کتابهاى آسمانى بنى اسرائیل، توبیخ کننده مبلغان و ارشادگران بى عمل (أتأمرون الناس ... و أنتم تتلون الکتب) چون جمله حالیه «و أنتم تتلون الکتاب» (در حالى که شما کتاب [تورات یا انجیل]را تلاوت مى کنید) به عنوان دلیل نکوهش و مذمت ارشاد کنندگان بى عمل مطرح شده، معلوم مى شود: در کتابهاى آسمانى بنى اسرائیل بر ناروایى چنین کردارى تأکید شده است.

۷ - کسانى که دیگران را به کارهاى نیک دعوت کرده و خود به آن عمل نمى کنند،سزاوار توبیخ و سرزنش هستند. (أتأمرون الناس بالبر و تنسون أنفسکم)

۸ - پذیرش اسلام و ایمان به قرآن، از فرمانهاى تورات و انجیل به پیروان خویش (أتأمرون الناس بالبر و تنسون أنفسکم و أنتم تتلون الکتب) جمله «و تُنسون أنفسکم» را مى توان به قرینه آیات پیشین - که سخن از دعوت به ایمان بود - در ارتباط با ایمان به قرآن دانست. بر این اساس آیه اشاره به این معنا دارد که: شما عالمان اهل کتاب مردم را به نیکیها دعوت مى کنید; ولى وظیفه خویش را که ایمان به قرآن است، فراموش مى کنید; سپس با جمله «و أنتم تتلون الکتب» بیان مى دارد که: آنان از این وظیفه مطلع بودند; یعنى، در کتابهاى آسمانى، این حقیقت وجود داشت.

۹ - عالمانى که مردم را به نیکیها فرا مى خوانند و خود به آنها عمل نمى کنند، مردمى فاقد فهم و درک هستند. (أتأمرون الناس بالبر ... أفلا تعقلون)

۱۰ - باور به معارف الهى و حقایق دینى، نشانه فهم و درک صحیح است. (أفلا تعقلون)

روایات و احادیث

۱۱ - امام صادق (ع) فرموده اند: «من لم ینسلخ عن هواجسه و لم یتخلص من آفات نفسه و شهواتها و لم یدخل فى کنف اللّه و أمان عصمته لایصلح له الأمر بالمعروف و النهى عن المنکر ... قال تعالى «أتأمرون الناس بالبر و تنسون أنفسکم» ...;] کسى که از خاطرات نفسانى جدا نشود و از آفتهاى نفس و شهوتهاى آن خلاص نگردد و در کنف رحمت، امان و حفظ خدا داخل نشود، سزاوار نیست امر به معروف و نهى از منکر کند ... خداى تعالى فرموده است: آیا شما مردم را به خ--وبى امر مى کنید و خود را فرموش مى کنید؟ ... ».

موضوعات مرتبط

  • آمران به معروف: مسؤولیت آمران به معروف ۵، ۷
  • ادراک: فاقدان ادراک ۹; نشانه هاى ادراک صحیح ۱۰
  • امر به معروف: شرایط امر به معروف ۱۱
  • انجیل: انجیل و قرآن ۸; تعالیم انجیل ۸
  • ایمان: آثار ایمان به دین ۱۰; ایمان به اسلام ۸; ایمان به قرآن ۸; متعلق ایمان ۸
  • بنى اسرائیل: تبلیغ علماى بنى اسرائیل ۱، ۲، ۳; سرزنش علماى بنى اسرائیل ۳; عمل علماى بنى اسرائیل ۲، ۳; کتب آسمانى بنى اسرائیل ۶
  • تورات: تعالیم تورات ۸; تورات و قرآن ۸
  • علما: سرزنش علماى بى عمل ۷; علماى بى عمل ۲، ۳، ۹; مسؤولیت علما ۴
  • قرآن: قرآن در انجیل ۸; قرآن در تورات ۸
  • کتب آسمانى: تعالیم کتب آسمانى ۴، ۶; تلاوت کتب آسمانى ۴; عمل به کتب آسمانى ۴
  • مبلغان: سرزنش مبلغان بى عمل ۶; مسؤولیت مبلغان ۵، ۷
  • نهى از منکر: شرایط نهى از منکر ۱۱
  • نیکى: دعوت به نیکى ۱

منابع

  1. طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‌۱، ص ۱۱۱.
  2. محمدباقر محقق،‌ نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شیخ طوسی و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص ۱..
  3. واحدى و ثعلبى از مفسرين عامه نقل نمودند و نيز صاحب كشف الاسرار بدون ذكر راويان نقل نموده است.
  4. صاحب روض الجنان يا روح الجنان از مفسرين خاصه اين مورد را در ميان آورده ولى به عنوان شأن و نزول ذكر ننموده است.
  5. تفسير على بن ابراهيم و تفسير البرهان از خاصه.
  6. مصباح الشریعة، ص ۱۸، باب ۷; نورالثقلین، ج ۱، ص ۷۵، ح ۱۷۱.