البقرة ١٤١

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

(به هر حال) آنها امتی بودند که درگذشتند. آنچه کردند، برای خودشان است؛ و آنچه هم شما کرده‌اید، برای خودتان است؛ و شما مسئول اعمال آنها نیستید.

[به هر حال‌] آنها امّتى بودند كه گذشتند براى آنهاست آنچه كردند و براى شماست آنچه كرديد، و شما را از آنچه آنها مى‌كردند نپرسند

آن جماعت را روزگار سپرى شد؛ براى ايشان است آنچه به دست آورده‌اند؛ و براى شماست آنچه به دست آورده‌ايد؛ و از آنچه آنان مى‌كرده‌اند، شما بازخواست نخواهيد شد.

آن گروه پیشین همه درگذشتند، هر چه کردند برای خود کردند و شما نیز هر چه کنید به سود خویش کنید و شما مسئول کار آنان نخواهید بود.

آنان گروهی بودند که درگذشتند؛ آنچه [طاعت و معصیت] به دست آوردند مربوط به خود آنان است و آنچه شما به دست آوردید مربوط به خود شماست؛ و شما در برابر آنچه آنان انجام می دادند، مسؤول نیستید.

آنان امّتهايى بوده‌اند كه اكنون درگذشته‌اند. آنچه آنها كردند از آنِ آنهاست و آنچه شما مى‌كنيد از آنِ شماست و شما را از اعمال آنها نمى پرسند.

این امتی است که در گذشته است، از اوست آنچه کرده است و از شماست آنچه کرده‌اید، و با شما چون و چرا نکنند که آنان چه کرده‌اند

آنها گروهى بودند كه درگذشتند آنان راست آنچه كردند و شما راست آنچه كرده باشيد، و شما را از آنچه آنها مى‌كردند نپرسند.

(به هر حال) آنان قومی بودند که مردند و سر خود گرفتند. آنچه به چنگ آوردند متعلّق به خودشان است، و آنچه شما فراچنگ آورده‌اید از آن شما است، و درباره‌ی آنچه می‌کرده‌اند از شما پرسیده نمی‌شود (و هیچ کس مسؤول اعمال دیگری نیست و کسی را به گناه دیگری نمی‌گیرند).

آن گروه را بی‌گمان روزگاران سپری شد؛ تنها برای ایشان است آنچه به دست آوردند و تنها برای شماست آنچه به دست آوردید؛ و از آنچه آنان می‌کرده‌اند، شما بازخواست نمی‌شوید.

این است ملّتی که گذشت ایشان را است دسترنجشان و شما را است دسترنج شما و پرسش نشوید از آنچه بودند می‌کردند


البقرة ١٤٠ آیه ١٤١ البقرة ١٤٢
سوره : سوره البقرة
نزول : ٥ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٧
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«خَلَتْ»: رفته است. سرخود گرفته است.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


«141» تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَها ما كَسَبَتْ وَ لَكُمْ ما كَسَبْتُمْ وَ لا تُسْئَلُونَ عَمَّا كانُوا يَعْمَلُونَ‌

(به هر حال) آن امّت بگذشت، آنچه آنان بدست آوردند براى خودشان است و آنچه شما بدست آورديد براى خودتان است و شما از آنچه آنان كرده‌اند، سؤال نخواهيد شد.

پیام ها

1- در كسب خوشبختى، تكيه به گذشتگان و تاريخ پدران، چاره‌ساز نيست. «لَها ما كَسَبَتْ وَ لَكُمْ ما كَسَبْتُمْ»

گيرم پدر تو بود فاضل‌

از فضل پدر، تو را چه حاصل‌

2- هر امّتى، تنها مسئول عمل خويش است. «لا تُسْئَلُونَ عَمَّا كانُوا يَعْمَلُونَ»

جلد 1 - صفحه 217

جزء «2»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَها ما كَسَبَتْ وَ لَكُمْ ما كَسَبْتُمْ وَ لا تُسْئَلُونَ عَمَّا كانُوا يَعْمَلُونَ (141)

تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ‌: آن جماعت مذكوره قومى بودند كه رفتند و درگذشتند، لَها ما كَسَبَتْ‌: مر ايشان راست آنچه كسب نمودند و بجا آوردند از

تفسير اثنا عشرى، ج‌1، ص: 272

اعمال، وَ لَكُمْ ما كَسَبْتُمْ‌: و براى شما است آنچه كسب نموده‌ايد، يعنى جزاى كردار هر يك از آنها و شما از ثواب و عقاب محقق خواهد بود. وَ لا تُسْئَلُونَ عَمَّا كانُوا يَعْمَلُونَ‌: و پرسيده نشويد از آنچه ايشان كرده‌اند، يعنى شما مسئووليت نداريد از عمليات آنان.

تبصره: در تكرار آيه شريفه چند وجه ذكر شده: 1- به جهت مبالغه است در تحذير و زجر از آنچه در طباع آنان مستحكم شده از افتخار به پدران و اعتماد بر آنها. 2- خطاب آيه سابقه به اهل كتاب، و در اين آيه به جهت تحذير امت حضرت خاتم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم باشد از اقتداى به ايشان. 3- مراد «امة» در اول انبياء هستند، و در دوم اسلاف يهود و نصارى. يا اول راجع به امت ابراهيم، و دوم راجع به امت يهود مى‌باشد. 4- تكرار براى اهميت مطلب خارج از فصاحت نيست، بلكه لازم و واجب مى‌باشد.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَها ما كَسَبَتْ وَ لَكُمْ ما كَسَبْتُمْ وَ لا تُسْئَلُونَ عَمَّا كانُوا يَعْمَلُونَ (141)

بيان‌

ترجمه و تفسير اين آيه بفاصله چند آيه قبل از اين گذشت و گفته‌اند نكته تكرار مبالغه در منع است از آنچه مرتكز در اذهان شده است كه افتخار و مباهات بآباء و اجداد مينمايند و اتكال بعمل آنها ميكنند و خطاب در آيه سابقه باهل كتاب است و در اين آيه بمسلمانان است و مراد بامت آنجا انبيا هستند و اينجا پيشينيان يهود و نصارى ميباشند و بنظر حقير چون آيات بترتيب نزول ثبت نشده آنچه از اين قبيل مناسبات براى تكرار آيات يا ربط آنها بيكديگر ذكر شود لازم و مورد اعتماد نيست بلى چون امر بارجاع بقرآن مرتب باين ترتيب از ائمه اطهار صادر شده است احتمال خلاف مانع از حجيت ظواهرى كه از ترتيب استفاده ميشود نيست اگرچه شيخ استاد ما عليه الرحمه در حجيت اين قبيل ظواهر تأمل داشتند و سابقا اشاره بآن شد در هر حال ما در وسعت از بيان ربط آيات و تحمل تكلفات آن و ذكر اين قبيل نكاتيم و اگر اشاره شود بمجرد احتمال و رجاء اصابت با واقع است.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


تِلك‌َ أُمَّةٌ قَد خَلَت‌ لَها ما كَسَبَت‌ وَ لَكُم‌ ما كَسَبتُم‌ وَ لا تُسئَلُون‌َ عَمّا كانُوا يَعمَلُون‌َ (141)

(اينان‌ گروهي‌ بودند ‌که‌ گذشتند و ‌هر‌ چه‌ كردند نتيجه‌اش‌ ‌براي‌ خودشان‌ مي‌باشد و آنچه‌ ‌شما‌ مي‌كنيد نيز نتيجه‌اش‌ ‌براي‌ خودتان‌ مي‌باشد و ‌از‌ آنچه‌ آنان‌ مي‌كردند ‌از‌ ‌شما‌ سؤال‌ نميشود) عين‌ ‌اينکه‌ ‌آيه‌ ‌در‌ چند ‌آيه‌ قبل‌ گذشت‌ و تفسير ‌آن‌ ذكر گرديد تنها ‌در‌ وجه‌ تكرار ‌آن‌ مفسرين‌ وجوهي‌ ذكر نموده‌اند چنانچه‌ ‌در‌ مجمع‌ البيان‌ ‌از‌ قول‌ مفسرين‌ سه‌ وجه‌ ذكر نموده‌ و ‌در‌ الميزان‌ نيز وجه‌ رابعي‌ متذكر ‌شده‌ لكن‌ هيچ‌ يك‌ ‌از‌ ‌اينکه‌ وجوه‌ بنظر تمام‌ نيست‌ و آنچه‌ ‌از‌ سياق‌ آيات‌ استفاده‌ ميشود اينست‌ ‌که‌ چون‌ ‌در‌ آيات‌ قبل‌ ‌از‌ ‌آيه‌ اولي‌ خداوند شمه ‌از‌ شئون‌ انبياء مانند ابراهيم‌ و يعقوب‌ ‌را‌ متذكر شد و ‌اينکه‌ بسا موجب‌ ميشود ‌که‌ يهود و نصاري‌ سوء استفاده‌ نموده‌ و بگويند اينها آباء ‌ما هستند و بآنها افتخار نمايند خداوند ‌براي‌ دفع‌ دخل‌ ميفرمايد مقام‌ و شأن‌ و خوبي‌ ‌آنها‌ مربوط بخودشان‌ بوده‌ و اولاد ناخلف‌ و لجوج‌ و معاند ‌از‌ ‌آن‌ بهره نمي‌برد.

و آيات‌ قبل‌ ‌از‌ ‌آيه‌ ثانيه‌ چون‌ ‌در‌ مورد ابطال‌ دعاوي‌ يهود و نصاري‌ بوده‌ ‌که‌ انبياء ‌را‌ يهودي‌ ‌ يا ‌ نصراني‌ ميپنداشته‌ و ‌با‌ مسلمين‌ محاجه‌ مينمودند خداوند ‌پس‌ ‌از‌ ابطال‌ ‌اينکه‌ دعاوي‌ ‌به‌ بياني‌ ‌که‌ ذكر شد ميفرمايد آنان‌ ‌هر‌ چه‌ و ‌هر‌ ‌که‌ بودند مربوط بشما نيست‌ و شماها گرفتار اعمال‌ ‌خود‌ و مسئول‌ ‌آنها‌ ميباشيد.

برگزیده تفسیر نمونه


(آیه 141)- در این آیه به گونه دیگری به آنها پاسخ می‌گوید، می‌فرماید: به فرض این که همه این ادعاها درست باشد «آنها گروهی بودند که در گذشتند و پرونده اعمالشان بسته شد، و دورانشان سپری گشت و اعمالشان متعلق به خودشان است» (تِلْکَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَها ما کَسَبَتْ).

«و شما هم مسؤول اعمال خویش هستید و هیچ گونه مسؤولیتی در برابر اعمال آنها ندارید» (وَ لَکُمْ ما کَسَبْتُمْ وَ لا تُسْئَلُونَ عَمَّا کانُوا یَعْمَلُونَ).

ج1، ص129

آغاز جزء دوم قرآن مجید

ادامه سوره بقره

نکات آیه

۱ - ابراهیم، اسماعیل، اسحاق و یعقوب(ع)، امتى پرستشگر خدا و تسلیم در برابر او (تلک أمة قد خلت) مشار الیه «تلک» پیامبران یاد شده در آیه قبل است. به کارگیرى «تلک» براى اشاره به مذکر و لحاظ خبر (أمة) مى باشد.

۲ - همه انسانها حتى پیامبران بزرگ در دنیا باقى نمانده و به سراى دیگر خواهند رفت. (تلک أمة قد خلت) براى روشن شدن برداشت فوق به آیه ۱۳۴ ذیل برداشت شماره ۲ مراجعه شود.

۳ - پاداش اخروى اعمال نیک ابراهیم، اسماعیل، اسحاق و یعقوب(ع) اختصاص به خود ایشان دارد و دیگران از آن بهره اى نخواهند برد. (تلک أمة قد خلت لها ما کسبت) تقدیم «لها» بر «کسبت» گویاى حصر است. بنابراین «لها ما کسبت»; یعنى، دستاورد آنان تنها از آنِ ایشان و به سود خودشان است.

۴ - بهره مند شدن یهود از پاداش فضیلتها و اعمال شایسته پیامبرانى چون: ابراهیم، اسحاق و ... از باورهاى ناصواب یهود (لها ما کسبت و لکم ما کسبتم) از اینکه خداوند در خطاب به یهودیان این حقیقت را یادآور مى شود که دستاورد پیامبران نصیب دیگران نخواهد شد، مى توان به برداشت فوق دست یافت.

۵ - هر فرد و امتى از پاداش اعمال نیک خویش بهره مند خواهد شد. (لها ما کسبت و لکم ما کسبتم)

۶ - نتیجه عمل هر کس و هر جامعه اى از آنِ خود اوست و باید به او بازگردانده شود. (لها ما کسبت و لکم ما کسبتم)

۷ - هر جامعه و امتى داراى حیات، مرگ و شخصیتى مستقل (تلک أمة قد خلت)

۸ - انسانها مسؤول اعمال گذشتگان خویش نبوده و به سبب آنها مؤاخذه نخواهند شد. (و لاتسئلون عما کانوا یعملون)

۹ - مؤاخذه یهود به خاطر رفتار ناصواب نیاکانى از آنان، از پندارهاى باطل ایشان* (و لاتسئلون عما کانوا یعملون) مخاطب قرار دادن یهودیان و یادآور شدن این حقیقت که شما مسؤول اعمال گذشتگان نیستید، مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.

۱۰ - خویشاوندى با پیامبران و از نسل ایشان بودن، در قیامت کارساز نبوده و موجب رهایى از پیامدهاى اعمال نخواهد شد. (تلک أمة قد خلت لها ما کسبت و لکم ما کسبتم) بیان این معنا - که پاداش عمل پیامبران براى دیگران سودمند نخواهد بود - در خطاب به کسانى که از نسل پیامبرانى چون: ابراهیم، اسحاق و یعقوب هستند، گویاى برداشت فوق است.

۱۱ - عدل الهى در رسیدگى به اعمال انسانها و پاداش دهى به آنان (لها ما کسبت و لکم ما کسبتم)

موضوعات مرتبط

  • ابراهیم(ع): انقیاد ابراهیم(ع) ۱; پاداش اخروى ابراهیم(ع) ۳; عبادت ابراهیم(ع) ۱
  • اسحاق(ع): انقیاد اسحاق(ع) ۱; پاداش اخروى اسحاق(ع) ۳;عبادت اسحاق(ع) ۱
  • اسماعیل(ع): انقیاد اسماعیل(ع) ۱; پاداش اخروى اسماعیل(ع) ۳; عبادت اسماعیل(ع) ۱
  • امتها: امتهاى عابد ۱; پاداش امتها ۵; حیات امتها ۷; شخصیت امتها ۷; مرگ امتها ۷
  • انبیا: خویشاوندى با انبیا ۱۰; مرگ انبیا ۲; نسل انبیا ۱۰
  • انسان: مرگ انسان ها ۲
  • پاداش: اختصاصى بودن پاداش ۳، ۵، ۶; عدالت در پاداش ۱۱
  • تسلیم: اهمیّت تسلیم به خدا ۱
  • جامعه: حیات جوامع ۷; شخصیت جوامع ۷; مرگ جوامع ۷
  • خدا: پاداشهاى خدا ۱۱; حسابرسى خدا ۱۱; عدالت خدا ۱۱
  • عقیده: عقیده باطل ۴، ۹
  • عمل: آثار عمل ۱۰; انتفاع از عمل دیگران ۳، ۴; پاداش عمل ۶
  • عمل صالح: پاداش عمل صالح ۳، ۵
  • فرزند: محدوده مسؤولیت فرزند ۸
  • قیامت: خویشاوندى در قیامت ۱۰
  • مجازات: شخصى بودن مجازات ۸; نظام جزایى ۶، ۱۱
  • مرگ: حتمیت مرگ ۲
  • نجات: عوامل نجات اخروى ۱۰
  • نیاکان: عمل نیاکان ۸
  • یعقوب(ع): انقیاد یعقوب(ع) ۱; پاداش اخروى یعقوب(ع) ۳; عبادت یعقوب(ع) ۱
  • یهود: عقیده یهود ۴، ۹; عمل نیاکان یهود ۹

منابع