البقرة ٢٧٠

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

و هر چیز را که انفاق می‌کنید، یا (اموالی را که) نذر کرده‌اید (در راه خدا انفاق کنید)، خداوند آنها را می‌داند. و ستمگران یاوری ندارند.

و هر چه انفاق كرديد يا هر نذرى را ملتزم شديد قطعا خدا آن را مى‌داند و ستمكاران را هيچ ياورى نيست

و هر نفقه‌اى را كه انفاق، يا هر نذرى را كه عهد كرده‌ايد، قطعاً خداوند آن را مى‌داند، و براى ستمكاران هيچ ياورى نيست.

هر چه انفاق کنید و یا به نذر (و صدقه) دهید همانا خدا می‌داند، و (اگر در حق مسکینان ستم کنید) برای ستمکاران در دو جهان یار و معینی نخواهد بود.

و هر نفقه ای که انفاق کردید و هر نذری را که برعهده گرفتید، یقیناً خدا آن را می داند، [در نتیجه فرمانبر را پاداش می دهد و ستمکار به آیات خدا و حقوق مردم را عذاب می کند] و برای ستمکاران در قیامت یاوری نیست.

هر چه را انفاق يا نذر كرده‌ايد، خدا به آن آگاه است. و ستمكاران را هيچ يارى و مددكارى نيست.

هر بخششی که انجام دهید یا هر نذری که ببندید خداوند آن را می‌داند و ستمکاران یاورانی ندارند

و هر انفاق يا نذرى كه كرده‌ايد همانا خدا آن را مى‌داند و ستمكاران را هيچ ياورانى نيست.

و هر هزینه‌ای را که (در راه خیر یا شر) متحمّل می‌شوید، یا هر نذری را که (در راه طاعت یا معصیت) به گردن می‌گیرید، بیگمان خداوند آن را می‌داند، و ستمگران را یاوری نیست.

و هر نفقه‌ای را که انفاق کردید، یا هر نذری که کردید، به‌راستی خدا آن را می‌داند. و برای ستمکاران هرگز یارانی نیست.

و آنچه انفاق کرده‌اید از نفقه یا نذر کرده‌اید از نذر همانا می‌داندش خدا و نیست ستمگران را یاران‌


البقرة ٢٦٩ آیه ٢٧٠ البقرة ٢٧١
سوره : سوره البقرة
نزول : ٩ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٧
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«نَفَقَة»: بذل و بخشش. صرف مال. «أَنصَار»: یاوران. مددکاران.


تفسیر


تفسیر نور (محسن قرائتی)


«270» وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ نَفَقَةٍ أَوْ نَذَرْتُمْ مِنْ نَذْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُهُ وَ ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ

وهر مالى را كه انفاق كرده‌ايد، يا نذرى را كه نذر كرده‌ايد، پس قطعاً خداوند آن را مى‌داند وبراى ستمگران هيچ ياورى نيست.

پیام ها

1- حال كه خداوند از انفاق ما با خبر است، پس بهترين مال را با والاترين اهداف خرج كنيم. «ما أَنْفَقْتُمْ ... فَإِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُهُ»

2- انفاق، مخصوص ثروتمندان واموال زياد نيست، مال كم را نيز انفاق كنيد. «مِنْ نَفَقَةٍ» گاهى يك برگ زرد پائيزى، كشتى چندين مورچه در حوض مى‌شود.

3- ايمان به اينكه خداوند مى‌داند، بهترين دلگرمى براى انفاق وعمل به تعهّدات‌


«1». «مَتاعُ الدُّنْيا قَلِيلٌ» نساء، 77.

جلد 1 - صفحه 429

ونذرهاست. «فَإِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُهُ»

4- تشويق و هشدار، در كنار هم عامل رشد است. جمله‌ «فَإِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُهُ» عامل تشويق، و جمله‌ «ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ» هشدار است.

5- وفاى به نذر، واجب و ترك آن ظلم است. «نَذَرْتُمْ ... ما لِلظَّالِمِينَ»

6- ظلم به خود، راه توبه و كفّاره دارد، ولى در ظلمى كه به محرومان به خاطر ترك انفاق مى‌شود، ظالم هيچ ياورى ندارد. «وَ ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ»

7- شفاعت، شامل حال افراد بخيل نمى‌شود. «1» «وَ ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ»

8- اگر انگيزه بخل، استمداد و يارى خواستن از مال ومردم باشد، بدانيد هرگاه قهر خداوند بيايد، نه مال و نه مردم كارآيى ندارند. «ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ»

9- جرم، با جريمه بايد متناسب باشد. كسى كه در دنيا با انفاق، يار ديگران نيست، در آخرت هم ديگران ياور او نخواهند بود. «ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ نَفَقَةٍ أَوْ نَذَرْتُمْ مِنْ نَذْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُهُ وَ ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ (270)

وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ نَفَقَةٍ: و آنچه صرف كرديد و مى‌كنيد اى مؤمنان از انفاق اندك يا بسيار در پنهانى يا آشكارا به طريق واجب يا مستحب به ريا يا اخلاص در طاعت يا معصيت، أَوْ نَذَرْتُمْ مِنْ نَذْرٍ: يا نذر نموديد نذر واجب از نذر معين يا غير معين، فَإِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُهُ‌: پس بدرستى كه خداى تعالى مى‌داند آن را و به خوب و بد و حلال و حرام آن عالم است. و چون ذات الهى از تمام جزئيات امور آگاه است و هيچ چيز از علم او مخفى نخواهد بود، پس بر وفق آن جزا و سزا خواهد داد از ثواب و عقاب.


«1» اصول كافى، كتاب العقل و الجهل، حديث سوّم (جلد اوّل، صحفه 11)

تفسير اثنا عشرى، ج‌1، ص: 494

وَ ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ: و نيست مر ستمكاران كه انفاق كنند به ريا يا در معاصى يا به نذر خود وفا نكند، هيچ يارى و نصرت كننده در آخرت كه ايشان را از عذاب برهاند و خلاص كند. تسميه ايشان به ظالمان جهت آنست كه وضع انفاق و نذر كرده‌اند در غير محل خود و ظلم به نفس خود نموده‌اند به صرف نفقه در معاصى و تخلف نذر، كه هر دو موجب عذاب آخرت است.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ نَفَقَةٍ أَوْ نَذَرْتُمْ مِنْ نَذْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُهُ وَ ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ (270)

ترجمه‌

و آنچه انفاق نموديد از نفقه يا نذر كرديد نذرى را پس بدرستيكه خداوند ميداند آنرا و نيست مر ستمكاران را كسى از ياوران..

تفسير

نفقه مالى است كه انفاق ميشود و آنچه كم باشد چه زياد چه پنهان انفاق شود چه آشكار چه بجا باشد چه بيجا و نذر چه در طاعت باشد چه در معصيت چه معين باشد چه مطلق خدا ميداند و جزاى آنرا ميدهد و نيست ستمكارانى را كه زكوة نمى- دهند و انفاق ميكنند در مخالفت با حق و وفا بنذر نمى‌كنند و نذر ميكنند در


جلد 1 صفحه 347

معصيت هيچ ياورى در آخرت كه بتواند كمكى با آنها نمايد يا دفع نمايد از آنها عذاب الهى را.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ ما أَنفَقتُم‌ مِن‌ نَفَقَةٍ أَو نَذَرتُم‌ مِن‌ نَذرٍ فَإِن‌َّ اللّه‌َ يَعلَمُه‌ُ وَ ما لِلظّالِمِين‌َ مِن‌ أَنصارٍ (270)

وَ ما أَنفَقتُم‌ مِن‌ نَفَقَةٍ عطف‌ بآيات‌ سابقه‌ راجع‌ بانفاقات‌، و كلمه‌ ‌ما عام‌ ‌است‌ جميع‌ انفاقات‌ واجبه‌ و مستحبّه‌ ‌را‌ شامل‌ ‌است‌ مِن‌ نَفَقَةٍ ‌آن‌ مالي‌ ‌که‌ انفاق‌ ميشود ‌هر‌ چه‌ ‌باشد‌ و ‌هر‌ مقدار ‌که‌ ‌باشد‌.

أَو نَذَرتُم‌ مِن‌ نَذرٍ نذر يكي‌ ‌از‌ متعلّقات‌ احكام‌ ‌است‌ و كتاب‌ نذر يكي‌ ‌از‌ كتب‌ فقهيّه‌ ‌است‌ و اقسام‌ بسياري‌ و فروع‌ زيادي‌ دارد ‌که‌ ‌در‌ فقه‌ متعرّض‌ هستند، و معناي‌ نذر لغة بمعني‌ خوف‌ ‌است‌ چنانچه‌ انذار بمعني‌ اخافه‌ و ترسانيدن‌ ‌است‌ و ناذر بواسطه‌ خوف‌ نرسيدن‌ بمطلوب‌ ‌خود‌ نذر ميكند و شرعا بمعناي‌ اينست‌ ‌که‌ انسان‌ امري‌ ‌را‌ ‌بر‌ ‌خود‌ حتم‌ و واجب‌ كند بسبب‌ نذر و متعلّق‌ نذر بايد شرعا راجح‌ ‌باشد‌ ‌ يا ‌ واجب‌ ‌ يا ‌ مستحب‌ّ ‌که‌ بشود بواسطه‌ ‌او‌ تقرّب‌ پيدا كند، ‌پس‌ نذر مباح‌ و مكروه‌ و حرام‌ منعقد نميشود، بلي‌ ‌اگر‌ متعلّق‌ واجب‌ ‌باشد‌ وجوبش‌ مؤكّد ميشود نه‌ اينكه‌ دو وجوب‌ پيدا كند چون‌ وجوب‌ قابل‌ تكرّر نيست‌ و ثمره‌ نذر اينست‌ ‌که‌ ‌در‌ ترك‌ متعلّق‌ كفّاره‌ تعلّق‌ ميگيرد و بدون‌ نذر فقط ترك‌ واجب‌ ‌شده‌، و ‌اگر‌ مستحب‌ّ ‌باشد‌ بواسطه‌ نذر واجب‌ ميشود و عنوان‌ استحبابش‌ مندك‌ ميشود نه‌ اينكه‌ دو حكم‌ استحباب‌ و وجوب‌ ‌با‌ ‌هم‌ مجتمع‌ شود زيرا اجتماع‌ ضدّين‌ ‌ يا ‌ آنچه‌ ‌در‌ حكم‌ ضدّين‌ ‌است‌ محال‌ ‌است‌.

و صيغه‌ نذر للّه‌ علي‌ّ كذا و بفارسي‌ و ساير لغات‌ ‌هم‌ منعقد ميشود و بساير صيغ‌ ‌هم‌ منعقد ميشود مثل‌ (نذرت‌ للّه‌ هكذا) و امّا بمجرّد قصد بدون‌ تلفّظ معلوم‌ نيست‌ ‌اگر‌ چه‌ احوط ‌است‌.

و ‌در‌ مخالفت‌ نذر كفّاره‌ تعلّق‌ ميگيرد و ‌در‌ كفّاره‌ ‌آن‌ اختلاف‌ ‌است‌ مشهور قائلند ‌که‌ مثل‌ كفّاره‌ افطار رمضان‌ ‌است‌ مخيّر ‌بين‌ عتق‌ رقبه‌ ‌ يا ‌ صيام‌ شهرين‌ ‌ يا ‌ اطعام‌ ستّين‌ مسكينا، و بعضي‌ گفتند مثل‌ كفّار قسم‌ ‌است‌ ‌که‌ اطعام‌ ده‌ مسكين‌ ‌ يا ‌ كسوه‌ ده‌ مسكين‌

جلد 3 - صفحه 54

‌ يا ‌ عتق‌ رقبه‌ و ‌اگر‌ متمكن‌ نباشد سه‌ روز روزه‌ چنانچه‌ ‌در‌ قرآن‌ ميفرمايد فَكَفّارَتُه‌ُ إِطعام‌ُ عَشَرَةِ مَساكِين‌َ مِن‌ أَوسَطِ ما تُطعِمُون‌َ أَهلِيكُم‌ أَو كِسوَتُهُم‌ أَو تَحرِيرُ رَقَبَةٍ فَمَن‌ لَم‌ يَجِد فَصِيام‌ُ ثَلاثَةِ أَيّام‌ٍ مائده‌ ‌آيه‌ 91. لكن‌ قول‌ مشهور اقوي‌ و احوط ‌است‌.

و نذر دو قسم‌ ‌است‌ مطلق‌ و معلّق‌: نذر مطلق‌ اينست‌ ‌که‌ نذر ميكند فلان‌ عبادت‌ ‌را‌ بجا بياورد، و معلّق‌ نذر ميكند فلان‌ عبادت‌ ‌را‌ بجا بياورد ‌در‌ صورتي‌ ‌که‌ فلان‌ امر واقع‌ شود مثلا مريضش‌ شفا يابد ‌ يا ‌ مسافرش‌ ‌از‌ سفر برگردد ‌ يا ‌ گرفتاريش‌ رفع‌ شود ‌ يا ‌ حاجتش‌ برآورده‌ شود و امثال‌ اينها ‌که‌ ‌در‌ صورت‌ تحقّق‌ معلّق‌ ‌عليه‌ واجب‌ ميشود و بدون‌ ‌او‌ واجب‌ نيست‌ بخلاف‌ مطلق‌ ‌که‌ مطلقا واجب‌ ‌است‌.

و نيز منقسم‌ ميشود بنذر جايز ‌يعني‌ جايز ‌است‌ ‌اينکه‌ نذر ‌را‌ بكند و منعقد ميشود و نذر حرام‌ ‌يعني‌ حرام‌ ‌است‌ ‌اينکه‌ نذر و منعقد نميشود مثل‌ نذر معصيت‌ و ‌اينکه‌ ‌هم‌ دو قسم‌ ‌است‌ مطلق‌ و معلّق‌:

مطلق‌: مثل‌ اينكه‌ نذر كند خمر بخورد ‌ يا ‌ زنا بكند. و معلّق‌: نذر كند ‌که‌ ‌اگر‌ فلان‌ واجب‌ ‌را‌ بجا آوردم‌ زجرا ‌علي‌ الطاعه‌ ‌ يا ‌ فلان‌ حرام‌ ‌را‌ بجا آوردم‌ رغبة ‌علي‌ المعصية فلان‌ صدقه‌ ‌را‌ ‌ يا ‌ عبادت‌ ‌را‌ بجا آورم‌، و امّا ‌اگر‌ عكس‌ ‌باشد‌ رغبة ‌علي‌ الطاعة و زجرا ‌عن‌ المعصية جايز ‌است‌.

فَإِن‌َّ اللّه‌َ يَعلَمُه‌ُ چون‌ علمش‌ بهمه‌ چيز ظاهر و باطنش‌ و خصوصيّات‌ ‌آن‌ و قصد منفق‌ و ناذر احاطه‌ دارد و البتّه‌ ‌هر‌ چه‌ مقتضي‌ جزاء ‌است‌ جزاء خواهد داد.

وَ ما لِلظّالِمِين‌َ مِن‌ أَنصارٍ لفظ الظالمين‌ ‌اگر‌ چه‌ جمع‌ محلّي‌ بالف‌ و لام‌ ‌است‌ و افاده‌ عموم‌ ميكند لكن‌ بمناسبت‌ حكم‌ و موضوع‌ مراد ظالم‌ ‌غير‌ مؤمن‌ ‌است‌ زيرا مؤمن‌ ‌اگر‌ چه‌ ظالم‌ ‌باشد‌ چه‌ ظلم‌ بنفس‌ ‌که‌ مورد ‌آيه‌ ‌است‌ و چه‌ ظلم‌ بغير ‌که‌ بواسطه‌ ايمانش‌ ‌هم‌ قابل‌ رحمت‌ و مغفرت‌ ‌است‌ و ‌هم‌ قابل‌ شفاعت‌ منتهاي‌ امر ‌اگر‌ نسبت‌ بحقوق‌ ‌النّاس‌ ‌باشد‌ ممكن‌ ‌است‌ خداوند ‌از‌ فضل‌ و كرمش‌ ‌آن‌ قدر بمظلوم‌ عنايت‌ فرمايد ‌تا‌ ‌از‌

جلد 3 - صفحه 55

ظالم‌ راضي‌ شود و ‌از‌ حقّش‌ صرف‌ نظر كند (اللّهم‌ ارض‌ عنّا خصمائنا و ادّ عنّا حقوقهم‌ بجاه‌ محمّد و آله‌ صلّي‌ اللّه‌ ‌عليه‌ و آله‌ و سلّم‌).

برگزیده تفسیر نمونه


(آیه 270)- چگونگی انفاقها! در این آیه و آیه بعد سخن از چگونگی انفاقها و علم خداوند نسبت به آن است. نخست می‌فرماید: «آنچه را که انفاق می‌کنید یا نذرهایی که (در این زمینه کرده‌اید) خداوند همه آنها را می‌داند» (وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ نَفَقَةٍ أَوْ نَذَرْتُمْ مِنْ نَذْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ یَعْلَمُهُ).

کم باشد یا زیاد، خوب باشد یا بد، از طریق حلال تهیه شده باشد یا حرام، همراه با منت و آزار باشد یا بدون آن خدا از تمام جزئیات آن آگاه است.

و در پایان آیه می‌فرماید: «و ظالمان یاوری ندارند» (وَ ما لِلظَّالِمِینَ مِنْ أَنْصارٍ).

«ظالمان» در اینجا اشاره به ثروت اندوزان بخیل و انفاق‌کنندگان ریاکار، و منت گذاران و مردم آزاران است که خداوند آنها را یاری نمی‌کند، و انفاقشان نیز در دنیا و آخرت یاورشان نخواهد بود.

آری! آنها نه در دنیا یار و یاوری دارند و نه در قیامت شفاعت کننده‌ای و این خاصیت ظلم و ستم، در هر چهره و به هر شکل است.

ضمنا این آیه دلالت بر مشروعیت نذر می‌کند.

نکات آیه

۱ - آگاهى خداوند به کمیّت و کیفیت انفاقها و نذرها، هر چند اندک باشد. (و ما انفقتم من نفقة او نذرتم من نذر فانّ اللّه یعلمه) تعهّد انسان بر عمل نیک را «نذر» گویند; یعنى شخص خود را متعهّد کند به انجام عمل نیک.

۲ - پاداش الهى به انفاقها و نذرهاى بندگان، هر چند اندک باشد. (و ما انفقتم من نفقة ... فانّ اللّه یعلمه) توجّه دادن به علم خداوند بر اعمال بندگان کنایه از پاداش الهى در برابر آن اعمال است.

۳ - آگاهى و دانایى خداوند به کوچکترین اعمال بندگان (و ما انفقتم من نفقة ... فانّ اللّه یعلمه) نکره بودن «نفقه» و «نذر»، دلالت بر هر نوع و هر مقدار از نفقه و نذر دارد; هر چند بسیار اندک باشد.

۴ - تشویق خداوند به انفاق و نذر، هر چند اندک باشد. (و ما انفقتم من نفقة او نذرتم من نذر فانّ اللّه یعلمه) دانایى و آگاهى خدا به اعمال نیک، کنایه از پاداش وى و غرض از بیان پاداش، ترغیب بر اعمال نیک است.

۵ - ستمگران، محروم از هر گونه یاور (یا ایّها الّذین امنوا لا تبطلوا صدقاتکم بالمنّ و الاذى ... و لا تیمّموا الخبیث ... الشّیطان یعدکم الفقر ... و ما للظالمین من انصار)

۶ - ترک انفاق و یا انفاق را به ریا و منّت و آزار آلودن و نیز انفاق کردن از خبایث و عمل نکردن به نذر، ستمگرى است. (لا تبطلوا صدقاتکم بالمنّ و الاذى ... انفقوا من طیّبات ... و ما للظالمین من انصار)

۷ - خداوند، مددکار و یاور اهل انفاق و وفاکنندگان به نذر است. (و ما للظّالمین من انصار) از مفهوم «و ما للظالمین من انصار» که تنها ترک کنندگان انفاق محروم از حمایت خداوند مى باشند، برداشت فوق استفاده شده است.

۸ - انفاق و وفاى به نذر، از عوامل ایجاد و بسط تعاون اجتماعى* (و ما انفقتم من نفقة او نذرتم من نذر ... و ما للظّالمین من انصار) به نظر مى رسد از مصادیق یاوران (انصار) همان مردمى باشند که از اموال انفاق کنندگان بهره مند مى شوند; یعنى انفاق کنندگان و وفاکنندگان به نذر، برخوردار از یارى مردم هستند و نیز آنان، مددکار مردم و اجتماعند; بنابراین انفاق از عوامل بسط تعاون اجتماعى خواهد شد.

۹ - توجّه به علم خداوند به انفاقها و نذرها، برانگیزنده آدمى به انفاق و وفاى به نذر (و ما انفقتم من نفقة او نذرتم من نذر فانّ اللّه یعلمه)

موضوعات مرتبط

  • اذیّت: آثار اذیّت ۶
  • انسان: عمل انسان ۳
  • انفاق: آثار اجتماعى انفاق ۸ ; آثار فردى انفاق ۷ ; آداب انفاق ۱ ; انفاق از خبایث ۶ ; پاداش انفاق ۲، ۷ ; تشویق به انفاق ۴ ; زمینه انفاق ۹ ; سرزنش ترک انفاق ۶
  • انگیزش: عوامل انگیزش ۴، ۹
  • تعاون: تعاون در جامعه ۸
  • خدا: امدادهاى خدا ۷ ; پاداش خدا ۲ ; علم خدا ۱، ۳، ۹
  • ظالمان: ۵
  • ظلم: آثار ظلم ۵ ; موارد ظلم ۶
  • علم: آثار علم ۹
  • منّت: آثار منّت ۶
  • نذر: آثار وفاى به نذر ۷، ۸ ; آداب نذر ۱ ; پاداش نذر ۲ ; تشویق به نذر ۴; ترک وفاى به نذر ۶ ; زمینه وفاى به نذر ۹ ;

منابع