البقرة ٢٠٣

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

و خدا را در روزهای معیّنی یاد کنید! (روزهای 11 و 12 و 13 ماه ذی حجه). و هر کس شتاب کند، (و ذکر خدا را) در دو روز انجام دهد، گناهی بر او نیست، و هر که تأخیر کند، (و سه روز انجام دهد نیز) گناهی بر او نیست؛ برای کسی که تقوا پیشه کند. و از خدا بپرهیزید! و بدانید شما به سوی او محشور خواهید شد!

و خدا را در روزهاى معينى ياد كنيد پس هر كه شتاب كند [و اعمال را] در دو روز انجام دهد گناهى بر او نيست، و نيز هر كه [تا روز سوم‌] تأخير كند گناهى بر او نيست، [اين‌] براى كسى است كه تقوا پيشه كند. و از خدا پروا كنيد و بدانيد كه بى‌ترديد شما به سوى ا

و خدا را در روزهايى معيّن ياد كنيد، پس هر كس شتاب كند [و اعمال را] در دو روز [انجام دهد]، گناهى بر او نيست، و هر كه تأخير كند [و اعمال را در سه روز انجام دهد] گناهى بر او نيست. [اين اختيار ]براى كسى است كه [از محرمات‌] پرهيز كرده باشد. و از خدا پروا كنيد و بدانيد كه شما را به سوى او گرد خواهد آورد.

و خدا را یاد کنید (به ذکر تکبیر) در چند روزی معیّن (ایّام تشریق) پس هر که شتاب کند و اعمال را در دو روز انجام دهد گناه نکرده، و هر که تأخیر کند نیز گناه نکرده. این حکم برای کسی است که (از هر گناه یا از محرمات احرام) پرهیزکار بوده است، و از خدا بترسید و بدانید که به سوی خدا باز خواهید گشت.

و خدا را در روزهای معلوم و معینی [که یازدهم، دوازدهم و سیزدهم ماه ذوالحجه ایام وقوف در منی است] یاد کنید. پس هر که در دو روز [واجبات منی را انجام دهد و به کوچ کردن از آن] شتاب ورزد، گناهی بر او نیست، و هر که [تا روز سوم] تأخیر کند، بر او هم گناهی نیست، [اختیار کردن وقوف در منی چه در دو روز، چه در سه روز] برای کسی است که [از محرمات احرام] پرهیز کرده است. و از خدا پروا کنید و بدانید که یقیناً همه شما به سوی او محشور خواهید شد.

خداوند را در روزهايى چند ياد كنيد، و هر كه در دو روز شتاب كند، مرتكب گناهى نشده است. هر پرهيزگارى هم كه تأخير كند گناهى نكرده است. از خدا بترسيد و بدانيد كه همگان به پيشگاه وى گِرد مى‌آييد.

و خداوند را در روزهای اندکشمار [تشریق‌] یاد کنید و هرکس شتاب کند [و اعمال را در دو روز انجام دهد] بر او گناهی نیست و هرکس تاخیر کند [و در سه روز انجام دهد] بر او هم گناهی نیست چون تقوا ورزد، و از خداوند پروا کنید و بدانید که به نزد او محشور خواهید شد

خداى را در روزهايى چند- سه روز تشريق- ياد كنيد، پس هر كه در دو روز شتاب كند- يعنى اعمال را در دو روز انجام دهد و بازگشت از منى را به روز سوم نكشاند- گناهى بر وى نيست، و هر كه تاخير كند- تا آخر روزهاى تشريق- نيز گناهى بر او نيست، براى كسى كه [از محرمات احرام‌] بپرهيزد. و از خدا پروا كنيد و بدانيد كه به سوى او برانگيخته و فراهم مى‌شويد.

و در روزهای مشخّصی (که سه روز ایّام التشریق، یعنی یازدهم و دوازدهم و سیزدهم ماه ذی‌الحجّه است و حاجیان در مِنیا بسر می‌برند) خدا را یاد کنید (و با اذکار و ادعیه به عبادت و پرستش او بپردازید). و اگر کسی (عبادت سه روزه را در دو روز اوّل ایّام التشریق انجام دهد و) شتاب نماید، گناهی بر او نیست (و مانعی نخواهد بود که روز سوم برای رمی جمرات نباشد)، و کسی که ماندگار شود و (از رخصت استفاده نکند، بهتر هم خواهد بود و) گناهی نخواهد داشت، (و این رخصت تعجیل یا تأخیر و نفی گناه از شتابنده و ماندگار، تنها) از آنِ کسی است که تقوا پیشه سازد (و از منهیّات و محرّمات خویشتن را به دور دارد). از (خشم و انتقام) خدا بپرهیزید و بدانید که در پیشگاه او جمع خواهید شد (و به اعمال و اقوالتان رسیدگی خواهد گردید و پاداش نیکان و پادافره بدان داده خواهد شد).

و خدا را در روزهایی برشمرده [:مُنی] یاد کنید؛ پس هر کس در دو روز شتاب کند، (و اعمال مُنی را در آن دو روز انجام دهد) هیچ گناهی بر او نیست، و (نیز) هر که تأخیر کند (و اعمال مُنی را در سه روز انجام دهد) هیچ گناهی بر او نیست (و این اختیار) برای کسی (است) که (از محرّمات در حال احرام حج تا کنون) پرهیز کرده باشد (وگرنه سه روز باید در منی بماند). و از خدا پروا کنید و بدانید که شما تنها سوی او گردآورده خواهید شد.

و یاد کنید خدا را روزهائی چند پس آن کس که بشتابد در دو روز نیست بر او گناهی و آن کس که دیر کند نیست بر او گناهی برای آن کس که پرهیز کرده است و بترسید خدا را و بدانید که بسوی او گرد آورده شوید


البقرة ٢٠٢ آیه ٢٠٣ البقرة ٢٠٤
سوره : سوره البقرة
نزول : ٧ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٢٩
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«أُذْکُرُوا اللهَ»: مقصود از ذکر، تکبیر و تهلیل و تحمید و تسبیح است که پس از نماز، و هنگام رمی جمرات، و در وقت ذبح قربانی گفته می‌شود. «أَیَّامٍ مَّعْدُودَاتٍ»: روزهای معلوم و مشخّص، که سه روز بعد از عید قربان است و ایّام التشریق نام دارد و حاجیان در مِنی بدین هنگام به رمی جمرات مشغول می‌گردند. «فَمَن تَعَجَّلَ»: اگر رمی جمرات در دو روز اوّل یا در خود سه روز انجام شود، بلامانع است. «تُحْشَرُونَ»: جمع آورده می‌شوید (نگا: آل‌عمران / و انعام / ).

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر


تفسیر نور (محسن قرائتی)


«203» وَ اذْكُرُوا اللَّهَ فِي أَيَّامٍ مَعْدُوداتٍ فَمَنْ تَعَجَّلَ فِي يَوْمَيْنِ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ وَ مَنْ تَأَخَّرَ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ لِمَنِ اتَّقى‌ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ‌

و خدا را در روزهاى معيّنى ياد كنيد، (روزهاى 11 و 12 و 13 ماه ذى‌الحجّه كه به ايام تشريق معروف است.) پس هر كس تعجيل كند (و اعمال مِنى‌ را) در دو روز (انجام دهد،) گناهى بر او نيست و هر پرهيزكارى كه تأخير كند (و اعمال را در سه روز انجام دهد نيز) گناهى بر او نيست. و از خدا پروا كنيد و بدانيد شما به سوى او محشور خواهيد شد.

نکته ها

در حديثى كه در تفسير نورالثقلين آمده، توصيه شده است: در پشت سر پانزده نماز كه آغازش نماز ظهر روز عيد و انجامش، نماز صبح روز سيزدهم است، اين دعا خوانده شود:

«اللَّه اكبر، اللَّه اكبر، لااله‌الّااللّه واللَّه اكبر، وللّه الحمد، اللَّه اكبر على ما هَدانا، اللَّه اكبر على ما رزقنا من بهيمة الانعام» خداوند بزرگتر است، خداوند بزرگتر است و معبودى جز او نيست، خداوند بزرگتر است و حمد و سپاس مخصوص اوست، خداوند بزرگتر است به خاطر آنكه ما را هدايت كرد، خداوند بزرگتر است به خاطر آنكه از گوشت چهار پايان به ما روزى داد.

اين آيه مى‌فرمايد: كسى كه در خارج شدن از سرزمين مِنى‌ عجله كند و روز دوازدهم بعد از ظهر بيرون آمده و به مكّه رود، گناهى بر او نيست، چنانكه اگر كسى شب سيزدهم را نيز در مِنى‌ بماند، گناهى بر او نيست.

پیام ها

1- زمان در دعا اثر دارد. «فِي أَيَّامٍ مَعْدُوداتٍ»

2- خداوند در سايه لطف خود، راه را بر مردم تنگ نمى‌كند. «فَمَنْ تَعَجَّلَ ... وَ مَنْ تَأَخَّرَ»

3- اساس كار، تقواست. «لِمَنِ اتَّقى‌» به فرموده روايات مراد از «تقوى» در اينجا دورى كردن از محرّمات در حال احرام مى‌باشد.

جلد 1 - صفحه 318

4- تعجيل در خروج از سرزمين منى‌ در روز 12 ذى‌الحجة يا تأخير تا روز 13، بايد همراه تقوا باشد. «لِمَنِ اتَّقى‌»

اگر عجله براى نشان دادن زرنگى يا هدف فاسدى باشد و يا اضافه ماندن در آن سرزمين جهت خودنمايى و شهرت باشد، عمل فاسد مى‌شود.

5- كارِ مقدّس و سرزمينِ مقدّس به تنهايى كافى نيست، انسان نيز بايد مقدّس و با تقوا باشد. دوبار كلمه «تقوى» در كنار هم براى زائران خانه‌ى خدا آن هم در سرزمين منى‌، مى‌تواند نشانه‌ى اين باشد كه شيطان در همه‌جا نفوذ دارد.

6- ايمان به معاد، قوى‌ترين عامل تقواست. «وَ اتَّقُوا اللَّهَ ... أَنَّكُمْ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ اذْكُرُوا اللَّهَ فِي أَيَّامٍ مَعْدُوداتٍ فَمَنْ تَعَجَّلَ فِي يَوْمَيْنِ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ وَ مَنْ تَأَخَّرَ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ لِمَنِ اتَّقى‌ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ (203)

وَ اذْكُرُوا اللَّهَ‌: و ياد نمائيد خدا را، فِي أَيَّامٍ مَعْدُوداتٍ‌: در روزهاى شمرده شده به نام تشريق كه يازدهم و دوازدهم و سيزدهم ذى الحجه باشد.

مراد آنست كه در عقب پانزده نماز براى كسى كه در منى باشد تهليلات معينه را بگويد. فَمَنْ تَعَجَّلَ فِي يَوْمَيْنِ‌: پس هر كه تعجيل كند و از منى برود در دو روز اول، بعد از رمى جمرات، فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ‌: پس گناهى نيست‌


«1» نهج البلاغه، حكمت 300.

تفسير اثنا عشرى، ج‌1، ص: 366

بر او، لكن دو حكم بر او باشد: 1- آنكه نفر و كوچ كردن جايز نيست مگر بعد از زوال. 2- هرگاه آفتاب غروب كند روز دوازدهم در منى باشد واجب و متحتم است بر او ماندن شب سيزدهم در منى و رمى روز آن.

وَ مَنْ تَأَخَّرَ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ‌: اين نبودن گناه، لِمَنِ اتَّقى‌: براى كسى است كه پرهيز نموده باشد از صيد و نساء و طيب، چنانچه مروى و فتواى اكثر مى‌باشد. شرح اين حكم در كتب فقهى است. وَ اتَّقُوا اللَّهَ‌: و بترسيد و بيانديشيد خداى تعالى را در مجامع امور خود تا از عذاب او رها شده و به مثوبات جليله او فايز شويد. وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ‌: بدانيد بدرستى كه شما بسوى جزا و پاداش الهى محشور مى‌شويد. و مسلم است اين عمل و اعتقاد منبعث گرداند در مؤمن عزم و جزم به اطاعت اوامر سبحانى و ترك مناهى و محرمات الهى.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ اذْكُرُوا اللَّهَ فِي أَيَّامٍ مَعْدُوداتٍ فَمَنْ تَعَجَّلَ فِي يَوْمَيْنِ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ وَ مَنْ تَأَخَّرَ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ لِمَنِ اتَّقى‌ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ (203)

ترجمه‌

و ياد كنيد خدا را در روزهاى شمرده شده پس كسيكه تعجيل كند در دو روز پس نيست گناهى بر او و كسيكه تأخير كند پس نيست گناهى بر او از براى كسيكه پرهيزگار شد و بترسيد از خدا و بدانيد كه شما بسوى او محشور ميشويد..

تفسير

ذكر خداوند تكبير است در تعقيب پانزده نماز از ظهر روز عيد قربان تا صبح روز سيزدهم از براى كسيكه در منى باشد و در تعقيب ده نماز از براى كسى كه در ساير بلاد است و مراد از ايام معدودات همين سه روز بعد از عيد است كه آنرا ايام تشريق ناميده‌اند و تكبير باين نحو است اللّه اكبر اللّه اكبر لا اله الا اللّه و اللّه اكبر اللّه اكبر و للّه الحمد اللّه اكبر على ما هدانا اللّه اكبر على ما رزقنا من بهيمة الانعام اين بيان در كافى و عياشى و غيره از ائمه اطهار نقل شده است پس كسيكه تعجيل كند در كوچ‌


جلد 1 صفحه 259

كردن از منى بسوى وطن خود در دو روز بعد از عيد كه روز دوازدهم باشد بعد از فراغت از رمى جمرات گناهى ننموده است و كسيكه تأخير نمايد در حركت تا روز سيزدهم بعد از رمى آنهم گناهى نكرده است و گفته‌اند جهت آنكه خداوند تصريح فرموده در هر دو صورت بآنكه گناهى نكرده است آنستكه در زمان جاهليت بعضى مستعجل را گناهكار ميدانستند و برخى مستأخر را و خداوند هر دو را تخطئه فرموده است و در فقيه از حضرت صادق (ع) روايت نموده است كه مقصود آن نيست كه حكم توسعه دارد و مكلف مخير است بين تعجيل و تأخير بلكه مراد آنستكه خداوند مى‌آمرزد او را و گناهى براى او ثبت و ضبط نميشود و شايد مراد آن باشد كه مفاد كلام تخيير نيست بلكه نفى گناه است و ميسازد با آنكه تأخير رجحان داشته باشد يا تعجيل مشروط بشرطى باشد مانند بعد از زوال و اين حكم براى كسى است كه در حال احرام پرهيز نموده باشد از صيد و الا بايد روز سيزدهم حركت كند چنانچه در تهذيب از آنحضرت نقل نموده و روايات ديگرى هم باين مضمون نقل شده است و عياشى از حضرت باقر نقل نموده كه مراد از اتقاء در آيه شريفه پرهيز از صيد و جماع و فسوق و جدال و ساير محرمات احرام است و در تفسير امام (ع) بعد از بيان مراد از تعجيل و تأخير بتقريب متقدم فرموده است مراد از نفى گناه بشرط تقوى آنستكه تمام معاصى سابق او بواسطه حج بشرط مقارنت آن با تقوى و پشيمانى مغفور است لكن مشروط است بآنكه بعد از حج مرتكب معاصى نشود و الا گناهان سابقش براى بطلان توبه‌اش مغفور نميشود بلكه توبه جديد ميخواهد شايد مراد امام (ع) آن باشد كه معاصى بعد كاشف است از آنكه پشيمانى سابق حقيقى نبوده و عزم بر ترك نداشته و الا ديگر مرتكب معصيت نميشد چون پشيمانى حقيقى حالت روح را تغيير ميدهد و ديگر شخص مرتكب معصيت نميشود و اينكه ديده ميشود بعضى پى در پى توبه ميكنند و ميشكنند واقعا پشيمان نشدند و توبه ننمودند و الا معنى ندارد شرط قبول توبه در حج عدم ارتكاب معاصى بعد از حج باشد با آنكه اين شرط براى قبول توبه در غير حج نيست پس به اين بيان امام (ع) خواسته است حقيقت توبه را معرفى بفرمايد و عياشى از حضرت باقر (ع) روايت نموده است كه مراد از اهل تقوى در اين آيه شيعيانند پيغمبر (ص) فرموده ثابت نميماند بر ولايت على (ع) مگر اهل تقوى و قريب باين مضمون از حضرت صادق (ع) هم نقل شده است در هر حال‌


جلد 1 صفحه 260

قول خداوند لمن اتقى در آيه شريفه بنظر حقير خبر است از مبتداء محذوف كه ذلك باشد و چون كلام سابق مشتمل بر وعد است دلالت بر آن دارد يعنى اين وعده مغفرت براى اهل تقوى است يا اين حكم براى پرهيزكاران است و نكته بلاغتى حذف اولا اختصار و ثانيا اهتمام بشرط تقوى است كه تا خواسته باشند ربط متعلق را بكلام پيدا كنند قدرى تأمل لازم دارد و شرط در ذهن مستقر ميشود و اهميت پيدا ميكند و در عروة الوثقى مشروط نموده است خروج روز دوازدهم را به بعد از زوال و آنكه از زن و صيد اجتناب نموده باشد مع ذلك باز فرموده است افضل و احوط آنستكه روز عيد بيايد مكه اعمال حج را بجا بياورد و برگردد بمنى و ليالى ايام تشريق را در منى باشد و هر سه روز رمى نمايد در هر حال بايد تقوى را شعار نموده دانست كه تمام خلائق يك روز در پيشگاه احديت مجتمع و محشور ميشوند و در آنجا هر كس بجزاى اعمال خود از خير و شر خواهد رسيد.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


».

وَ اذكُرُوا اللّه‌َ فِي‌ أَيّام‌ٍ مَعدُودات‌ٍ فَمَن‌ تَعَجَّل‌َ فِي‌ يَومَين‌ِ فَلا إِثم‌َ عَلَيه‌ِ وَ مَن‌ تَأَخَّرَ فَلا إِثم‌َ عَلَيه‌ِ لِمَن‌ِ اتَّقي‌ وَ اتَّقُوا اللّه‌َ وَ اعلَمُوا أَنَّكُم‌ إِلَيه‌ِ تُحشَرُون‌َ (203)

(و ‌خدا‌ ‌را‌ ياد كنيد ‌در‌ روزهاي‌ معيني‌ ‌پس‌ كسي‌ ‌که‌ تعجيل‌ كند (خروج‌ ‌از‌ مني‌ ‌را‌) ‌در‌ دو روز ‌پس‌ گناهي‌ ‌بر‌ ‌او‌ نيست‌ و كسي‌ ‌که‌ تأخير اندازد گناهي‌ ‌بر‌ ‌او‌ نيست‌ نسبت‌ بكساني‌ ‌که‌ پرهيز كنند (‌از‌ بعضي‌ محرمات‌ احرام‌) و ‌از‌ معصيت‌ ‌خدا‌ بپرهيزيد و بدانيد ‌که‌ ‌شما‌ بسوي‌ ‌او‌ محشور ميگرديد) وَ اذكُرُوا اللّه‌َ فِي‌ أَيّام‌ٍ مَعدُودات‌ٍ مراد ‌از‌ ذكر ‌خدا‌ ‌در‌ اينجا ‌بر‌ حسب‌ اخبار معتبره‌ ‌از‌ ائمه‌ هدي‌ ‌عليهم‌ ‌السلام‌ و فتاوي‌ علماء شيعه‌ ‌اينکه‌ تكبيرات‌ ‌است‌:

اللّه‌ اكبر اللّه‌ اكبر ‌لا‌ اله‌ الا اللّه‌ و اللّه‌ اكبر اللّه‌ اكبر و للّه‌ الحمد اللّه‌ اكبر ‌علي‌ ‌ما هدينا و الحمد للّه‌ ‌علي‌ ‌ما اوليانا اللّه‌ اكبر ‌علي‌ ‌ما رزقنا ‌من‌ بهيمة الانعام‌

«

»

جلد 2 - صفحه 381

و مراد ‌از‌ ايام‌ معدودات‌، ايام‌ تشريق‌ ‌است‌ ‌که‌ روز يازدهم‌ و دوازدهم‌ و سيزدهم‌ ‌از‌ ذي‌ حجّة ‌است‌ و بنا ‌بر‌ مشهور مستحب‌ّ ‌است‌ ‌اينکه‌ تكبيرات‌ ‌در‌ عقب‌ پانزده‌ نماز ‌که‌ ابتداء ‌آن‌ نماز ظهر روز عيد و انتهاء ‌آن‌ نماز صبح‌ روز سيزدهم‌ ‌است‌ ‌براي‌ كساني‌ ‌که‌ ‌در‌ مني‌ باشند و ‌در‌ ساير بلاد ‌در‌ عقب‌ ده‌ نماز مستحب‌ّ ‌است‌ ‌که‌ اول‌ ‌آن‌ ظهر عيد و آخر ‌آن‌ صبح‌ دوازدهم‌ ‌است‌.

فَمَن‌ تَعَجَّل‌َ فِي‌ يَومَين‌ِ فَلا إِثم‌َ عَلَيه‌ِ وَ مَن‌ تَأَخَّرَ فَلا إِثم‌َ عَلَيه‌ِ مراد حركت‌ نمودن‌ ‌از‌ مني‌ بطرف‌ مكه‌ ‌در‌ ايام‌ تشريق‌ ‌بعد‌ ‌از‌ رمي‌ جمرات‌ ثلاث‌ ‌است‌ و مراد ‌از‌ يومين‌ روز دوازدهم‌ و سيزدهم‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌اينکه‌ دو روز روز نفر و خروج‌ ‌از‌ مني‌ ‌است‌ و خروج‌ ‌از‌ مني‌ ‌در‌ روز دوازدهم‌ ‌را‌ نفر اول‌ و ‌در‌ روز سيزدهم‌ ‌را‌ نفر دوم‌ گويند و تعجيل‌ ‌در‌ يومين‌ خروج‌ ‌در‌ روز دوازدهم‌ ‌است‌ ‌که‌ ميتوانند ‌بعد‌ ‌از‌ ظهر روز دوازدهم‌ ‌تا‌ نزديك‌ غروب‌ ‌از‌ مني‌ بمكه‌ حركت‌ كنند و ‌اگر‌ ‌تا‌ مغرب‌ ماندند واجب‌ ‌است‌ شب‌ سيزدهم‌ ‌را‌ نيز بيتوته‌ كنند و روز سيزدهم‌ رمي‌ جمرات‌ نموده‌ و سپس‌ بطرف‌ مكه‌ حركت‌ كنند و مراد ‌از‌ تأخير حركت‌ روز سيزدهم‌ ‌است‌ و مفاد جمله‌ ‌فلا‌ اثم‌ ‌عليه‌ ‌در‌ ‌هر‌ دو مورد نفي‌ اثم‌ ‌در‌ ‌هر‌ صورت‌ ‌است‌ ‌يعني‌ عنوان‌ تعجيل‌ و تأخير دخالتي‌ ‌در‌ نفي‌ گناه‌ ندارد و كسي‌ ‌که‌ عمل‌ حج‌ ‌را‌ انجام‌ داد آمرزيده‌ ميشود و گناهي‌ ‌بر‌ ‌او‌ نيست‌ چه‌ روز دوازدهم‌ خارج‌ شود و چه‌ روز سيزدهم‌ چنانچه‌ ‌از‌ فقيه‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌از‌ حضرت‌ صادق‌ ‌از‌ معني‌ ‌اينکه‌ ‌آيه‌ سؤال‌ ميشود ميفرمايد «

ليس‌ ‌هو‌ ‌علي‌ ان‌ّ ‌ذلک‌ واسع‌ ‌ان‌ شاء صنع‌ ذا و ‌إن‌ شاء صنع‌ ذا لكنّه‌ يرجع‌ مغفور اله‌ و ‌لا‌ ذنب‌ ‌له‌

» ‌يعني‌ مفاد ‌آيه‌ ترخيص‌ ‌در‌ نفر نيست‌ بلكه‌ غفران‌ ‌در‌ ‌هر‌ دو نفر ‌است‌ لِمَن‌ِ اتَّقي‌ ‌يعني‌ ‌اينکه‌ حكم‌ ‌براي‌ كسي‌ ‌است‌ ‌که‌ بپرهيزد و مراد ‌از‌ تقوي‌ ‌در‌ اينجا طبق‌ اخبار وارده‌ تقوي‌ ‌از‌ محرمات‌ احرام‌ ‌است‌ مانند صيد و نساء و ساير محرماتي‌ ‌که‌ باقي‌ مانده‌ ‌است‌ چنانچه‌ ‌از‌ فقيه‌ ‌از‌ حضرت‌ صادق‌ ‌عليه‌ السّلام‌ روايت‌ ‌شده‌

جلد 2 - صفحه 382

‌که‌ فرمود «

لمن‌ اتقي‌ الصيد ‌يعني‌ ‌في‌ احرامه‌ ‌حتي‌ ينفر اهل‌ مني‌ ‌في‌ النفر الاول‌

» و ‌از‌ عياشي‌ ‌از‌ حضرت‌ باقر ‌عليه‌ السّلام‌ روايت‌ ‌شده‌ ‌که‌ فرمود

(لمن‌ اتقي‌ منهم‌ الصيد و اتقي‌ الرفث‌ و الفسوق‌ و الجدال‌ و ‌ما حرم‌ اللّه‌ ‌عليه‌ ‌في‌ احرامه‌)

و ‌در‌ بعض‌ اخبار تعجل‌ و تأخر ‌در‌ ‌آيه‌ ‌به‌ تعجل‌ و تأخر ‌در‌ موت‌ تفسير ‌شده‌ چنانچه‌ ‌از‌ مجمع‌ و كافي‌ و فقيه‌ ‌از‌ حضرت‌ صادق‌ ‌عليه‌ السّلام‌ روايت‌ ‌شده‌

(‌يعني‌ ‌من‌ مات‌ قبل‌ ‌ان‌ يمضي‌ ‌الي‌ اهله‌ ‌فلا‌ اثم‌ ‌عليه‌ و ‌من‌ تأخر ‌فلا‌ اثم‌ ‌عليه‌ لمن‌ اتقي‌ الكبائر)

‌يعني‌ كسي‌ ‌که‌ موت‌ ‌او‌ ‌در‌ ‌اينکه‌ روز واقع‌ شود ‌از‌ گناهان‌ پاك‌ ميگردد و ‌اگر‌ موت‌ ‌او‌ تأخير يافت‌ گناهي‌ ‌بر‌ ‌او‌ نيست‌ ‌هر‌ گاه‌ ‌از‌ كبائر بپرهيزد و ‌اينکه‌ معني‌ (آمرزش‌ گناهان‌ كسيست‌ ‌که‌ عمل‌ حج‌ ‌را‌ انجام‌ دهد) و ‌از‌ بسياري‌ اخبار استفاده‌ ميشود مانند خبري‌ ‌که‌ ‌از‌ حضرت‌ صادق‌ ‌عليه‌ السّلام‌ روايت‌ كرديم‌ و خبري‌ ‌که‌ ‌از‌ جواهر ‌در‌ اول‌ كتاب‌ حج‌ّ

(انه‌ يخرج‌ ‌من‌ الذنوب‌ كيوم‌ ولدته‌ امّه‌)

و خبري‌ ‌که‌ ‌از‌ حضرت‌ صادق‌ ‌از‌ حضرت‌ ‌رسول‌ صلّي‌ اللّه‌ ‌عليه‌ و آله‌ و سلّم‌ روايت‌ ‌شده‌ ‌در‌ سفينه‌ ص‌ 213 ‌که‌ ميفرمايد ‌قد‌ غفر لك‌ ‌ما مضي‌ فاستأنف‌ العمل‌ ...) و ‌غير‌ اينها ‌از‌ اخبار ديگر وَ اتَّقُوا اللّه‌َ وَ اعلَمُوا أَنَّكُم‌ إِلَيه‌ِ تُحشَرُون‌َ امر بتقوي‌ عمومي‌ ‌است‌ و ‌در‌ آيات‌ قرآن‌ مكرر امر بتقوي‌ فرموده‌ و چنانچه‌ تذكر داده‌ايم‌ ‌اينکه‌ امر ارشاديست‌ نه‌ مولوي‌ ‌که‌ ترك‌ تقوي‌ ‌خود‌ معصيت‌ ‌علي‌ حدة ‌باشد‌ بلكه‌ عقوبت‌ مربوط بهمان‌ معصيتي‌ ‌است‌ ‌که‌ مرتكب‌ ‌شده‌، و ترك‌ معصيت‌ و فعل‌ طاعت‌ ‌که‌ مترتب‌ ‌بر‌ آنست‌ بحكم‌ عقل‌ لازم‌ ‌است‌.

و اعلموا امر بتحصيل‌ علم‌ نسبت‌ بحشر و معاد ‌است‌ ‌که‌ ‌از‌ جمله‌ اعتقادات‌ ‌است‌ و تحصيل‌ علم‌ نسبت‌ بهمه‌ ‌آنها‌ لازم‌ و واجب‌ ‌است‌ و جمله‌ ‌براي‌ تأكيد لزوم‌ تقوي‌ ‌است‌ زيرا ‌هر‌ چه‌ انسان‌ ايمان‌ بمعاد داشته‌ و متذكر ‌آن‌ ‌باشد‌ بيشتر ملازم‌ تقوي‌ خواهد ‌بود‌.

383

برگزیده تفسیر نمونه


(آیه 203)- این آیه آخرین آیه است که در اینجا در باره مراسم حجّ، سخن می‌گوید و سنتهای جاهلی را در رابطه با تفاخرهای موهوم نسبت به نیاکان و گذشتگان در هم می‌شکند و به آنها توصیه می‌کند که (بعد از مراسم عید) به یاد خدا باشند

ج1، ص185

می‌فرماید: «خدا را در روزهای معینی یاد کنید» (وَ اذْکُرُوا اللَّهَ فِی أَیَّامٍ مَعْدُوداتٍ).

در این که منظور از این اذکار چیست؟ در احادیث اسلامی به این صورت تعیین شده که بعد از پانزده نماز که آغازش نماز ظهر روز عید قربان، و پایانش نماز روز سیزدهم است، جمله‌های الهام‌بخش زیر تکرار گردد: اللّه اکبر اللّه اکبر لا اله الّا اللّه و اللّه اکبر و للّه الحمد اللّه اکبر علی ما هدانا اللّه اکبر علی ما رزقنا من بهیمة الانعام.

سپس در دنبال این دستور می‌افزاید: «کسانی که تعجیل کنند و (ذکر خدا را) در دو روز انجام دهند گناهی بر آنان نیست، و کسانی که تأخیر کنند (و سه روز انجام دهند نیز) گناهی بر آنها نیست، برای کسانی که تقوا پیشه کنند» (فَمَنْ تَعَجَّلَ فِی یَوْمَیْنِ فَلا إِثْمَ عَلَیْهِ وَ مَنْ تَأَخَّرَ فَلا إِثْمَ عَلَیْهِ لِمَنِ اتَّقی).

این تعبیر در حقیقت، اشاره به نوعی تخییر در اداء ذکر خدا، میان دو روز و سه روز می‌باشد.

و در پایان آیه، یک دستور کلی به تقوا داده می‌فرماید: «تقوای الهی پیشه کنید و بدانید شما به سوی او محشور خواهید شد» (وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّکُمْ إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ).

این جمله می‌تواند اشاره به این باشد که مراسم روحانی حجّ، گناهان گذشته شما را پاک کرده، و همچون فرزندی که از مادر متولد شده است پاک از این مراسم باز می‌گردید، اما مراقب باشید بعدا خود را آلوده نکنید.

نکات آیه

۱ - وجوب ذکر خداوند در روزهاى مشخص (ایّام تشریق) بر حج گزار (و اذکروا اللّه فى ایّام معدودات) مراد از روزهاى مشخّص، ایّام تشریق (یازدهم و دوازدهم و سیزدهم ذى الحجه) است.

۲ - اهمیّت فوق العاده ذکر خداوند در حج (فاذکروا اللّه ... و اذکروه ... فاذکروا اللّه ... و اذکروا اللّه)

۳ - ماندنِ در روزهاى معیّن (ایّام تشریق) در منى، از مناسک حج (و اذکروا اللّه فى ایّام معدودات فمن تعجّل فى یومین فلا اثم علیه و من تأخر فلا اثم علیه)

۴ - مخیر بودن حج گزار در کوچ کردن از منى در روز دوازدهم و یا روز سیزدهم مشروط به رعایت تقوا. (فمن تعجّل فى یومین فلا اثم علیه و من تأخر فلا اثم علیه لمن اتّقى)

۵ - لزوم رعایت تقواى الهى (و اتقوا اللّه)

۶ - تقواى الهى، زمینه ساز انجام فریضه حج (و اتقوا اللّه) با توجّه به اینکه در پایان بیان مناسک حج، مسأله تقوا مطرح شده است.

۷ - حشر (برانگیخته شدن) همگان، تنها به سوى خداوند است. (و اعلموا انکم الیه تحشرون)

۸ - توجّه به قیامت و بازگشت به خدا، زمینه ساز رعایت تقواى الهى (فاذا قضیتم مناسککم ... و اتقوا اللّه و اعلموا انکم الیه تحشرون)

۹ - توجّه به قیامت، زمینه ساز عمل به مناسک حج (و اعلموا انکم الیه تحشرون) با توجّه به اینکه پس از بیان مناسک حج، مسأله قیامت یاد شده است.

۱۰ - اجتماع حج گزاران، یادآور جمع شدن انسانها در قیامت (و اعلموا انکم الیه تحشرون)

روایات و احادیث

۱۱ - حجّ موجب آمرزش گناهان در صورت رعایت تقوا در آن (همانند پرهیز از محرمات احرام) (فمن تعجل فى یومین فلا اثم علیه و من تأخر فلا اثم علیه لمن اتقى) مؤید برداشت فوق، روایت امام صادق (ع) درباره آیه «فمن تعجل فى ...»، است که فرمود: یرجع لا ذنب له].

۱۲ - «ایّام معدودات»، ایّام تشریق است. (و اذکروا اللّه فى ایّام معدودات) امام صادق (ع) درباره آیه «و اذکروا اللّه فى ایّام معدودات»، فرمود: هى ایّام التشریق].

۱۳ - حج گزارى که در ایّام تشریق بمیرد، آمرزیده است. (فمن تعجّل فى یومین فلا اثم علیه) امام صادق (ع) درباره آیه «فمن تعجّل ...»، فرمود: یعنى من مات قبل ان یمضى، فلا اثم علیه].

۱۴ - پاکى حج گزار از گناه، در صورت پرهیز از گناهان بزرگ (و من تأخر فلا اثم علیه لمن اتقى) امام صادق (ع): ... «و من تأخر» ... «فلا اثم علیه» اذا اتّقى الکبائر].

موضوعات مرتبط

  • احکام: ۱، ۳، ۴
  • انسان: حشر انسان ۷، ۱۰ ; فرجام انسان ۷.
  • ایّام تشریق: ۱، ۳، ۱۲، ۱۳
  • ایمان: آثار عملى ایمان به آخرت ۸، ۹ ; رابطه ایمان و عمل ۸، ۹
  • تقوا: آثار تقوا ۶، ۱۳ ; اهمیّت تقوا ۴، ۵ ; زمینه تقوا ۸
  • تکلیف: زمینه عمل به تکلیف ۶، ۹
  • حاجیان: آمرزش حاجیان ۱۳
  • حج: اجتماع در حج ۱۰ ; احکام حج ۱، ۳، ۴ ; اهمیّت حج ۶ ; ذکر در حج ۱، ۲ ; مرگ در حج ۱۳
  • خدا: بازگشت به خدا ۷
  • ذکر: اهمیّت ذکر ۲ ; خدا ۱، ۲ ; ذکر قیامت ۱۰
  • علم: رابطه علم و عمل ۸، ۹
  • گناه: آمرزش گناه ۱۳، ۱۴ ; گناه کبیره ۱۳
  • مِنى: وقوف در مِنى ۳، ۴ واجبات، ۱

منابع

  1. کافى، ج ۴، ص ۳۳۷ ; نورالثقلین، ج ۱، ص ۲۰۳، ح ۷۴۴ و ۷۴۵.
  2. کافى، ج ۴، ص ۵۱۶، ح ۳ ; نورالثقلین، ج ۱، ص ۲۰۰- ، ح ۷۳۲.
  3. کافى، ج ۴، ص ۵۲۱، ح ۱۰ ; نورالثقلین، ج ۱، ص ۲۰۱، ح ۷۴۰.
  4. مجمع البیان، ج ۲، ص ۵۳۲.