الإنشقاق ٩

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

و خوشحال به اهل و خانواده‌اش بازمی‌گردد.

و خوشحال نزد كسان خويش بازگردد

و شادمان به سوى كسانش باز گردد.

و او به سوی کسان و خویشانش (در بهشت) مسرور و شادمان خواهد رفت.

و خوشحال و شادمان به سوی خانواده اش [در بهشت] باز گردد،

و شادمان نزد كسانش باز گردد.

و شادمان به سوی خانواده‌اش بازگردد

و شادان به سوى كسان خويش- از مؤمنان و بهشتيان- باز گردد.

و خرّم و شادان به سوی کسان و خویشان مؤمن خود برمی‌گردد.

و شادمان سوی کسانش باز گردد.

و بازگردد بسوی خاندان خویش شادان‌


الإنشقاق ٨ آیه ٩ الإنشقاق ١٠
سوره : سوره الإنشقاق
نزول : ٢ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٥
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«أَهْلِهِ»: خویشان و کسان او. مراد مؤمنان است.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


تفسير نور(10جلدى)    ج‌10    426     سوره الانشقاق، آيه 15 - 6 ..... ص : 426

يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى‌ رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيهِ «6» فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمِينِهِ «7» فَسَوْفَ يُحاسَبُ حِساباً يَسِيراً «8» وَ يَنْقَلِبُ إِلى‌ أَهْلِهِ مَسْرُوراً «9» وَ أَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ وَراءَ ظَهْرِهِ «10» فَسَوْفَ يَدْعُوا ثُبُوراً «11» وَ يَصْلى‌ سَعِيراً «12» إِنَّهُ كانَ فِي أَهْلِهِ مَسْرُوراً «13» إِنَّهُ ظَنَّ أَنْ لَنْ يَحُورَ «14» بَلى‌ إِنَّ رَبَّهُ كانَ بِهِ بَصِيراً «15»

هان اى انسان! تو به سوى پروردگارت تلاش بسيارى دارى و سرانجام به لقاى او خواهى رسيد. پس هر كس كارنامه‌اش به دست راستش داده شود، به زودى و به آسانى به حساب او رسيدگى خواهد شد، و شادمان به سوى خانواده‌اش (يا همفكرانش) باز مى‌گردد. و هر كس نامه‌اش از پشت سر (و به دست چپ) او داده شود، پس زود فرياد فغان بر خواهد آورد، و داخل دوزخ خواهد شد. همانا او (در دنيا) در ميان خانواده‌اش شادمان بود. او گمان مى‌كرد كه هرگز بازنمى گردد.

چرا (باز خواهد گشت) و پروردگارش به او بيناست.

نکته ها

كلمه «كدح» هم به معناى تلاش و كوشش آمده و هم به معناى آسيب وارد كردن، يعنى انسان به سوى پروردگارش پيش مى‌رود ولى رفتنى همراه با رنج و تعب كه گويا به خود آسيب و خدشه وارد مى‌كند.

در حديث مى‌خوانيم: هر كس سه خصلت را دارا باشد، خداوند حساب او را آسان قرار

جلد 10 - صفحه 427

مى‌دهد و با رحمت خود، او را به بهشت وارد مى‌سازد: به آن كس كه محرومش كرده، عطا كند؛ با آنكه قطع رابطه كرده، صله رحم مى‌كند و از آن كه به او ظلم كرده، درمى‌گذرد.

«تعطى من حرمك تصل من قطعك و تعفو عمن ظلمك» «1»

در آيه نهم و سيزدهم، سخن از شادى و سرور در نزد خانواده است، يكى منفى كه مورد انتقاد است و يكى مثبت كه پاداش نيكوكاران است. آرى، ثمره سرور مستانه و غافلانه در دنيا، دوزخ است و ثمره ايمان و تقوى در دنيا، سرور در ميان بستگان در قيامت است.

از حضرت على عليه السلام درباره آيه‌ى‌ «يَنْقَلِبُ إِلى‌ أَهْلِهِ مَسْرُوراً» سؤال شد. فرمودند: كسانى كه در دنيا اهل و عيال انسان بهشتى بودند، اگر مؤمن باشند در آخرت نيز اهل او خواهند بود.

پیام ها

1- انسان در حركت به سوى خداست. «يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى‌ رَبِّكَ» (چنانكه در جاى ديگر مى‌فرمايد: «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ» «2»)

2- انسان در مسير حركت به سوى خدا، با مشكلات بى‌شمارى روبروست. «إِنَّكَ كادِحٌ إِلى‌ رَبِّكَ»

3- خداوند در تاريخ و جامعه قوانينى ثابت قرار داده است كه همه از آن تبعيّت مى‌كنند؛ نه مى‌توانند توقف كنند، نه به عقب بازگردند و يا به سويى ديگر روند. «كادِحٌ إِلى‌ رَبِّكَ كَدْحاً»

4- پايان حركت انسان، رسيدن به خداوند است. «فَمُلاقِيهِ»

5- اعمال انسان در دنيا ثبت شده و در قيامت، به صورتى مكتوب و مستند به او ارائه مى‌شود. «أُوتِيَ كِتابَهُ»

6- در قيامت، حساب مردم گوناگون است و خوبان حسابى آسان دارند. «حِساباً يَسِيراً» (و تبه‌كاران حسابى سخت. «حِساباً شَدِيداً» «3»)

7- به شادى‌هاى دنيوى مغرور نشويد كه مى‌گذرد، به شادى‌هاى پايدار قيامت،


«1». تفسير نورالثقلين.

«2». بقره، 156.

«3». طلاق، 8.

جلد 10 - صفحه 428

فكر كنيد. (اگر امروز به خاطر فرمان الهى از بعضى لذّت‌هاى خانوادگى صرف نظر كرديم و براى جهاد يا تحصيل علم يا خدمت از خانواده دور شديم، در آينده جبران خواهد شد.) «يَنْقَلِبُ إِلى‌ أَهْلِهِ مَسْرُوراً»

8- در روزى كه برخى از يكديگر فرار مى‌كنند: يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ‌ ... «1» آن كه حسابش آسان و جايگاهش بهشت باشد، به سوى خانواده‌اش بازمى‌گردد.

«يَنْقَلِبُ إِلى‌ أَهْلِهِ مَسْرُوراً» (شايد فراريان از يكديگر، مراد كافران باشند)

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ يَنْقَلِبُ إِلى‌ أَهْلِهِ مَسْرُوراً «9»

وَ يَنْقَلِبُ إِلى‌ أَهْلِهِ‌: و باز گردد آنكه حساب او آسان باشد به سوى كسان خود از اهل ايمان يا به زنان خود از حور العين، مَسْرُوراً: در حالتى كه شادمان و خوشحال باشد به سبب آنچه نائل شده از خيرات و كرامات و رفعت درجات.

در منهج- از حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مروى است: «ثلث من كنّ فيه حاسبة اللّه حسابا يسيرا و ادخله الجنّة: تعطى من حرمك و تصل من قطعك و تعفو عمّن ظلمك». فرمود: سه خصلت است در هر كه باشد، حق تعالى او را حساب آسان فرمايد و داخل بهشت فرمايد، او را. گفتند: كدام است يا رسول اللّه؟ فرمود: 1- عطا كنى كسى را كه تو را محروم كرده باشد. 2- صله و پيوند كنى كسى را كه از تو بريده باشد. 3- عفو كنى و در گذرى از كسى كه به تو ظلم نموده باشد «2».


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌

إِذَا السَّماءُ انْشَقَّتْ «1» وَ أَذِنَتْ لِرَبِّها وَ حُقَّتْ «2» وَ إِذَا الْأَرْضُ مُدَّتْ «3» وَ أَلْقَتْ ما فِيها وَ تَخَلَّتْ «4»

وَ أَذِنَتْ لِرَبِّها وَ حُقَّتْ «5» يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى‌ رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيهِ «6» فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمِينِهِ «7» فَسَوْفَ يُحاسَبُ حِساباً يَسِيراً «8» وَ يَنْقَلِبُ إِلى‌ أَهْلِهِ مَسْرُوراً «9»

وَ أَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ وَراءَ ظَهْرِهِ «10» فَسَوْفَ يَدْعُوا ثُبُوراً «11» وَ يَصْلى‌ سَعِيراً «12» إِنَّهُ كانَ فِي أَهْلِهِ مَسْرُوراً «13» إِنَّهُ ظَنَّ أَنْ لَنْ يَحُورَ «14»

بَلى‌ إِنَّ رَبَّهُ كانَ بِهِ بَصِيراً «15» فَلا أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ «16» وَ اللَّيْلِ وَ ما وَسَقَ «17» وَ الْقَمَرِ إِذَا اتَّسَقَ «18» لَتَرْكَبُنَّ طَبَقاً عَنْ طَبَقٍ «19»

فَما لَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ «20» وَ إِذا قُرِئَ عَلَيْهِمُ الْقُرْآنُ لا يَسْجُدُونَ «21» بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا يُكَذِّبُونَ «22» وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما يُوعُونَ «23» فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ «24»

إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ «25»

ترجمه‌

وقتى كه آسمان شكافته شود

و شنوا گردد براى پروردگارش و سزاوار باشد بآن‌

و وقتى كه زمين كشيده شود

و بيرون افكند آنچه را در آنست و خالى نمايد بجدّ و جهد خود را

و شنوا گردد براى پروردگارش و سزاوار باشد بآن‌

اى آدميزاد همانا تو سعى كننده‌اى بسوى پروردگارت سعى كردنى پس ملاقات كننده‌اى نتيجه آنرا

پس امّا كسيكه داده شود نامه عمل او بدست راستش‌

پس در آتيه حساب كرده ميشود حساب آسانى‌

و برميگردد بسوى كسانش خوشحال‌

و امّا كسيكه داده شود نامه عمل او از جانب پشتش‌

پس در آتيه ميخواهد هلاك خود را

و در آيد در آتش افروخته‌

همانا او بوده است در ميان كسان خود شادمان‌

همانا او گمان كرده آنكه هرگز باز گشت نميكند

بلى همانا پروردگار او باو بينا است‌

پس قسم نميخورم بسرخى ظاهر بعد از غروب در آسمان‌

و بشب و آنچه مستور نمايد

و بماه وقتى كه كامل گردد

هر آينه مرتكب شويد گناه را حالى بعد از حالى مطابق يكديگر

پس چيست مر آنها را كه ايمان نمى‌آورند

و چون خوانده شود بر آنها قرآن سجده نميكنند

بلكه‌


جلد 5 صفحه 365

آنانكه كافر شدند تكذيب ميكنند

و خدا داناتر است بآنچه در دل جاى ميدهند

پس مژده ده آنها را بعذاب دردناك‌

ولى كسانيكه گرويدند و بجا آوردند كارهاى شايسته را براى ايشان است مزدى بى‌منّت.

تفسير

خداوند حميد در قرآن مجيد مكرّر از اوضاع قيامت متعرّض انشقاق آسمان شده و در اين سوره ميفرمايد وقتى كه آسمان شكافته شود براى نزول ملائكه و بهم خوردن اوضاع دنيا و از امير المؤمنين عليه السّلام روايت شده كه شكافته شود از كهكشان كه آن راه سفيدى در وسط آسمان شب نمايان است و بشنود فرمان الهى را و منقاد شود در برابر اراده پروردگارش بتمام اجزاء وجود خود چون اذنت بمعناى استمعت است و سزاوار است كه آن منقاد و فرمان بردار پروردگار باشد و وقتى كه زمين ممدود و مبسوط و كشيده شود و بلندى و پستيهاى آن يكسان گردد و مستعدّ گردد براى اجتماع خلق اوّلين و آخرين در آن و در حديث نبوى است كه مبدّل ميشود زمين بزمين ديگرى و كشيده شود مانند چرم كشيده شده و ديده نشود در آن اعوجاج و نشيب و فرازى و بيرون اندازد آنچه در آنست از كنوز و معادن و اموات و خالى نمايد خود را بجدّ و جهد تا چيزى در باطن آن باقى نماند و قمّى ره نقل فرموده كه زمين ممتدّ و منشقّ ميشود پس مردم از آن بيرون ميآيند و اجابت نمايد فرمان حق را بانقياد ذاتى در تخليه و القاء و شايسته است براى آن كه منقاد و فرمانبردار باشد چون مخلوق و مقهور او است و نكته تكرار آيه معلوم است كه بملاحظه تعدّد منقاد است كه آسمان و زمين باشد و جواب اذا براى وضوح آن از سابق و لا حق ذكر نشده چون فرموده اى آدميزاده همانا تو با تمام قوى و اعمالت بجانب پروردگارت سير مينمائى سير مخصوصى پس در پيشگاه او براى حساب و جزا حاضر خواهى شد و آنرا خواهى ديد پس كسيكه نامه اعمالش بدست راستش داده شده باشد و حسنات او بر سيّئاتش غالب باشد در آن روز حساب سهل و آسانى دارد چون ثواب حسناتش باو داده ميشود و از سيّئاتش خداوند كريم ميگذرد چنانچه در جوامع نقل نموده كه حساب يسير ثواب دادن بر كارهاى خوب و گذشتن از كارهاى بد است و كسيكه سخت‌گيرى شود باو در حساب‌


جلد 5 صفحه 366

معذّب است و چنين كسى بعد از فراغت از حساب باز گشت ميكند نزد كسان خود از اهل ايمان و عمل صالح كه قبل از او يا با او ببهشت ميروند خوشحال و مسرور و فرحناك يا نزد اهل و عيال خود در بهشت از خدمتگزاران و حور العين و اطفال بيگناهش و كسيكه نامه اعمالش از پشت سرش بدست چپش داده شود چون فرشتگان از ديدار رخسار او كراهت دارند پس آن روز فرياد و فغان او بويل و ثبور بلند شود و مرگ و هلاك خود را از خدا طلب نمايد و داخل در جهنّم گردد چون در دنيا باهل و عيال و جاه و جلال و مال و منال مغرور و مسرور و شادمان بوده و در بند آخرت نبوده و گمان داشته كه رجوع بحكم الهى نميكند و بعد از مردن زنده نميشود بلى رجوع ميكند و زنده خواهد شد چون خدا بأعمال بنده خود بصير و بينا است و بايد داد مظلوم را از ظالم بستاند و هر كس را بجزاى عملش برساند پس قسم نميخورم چون محتاج بقسم نيست يا نه چنين است كه شما تصوّر كرديد قسم ياد ميكنم يا لا زائده و مراد آنست كه سوگند بشفق چنانچه مكرّر اين احتمالات در اين جمله ذكر شده و قمّى ره فرموده مراد از شفق سرخى بعد از غروب آفتاب است و سوگند بشب و آنچه جمع نمايد و مستور كند بظلمت خود از حيوانات و مبصرات و سوگند بماه وقتى كه تابش آن مجتمع و به اتمام رسد و بدر گردد كه شما مردم آخر الزّمان هر آينه مرتكب اعمالى خواهيد شد مانند اعمال پيشينيانتان بعينها و هو هو حالى بعد از حالى و طبقه‌ئى بعد از طبقه‌ئى تا پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم زنده است از آزار او دست بردار نيستيد و بعد از او با اوصياء او ستيزه نمائيد و حق ايشان را غصب كنيد و پى در پى مقتول و مسمومشان نمائيد تا آنكه كار بجائى رسد كه وصى دوازدهم از انظار شما غائب گردد و در تكاليف خودتان حيران و سر گردان بمانيد و احكام اسلام را يك يك نقض نمائيد و اوّل آنها امامت است و آخرشان نماز چنانچه مستفاد از روايات متعدّده اين مقام است و در جوامع از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل نموده كه روزى آن حضرت آخر سوره علق را قرائت فرمود پس او و حاضرين از اهل ايمان سجده نمودند و قريش دست ميزدند بالاى سر ايشان و صفير ميكشيدند پس نازل شد اين آيه كه مفادش آنست كه پس چه عذرى دارند كفّار قريش و چه‌


جلد 5 صفحه 367

موجب شده براى آنها كه بعد از اتمام حجّت از طرف خداوند بر آنها بظهور معجزات ايمان نميآورند و وقتى كه قرآن بر آنان تلاوت شود سجده نميكنند معلوم ميشود اينها جز تكذيب همّ ديگرى ندارند و خدا ميداند كه چه كينه و عداوت و تعصّب و جهالتى را در باطن خود جاى دادند كه نميگذارد فكر در آيات الهى نمايند و بيابند اعجاز آنرا پس بشارت ده اى پيغمبر آنها را بعذاب دردناك و بر سبيل استهزاء از آن تعبير ببشارت شده ولى كسانيكه ايمان آوردند و اطاعت نمودند اوامر الهى را براى ايشان اجر و مزدى است كه قطع نميگردد و دوام دارد كه نعم بهشتى باشد يا اجرى است كه در مقابل آن منّت بر آنها نهاده نميشود اين بنابر آنست كه مراد از اين آيه استثناء منقطع باشد و الامراد از مأجورين به اجر غير مقطوع از آن كفّار كسانى هستند كه ايمان بياورند و توبه كنند از كفر و معاصى خودشان و ثواب تلاوت اين سوره در ذيل سوره انفطار گذشت و الحمد للّه رب العالمين و صلّى اللّه على محمد و آله الطاهرين.


جلد 5 صفحه 368

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


فَأَمّا مَن‌ أُوتِي‌َ كِتابَه‌ُ بِيَمِينِه‌ِ «7» فَسَوف‌َ يُحاسَب‌ُ حِساباً يَسِيراً «8» وَ يَنقَلِب‌ُ إِلي‌ أَهلِه‌ِ مَسرُوراً «9»

‌پس‌ اما كسي‌ ‌که‌ داده‌ شود كتاب‌ ‌او‌ بدست‌ راست‌ ‌او‌ ‌پس‌ زود ‌باشد‌ ‌که‌ محاسبه‌ شود بحساب‌ كمي‌ و برگردد بسوي‌ اهل‌ ‌خود‌ خوشحال‌ و خرسند.

فَأَمّا مَن‌ أُوتِي‌َ كِتابَه‌ُ بِيَمِينِه‌ِ چند طايفه‌ هستند: 1‌-‌ مؤمنيني‌ ‌که‌ ‌در‌ كتاب‌ ‌آنها‌ و نامه عملشان‌ معصيت‌ نوشته‌ نشده‌ ‌ يا ‌ اصلا معصيتي‌ ‌از‌ ‌آنها‌ صادر نشده‌ ‌ يا ‌ ‌اگر‌ صادر ‌شده‌ موفق‌ بتوبه‌ شده‌اند ‌ يا ‌ باعمال‌ حسنه‌ سيئات‌ ‌آنها‌ ‌از‌ ‌بين‌ رفته‌ ‌که‌ ميفرمايد: إِن‌َّ

جلد 18 - صفحه 51

الحَسَنات‌ِ يُذهِبن‌َ السَّيِّئات‌ِ هود ‌آيه‌ 14. ‌ يا ‌ ببليات‌ دنيوي‌ و عقوبات‌ برزخي‌ تدارك‌ شد، ‌ يا ‌ بدعاء مؤمنين‌ و خيرات‌ و مبرات‌ ‌آنها‌، ‌ يا ‌ بشفاعت‌ شافعين‌ آمرزيده‌ شده‌اند.

2‌-‌ مؤمنيني‌ ‌که‌ حسنات‌ ‌آنها‌ غالب‌ ‌بر‌ سيئات‌ ‌آنها‌ ‌باشد‌ ‌که‌ ‌در‌ ميزان‌ عمل‌ مصداق‌: فَمَن‌ ثَقُلَت‌ مَوازِينُه‌ُ فَأُولئِك‌َ هُم‌ُ المُفلِحُون‌َ اعراف‌ ‌آيه‌ 8 ميشود.

3‌-‌ مؤمنيني‌ ‌که‌ حسنات‌ و سيئات‌ ‌آنها‌ برابر ‌است‌ تقابل‌ ميشود و ‌براي‌ ايمانشان‌ نجات‌ پيدا ميكنند.

4‌-‌ كساني‌ ‌که‌ سيئات‌ ‌آنها‌ ‌بر‌ حسنات‌ غالب‌ ‌است‌ بعقوبات‌ صحراي‌ محشر ‌ يا ‌ بشفاعت‌ شفعاء ‌ يا ‌ بحمل‌ ‌بر‌ ظالمين‌ و ناصبين‌ تدارك‌ ميشود و بواسطه‌ ايمانشان‌ نجات‌ پيدا ميكنند. و مكرر گفته‌ ‌شده‌ ‌که‌ معصيت‌ ديگري‌ ‌را‌ ‌بر‌ ديگري‌ بار كنند منافي‌ ‌با‌ برخي‌ ‌از‌ آيات‌ ‌است‌ ‌که‌ ميفرمايد: وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزرَ أُخري‌ وَ إِن‌ تَدع‌ُ مُثقَلَةٌ إِلي‌ حِملِها لا يُحمَل‌ مِنه‌ُ شَي‌ءٌ وَ لَو كان‌َ ذا قُربي‌ فاطر ‌آيه‌ 18. و جواب‌ داده‌ايم‌ ‌که‌ خداوند ‌از‌ هيچ‌ ظالمي‌ نميگذرد ‌تا‌ حق‌ مظلوم‌ ‌را‌ ‌از‌ ‌او‌ نگيرد ‌ يا ‌ ‌به‌ اينكه‌ عباداتش‌ ‌را‌ بمظلوم‌ بدهد بازاء حق‌ ‌او‌ ‌ يا ‌ معاصي‌ مظلوم‌ ‌را‌ پاي‌ ‌خود‌ بگيرد، ‌ يا ‌ ‌اگر‌ ظالم‌ عبادت‌ ندارد و مظلوم‌ ‌هم‌ معصيت‌ ندارد خطاب‌ بمظلوم‌ ميرسد برود ‌هر‌ ‌که‌ ‌از‌ دوستانش‌ ‌ يا ‌ ارحامش‌ گرفتار هستند بياورد و معاصي‌ ‌آنها‌ ‌را‌ بار ‌بر‌ ظالم‌ كند ‌تا‌ تدارك‌ شود، و ‌از‌ ‌اينکه‌ بيان‌ يك‌ نتيجه‌ گرفته‌ايم‌ ‌که‌ ظالمين‌ بآل‌ ‌محمّد‌ (ص‌) عبادت‌ ندارند و آل‌ ‌محمّد‌ ‌هم‌ معصيت‌ ندارند ‌اگر‌ گناهان‌ تمام‌ شيعيان‌ ‌را‌ بار ‌بر‌ ‌آنها‌ كنند تدارك‌ ظلم‌ ‌آنها‌ نميشود و لذا ‌در‌ اخبار دارد ‌که‌ بسا جمعي‌ ‌از‌ ناصبين‌ ‌را‌ فداي‌ يك‌ شيعه‌ ميكنند.

فَسَوف‌َ يُحاسَب‌ُ حِساباً يَسِيراً فقط ‌براي‌ اينكه‌ اهل‌ محشر بدانند و مشاهده‌ كنند ‌که‌ نتيجه‌ ايمان‌ چيست‌.

وَ يَنقَلِب‌ُ إِلي‌ أَهلِه‌ِ مَسرُوراً مراد ‌از‌ اهل‌ كساني‌ هستند ‌که‌ نجات‌ پيدا كرده‌اند و ‌با‌ ايمان‌ ‌از‌ دنيا رفته‌ باشند و ‌لو‌ ‌از‌ ارحام‌ و ازواج‌ و زوجات‌ نباشند و ‌اگر‌ بدون‌ ايمان‌ باشند ‌از‌ اهليت‌ بيرون‌ هستند و ‌لو‌ فرزند صلبي‌ ‌او‌ باشند چنانچه‌ بنوح‌ ‌در‌ حق‌ فرزندش‌ فرمود: إِنَّه‌ُ لَيس‌َ مِن‌ أَهلِك‌َ إِنَّه‌ُ عَمَل‌ٌ غَيرُ صالِح‌ٍ هود ‌آيه‌ 46. و همچنين‌ ‌در‌ حق‌

جلد 18 - صفحه 52

زوجه‌ نوح‌ و لوط و عايشه‌ و حفصه‌ و ‌از‌ ‌آن‌ طرف‌ پيغمبر ‌در‌ حق‌ سلمان‌ بفرمايد:

(السلمان‌ منا اهل‌ البيت‌).

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 9)- «و خوشحال به اهل و خانواده‌اش باز می‌گردد» (و ینقلب الی اهله مسرورا).

اینها کسانی هستند که در مدار اصلی آفرینش، در همان مداری که خداوند برای این انسان و سرمایه‌ها و نیروهای او تعیین کرده حرکت می‌کنند، و تلاش و کوشش آنها همواره برای خدا، و سعی و حرکتشان به سوی خداست، در آنجا نامه اعمالشان را به دست راستشان می‌دهند که این نشانه پاکی عمل و صحّت ایمان و نجات در قیامت است، و مایه سر افرازی و سر بلندی در برابر اهل محشر.

منظور از «حساب یسیر» حساب سهل و آسان است که سخت‌گیری و دقت در آن نباشد، از سیئات بگذرد و حسنات را پاداش دهد و حتی سیئات آنها را به حسنات تبدیل کند.

نکات آیه

۱ - اعطاى نامه عمل به دست راست انسان در قیامت و حسابرسى آسان از او، فرح بخش و شادى آفرین است. (و ینقلب إلى أهله مسرورًا)

۲ - کسانى که نامه عمل آنان به دست راستشان عطا شود، در قیامت با خویشاوندان خود مأنوس خواهند بود. (و ینقلب إلى أهله) فعل «ینقلب» دلالت مى کند که مراد از «أهل»، همان خویشاوندان انسان در دنیا است که در قیامت نیز در کنار او خواهند بود. برخى مراد از «أهل» را، حور و غلمان بهشتى دانسته اند; ولى واژه انقلاب (رجوع کردن) و نیز جمله «إنّه کان فى أهله مسروراً» در آیات بعد، دیدگاه نخست را تأیید مى کند.

۳ - دریافت کنندگان نامه عمل با دست راست، با آسان گذراندن مرحله حسابرسى، شادمان به نزد خویشاوندان خود بر خواهند گشت. (فأمّا من أُوتى کتبه بیمینه ... و ینقلب إلى أهله مسرورًا)

۴ - انس با خویشاوندان و سربلندى نزد آنان در قیامت، از زمره پاداش هاى الهى است. (و ینقلب إلى أهله مسرورًا)

۵ - انسان ها در قیامت، تنها و دور از خویشاوندان، مورد حسابرسى قرار خواهند گرفت. (فسوف یحاسب ... و ینقلب إلى أهله)

روایات و احادیث

۶ - «قاسم بن محمد عن علىّ قال: سمعت أباعبداللّه(ع) یقول: إنّ اللّه تبارک و تعالى إذا أراد أن یحاسب المؤمن أعطاه کتابه بیمینه و حاسبه ... و هو قول اللّه عزّوجلّ «... و ینقلب إلى أهله مسروراً» قلت: أىُّ أهل؟ قال: أهله فى الدنیا هم أهله فى الجنّة إن کانوا مؤمنین;] قاسم بن محمد از على [بن ابى حمزه] روایت نموده که گفت: از امام صادق(ع) شنیدم که مى فرمود: خداى تبارک و تعالى، زمانى که بخواهد شخص مؤمن را محاسبه کند، نامه عملش را به دست راست او مى دهد و او را محاسبه مى کند ... و این است سخن خداى عزّوجلّ «... و ینقلب إلى أهله مسروراً». گفتم: مراد کدام اهل است؟ فرمود: آنان که در دنیا اهل او بودند; اگر مؤمن باشند در آخرت نیز اهل او خواهند بود».

موضوعات مرتبط

  • اصحاب یمین: اصحاب یمین و خویشاوندان ۲، ۳; خویشاوندان اصحاب یمین در قیامت ۶; سرور اخروى اصحاب یمین ۳; سهولت حسابرسى اصحاب یمین ۱، ۳; عوامل سرور اصحاب یمین ۱; همنشینان اخروى اصحاب یمین ۲
  • حسابرسى: ویژگیهاى حسابرسى اخروى ۵
  • خدا: پاداشهاى اخروى خدا ۴
  • خویشاوندان: همنشینى با خویشاوندان ۲، ۴
  • مؤمنان: خویشاوندان مؤمنان در قیامت ۶
  • نامه عمل: نامه عمل در دست راست ۱، ۳

منابع

  1. بحارالأنوار، ج ۷، ص ۳۲۴، ح ۱۷; تفسیربرهان، ج ۴، ص ۴۴۴، ح ۳.