الإنفطار ١١

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

والا مقام و نویسنده (اعمال نیک و بد شما)،

|نويسندگانى ارجمند

[فرشتگان‌] بزرگوارى كه نويسندگان [اعمال شما] هستند؛

که آنها نویسندگان (اعمال شما و فرشته) مقرب خدایند.

بزرگوارانی نویسنده

كاتبانى بزرگوار،

که نویسندگانی گرامی‌اند

بزرگوارانى نويسنده

نگاهبانانی که (در پیشگاه پروردگار مقرّب و) محترم هستند و پیوسته (اعمال شما را) می‌نویسند.

کریمانِ نویسندگان (اعمال شما)،

گرامیانی نویسندگانی‌


الإنفطار ١٠ آیه ١١ الإنفطار ١٢
سوره : سوره الإنفطار
نزول : ٣ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٢
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«کِرَامًا»: جمع کَریم، بزرگواران (نگا: فرقان / ، عبس / ).

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ «6» الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ «7» فِي أَيِّ صُورَةٍ ما شاءَ رَكَّبَكَ «8» كَلَّا بَلْ تُكَذِّبُونَ بِالدِّينِ «9» وَ إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظِينَ «10» كِراماً كاتِبِينَ «11» يَعْلَمُونَ ما تَفْعَلُونَ «12»

جلد 10 - صفحه 407

اى انسان! چه چيز تو را در برابر پروردگار بزرگوارت مغرور و فريب داده است؟ همان كه تو را آفريد و (اندامت را) استوار ساخت و متعادل كرد. و به هر صورت كه خواست، تو را تركيب كرد. با اين همه، (شما روز) جزا را دروغ مى‌پنداريد. در حالى كه قطعاً بر شما نگهبانانى (از فرشتگان) گمارده شده‌اند. نويسندگانى بزرگوار، كه به آنچه انجام مى‌دهيد آگاهند.

نکته ها

«غر» از «غرور» به معناى غفلت، فريب و مغرور، «سواك» به معناى استوارى و استقامت و دورى از اعوجاج است و «فَعَدَلَكَ» بيانگر تعادل و توازن ميان اعضا و جوارح انسان است.

به عمل خود تكيه كنيد نه بر كرم خداوند، انبيا از كرم خدا آگاه بودند امّا اهل عمل بودند.

خداوند كريم است: «بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ» فرشتگان مأمور او كريم‌اند: «كِراماً كاتِبِينَ» رسولان او كريم‌اند: «رَسُولٍ كَرِيمٍ» «1» كتاب او كريم است: «إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ» «2» و پاداش او كريمانه است. «أَجْرٍ كَرِيمٍ» «3»

خداوند كريم است؛ هم گناهان را مى‌بخشد، هم عيب‌ها را مى‌پوشاند و هم پاداش را چند برابر مى‌دهد.

پیام ها

1- انسان، موجودى غافل و فريب خورده است و خود را از عواقب كار و قهر خدا در امان مى‌پندارد. «يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ»

2- چرا انسان با آن همه نياز و ضعف، مغرور باشد؟ «يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّكَ»

3- بدترين نوع كبر و غرور، آن است كه در برابر پروردگار كريم و هستى بخش باشد. «غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ الَّذِي خَلَقَكَ»

4- غرور و غفلت انسان، سوء استفاده از لطف و كرم و پرده‌پوشى خداست. «ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ»


«1». حاقّه، 40.

«2». واقعه، 77.

«3». يس، 11.

جلد 10 - صفحه 408

5- لطف و كرم ابتدايى خدا تنها نسبت به مؤمنان نيست، بلكه نسبت به همه انسان‌هاست. يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ‌ .... بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ‌

6- غرور انسان، بيانگر غفلت او از نعمت‌هاى الهى و عظمت آفريدگار است. «ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ»

7- درمان غرور، توجّه به الطاف كريمانه است. الْكَرِيمِ‌ ... خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ‌

8- آفرينش، نشانه قدرت، «خَلَقَكَ» تسويه، نشانه حكمت، «فَسَوَّاكَ» و اعتدال، دليل علم او به تمام نيازهاست. «فَعَدَلَكَ»

9- آفرينش انسان و هماهنگى و تعادل ميان اعضاى او، جلوه‌اى از كرم خداوند است. «الْكَرِيمِ الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ»

10- تنوّع شكل و قيافه انسان‌ها، براساس خواستِ حكيمانه خداوند است. «فِي أَيِّ صُورَةٍ ما شاءَ رَكَّبَكَ»

11- براى شكستن غرور، بايد نعمت‌هاى الهى را پى‌درپى گوشزد كرد. «خَلَقَكَ‌، فَسَوَّاكَ‌، فَعَدَلَكَ‌، رَكَّبَكَ»

12- آنكه در دنيا تو را آفريد، در آخرت نيز تو را خلق مى‌كند، پس تكذيب چرا؟

«كَلَّا بَلْ تُكَذِّبُونَ بِالدِّينِ»

13- كسى كه به دنيا مغرور شود، آخرت را انكار مى‌كند. «غَرَّكَ‌- تُكَذِّبُونَ»

14- گرچه شما قيامت را منكر مى‌شويد، ولى فرشتگان كار خود را انجام مى‌دهند. تُكَذِّبُونَ‌ ... إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظِينَ‌

15- فرشتگان متعدّد، مسئول حفظ و حراست از انسان‌ها هستند. «لَحافِظِينَ»

16- فرشتگان، مسئول ثبت و ضبط كارهاى انسانند. «كِراماً كاتِبِينَ»

17- فرشتگانِ مراقب، در ثبت اعمال برخوردى كريمانه دارند. «كِراماً كاتِبِينَ»

18- فرشتگان هم متعدّدند، هم تيزبين و هم ريزبين. «يَعْلَمُونَ ما تَفْعَلُونَ»

19- توجّه به ثبت اعمال توسط فرشتگان معصوم، سبب حيا و تقواى انسان مى‌شود. «يَعْلَمُونَ ما تَفْعَلُونَ»

تفسير نور(10جلدى)، ج‌10، ص: 409

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



كِراماً كاتِبِينَ «11»

كِراماً كاتِبِينَ‌: بزرگان نزد خدا، نويسندگان روزنامه اعمال و اقوال شما.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌

إِذَا السَّماءُ انْفَطَرَتْ «1» وَ إِذَا الْكَواكِبُ انْتَثَرَتْ «2» وَ إِذَا الْبِحارُ فُجِّرَتْ «3» وَ إِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ «4»

عَلِمَتْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ وَ أَخَّرَتْ «5» يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ «6» الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ «7» فِي أَيِّ صُورَةٍ ما شاءَ رَكَّبَكَ «8» كَلاَّ بَلْ تُكَذِّبُونَ بِالدِّينِ «9»

وَ إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظِينَ «10» كِراماً كاتِبِينَ «11» يَعْلَمُونَ ما تَفْعَلُونَ «12» إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِي نَعِيمٍ «13» وَ إِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ «14»

يَصْلَوْنَها يَوْمَ الدِّينِ «15» وَ ما هُمْ عَنْها بِغائِبِينَ «16» وَ ما أَدْراكَ ما يَوْمُ الدِّينِ «17» ثُمَّ ما أَدْراكَ ما يَوْمُ الدِّينِ «18» يَوْمَ لا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَيْئاً وَ الْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ «19»

ترجمه‌

هنگاميكه آسمان شكافته شود

و هنگاميكه ستارگان فرو ريخته و پراكنده شوند

و هنگاميكه درياها بهم راه يافته يكى گردد

و هنگاميكه قبرها زير و زبر گردد

خواهد دانست هر كس از اعمال خود و آثار آنها آنچه پيش فرستاده و آنچه مؤخر داشته است‌

اى انسان چه چيز فريب داد تو را بنا فرمانى پروردگار خود كه داراى جود و بخشش است‌

آنكه آفريد تو را پس راست و درست نمود تو را پس معتدل و متناسب نمود تو را

در هر صورتى كه خواست تركيب نمود تو را

نبايد مغرور بكرم خدا شد بلكه تكذيب ميكنيد جزاء را

و همانا بر شما نگهبانانى هستند

بزرگواران نويسندگان‌

ميدانند آنچه را بجا ميآوريد

همانا نيكوكاران در نعمتهاى بهشتند

و همانا بدكاران در دوزخند

وارد ميشوند در آن در روز جزا

و نيستند آنها از آن دور شدگان‌

و چه ميدانى تو چيست روز جزا

پس چه ميدانى تو چيست روز جزا

روز كه اختيار ندارد كسى براى كسى چيزى را و كارها در آن روز با خدا است.

تفسير

خداوند متعال در اين سوره شريفه هم متعرّض اوضاع قيامت شده ميفرمايد


جلد 5 صفحه 355

وقتى كه آسمان شكافته شود براى نزول ملائكه و ستارگان فرو ريخته و پراكنده شوند و درياها بيكديگر راه پيدا كرده و يكى گردند و قبرها زير و زبر شوند و مردگان از آنها بيرون آيند در چنين وقت كه روز قيامت است هر كس هر عمل خير و شرّى كه در زمان حيات بجا آورده و هر اثر خوب و بدى كه از اعمال او بعد از مرگ باقى مانده ميداند و در نامه اعمال خود ميبيند چون هر كس سنّت خوبى از خود باقى گذارد هر كس بآن عمل نمايد ثوابش باو ميرسد و هر كس سنّت بدى بگذارد هر كس بآن عمل نمايد گناهش بعهده او است و از ثواب و گناه عمل كنندگان چيزى كم نميشود و پس از اين خداوند خطاب به بنى آدم فرموده كه اى انسان چه چيز فريب داد تو را كه مأمون شدى از عذاب الهى و معصيت نمودى خداوند بخشنده بدون غرض و عوض را و اختيار كريم از بين اوصاف الهى ظاهرا براى اشاره بعلّت قبح معصيت است كه كفران نعمت خداوند منعم باشد و اشعار بآنكه شيطان فريب ميدهد آدمى را كه خدا كريم است معصيت كن ميبخشد و نبايد باين مغرور شد و براى تعليم عذر خواهى از گناه و توبه است كه بنده بگويد پروردگارا اينكه من مرتكب گناه شدم براى اهانت بامر تو نبود بلكه براى اميدوارى بكرم تو بود و در مجمع از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل نموده كه چون تلاوت نمود اين آيه را فرمود مغرور نمود او را جهلش و آن خداوند كريم آن چنان قادر حكيمى است كه خلق فرمود تو را راست و درست داراى اعضاء سليم و آماده براى منافع مستقيم پس معتدل و متناسب فرمود اجزاء و اعضاء تو را با يكديگر براى حسن منظر و مزيد انتفاع و قيام باعتدال و عدّلك بتشديد نيز قرائت شده و برحسب معنى تفاوتى ندارد و بهر صورت و شكل و شمائلى كه خواست و پسنديد و مصلحت ديد تو را تركيب و خلق فرمود يعنى بهترين صورتها را براى تو اختيار نمود يا تو را بهر صورتى كه خواست از صور آباء و امّهاتت در آورد چنانچه از حديثى كه در مجمع از امام رضا عليه السّلام نقل نموده استفاده ميشود و در هر حال كلمه ما زائده است و در مجمع از امام صادق (ع) و قمّى ره نقل فرموده كه اگر ميخواست تركيب كرده بود تو را بر غير اين صورت و ظاهرا مراد آنست كه اگر ميخواست ميتوانست‌


جلد 5 صفحه 356

تو را بصورت حيوان در آورد ولى باحسان خود تو را با حسن تقويم در آورد نبايد مغرور بكرم خدا شد و معصيت نمود بلى سبب اصلى معصيت شما آنست كه منكر روز جزا يا دين اسلاميد و همانا بر شما نگهبانانى هستند كه ضبط اعمال شما را مينمايند از جنس ملائكه كه گرامى و مكرّمند نزد خدا و نويسندگانند اعمال بندگان را از خير و شرّ و فيض ره نقل فرموده كه آنها دو ملكى هستند كه موكّلند بر افراد انسان مبادرت مينمايند بنوشتن حسنات و تأنّى ميكنند در نوشتن سيّئات شايد گناهكاران توبه و استغفار نمايند و در كافى از امام كاظم عليه السّلام نقل نموده كه چون بنده قصد كار خوب كند نفس او خوشبو بيرون آيد پس ملك موكّل دست راست بملك موكّل دست چپ ميگويد صبر كن اين بنده قصد كار خوب كرده و چون آن كار را بجا آورد زبان او قلم او و مركّب او آب دهانش ميباشد پس مينويسد براى او و چون قصد كار بد نمايد نفس او بد بو بيرون آيد پس ملك موكّل دست چپ بملك موكّل دست راست ميگويد صبر كن اين قصد كار بد كرده و چون آن كار را بجا آورد زبان او قلم او است و مركّبش آب دهنش پس مينويسد براى او حقير عرض ميكنم امر بصبر شايد براى ذهاب سيّئات بحسنات و حسنات بسيّئات باشد و گفته شده اينكه خداوند آنها را كرام خوانده براى آنست كه كار خوب را نوشته و بالا ميبرند و بر خدا عرضه ميدارند ولى كار بد را عرضه نميدارند و ميگويند خدايا تو ستّار العيوبى و بندگانت را بآن امر فرمودى و علام الغيوبى حاجت باظهار ما ندارى و براى اين كرام الكاتبين خوانده شده‌اند و آنها ميدانند آنچه را بندگان بجا ميآورند و فراموش نميكنند و از روى دانش و علم ثبت مينمايند و در احتجاج از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه پرسيدند خداوند كه خود عالم السّرّ و الخفيّات است چرا دو ملك را مأمور بنوشتن اعمال بندگان فرموده فرمود خداوند آنها را بعبادت خود وادار فرموده بارجاع اين امر و قرار داده گواهان بر اعمال بندگان تا مردم بيشتر مواظب بر طاعت و محترز از معصيت باشند براى آنكه ميدانند دو ملك ملازم آنانند و شهادت ميدهند نزد خدا بر نفع يا ضرر آنها و چه بسيار كه اراده گناه ميكنند و چون بياد آن دو ميآيند ترك مينمايند و ميگويند خدا


جلد 5 صفحه 357

ميبيند و ملائكه شهادت ميدهند اين خلاصه روايت بود كه ذكر شد اينها همه براى آنست كه روز قيامت تكليف نيكوكاران معلوم باشد كه مستحق نعيم جاودانند و بايد ببهشت بروند و تكليف بدكاران هم معلوم باشد كه مستحق عذابند و بايد بجهنّم بروند و در آن فرود آيند و بسوزند و چون روى سخن با كفّار مكه است كه منكر معاد بودند ميفرمايد كه هيچ وقت از جهنّم غائب نميشوند و بيرون نميآيند و بعضى گفته‌اند مراد آنست كه قبل از ورود در جهنّم هم از آن غائب نيستند چون باد گرم آن در قبر هم بر آنها ميوزد و براى تشديد اهوال و تعظيم احوال و تكثير احمال و اثقال آن روز خداوند مكرّر فرموده چه ميدانى چه روزى است روز جزا و حقّا هم نميتوان حقيقت آن روز و كيفيّت اوضاع آنرا بدست آورد از قيامت خبرى ميشنوى دستى از دور بر آتش دارى هيچ كس در آن روز نميتواند براى كسى كارى انجام دهد و اختيار امرى را نمايد تمام اختيارات آن روز با خدا است ألان هم همين طور است نهايت آنكه بنظر ميآيد بعضى حاكمند و اختيار بعضى از امور را دارند آن روز اين هم نيست فقط شفاعت است آن هم بايد با اذن خدا باشد چنانچه از روايت مجمع از امام باقر عليه السّلام استفاده ميشود كه زمام امور هميشه بدست خدا بوده و هست و خواهد بود ولى آن روز حكّام ظاهرى هم از بين ميروند و باقى نميماند حاكمى جز خدا در ثواب الاعمال و مجمع از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه كسيكه سوره اذا السّماء انفطرت و اذا السّماء انشقّت را بخواند و در نماز واجب و مستحبّ نصب العين خود قرار دهد خداوند تمام حوائج او را بر آورد و حاجزى بين او و خدا باقى نماند و هميشه او ناظر بخدا و خدا ناظر باو باشد تا از حساب فارغ شود و الحمد للّه رب العالمين و صلّى اللّه على محمّد و آله الطّاهرين.


جلد 5 صفحه 358

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


كِراماً كاتِبِين‌َ «11»

كتبه‌ اعمال‌ ‌که‌ ميفرمايد: ما يَلفِظُ مِن‌ قَول‌ٍ إِلّا لَدَيه‌ِ رَقِيب‌ٌ عَتِيدٌ ق‌ ‌آيه‌ 18، و ميفرمايد: إِذ يَتَلَقَّي‌ المُتَلَقِّيان‌ِ عَن‌ِ اليَمِين‌ِ وَ عَن‌ِ الشِّمال‌ِ قَعِيدٌ ق‌ ‌آيه‌ 17 ‌که‌ تمام‌ اعمال‌ و افعال‌ و اقوال‌ صادره‌ ‌از‌ انسان‌ ‌را‌ مينويسند، و يكي‌ ‌از‌ ضروريات‌ دين‌ ‌است‌ نامه اعمال‌ ‌که‌ ‌در‌ آيات‌ بسيار بيان‌ فرموده‌ و مكرر بيان‌ ‌شده‌ ‌که‌ يك‌ دسته‌ نامه‌ عملشان‌ بدست‌ راست‌ و يك‌ دسته‌ بدست‌ چپ‌ و يك‌ دسته‌ ‌در‌ گردن‌ و يك‌ دسته‌ ‌از‌ عقب‌ سر ‌که‌ بتمام‌ اينها قرآن‌ خبر ميدهد: فَأَمّا مَن‌ أُوتِي‌َ كِتابَه‌ُ بِيَمِينِه‌ِ فَيَقُول‌ُ هاؤُم‌ُ اقرَؤُا كِتابِيَه‌‌-‌ ‌الي‌ ‌قوله‌ ‌تعالي‌‌-‌ وَ أَمّا مَن‌ أُوتِي‌َ كِتابَه‌ُ بِشِمالِه‌ِ فَيَقُول‌ُ يا لَيتَنِي‌ لَم‌ أُوت‌َ كِتابِيَه‌ الحاقه‌ ‌آيه‌ 19 ‌الي‌ 25، فَأَمّا مَن‌ أُوتِي‌َ كِتابَه‌ُ بِيَمِينِه‌ِ فَسَوف‌َ يُحاسَب‌ُ حِساباً يَسِيراً وَ يَنقَلِب‌ُ إِلي‌ أَهلِه‌ِ مَسرُوراً وَ أَمّا مَن‌ أُوتِي‌َ كِتابَه‌ُ وَراءَ ظَهرِه‌ِ فَسَوف‌َ يَدعُوا ثُبُوراً انشقاق‌ ‌آيه‌ 17 ‌الي‌ 11، وَ كُل‌َّ إِنسان‌ٍ أَلزَمناه‌ُ طائِرَه‌ُ فِي‌ عُنُقِه‌ِ وَ نُخرِج‌ُ لَه‌ُ يَوم‌َ القِيامَةِ كِتاباً يَلقاه‌ُ مَنشُوراً اقرَأ كِتابَك‌َ كَفي‌ بِنَفسِك‌َ اليَوم‌َ عَلَيك‌َ حَسِيباً اسراء ‌آيه‌ 13 و 14. لكن‌ ‌از‌ مضمون‌ دعاء كميل‌ استفاده‌ ميشود ‌که‌ ‌اينکه‌ كتبه‌ فقط اقوال‌ و افعال‌ صادره‌ ‌را‌ مينويسند و اما امور قلبيه‌ ‌را‌ خبر ندارند و ‌بر‌ ‌آنها‌ مخفي‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌در‌ پيشگاه‌ احديت‌ عرض‌ ميكند و ميگويد:

(و ‌کل‌ سيئة امرت‌ باثباتها الكرام‌ الكاتبين‌‌-‌ ‌الي‌ ‌قوله‌ ‌عليه‌ ‌السلام‌‌-‌ و الشاهد ‌لما‌ خفي‌ عنهم‌ و برحمتك‌ اخفيته‌ و بفضلك‌ سترته‌)

بلكه‌ ‌از‌ بعض‌ اخبار استفاده‌ ميشود ‌که‌ بسا خداوند تفضلا بعض‌ سيئات‌ ‌را‌ ‌از‌ نامه‌ عمل‌ محو ميفرمايد و ‌از‌ نظر كتبه‌ ميبرد و ستر ميكند ‌که‌ احدي‌ شهادت‌ ندهد.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 11)- نگاهبانانی که در نزد پروردگار «والا مقام و نویسنده» اعمال نیک و بد شما هستند (کراما کاتبین).

نکات آیه

۱ - فرشتگان ناظر و مراقب انسان ها، شخصیت هایى ارجمند و داراى ارزش و احترام در پیشگاه خداوند (کرامًا) آنچه در مقوله خود داراى شرافت و برجستگى باشد، به کَرَم توصیف مى شود. (مفردات راغب)

۲ - لزوم گرامى داشتن و حرمت نهادن به فرشتگان مأمور ثبت و ضبط اعمال (کرامًا) شرافت موجودى نزد خداوند، کاشف از این است که احترام دیگران به آن موجود، محبوب خداوند و مطلوب او است.

۳ - فرشتگان ناظر بر انسان، براى محافظت دقیق از کردار او، آن را ثبت کرده و از آن سندى مکتوب برمى دارند. (کتبین)

۴ - مراقبان اعمال در ثبت و ضبط آن، برخوردى کریمانه و اغماض گرانه دارند. (کرامًا کتبین) تقارن وصف کرامت و کتابت در یک آیه، گویاى ارتباط آن دو است. بنابراین کرامت ناظران اعمال، به هنگام ثبت آن ظهور مى یابد.

۵ - توجّه به حضور محافظان الهى در همه حالات و ثبت رفتار و کردار در نامه عمل، بازدارنده انسان از ارتکاب گناه (ما غرّک ... و إنّ علیکم لحفظین . کرامًا کتبین)

روایات و احادیث

۶ - «قال رسول اللّه(ص) إنّ اللّه ینهاکم عن التعرّى فاستحیوا من ملائکة اللّه الذین معکم الکرام الکاتبین الذین لایفارقونکم إلاّ عند ثلاث حاجات الغائط و الجنابة و الغسل;] رسول خدا(ص) فرمود: خداوند شما را از عریان بودن نهى فرموده است. پس حیا کنید از فرشتگان خدا که با شما هستند; همان «کرام الکاتبین» که ارجمند و نویسنده اعمال اند. آنان که از شما جدا نمى شوند; مگر در سه مورد که رفع نیاز مى کنید: هنگام تخلّى، جنابت و غسل».

موضوعات مرتبط

  • ذکر: آثار ذکر ثبت عمل ۵; آثار ذکر ملائکه ثبت عمل ۵
  • عمل: ثبت عمل ۳; مقامات ناظران عمل ۱; ناظران عمل ۴; نقش ناظران عمل ۳
  • گناه: موانع گناه ۵
  • ملائکه: احترام ملائکه ثبت عمل ۱، ۲; حیا از ملائکه ۶; روش برخورد ملائکه ثبت عمل ۴; مقامات ملائکه ثبت عمل ۱; نقش ملائکه ثبت عمل ۳; همراهى ملائکه ثبت عمل ۶

منابع

  1. الدرالمنثور، ج ۸، ص ۴۴۰.