البقرة ١٠٥

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

کافران اهل کتاب، و (همچنین) مشرکان، دوست ندارند که از سوی خداوند، خیر و برکتی بر شما نازل گردد؛ در حالی که خداوند، رحمت خود را به هر کس بخواهد، اختصاص می‌دهد؛ و خداوند، صاحب فضل بزرگ است.

كفّار اهل كتاب و مشركان خوش ندارند كه از پروردگارتان خيرى بر شما نازل شود، امّا خدا هر كه را خواهد، خاصّ رحمت خويش مى‌كند كه خداوند صاحب فضل و كرم بزرگ است

نه كسانى كه از اهل كتاب كافر شده‌اند، و نه مشركان [هيچ كدام‌] دوست نمى‌دارند خيرى از جانب پروردگارتان بر شما فرود آيد، با آنكه خدا هر كه را خواهد به رحمت خود اختصاص دهد، و خدا داراى فزون‌بخشى عظيم است.

هرگز کافران اهل کتاب و مشرکان مایل نیستند که بر شما (مسلمین) خیری از جانب خدایتان نازل شود، لیکن خدا هر که را بخواهد به فضل و رحمت خویش مخصوص گرداند، و خدا صاحب فضل عظیم است.

نه کافران از اهل کتاب و نه مشرکان، دوست ندارند که هیچ خیری از سوی پروردگارتان بر شما نازل شود، در حالی که خدا هرکه را بخواهد به رحمت خود اختصاص می دهد؛ و خدا دارای فضل بزرگی است.

از ميان اهل كتاب آنان كه كافر شدند، و نيز مشركان، دوست نمى‌دارند كه از جانب پروردگار به شما خيرى برسد. و حال آنكه خدا هر كس را كه بخواهد به بخشايش خويش مخصوص مى‌دارد. خدا صاحب فضلى بزرگ است.

کسانی از اهل کتاب که کفرورزیده‌اند و همچنین مشرکان خوش ندارند که از سوی پروردگارتان خیری بر شما نازل گردد، حال آنکه خداوند هر کس را بخواهد مشمول رحمت خویش می‌گرداند، و خداوند دارای بخشش بیکران است‌

كسانى كه كافر شدند از اهل كتاب و مشركان، دوست ندارند كه از پروردگارتان هيچ نيكى- وحى يا رحمتى- بر شما فروآيد، و خداوند هر كه را خواهد به مِهر و بخشايش خود ويژه سازد، و خدا داراى فزونى و بخشش بزرگ است.

کافران اهل کتاب و همچنین مشرکان، دوست نمی‌دارند خیر و برکتی از جانب خدایتان بر شما نازل گردد و به شما دست دهد، در حالی که خداوند (به خواست و آرزوی ایشان توجّهی نمی‌کند و) به هرکس که بخواهد رحمت خویش را اختصاص می‌دهد، و خدا دارای فضل سترگ و بخشش بزرگ است.

نه کسانی از اهل کتاب که کافر شدند و نه مشرکان (هیچ کدام) دوست نمی‌دارند هیچ خیری از جانب پروردگارتان برایتان فرود آید. حال آنکه خدا هر که را خواهد به رحمت خود اختصاص می‌دهد. و خدا دارای فزون‌بخشیِ بزرگ است.

دوست ندارند آنانکه کافر شدند از اهل کتاب و از مشرکان که فرود شود بر شما خیری از پروردگار شما و خدا مخصوص کند به رحمت خود هر که را خواهد و خدا است دارنده فضلی بزرگ‌


البقرة ١٠٤ آیه ١٠٥ البقرة ١٠٦
سوره : سوره البقرة
نزول : ٥ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٢٨
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«مَا یَوَدُّ»: دوست نمی‌دارد. «خَیْرٍ»: آنچه در آن نفع و صلاح باشد. خوبی. «فَضْل»: خیر.


تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


«105» ما يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ وَ لَا الْمُشْرِكِينَ أَنْ يُنَزَّلَ عَلَيْكُمْ مِنْ خَيْرٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ اللَّهُ يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ‌

كافران از اهل كتاب ومشركان، دوست ندارند كه هيچ خير ونيكى از طرف پروردگارتان بر شما نازل شود. در حالى كه خداوند، رحمت خود را به هر كه بخواهد اختصاص مى‌دهد، و خداوند صاحب فضل بزرگ است.

نکته ها

اين آيه، از كينه توزى و عداوت مشركان و كفّار از اهل كتاب، نسبت به مؤمنان برمى‌دارد.

آنان حاضر نيستند، ببينند كه مسلمانان صاحب پيامبرى بزرگ و كتابى آسمانى هستند و مى‌خواهند نداى توحيد را به تمام جهان رسانده و با تمام تبعيضات نژادى و اقليمى و با تمام خرافاتِ مشركان و تحريفاتِ اهل كتاب مبارزه كنند و مانع عوام‌فريبى بزرگان آنان شوند.

خداوند در اين آيه مى‌فرمايد: لطف و رحمت خداوند طبق اراده‌ى او به هر كسى كه بخواهد اختصاص مى‌يابد و كارى به ميل اين و آن ندارد كه آنها دوست داشته باشند يا نه!

جلد 1 - صفحه 175

پیام ها

1- اراده‌ى قلبى و روحيّه باطنى دشمن را بشناسيد و هرگز به آنان تمايل پيدا نكنيد. «1» «ما يَوَدُّ ...»

2- خيررسانى، از شئون ربوبيّت است. «خَيْرٍ مِنْ رَبِّكُمْ»

3- توكّل به خدا كنيد و از كينه و حسادت دشمن نهراسيد. «وَ اللَّهُ يَخْتَصُّ»

4- حسادت حسود، هيچ اثرى در اراده‌ى لطف خداوند ندارد. «مَنْ يَشاءُ»*

5- فضل و رحمت و هدايت خداوند، شامل همه‌ى اقوام و ملل مى‌شود و اختصاصى به بنى‌اسرائيل وگروه خاصّى ندارد. «مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



ما يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ وَ لا الْمُشْرِكِينَ أَنْ يُنَزَّلَ عَلَيْكُمْ مِنْ خَيْرٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ اللَّهُ يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ (105)

شأن نزول: جمعى از يهود اظهار مودت با مؤمنان مى‌كردند و مؤمنين گمان مى‌بردند كه آنها خيرخواه ايشان هستند، حق تعالى به جهت تكذيب و رد قول يهود آيه شريفه نازل فرمود:

ما يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا: دوست نمى‌دارند آنها كه كافر شدند، مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ‌: از اهل كتاب كه يهود باشند، وَ لَا الْمُشْرِكِينَ‌: و نه مشركان، يعنى هر دو اين طايفه دوست ندارند، أَنْ يُنَزَّلَ عَلَيْكُمْ‌: اينكه نازل شود بر شما، مِنْ خَيْرٍ مِنْ رَبِّكُمْ‌: هيچگونه خيرى از جانب پروردگار شما نه خير دنيوى و نه خير اخروى. مراد از خير وحى و قرآن است كه جامع تمام خيرات مى‌باشد. و نزد بعضى خير را تفسير به علم و نصرت نموده‌اند، چون يهود كراهت داشتند نبوت به آل اسماعيل عليه السلام انتقال يابد، و مشركان را داعيه آن بود كه نبوت به وليد بن مغيره و نعيم ثقفى رسد، حق تعالى فرمود: وَ اللَّهُ يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ‌: و خداى تعالى اختصاص دهد نبوت و وحى را كه محض رحمت است، مَنْ يَشاءُ: هر كه را خواهد و مصلحت بيند و حكمت بالغه اقتضا كند. وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ‌: و خداى تعالى صاحب فضل بزرگ است بر هر كه را نبوت كرامت فرمايد. و اين دلالت دارد بر آنكه نبوت از معظم فضل مى‌باشد.

تفسير برهان- حضرت رضا عليه السلام از جد بزرگوار خود حضرت صادق عليه السلام روايت نموده در اين آيه فرمود: مختصين به رحمت خدا، پيغمبر خدا و وصى او و عترت ايشان است؛ بدرستى كه حق تعالى خلق‌

تفسير اثنا عشرى، ج‌1، ص: 223

فرمود صد رحمت را، پس نود و نه رحمت نزد سبحانى ذخيره است براى حضرت محمد و على عليه السلام و عترت اين دو بزرگوار، و يك رحمت مبسوط است بر ساير موجودات‌ «1».

حق تعالى نبوت آن حضرت را در اين آيه رحمت نام فرموده، چنانچه خود آن سرور را نيز رحمت خوانده كه: وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ‌.

نكته: «من» اوّلى براى تبيين، و دومى مزيده براى استغراق، و سومى براى ابتداء باشد.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


ما يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ وَ لا الْمُشْرِكِينَ أَنْ يُنَزَّلَ عَلَيْكُمْ مِنْ خَيْرٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ اللَّهُ يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ (105)

ترجمه‌

دوست نميدارند آنانكه كافر شدند از اهل كتاب و نه مشركان آنكه فرستاده شود بر شما هيچ خيرى از پروردگارتان و خدا مخصوص ميفرمايد برحمت خود كسيرا كه بخواهد و خداوند صاحب فضل بزرگ است..

تفسير

خير آيت واضح و حجت آشكار و معجزه داله بر نبوت پيغمبر (ص) و شرف اهل بيت او است و رحمت توفيق بدين اسلام و دوستى محمد (ص) و على (ع) است و در مجمع از امير المؤمنين و حضرت باقر (ع) روايت نموده است كه مراد از رحمت نبوت است و بر هر يك از دو تقدير مشمول فضل بزرگ مخصوص برحمت است خواه پيغمبر باشد خواه اهل ايمان و بنظر حقير ظواهر الفاظ در معانى خود محفوظ است و در اين موارد بيان مصاديق كامله شده است.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


ما يَوَدُّ الَّذِين‌َ كَفَرُوا مِن‌ أَهل‌ِ الكِتاب‌ِ وَ ‌لا‌ المُشرِكِين‌َ أَن‌ يُنَزَّل‌َ عَلَيكُم‌ مِن‌ خَيرٍ مِن‌ رَبِّكُم‌ وَ اللّه‌ُ يَختَص‌ُّ بِرَحمَتِه‌ِ مَن‌ يَشاءُ وَ اللّه‌ُ ذُو الفَضل‌ِ العَظِيم‌ِ (105)

(كساني‌ ‌که‌ كافر شدند ‌از‌ اهل‌ كتاب‌ و مشركين‌ و بت‌ پرستان‌ دوست‌ نميدارند ‌که‌ هيچ‌ خيري‌ ‌از‌ پروردگار ‌شما‌ ‌بر‌ ‌شما‌ نازل‌ شود و حال‌ آنكه‌ ‌خدا‌ برحمت‌ ‌خود‌ اختصاص‌ ميدهد ‌هر‌ ‌که‌ ‌را‌ بخواهد و ‌خدا‌ صاحب‌ فضل‌ بزرگ‌ ‌است‌) چون‌ اهل‌ كتاب‌ مخصوصا يهود تصور مي‌كردند ‌که‌ پيغمبر موعود ‌از‌ ‌آنها‌ ‌است‌ و ‌اينکه‌ امتياز ‌که‌ بعثت‌ رسل‌ و انزال‌ كتب‌ ‌باشد‌ خصيصه‌ آنان‌ ‌است‌ لذا وقتي‌ ديدند پيغمبر موعود ‌از‌ ‌غير‌ ‌آنها‌ ‌است‌ و كتاب‌ آسماني‌ ‌بر‌ ‌او‌ ‌هم‌ نازل‌ شد و حقايقي‌ ‌را‌ ‌که‌ يهود حاضر نبودند كشف‌ شود بوسيله‌ قرآن‌ ظاهر گرديد و ‌در‌ جنگها و غزوات‌ مرتبا پيروز ‌شده‌ و نصرت‌ الهي‌ شامل‌ حالشان‌ گرديد ‌از‌ ‌اينکه‌ جهت‌ حسد بردند و ‌از‌ اينكه‌ خيري‌ ‌از‌ ‌خدا‌ شامل‌ حال‌ پيروان‌ پيغمبر اسلام‌ صلّي‌ اللّه‌ ‌عليه‌ و آله‌ و سلّم‌ شود بسيار ناراحت‌ و نگران‌ بودند.

و همچنين‌ مشركين‌ قريش‌ ‌از‌ كبر و نخوتي‌ ‌که‌ داشتند گمان‌ نمي‌بردند كار پيغمبر و آئين‌ ‌او‌ رونقي‌ پيدا كند و ‌از‌ اينكه‌ پيغمبر و يارانش‌ ‌در‌ غزوات‌ مختلف‌ مشمول‌ نصرت‌ و ظفر و ياري‌ الهي‌ ميشدند بسيار اندوهگين‌ و ناراحت‌ بودند و بالجمله‌ اهل‌ كتاب‌ و مشركين‌ ‌به‌ هيچ‌ وجه‌ حاضر نبودند ‌که‌ خير و خوشي‌ ‌از‌ جانب‌ ‌خدا‌ ‌بر‌ مسلمانان‌ نازل‌ شود و ‌حتي‌ كفار قريش‌ ‌در‌ همان‌ اوان‌ بعثت‌ چنانچه‌ قرآن‌ ‌از‌ ‌آنها‌ نقل‌ ميكند ميگفتند لَو لا نُزِّل‌َ هذَا القُرآن‌ُ عَلي‌ رَجُل‌ٍ مِن‌َ القَريَتَين‌ِ عَظِيم‌ٍ«1»


1‌-‌ سوره‌ زخرف‌ ‌آيه‌ 30

جلد 2 - صفحه 137

چرا قرآن‌ ‌بر‌ مرد بزرگي‌ ‌از‌ يكي‌ ‌از‌ دو شهرستان‌ مكه‌ و طايف‌ ‌که‌ عروة ‌بن‌ مسعود ثقفي‌ و وليد ‌بن‌ مغيرة ‌باشد‌ نازل‌ نشده‌ ‌است‌ و يهود چنانچه‌ قبلا ذكر شد مي‌گفتند نُؤمِن‌ُ بِما أُنزِل‌َ عَلَينا بنا ‌بر‌ ‌اينکه‌ مفاد ‌آيه‌ بيان‌ حسد اهل‌ كتاب‌ و مشركين‌ و بدخواهي‌ آنان‌ نسبت‌ بمسلمين‌ ‌است‌.

ما يَوَدُّ بمعني‌ ‌ما يتمنّي‌ (آرزو نميكنند) و بمعني‌ ‌ما يحب‌ّ (دوست‌ نميدارند) ‌هر‌ دو آمده‌ و ‌من‌ مِن‌ أَهل‌ِ الكِتاب‌ِ بيانيّه‌ ‌است‌ وَ لَا المُشرِكِين‌َ بحسب‌ لفظ عطف‌ باهل‌ الكتاب‌ ‌است‌ ‌اگر‌ چه‌ بحسب‌ معني‌ معطوف‌ ‌بر‌ الَّذِين‌َ كَفَرُوا ميباشد أَن‌ يُنَزَّل‌َ ‌در‌ محل‌ نصب‌ ‌است‌ بنا ‌بر‌ مفعول‌ بودن‌ ‌براي‌ «يودّ» و ‌من‌ اول‌ ‌در‌ مِن‌ خَيرٍ مِن‌ رَبِّكُم‌ بعضي‌ گفتند زائده‌ و ‌براي‌ تأكيد و استغراق‌ ‌در‌ نفي‌ ‌است‌ و بهتر اينست‌ ‌که‌ گفته‌ شود بيانيه‌ ‌است‌ و بيان‌ أَن‌ يُنَزَّل‌َ عَلَيكُم‌ ‌را‌ مي‌نمايد و ‌من‌ دوم‌ ‌براي‌ ابتداء غايت‌ ‌است‌ و ‌در‌ بعض‌ اخبار خير بقرآن‌ تفسير ‌شده‌ و ‌اينکه‌ ‌از‌ باب‌ اظهر مصاديق‌ آنست‌ و ‌با‌ عموم‌ ‌که‌ جميع‌ خيرات‌ دنيويه‌ و اخرويه‌ ‌باشد‌ منافات‌ ندارد و همچنين‌ رحمت‌ ‌در‌ وَ اللّه‌ُ يَختَص‌ُّ بِرَحمَتِه‌ِ مَن‌ يَشاءُ ‌در‌ خبر منسوب‌ بامير المؤمنين‌ ‌عليه‌ السّلام‌ و حضرت‌ باقر ‌عليه‌ السّلام‌ تفسير بنبوت‌ ‌شده‌ ‌که‌ اجلي‌ مصاديق‌ ‌آن‌ ‌است‌ و منافي‌ ‌با‌ عموم‌ رحمت‌ نيست‌ و ‌اينکه‌ جمله‌ رد ‌بر‌ انديشه‌ باطل‌ آنهاست‌ ‌که‌ توهم‌ ميكنند افاضه‌ رحمت‌ الهي‌ ‌بر‌ بندگان‌ بميل‌ و خواهش‌ آنهاست‌.

و جمله‌ وَ اللّه‌ُ ذُو الفَضل‌ِ العَظِيم‌ِ بمنزله‌ علت‌ و بيان‌ وجه‌ اختصاص‌ برحمت‌ ‌است‌ بهر ‌که‌ بخواهد.

و فضل‌ بمعني‌ رحمت‌ و بخشش‌ ‌است‌ و شمول‌ ‌آن‌ منوط بقابليت‌ محل‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌هر‌ كس‌ ‌را‌ ‌خدا‌ لايق‌ تفضلات‌ و مراحم‌ ‌خود‌ بداند مورد تفضل‌ قرار مي‌دهد و چون‌ كفار ‌از‌ اهل‌ كتاب‌ و مشركين‌ لياقت‌ ‌اينکه‌ مراحم‌ الهي‌ ‌را‌ نداشتند لذا شامل‌ حالشان‌ نشد، و چنانچه‌ متذكر شده‌ايم‌ نعم‌ و مثوبات‌ الهي‌ همه‌ ‌از‌ روي‌

جلد 2 - صفحه 138

تفضل‌ ‌است‌ و ايمان‌ و اخلاق‌ و اعمال‌ صالحه‌ ‌در‌ انسان‌ قابليت‌ ايجاد مي‌كند و چنانچه‌ ‌در‌ ادعيه‌ وارده‌ دارد «

‌کل‌ نعمك‌ ابتداء

» همه‌ نعمت‌هاي‌ الهي‌ ابتدايي‌ ‌است‌ و ‌در‌ عوض‌ عمل‌ نيست‌ و كسي‌ بواسطه‌ عبادت‌ استحقاق‌ و طلب‌ پيدا نمي‌كند.

برگزیده تفسیر نمونه


(آیه 105)- این آیه، پرده از روی کینه توزی و عداوت گروه مشرکان و گروه اهل کتاب نیست به مؤمنان برداشته، می‌گوید: «کافران اهل کتاب و همچنین

ج1، ص108

مشرکان دوست ندارند خیر و برکتی از سوی خدا بر شما نازل گردد» (ما یَوَدُّ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ وَ لَا الْمُشْرِکِینَ أَنْ یُنَزَّلَ عَلَیْکُمْ مِنْ خَیْرٍ مِنْ رَبِّکُمْ).

ولی این تنها آرزویی بیش نیست زیرا: «خداوند رحمت و خیر و برکت خویش را به هر کس بخواهد اختصاص می‌دهد» (وَ اللَّهُ یَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ یَشاءُ).

«و خداوند دارای بخشش و فضل عظیم است» (وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ).

آری! دشمنان از شدّت کینه توزی و حسادت حاضر نبودند این افتخار و موهبت را بر مسلمانان ببینند که پیامبری بزرگ، صاحب یک کتاب آسمانی با عظمت از سوی خداوند بر آنها مبعوث گردد، ولی مگر می‌توان جلو فضل و رحمت خدا را گرفت؟

نکات آیه

۱ - اهل کتاب (یهود و نصارا) و مشرکان، مردمى کفرپیشه اند. (ما یودّ الذین کفروا من اهل الکتب و لاالمشرکین) «من» در «من أهل ...» به دلیل عطف «المشرکین» بر «اهل الکتاب» بیانیه است. بنابراین «ما یود الذین کفروا ...»; یعنى، آنان که کافر شدند - مقصود از کافران، اهل کتاب و مشرکانند - دوست ندارند.

۲ - کفرپیشگان (یهود، نصارا و مشرکان) ناخشنود از نزول کمترین خیر، بر مسلمانان (ما یودّ الذین کفروا ... أن ینزل علیکم من خیر) نکره آوردن «خیر» به همراه «من» زایده در آیه، حکایت از آن دارد که: مشرکان کمترین خیرى را براى مسلمانان نمى پسندیدند.

۳ - خداوند، سرچشمه خیرها و برکتها براى انسانهاست. (أن ینزل علیکم من خیر من ربکم)

۴ - نزول خیرها و برکتها از ناحیه خدا، پرتوى از ربوبیت او بر انسانهاست. (أن ینزل علیکم من خیر من ربکم) برداشت فوق، با توجّه به اسم «رب» استفاده شده است.

۵ - همسویى اهل کتاب با مشرکان در دشمنى با اسلام و مسلمانان، امرى شگفت و به دور از انتظار (ما یودّ الذین کفروا من اهل الکتب و لاالمشرکین أن ینزل علیکم من خیر) آوردن عنوان اهل کتاب براى یهودیان - که حکایت از اعتقاد به توحید، رسالت و ... دارد - و بیان همسویى آنان با مشرکانى که هیچ یک از اصول ادیان الهى را باور ندارند، اشاره به نامعقول بودن آن پیوند و شگفت آور بودنش دارد.

۶ - خداوند، بر اساس مشیّت خویش رحمتش را به گروهى از انسانها اختصاص مى دهد. (و اللّه یختص برحمته من یشاء)

۷ - خداوند، داراى رحمتى خاص است. (و اللّه یختص برحمته من یشاء)

۸ - ناخشنودى کفرپیشگان از نایل شدن مؤمنان به خیر و برکت، بازدارنده رحمت الهى بر اهل ایمان نخواهد شد. (ما یودّ الذین کفروا ... أن ینزل علیکم من خیر و اللّه یختص برحمته من یشاء)

۹ - خداوند، داراى فضل و بخششى بزرگ است. (و اللّه ذوالفضل العظیم)

۱۰ - نزول رحمت خاص الهى بر بندگان، مسبوق به وجود زمینه ها و شایستگیهایى در آنان است. (و اللّه یختص برحمته من یشاء و اللّه ذوالفضل العظیم) هدف از توصیف خداوند به دارنده فضل و بخشش بى کران، پس از «و اللّه یختص برحمته من یشاء»، بیان این حقیقت است که: اگر خداوند رحمت ویژه خود رابه همگان عطا نمى کند و به فرد و یا گروهى اختصاص مى دهد، نه از جهت کمبود رحمت است; بلکه وجود زمینه در انسانها، دخیل در جلب رحمت ویژه الهى است.

۱۱ - مشیّتهاى الهى، قانونمند و از گزاف بودن منزّه است. (و اللّه یختص برحمته من یشاء و اللّه ذوالفضل العظیم)

روایات و احادیث

۱۲ - «روى عن أمیرالمؤمنین(ع) و عن ابى جعفر الباقر(ع) ان المراد برحمته هنا النبوة ...;] از امیرالمؤمنین و امام باقر(ع) درباره «رحمت» در آیه فوق روایت شده که مراد نبوت است ...».

موضوعات مرتبط

  • اسلام: دشمنان اسلام ۵
  • اسماء و صفات: ذوالفضل العظیم ۹
  • امور: امور شگفت آور ۵
  • اهل کتاب: دشمنى اهل کتاب ۵; کفر اهل کتاب ۱
  • خدا: اختصاصات خدا ۳; رحمت خاص خدا ۶، ۷، ۱۰; رحمت خدا ۸; شرایط نزول رحمت خدا ۱۰; عظمت فضل خدا ۹; قانونمندى مشیّت خدا ۱۱; مراتب فضل خدا ۹; مشیّت خدا ۶; مظاهر ربوبیت خدا ۴
  • خیر: منشأ خیر ۳، ۴
  • رحمت: مشمولان رحمت ۶، ۸، ۱۰
  • کافران: ۱ کافران و مسلمانان ۲; ناخشنودى کافران ۲، ۸
  • مسلمانان: دشمنان مسلمانان ۵; نزول خیر بر مسلمانان ۲، ۸
  • مسیحیان: کفر مسیحیان ۱; مسیحیان و مسلمانان ۲; ناخشنودى مسیحیان ۲
  • مشرکان: اتحاد مشرکان با اهل کتاب ۵; دشمنى مشرکان ۵; کفر مشرکان ۱; ناخشنودى مشرکان ۲
  • نبوت: رحمت نبوت ۱۲
  • یهود: کفر یهود ۱; ناخشنودى یهود ۲; یهود و مسلمانان ۲

منابع

  1. مجمع البیان، ج ۱، ص ۳۴۴; نورالثقلین، ج ۱- ، ص ۱۱۵، ح ۳۱۰.