البقرة ٢٠٧

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

بعضی از مردم (با ایمان و فداکار، همچون علی (ع) در «لیلة المبیت» به هنگام خفتن در جایگاه پیغمبر ص)، جان خود را به خاطر خشنودی خدا می‌فروشند؛ و خداوند نسبت به بندگان مهربان است.

و از مردم كسى است كه در طلب رضاى خدا از سر جان مى‌گذرد، [چون على در بستر پيامبر] و خدا به بندگان مهربان است

و از ميان مردم كسى است كه جان خود را براى طلب خشنودى خدا مى‌فروشد، و خدا نسبت به [اين‌] بندگان مهربان است.

و بعضی از مردم از جان خود در راه رضای خدا درگذرند؛ و خدا با چنین بندگان رئوف و مهربان است.

و از مردم کسی است که جانش را برای خشنودی خدا می فروشد [مانند امیرالمؤمنین (علیه السلام)] و خدا به بندگان مهربان است.

كسى ديگر از مردم براى جستن خشنودى خدا جان خويش را فدا كند. خدا بر اين بندگان مهربان است.

و نیز از مردمان کسی هست که در طلب خشنودی خداوند از سر جان برمی‌خیزد، و خداوند به بندگانش رئوف است‌

و از مردم كس هست كه جان خويش به جستن خشنودى خدا مى‌فروشد و خدا به بندگان مهربان است.

و در میان مردم کسی یافته می‌شود که جان خود را (که عزیزترین چیزی است که دارد) در برابر خوشنودی خدا می‌فروشد (و رضایت الله را بالاتر از دنیا و مافیها می‌شمارد و همه چیز خود را در راه کسب آن تقدیم می‌دارد) و خداوندگار نسبت به بندگان بس مهربان است (و بدانان در برابر کار اندک، نعمت جاوید می‌بخشد و بیش از توانائی انسانی برایشان تکالیف و وظائف مقرّر نمی‌دارد).

و از مردمان کسی است که جان خود را برای طلب خشنودی خدا می‌فروشد. و خدا نسبت به بندگان بسی مهربان است.

و از مردم است آنکه بفروشد خود را در پی خوشنودی خدا و خداوند است مهربان به بندگان‌


البقرة ٢٠٦ آیه ٢٠٧ البقرة ٢٠٨
سوره : سوره البقرة
نزول : ٩ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٣
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«یَشْرِی»: می‌فروشد (نگا: نساء / ). «إبْتِغَآءَ»: خواستن. طلبیدن. مفعولٌ‌له است. «مَرْضَاةِ»: رضایت. خوشنودی. مَرْضاة مصدر میمی‌است و برابر رسم‌الخطّ قرآنی با (ت) نوشته شده است.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

نزول

محل نزول:

این آیه در مدینه بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. ]

شأن نزول:]

«شیخ طوسی» گوید: قتادة گويد: اين آيه درباره مهاجرين و انصار نازل شده است، عكرمة گويد: درباره ابوذر غفارى و صهيب بن سنان و جندب بن السكن نازل گرديده است. موقعى كه مشركين صهيب را دستگير نموده و اموال او را گرفته بودند سپس صهيب از دست آن‌ها خلاص گرديده و مهاجرت كرد و در بين راه منقذ بن ظريف بن خدعان او را ديد و بقيه مال را از وى گرفت و او را رها كرد.

از امام باقر|امام محمدباقر عليه‌السلام نقل گرديده كه فرمودند: اين آيه درباره امام على مرتضى علیه‌السلام نازل شده، هنگامى كه در بستر پيامبر به جاى او خوابيد. وقتى كه قريش قصد كشتن پيامبر را داشتند در اين هنگام رسول خدا شبانه از خانه خويش بيرون آمده و فرار نمود و در حين فرار از ميان مشركين عبور فرمود. چنانكه عمر بن شبه ذكر نموده است.]

از امام على مرتضى عليه‌السلام و ابن عباس روايت گرديده: كه اين آيه درباره آمرين به معروف و ناهين از منكر نازل شده، حسن بصرى گويد: آيه مزبور عموميت داشته و درباره هر كس كه خود را آماده جهاد در راه خدا بنمايد، شامل خواهد بود.]]

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


«207» وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ

و از مردم كسى است كه براى كسب خشنودى خدا، جان خود را مى‌فروشد و خداوند نسبت به بندگان مهربان است.

نکته ها

ابن‌ابى‌الحديد كه از علماى قرن هفتم اهل‌سنّت است، در شرح نهج‌البلاغه خود آورده است: تمام مفسّران گفته‌اند اين آيه درباره على‌بن‌ابى‌طالب عليه السلام نازل شده است كه در ليلةالمبيت در بستر رسول خدا صلى الله عليه و آله خوابيد. و اين موضوع در حدى از تواتر است كه جز كافر يا ديوانه آنرا انكار نمى‌كند. «2»

مشركانِ مكّه، قرار گذاشتند از هر قبيله‌اى يك نفر را براى كشتن پيامبر صلى الله عليه و آله انتخاب كنند و آن حضرت را دسته جمعى از بين ببرند تا بنى‌هاشم به خونخواهى او قيام نكنند و با اين عمل از دعوت پيامبر راحت شوند. پيامبر صلى الله عليه و آله از نقشه‌ى آنان با خبر شد و على عليه السلام براى اينكه پيامبر به سلامت از مكّه خارج شود، در بستر ايشان خوابيد و اين آيه در شأن آن‌


«1». تفسير احسن‌الحديث، ج 1، ص 376.

«2». شرح نهج‌البلاغه، ج 13، ص 262.

جلد 1 - صفحه 322

حضرت نازل گرديد. «1»

همين كه على عليه السلام در آن شب خطرناك به جاى پيامبر خوابيد، خداوند به دو فرشته‌ى خود، جبرئيل و ميكائيل فرمود: كداميك از شما حاضريد فداى ديگرى شويد؟! هيچكدام از آنها حاضر نشدند. خداوند فرمود: اينك مشاهده كنيد كه چگونه على‌بن‌ابى‌طالب عليهما السلام حاضر است جان خود را فداى رسول خدا كند.

گاهى بايد براى احياى يك معروف ويا محو يك منكر، جان را تسليم كرد. حضرت على عليه السلام فرمودند: كسى كه در راه امر به معروف و نهى از منكر كشته شود، يكى از مصاديق اين آيه است. «2»

پیام ها

1- نااهل، حرفش زيباست وانسان را به تعجّب وامى‌دارد، ولى مؤمن، عملش دنيا را متعجّب مى‌كند. «مِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ»، «مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ»

2- ياد ايثارگران را زنده بداريم. «مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي»

3- پيش مرگِ اولياى خدا شدن، يك ارزش است. «مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي»

4- بزرگ‌ترين سود آن است كه انسان بهترين متاع را كه جان اوست به خالق خودبفروشد، آن هم نه براى بهشت و يا نجات از دوزخ، بلكه فقط براى كسب‌


«1». بسيارى از علماى اهل سنّت، به اين فضيلت على عليه السلام اقرار كرده‌اند كه علّامه امينى «ره» در الغدير (ج 2، ص 48) آنان را نام برده است، از آن جمله امام احمدحنبل، در مسند خود (ج 1، ص 348) مى‌باشد. صاحب تفسير اطيب‌البيان مى‌نويسد: در كتاب غايةالمرام، بيست حديث آمده كه نُه حديث از علماى اهل سنّت و يازده حديث از علماى شيعه است و اين آيه را درباره‌ى فداكارى حضرت على عليه السلام دانسته‌اند. در تاريخ طبرى، (ج 2، ص 373) نيز كه از نوشته‌هاى قرن سوم است، ماجراى خوابيدن حضرت على عليه السلام در بستر رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل شده است. همچنان كه تاريخ يعقوبى (ج 2، ص 39) موضوع را به صراحت بازگو مى‌نمايد. در شرح نهج‌البلاغه ابن‌ابى‌الحديد (ج 4، ص 73) آمده است: معاويه چهار هزار درهم پول داد تا بگويند اين آيه در شأن ابن‌ملجم نازل شده است!. تفسير نمونه، ج 2، ص 49.

«2». تفسير صافى، ج 1، ص 241.

جلد 1 - صفحه 323

رضاى او. «ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ»

5- در راه خدا، استقبال از خطر و آمادگى براى جانفشانى همچون دريافت خطر است. با توجّه به شأن نزول آيه، ستايش از كسى است كه جان خود را در معرض خطر قرار داد، هرچند حادثه‌اى اتفاق نيفتاد. «مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ...»

6- رأفت خداوند، بهترين پاداش است. خداوند براى هركارى پاداشى قرار داده است، امّا در اين آيه مى‌فرمايد: خداوند رئوف است. «اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ (207)

بعد از بيان حال معاند لجوج كمال ايمان را بيان مى‌فرمايد:

وَ مِنَ النَّاسِ‌: و از مردمان خالص در ايمان، مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ‌: كسى است كه مى‌فروشد نفس خود را، يعنى بذل جان مى‌كند، ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ‌: به جهت خشنودى و رضاى خداى تعالى. وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ: و خدا مهربان است به بندگان خود كه در طلب رضاى او جان فدا كنند، يعنى ارشاد فرمايد ايشان را بدين معامله.

شأن نزول: به اتفاق خاصه و عامه اين آيه شريفه در شأن حضرت امير المؤمنين عليه السّلام نازل شده، و اكثر علماى عامه اقرار نموده‌اند: از جمله فخر رازى در تفسير كبير، نيشابورى، حافظ ابو نعيم در نزول آيات، احمد در مسند، سمعانى در فضايل، غزالى در احياء العلوم، ثعلبى در تفسير خود از سدّى و ابن عباس روايت نموده كه در شب غار، چون حضرت سيد ابرار صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به امر پروردگار عزيمت هجرت را از مكه فرمود، على بن ابى طالب عليه السّلام را خواند و عمر آن سرور بيست و يك سال بود. فرمود: يا على قريش اتفاق نموده كه امشب بسر من آيند و مرا هلاك كنند، حكم خدا آنست كه تو در بستر من بخوابى و برد سبز مرا روى خود پوشانى تا من بيرون روم. على عليه السّلام عرض كرد: اگر من چنين كنم آسيبى به حضرت تو نرسد؟ فرمود: بلى من در امان حضرت حق باشم. حضرت چون اين بشارت شنيد، گفت: الآن طاب الموت و فرمود:

بعد از من در مكه توقف و اعلام كن هركه نزد پيغمبر امانتى يا دينى دارد

تفسير اثنا عشرى، ج‌1، ص: 370

بيايد. پس از انجام آن با مادر خود به مدينه متوجه شو.

امير المؤمنين عليه السّلام در رختخواب پيغمبر خوابيد، قريش خانه را محاصره نمودند در آن شب سنگ بسيار از هر طرف به خوابگاه پيغمبر انداختند، و حضرت ابدا حركت ننمود با كمال اطمينان خود را به پروردگار تسليم نمود. وقت صبح همه به يكبار با شمشيرهاى برهنه به خوابگاه وارد، نزديك كه رسيدند حضرت امير المؤمنين عليه السّلام نهيبى بر ايشان و با شمشير حمله نمود، تمام قريش هراسان شدند. ابو جهل و خالد بن وليد و رؤساى قريش چون صلابت حضرت را ديدند، گفتند: يا على ما را با تو كارى نيست، مقصود ما پسر عم تو باشد، بگو كجا رفته؟

فرمود: هر جا تشريف برده در امان خدا و مأمون از كيد شما باشد. پس نااميد برگشتند.

ثعلبى نقل نموده: چون اين حال از على بن أبي طالب عليه السّلام صادر شد، ملائكه زمين و آسمان و جن و انس در تعجب افتادند، زيرا چنين مواسات از جبلت انسانى دور و از طبيعت بشرى بعيد است، و حق تعالى وحى فرمود به جبرئيل و ميكائيل كه من برادرى ميان شما قرار دادم و عمر يكى از شما را بيش از ديگرى نمودم، اكنون كدام يك زيادتى را به ديگرى مى‌بخشد؟ عرض كردند: زيادتى را به ديگر ندهيم. خطاب رسيد چرا مثل على بن ابى طالب عليه السّلام نباشيد، من برادرى ميان او و پيغمبر قرار دادم، او نقد حيات خود را نثار حبيب من نمود در فراش او با اطمينان و قوت قلب خوابيده، نازل شويد به زمين و او را از دشمن محافظت كنيد. هر دو نازل و جبرئيل بالاى سر و ميكائيل پائين پاى حضرت و جبرئيل مى‌گفت: بشارت باد تو را اى پسر ابى طالب، كيست مثل تو و به مقام مرتبه تو كه حق تعالى به تو مباهات نمود بر ملائكه و حمله عرش، و خطاب فرمايد: كجاست چنين بنده مطيع.

تتمه: خطيب خوارزمى از علماء عامه در كتاب مناقب خود نقل نموده كه صبح شب غار، جبرئيل بر حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم‌

تفسير اثنا عشرى، ج‌1، ص: 371

نازل شد بسيار خوشحال و خرم. حضرت پرسيد: تو را بسيار شادمان مى‌بينم سبب چيست؟ گفت: يا رسول اللّه، چگونه خوشحال نباشم و حال آنكه حق تعالى برادر و پسر عمّ و وصى تو را اكرام بزرگى فرموده. حضرت پرسيد: چه اكرام در حق برادرم فرموده؟ گفت: خداى تعالى به عبادت شب گذشته على بن ابى طالب عليه السّلام مباهات فرمود بر ملائكه و حمله عرش و ايشان را اعلام نمود كه من چنين بنده مطيع دارم، نقد جان خود را نثار حبيب من گردانيد، و او را از شرّ دشمنان رهانيد «1».

تبصره: شخص عاقل منصف با بصيرت اين واقعه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام را تأمل نمايد، هر آينه دريابد كه اگر اين عمل حضرت را موازنه كنند با جميع اعمال صالحه امت، هر آينه راجح شود؛ زيرا موجب نجات حضرت پيغمبر و آن سبب رستگارى امت گرديد، و البته چنين كسى با اين قوت قلب و استوارى و همت و فداكارى نسبت به حضرت رسالت پناهى، اولى و احق باشد به خلافت و امامت بلافاصله بعد از حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و غير از اين، حق ناشناسى و بى‌انصافى خواهد بود عرفا و عقلا و شرعا.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ (207)

ترجمه‌

و برخى از مردم كسى است كه ميفروشد نفس خود را براى جستن رضاى خدا و خدا مهربان است به بندگان..

تفسير

فروختن نفس بذل نمودن آنست در طلب رضاى خداوند بسبب اطاعت اوامر الهى و امر بآن چنانچه عامه از اصحاب و تابعين و عياشى و جمعى از خاصه از


جلد 1 صفحه 262

ائمه اطهار نقل نموده‌اند و آنكه نازل شده است در باره امير المؤمنين (ع) وقتى كه در بستر پيغمبر (ص) آرميد و آنحضرت بغار فرارا تشريف فرما شد و در مجمع از امير المؤمنين نقل نموده كه مراد خدا آنستكه مرد كشته شود در راه امر بمعروف و نهى از منكر فيض ره فرموده مراد امام آنستكه معنى عام است اگرچه مورد خاص باشد و در تفسير امام است كه آنها برگزيدگان اصحاب پيغمبر (ص) بودند كه اهل مكه آنانرا بعذابهاى گوناگون معذب مينمودند كه از دين خارجشان نمايند مانند بلال و صهيب و خباب و عمار بن ياسر و پدر و مادر او و اين قبيل بزرگان حقير عرض ميكنم اين معنى هم از عموم لفظ استفاده ميشود و با خصوصيت مورد كه مستفاد از اخبار عامه و خاصه بود منافات ندارد و در خبر است كه چون امير المؤمنين (ع) بر فراش پيغمبر (ص) آرميد جبرئيل بالاى سر آنحضرت و ميكائيل در پائين پاى ايستادند و جبرئيل عرض كرد به به اى على ابن أبي طالب كيست مانند تو با آنكه خداوند بوجود تو بر ملائكه مباهات ميفرمايد و شمه از بيان رحمت و رأفت الهى در تفسير بسمله ذكر شد و در اين مقام از تفسير امام نقل شده است كه آنانكه طالب رضاى خدا هستند خداوند آنها را بمنتهاى كمال آرزوشان ميرساند بلكه مافوق اميد و تصور آنها بايشان عطا مى‌فرمايد و آنانكه از ربقه اطاعت الهى خارج شدند مدارا ميفرمايد با آنها در دعوت بطاعت خود و قطع نمى‌كند از كسيكه توبه ميكند بعد از معصيت كرامت خود را و اين كمال رأفت و رحمت است.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


»

وَ مِن‌َ النّاس‌ِ مَن‌ يَشرِي‌ نَفسَه‌ُ ابتِغاءَ مَرضات‌ِ اللّه‌ِ وَ اللّه‌ُ رَؤُف‌ٌ بِالعِبادِ (207)

(و بعضي‌ ‌از‌ مردم‌ كسي‌ ‌است‌ ‌که‌ جان‌ ‌خود‌ ‌را‌ ‌براي‌ طلب‌ خوشنودي‌ ‌خدا‌ ميفروشد و خداوند نسبت‌ ببندگان‌ مهربان‌ ‌است‌) ‌در‌ غاية المرام‌ بيست‌ حديث‌ ‌که‌ نه‌ حديثش‌ ‌از‌ طرق‌ عامه‌ و يازده‌ حديثش‌ ‌از‌ طرق‌ خاصه‌ ‌است‌ روايت‌ ميكند ‌که‌ ‌اينکه‌ ‌آيه‌ ‌در‌ شأن‌ امير المؤمنين‌ ‌عليه‌ السّلام‌ ‌در‌ ليلة المبيت‌ ‌يعني‌ شبي‌ ‌که‌ ‌در‌ جاي‌ پيغمبر صلّي‌ اللّه‌ ‌عليه‌ و آله‌ و سلّم‌ خوابيد و پيغمبر صلّي‌ اللّه‌ ‌عليه‌ و آله‌ و سلّم‌ بمدينه‌ هجرت‌ فرمود، نازل‌ شد و ‌اينکه‌ مطلب‌ ‌را‌ عموم‌ مفسرين‌ عامه‌ و خاصه‌ ‌در‌ ذيل‌ ‌اينکه‌ ‌آيه‌ ذكر نموده‌اند.

وَ مِن‌َ النّاس‌ِ ‌من‌ ‌براي‌ تبعيض‌ ‌است‌ و طبق‌ اخبار وارده‌ ‌در‌ ذيل‌ ‌آيه‌ مراد

جلد 2 - صفحه 387

‌از‌ بعض‌ مردم‌ امير المؤمنين‌ ‌علي‌ ‌عليه‌ السّلام‌ ‌است‌.

مَن‌ يَشرِي‌ نَفسَه‌ُ ابتِغاءَ مَرضات‌ِ اللّه‌ِ جان‌ ‌خود‌ ‌را‌ ‌براي‌ طلب‌ مرضات‌ و خشنودي‌ ‌خدا‌ فروخت‌ و حاضر شد ‌هر‌ گونه‌ اذيت‌ و آزاري‌ باو بشود و ‌حتي‌ كشته‌ شود و پيغمبر اكرم‌ صلّي‌ اللّه‌ ‌عليه‌ و آله‌ و سلّم‌ جان‌ بسلامت‌ ببرد و ‌اينکه‌ فداكاري‌ ‌را‌ تنها ‌براي‌ خوشنودي‌ ‌خدا‌ انجام‌ داد.

وَ اللّه‌ُ رَؤُف‌ٌ بِالعِبادِ و خداوند نسبت‌ ببندگان‌ ‌خود‌ رءوف‌ و مهربان‌ ‌است‌ و ‌در‌ مقابل‌ فداكاري‌ آنان‌ رحمت‌ ‌خود‌ ‌را‌ شامل‌ حالشان‌ مينمايد و چنان‌ ‌که‌ مكرر گفته‌ايم‌ شأن‌ نزول‌ آيات‌ ‌با‌ عموم‌ ‌آنها‌ منافات‌ ندارد و مقتضاي‌ عموم‌ ‌آيه‌ اينست‌ ‌که‌ ‌هر‌ كس‌ ‌که‌ ‌در‌ راه‌ جهاد ‌ يا ‌ دفاع‌ و ‌ يا ‌ موارد مشروع‌ ديگر شهيد شود و ‌ يا ‌ ‌در‌ معرض‌ شهادت‌ واقع‌ شود مشمول‌ ‌اينکه‌ ‌آيه‌ خواهد ‌بود‌.

برگزیده تفسیر نمونه


اشاره

آیه 207

شأن نزول:

مفسر معروف اهل تسنن «ثعلبی» می‌گوید: هنگامی که پیغمبر اسلام صلّی اللّه علیه و آله تصمیم گرفت مهاجرت کند، و مشرکان اطراف خانه او را برای حمله به او، محاصره کرده بودند دستور داد علی علیه السّلام در بستر او بخوابد و پارچه سبز رنگی که مخصوص به خود پیغمبر بود روی خود بکشد.

در این هنگام خداوند به «جبرئیل» و «میکائیل» وحی فرستاد که من بین شما برادری ایجاد کردم و عمر یکی از شما را طولانی‌تر قرار دادم کدامیک از شما حاضر

ج1، ص187

است ایثار به نفس کند؟ هیچ کدام حاضر نشدند به آنها وحی شد اکنون علی علیه السّلام در بستر پیغمبر خوابیده و آماده شده جان خویش را فدای او سازد به زمین بروید و حافظ و نگهبان او باشید هنگامی که جبرئیل بالای سر و میکائیل پایین پای علی علیه السّلام نشسته بودند جبرئیل می‌گفت: «به به آفرین به تو ای علی خداوند به واسطه تو بر فرشتگان مباهات می‌کند»! در این هنگام آیه نازل گردید و به همین دلیل آن شب تاریخی به نام «لیلة المبیت» نامیده شده است.

تفسیر:

گر چه این آیه در مورد هجرت پیغمبر و فداکاری علی علیه السّلام نازل شده، ولی مفهوم و محتوای کلی و عمومی دارد. و در واقع نقطه مقابل چیزی است که در آیات قبل در مورد منافقان وارد شده بود، می‌فرماید: «از میان مردم کسانی هستند که جان خود را در برابر خشنودی خدا می‌فروشند، و خداوند نسبت به بندگانش مهربان است» (وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ).

جمله (وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ) ممکن است اشاره به این باشد که خداوند در عین این که بخشنده جان به انسان است همان را خریداری می‌کند و بالاترین بها را که همان خشنودی اوست به انسان می‌پردازد! قابل توجه این که فروشنده «انسان» و خریدار «خدا» و متاع «جان» و بهای معامله خشنودی ذات پاک اوست، در حالی که در موارد دیگر بهای این گونه معاملات را بهشت جاویدان و نجات از دوزخ ذکر کرده است.

به هر حال آیه فوق با توجه به شأن نزول یکی از بزرگترین فضائل علی علیه السّلام است که در اکثر منابع اسلامی ذکر شده است.

نکات آیه

۱ - برخى از مردم، رضایت خداوند را با فدا کردن جان خویش مى خرند. (و من الناس من یشرى نفسه ابتغاء مرضات اللّه)

۲ - جان دادن براى طلب رضایت خداوند، داراى ارزشى والا (و من الناس من یشرى نفسه ابتغاء مرضات اللّه)

۳ - باید رضایت خداوند، بالاترین هدف ایثارگران در راه خدا باشد. و من الناس من یشرى نفسه ابتغاء مرضات اللّه از ستایش خداوند نسبت به گروهى که با ایثار جان خویش در پى جلب رضایت او هستند، استفاده مى شود که باید رضایت خداوند بالاترین هدف باشد.

۴ - در برابر کسانى که حرث و نسل را فداى مصلحت خود مى کنند، برخى، جان خود را در برابر حفظ ارزشهاى الهى فدا مى کنند. (لیفسد الحرث و النسل ... و من الناس من یشرى نفسه ابتغاء مرضات اللّه)

۵ - جان دادن جُز براى کسب رضایت خداوند، فاقد ارزش لازم* (و من الناس من یشرى نفسه ابتغاء مرضات اللّه) از اینکه خداوند ستایش از کسانى مى کند که براى جلب رضایت او جان مى دهند ; نه - مثلا - از خوف جهنّم یا شوق بهشت.

۶ - جان آدمى، وسیله اى براى کسب رضایت الهى (و من الناس من یشرى نفسه ابتغاء مرضات اللّه)

۷ - تشویق مؤمنان به گذشتن از جان، براى کسب رضایت خداوند (و من الناس من یشرى نفسه ابتغاء مرضات اللّه) با توجّه به اینکه آیه مزبور در مقام مدح چنین انسانهایى است، تشویق از آن استفاده مى شود.

۸ - وجود مؤمنان ایثارگر در جامعه براى مبارزه با فساد، از نشانه هاى رأفت خداوند به بندگان (و اذا تولى سعى فى الأرض ... و من الناس من یشرى نفسه ابتغاء مرضات اللّه ... و اللّه رءوف بالعباد)

۹ - ایثار، زمینه جلب رأفت الهى (و من الناس من یشرى ... و اللّه رءوف بالعباد)

۱۰ - تفاوت عمیق میان انسانها و تقسیم بندى آنها بر مبناى جهانبینى، عقیده، عمل و اخلاق (و من الناس من یقول ... ربّنا اتنا ... من یعجبک ... من یشرى)

۱۱ - خداوند، نسبت به بندگان رؤوف است. (و اللّه رءوف بالعباد)

۱۲ - رأفت الهى به مؤمنان، با خرید جانشان در برابر رضایت خویش (و من الناس ... و اللّه رءوف بالعباد)

روایات و احادیث

۱۳ - لزوم مبارزه تا سر حدّ جان دادن، با فساد و حاکمان فاسد (و من الناس من یعجبک ... و اذا تولى سعى فى الأرض ... و من الناس من یشرى نفسه) از اینکه پس از بیان خصلتهاى حاکمان مُفسد، بى درنگ ستایش از کسانى شده است که جان خویش را در راه خدا مى دهند، برداشت فوق استفاده مى شود. (۱۴ - امیرالمؤمنین (ع)، با خُفتن در بستر پیامبر (ص) و پذیرش خطر براى خود، سلامت پیامبر و رضایت خداوند را خرید.) (و من الناس من یشرى نفسه) امام باقر (ع): و اما قوله «و من الناس من یشرى نفسه ابتغاء مرضات اللّه و اللّه رءوف بالعباد» فانها نزلت فى علىّ بن ابیطالب(ع) حین بذل نفسه للّه و لرسوله لیلة اضطجع على فراش رسول اللّه (ص) لما طلبته کفار قریش].

۱۵ - کشته شدگان در راه امر به معروف و نهى از منکر، مصداق خریداران رضایت خداوند در برابر ایثار جان (و من الناس من یشرى نفسه) امیرالمؤمنین (ع): ان المراد بالآیة الرجل الذى یقتل على الأمر بالمعروف و النهى عن المنکر.]

موضوعات مرتبط

  • اخلاق: ۱۰
  • اسلام: تاریخ صدر اسلام ۱۴
  • امر به معروف: اهمیّت امر به معروف ۱۵
  • انسان: تفاوت انسان ها ۱۰
  • ایثار: آثار ایثار ۹ ; ارزش ایثار ۲، ۵ ; ایثار در راه خدا ۳ ; پاداش ایثار ۶ ; تشویق به ایثار ۷ ; مراتب ایثار ۱، ۴، ۶، ۱۲، ۱۳، ۱۵
  • تربیت: روش تربیت ۷
  • خدا: رأفت خدا ۸، ۹، ۱۱، ۱۲ ; رضاى خدا ۱، ۲، ۳، ۵، ۶، ۷، ۱۲، ۱۴، ۱۵ ; لطف خدا ۱۲
  • دین: پاسدارى دین ۴
  • رشد: عوامل رشد ۴، ۷
  • شهیدان: ۱۵
  • عقیده: ۱۰
  • على (ع): ایثار على (ع) ۱۴ ; فضایل على (ع) ۱۴
  • عمل: ۱۰ گروههاى اجتماعى: ۱، ۴، ۸، ۱۰
  • مؤمنان: ایثار مؤمنان ۷، ۸ ; فضایل مؤمنان ۱۲
  • مبارزه: مبارزه با حاکمان ظلم ۱۳ ; مبارزه با فساد ۸، ۱۳
  • مجاهدان: هدف مجاهدان ۳
  • نهى از منکر: اهمیّت نهى از منکر ۱۵

منابع

  1. طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‌۱، ص ۱۱۱.
  2. محمدباقر محقق،‌ نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شیخ طوسی و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص ۷..
  3. صاحبان كشف الاسرار از عامه و روض الجنان از خاصه، بنا به نقل از ابن عباس و سدى چنين گويند: كه اين آيه در شأن امام على مرتضى عليه‌السلام نازل گرديده، هنگامى كه به جاى پيامبر در بسترش خوابيد و نيز در تفسير اهل البيت همين شأن و نزول وارد گرديده است و نيز صاحب كشف الاسرار گويد: درباره صهيب بن سنان رومى نازل شده كه از جمله صحابه بود و چون در كودكى بدست روميان اسير شده بود. از اين جهت به صهيب رومى معروف گرديد و مورد علاقه پيامبر بود و عمر بن الخطاب وصيت كرده بود كه صهيب بعد از مرگ بر او نماز بگذارد و در راه هجرت بدست مشركين افتاد. تمام اموال او را گرفتند و او را مجبور كردند كه مرتد شود و از اسلام برگردد. صهيب گفت: من مرد پيرى هستم اگر با شما هم باشم به حال شما نفعى ندارم مرا واگذاريد و آنچه دارم از من بستانيد مشركين اموال او را گرفتند و صهيب از آن پس به مدينه مهاجرت نمود.
  4. شيخ بزرگوار نيز در امالى خود بعد از پنج واسطه از حكيم بن جبير او از امام زين العابدين عليه‌السلام نقل نمايد كه اين آيه درباره امام على مرتضى علیه‌السلام در موقعى كه به جاى پيامبر در بستر او خوابيد نازل گرديد و نيز در مجالس خود بعد از پنج واسطه از سالم بن ابى‌الجعد كه او سند حديث را به ابوذر مي‌رساند نقل نمايد كه عمر بن الخطاب براى تعيين خليفه بعد از خود دستور داده بود كه شش نفر: على و عثمان و طلحة و زبير و عبدالرحمن بن عوف و سعد بن ابى‌وقاص در خانه اى داخل شوند و در خانه را بر خويش ببندند و در كار خلافت به شور پردازند و اگر پنج نفر در يك رأى متفق شدند و يك نفر مخالف بود او را بكشند و نيز اگر چهار نفر بر يك قول متفق گشتند و دو نفر مخالف شدند آن دو نفر را به قتل رسانند. وقتى كه همگى بر يك قول متفق شدند، على به آنان گفت: ميل دارم از من موضوعى را كه مطرح مي‌كنم بشنويد، اگر حق بود قبول نمائيد و اگر باطل بود رد كنيد، گفتند: بگو! على پس از ذكر حقايق فضائل خويش كه مورد قبول آنان واقع شده بود، فرمود: آيا در ميان شما كسى هست كه اين آيه درباره او نازل شده باشد؟ سپس آيه را تلاوت نمود. آنان گفتند: همه ما اعتراف داريم كه تو هنگامى كه به جاى پيامبر در بستر او خوابيدى آية و من النّاس براى تو نازل گرديد.
  5. ثعلبى از علماى عامه نيز موضوع نزول آيه را درباره امام مرتضى علیه‌السلام از ابن عباس و سدى نقل نموده و نيز ابن عقبه در ملحمة و ابوالسعادات در فضائل العشرة و غزالى در اخبار طى رواياتى از ابواليقظان روايت كرده اند و طبرى و حرث بن ابى‌اسامة در مسند خود نقل نمايند كه درباره صهيب و ابوذر و جندب بن السكن نازل گرديده است.
  6. تفسیر عیاشى، ج ۱، ص ۱۰۱، ح ۲۹۲ ; تفسیر برهان، ج ۱، ص ۲۰۶، ح ۷.
  7. مجمع البیان، ج ۲، ص ۵۳۵ ; تفسیر صافى، ج ۱- ، ص ۲۴۱.