الإنشقاق ٢١

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

و هنگامی که قرآن بر آنها خوانده می‌شود سجده نمی‌کنند؟!

|و چون قرآن بر آنها خوانده شود سجده نمى‌كنند

و چون بر آنان قرآن تلاوت مى‌شود چهره بر خاك نمى‌سايند؟

و چون بر آنان آیات قرآن تلاوت شود سجده حق نمی‌کنند؟

و هرگاه قرآن را بر آنان خوانند، خاضع و تسلیم نمی شوند؟!

و چون قرآن بر آنها خوانده شود سجده نمى‌كنند؟

و چون بر آنان قرآن خوانند، به سجده نیفتند

و چون بر آنان قرآن خوانده شود به سجده درنمى‌آيند- خضوع نمى‌كنند-؟!

و هنگامی که قرآن بر آنان خوانده می‌شود (در برابر صاحب قرآن و پروردگار زمین و آسمان به خاک مذلّت و بندگی نمی‌افتند و) کرنش نمی‌برند؟

و (چرا) چون بر آنان قرآن تلاوت شود به‌راستی (برایش) سجده [:خشوع‌] نمی‌کنند؟

و گاهی که خوانده شود بر ایشان قرآن سجده نکنند


الإنشقاق ٢٠ آیه ٢١ الإنشقاق ٢٢
سوره : سوره الإنشقاق
نزول : ٢ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٧
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«لا یَسْجُدُونَ»: خضوع و خشوع نمی‌کنند. سجده و کرنش نمی‌برند. مقصود از سجده، تن دادن و سر فرود آوردن در برابر اعجاز قرآن و اوامر و احکام آن است. یا مراد این است که چرا نباید در برابر شنیدن قرآن، خوف خدا در دل و جان پیدا شود، و سر تسلیم در پیشگاه یزدان فرود آورده شود؟


تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


فَلا أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ «16» وَ اللَّيْلِ وَ ما وَسَقَ «17» وَ الْقَمَرِ إِذَا اتَّسَقَ «18» لَتَرْكَبُنَّ طَبَقاً عَنْ طَبَقٍ «19» فَما لَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ «20» وَ إِذا قُرِئَ عَلَيْهِمُ الْقُرْآنُ لا يَسْجُدُونَ «21»

به شفق، (سرخى بعد از غروب) سوگند مى‌خورم، و به شب و آنچه (زير پرده سياهى خود) جمع مى‌كند سوگند، و به ماه آنگاه كه كامل گردد سوگند. كه شما همواره از حالى به حال ديگر درآييد. پس آنان را چه شده كه ايمان نمى‌آورند؟ و آنگاه كه قرآن بر آنان خوانده شود، سجده نمى‌كنند؟

نکته ها

«يَحُورَ» از «حور» به معناى رجوع و بازگشت است و مراد از آن بازگشت به حيات اخروى در قيامت مى‌باشد.

«طَبَقٍ» به معناى تطبيق و انطباق است، يعنى قرار گرفتن دو چيز روى هم و به حالت نيز گفته مى‌شود، چون روح انسان با آن حالت منطبق شده است. پس‌ «لَتَرْكَبُنَّ طَبَقاً عَنْ طَبَقٍ» يعنى شما بر حالتى وخصلتى سوار مى‌شويد كه مثل مَركبى شما را به‌سوى مقصد مى‌برد. «2»

همان گونه كه در آستانه غروب، سرخى نمودار مى‌شود، سپس سياهى شب آن را مى‌پوشاند و آنگاه نور مهتاب بر تاريكى شب پرتو مى‌افكند و اين حالات يكى پس از


«1». عبس، 34- 36.

«2». تفسير راهنما.

جلد 10 - صفحه 429

ديگرى مى‌آيد، شما انسان‌ها نيز يكى پس از ديگرى آمده و داراى حالاتى گوناگون در مسير تكامل به سوى خدا هستيد.

مراد از «لَتَرْكَبُنَّ طَبَقاً عَنْ طَبَقٍ»، مراحل مختلف زندگى است كه انسان در مسير حركتش به سوى پروردگار آنها را طى مى‌كند. حيات دنيوى، حيات برزخى و حيات اخروى. «1»

ممكن است مراد از «لَتَرْكَبُنَّ طَبَقاً عَنْ طَبَقٍ» اين باشد كه سرنوشت شما، طبق سرنوشت اقوام گذشته است. اگر مثل آنان انكار كنيد، هلاك مى‌شويد و اگر مثل آنان ايمان آوريد، نجات مى‌يابيد. حديثى نيز اين معنا را تأييد مى‌كند.

مراد از سجده در آيه‌ «إِذا قُرِئَ عَلَيْهِمُ الْقُرْآنُ لا يَسْجُدُونَ»، خضوع و تصديق و ايمان است و گرنه بايد هر آيه‌اى كه تلاوت شود مردم به سجده افتند.

پیام ها

1- منشأ بدبختى انسان، غفلت از معاد يا انكار آن است. «ظَنَّ أَنْ لَنْ يَحُورَ»

2- منكران معاد بر اساس گمان انكار مى‌كنند نه علم. «ظَنَّ أَنْ لَنْ يَحُورَ»

3- ريشه خوشى‌هاى مستانه، غفلت از آخرت است. كانَ فِي أَهْلِهِ مَسْرُوراً ... ظَنَّ أَنْ لَنْ يَحُورَ

4- عقل و احتياط حكم مى‌كند كه اگر يقين به قيامت نداريد، لااقل به وقوع آن گمان داشته باشيد، «يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ» «2» نه آنكه به عدم وقوع قيامت گمان بريد كه منشأ هلاكت است. «ظَنَّ أَنْ لَنْ يَحُورَ»

5- نتيجه قرائت قرآن بايد عبوديّت و تسليم باشد. إِذا قُرِئَ‌ ... الْقُرْآنُ لا يَسْجُدُونَ‌

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ إِذا قُرِئَ عَلَيْهِمُ الْقُرْآنُ لا يَسْجُدُونَ «21»

وَ إِذا قُرِئَ عَلَيْهِمُ الْقُرْآنُ‌: و چون خوانده شد بر ايشان قرآن، لا يَسْجُدُونَ‌:

فروتنى نمى‌كنند و منقاد نشوند، يا نماز نمى‌گزارند، يا سجده نمى‌كنند نزد تلاوت آن. به اتّفاق علماى اماميه اين سجده مستحب است.

مروى است كه حضرت رسالت آيه‌ (وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ) «1» را قرائت و سجده نمود و همه مؤمنان سجده كردند. كفّار قريش بالاى سر ايشان ايستاده بودند دست بر دست مى‌زدند و استهزاء مى‌كردند. حق تعالى اين آيه نازل فرمود، «2» وقتى قرآن تلاوت شود بر آنها، سجده نمى‌كنند.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌

إِذَا السَّماءُ انْشَقَّتْ «1» وَ أَذِنَتْ لِرَبِّها وَ حُقَّتْ «2» وَ إِذَا الْأَرْضُ مُدَّتْ «3» وَ أَلْقَتْ ما فِيها وَ تَخَلَّتْ «4»

وَ أَذِنَتْ لِرَبِّها وَ حُقَّتْ «5» يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى‌ رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيهِ «6» فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمِينِهِ «7» فَسَوْفَ يُحاسَبُ حِساباً يَسِيراً «8» وَ يَنْقَلِبُ إِلى‌ أَهْلِهِ مَسْرُوراً «9»

وَ أَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ وَراءَ ظَهْرِهِ «10» فَسَوْفَ يَدْعُوا ثُبُوراً «11» وَ يَصْلى‌ سَعِيراً «12» إِنَّهُ كانَ فِي أَهْلِهِ مَسْرُوراً «13» إِنَّهُ ظَنَّ أَنْ لَنْ يَحُورَ «14»

بَلى‌ إِنَّ رَبَّهُ كانَ بِهِ بَصِيراً «15» فَلا أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ «16» وَ اللَّيْلِ وَ ما وَسَقَ «17» وَ الْقَمَرِ إِذَا اتَّسَقَ «18» لَتَرْكَبُنَّ طَبَقاً عَنْ طَبَقٍ «19»

فَما لَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ «20» وَ إِذا قُرِئَ عَلَيْهِمُ الْقُرْآنُ لا يَسْجُدُونَ «21» بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا يُكَذِّبُونَ «22» وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما يُوعُونَ «23» فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ «24»

إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ «25»

ترجمه‌

وقتى كه آسمان شكافته شود

و شنوا گردد براى پروردگارش و سزاوار باشد بآن‌

و وقتى كه زمين كشيده شود

و بيرون افكند آنچه را در آنست و خالى نمايد بجدّ و جهد خود را

و شنوا گردد براى پروردگارش و سزاوار باشد بآن‌

اى آدميزاد همانا تو سعى كننده‌اى بسوى پروردگارت سعى كردنى پس ملاقات كننده‌اى نتيجه آنرا

پس امّا كسيكه داده شود نامه عمل او بدست راستش‌

پس در آتيه حساب كرده ميشود حساب آسانى‌

و برميگردد بسوى كسانش خوشحال‌

و امّا كسيكه داده شود نامه عمل او از جانب پشتش‌

پس در آتيه ميخواهد هلاك خود را

و در آيد در آتش افروخته‌

همانا او بوده است در ميان كسان خود شادمان‌

همانا او گمان كرده آنكه هرگز باز گشت نميكند

بلى همانا پروردگار او باو بينا است‌

پس قسم نميخورم بسرخى ظاهر بعد از غروب در آسمان‌

و بشب و آنچه مستور نمايد

و بماه وقتى كه كامل گردد

هر آينه مرتكب شويد گناه را حالى بعد از حالى مطابق يكديگر

پس چيست مر آنها را كه ايمان نمى‌آورند

و چون خوانده شود بر آنها قرآن سجده نميكنند

بلكه‌


جلد 5 صفحه 365

آنانكه كافر شدند تكذيب ميكنند

و خدا داناتر است بآنچه در دل جاى ميدهند

پس مژده ده آنها را بعذاب دردناك‌

ولى كسانيكه گرويدند و بجا آوردند كارهاى شايسته را براى ايشان است مزدى بى‌منّت.

تفسير

خداوند حميد در قرآن مجيد مكرّر از اوضاع قيامت متعرّض انشقاق آسمان شده و در اين سوره ميفرمايد وقتى كه آسمان شكافته شود براى نزول ملائكه و بهم خوردن اوضاع دنيا و از امير المؤمنين عليه السّلام روايت شده كه شكافته شود از كهكشان كه آن راه سفيدى در وسط آسمان شب نمايان است و بشنود فرمان الهى را و منقاد شود در برابر اراده پروردگارش بتمام اجزاء وجود خود چون اذنت بمعناى استمعت است و سزاوار است كه آن منقاد و فرمان بردار پروردگار باشد و وقتى كه زمين ممدود و مبسوط و كشيده شود و بلندى و پستيهاى آن يكسان گردد و مستعدّ گردد براى اجتماع خلق اوّلين و آخرين در آن و در حديث نبوى است كه مبدّل ميشود زمين بزمين ديگرى و كشيده شود مانند چرم كشيده شده و ديده نشود در آن اعوجاج و نشيب و فرازى و بيرون اندازد آنچه در آنست از كنوز و معادن و اموات و خالى نمايد خود را بجدّ و جهد تا چيزى در باطن آن باقى نماند و قمّى ره نقل فرموده كه زمين ممتدّ و منشقّ ميشود پس مردم از آن بيرون ميآيند و اجابت نمايد فرمان حق را بانقياد ذاتى در تخليه و القاء و شايسته است براى آن كه منقاد و فرمانبردار باشد چون مخلوق و مقهور او است و نكته تكرار آيه معلوم است كه بملاحظه تعدّد منقاد است كه آسمان و زمين باشد و جواب اذا براى وضوح آن از سابق و لا حق ذكر نشده چون فرموده اى آدميزاده همانا تو با تمام قوى و اعمالت بجانب پروردگارت سير مينمائى سير مخصوصى پس در پيشگاه او براى حساب و جزا حاضر خواهى شد و آنرا خواهى ديد پس كسيكه نامه اعمالش بدست راستش داده شده باشد و حسنات او بر سيّئاتش غالب باشد در آن روز حساب سهل و آسانى دارد چون ثواب حسناتش باو داده ميشود و از سيّئاتش خداوند كريم ميگذرد چنانچه در جوامع نقل نموده كه حساب يسير ثواب دادن بر كارهاى خوب و گذشتن از كارهاى بد است و كسيكه سخت‌گيرى شود باو در حساب‌


جلد 5 صفحه 366

معذّب است و چنين كسى بعد از فراغت از حساب باز گشت ميكند نزد كسان خود از اهل ايمان و عمل صالح كه قبل از او يا با او ببهشت ميروند خوشحال و مسرور و فرحناك يا نزد اهل و عيال خود در بهشت از خدمتگزاران و حور العين و اطفال بيگناهش و كسيكه نامه اعمالش از پشت سرش بدست چپش داده شود چون فرشتگان از ديدار رخسار او كراهت دارند پس آن روز فرياد و فغان او بويل و ثبور بلند شود و مرگ و هلاك خود را از خدا طلب نمايد و داخل در جهنّم گردد چون در دنيا باهل و عيال و جاه و جلال و مال و منال مغرور و مسرور و شادمان بوده و در بند آخرت نبوده و گمان داشته كه رجوع بحكم الهى نميكند و بعد از مردن زنده نميشود بلى رجوع ميكند و زنده خواهد شد چون خدا بأعمال بنده خود بصير و بينا است و بايد داد مظلوم را از ظالم بستاند و هر كس را بجزاى عملش برساند پس قسم نميخورم چون محتاج بقسم نيست يا نه چنين است كه شما تصوّر كرديد قسم ياد ميكنم يا لا زائده و مراد آنست كه سوگند بشفق چنانچه مكرّر اين احتمالات در اين جمله ذكر شده و قمّى ره فرموده مراد از شفق سرخى بعد از غروب آفتاب است و سوگند بشب و آنچه جمع نمايد و مستور كند بظلمت خود از حيوانات و مبصرات و سوگند بماه وقتى كه تابش آن مجتمع و به اتمام رسد و بدر گردد كه شما مردم آخر الزّمان هر آينه مرتكب اعمالى خواهيد شد مانند اعمال پيشينيانتان بعينها و هو هو حالى بعد از حالى و طبقه‌ئى بعد از طبقه‌ئى تا پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم زنده است از آزار او دست بردار نيستيد و بعد از او با اوصياء او ستيزه نمائيد و حق ايشان را غصب كنيد و پى در پى مقتول و مسمومشان نمائيد تا آنكه كار بجائى رسد كه وصى دوازدهم از انظار شما غائب گردد و در تكاليف خودتان حيران و سر گردان بمانيد و احكام اسلام را يك يك نقض نمائيد و اوّل آنها امامت است و آخرشان نماز چنانچه مستفاد از روايات متعدّده اين مقام است و در جوامع از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل نموده كه روزى آن حضرت آخر سوره علق را قرائت فرمود پس او و حاضرين از اهل ايمان سجده نمودند و قريش دست ميزدند بالاى سر ايشان و صفير ميكشيدند پس نازل شد اين آيه كه مفادش آنست كه پس چه عذرى دارند كفّار قريش و چه‌


جلد 5 صفحه 367

موجب شده براى آنها كه بعد از اتمام حجّت از طرف خداوند بر آنها بظهور معجزات ايمان نميآورند و وقتى كه قرآن بر آنان تلاوت شود سجده نميكنند معلوم ميشود اينها جز تكذيب همّ ديگرى ندارند و خدا ميداند كه چه كينه و عداوت و تعصّب و جهالتى را در باطن خود جاى دادند كه نميگذارد فكر در آيات الهى نمايند و بيابند اعجاز آنرا پس بشارت ده اى پيغمبر آنها را بعذاب دردناك و بر سبيل استهزاء از آن تعبير ببشارت شده ولى كسانيكه ايمان آوردند و اطاعت نمودند اوامر الهى را براى ايشان اجر و مزدى است كه قطع نميگردد و دوام دارد كه نعم بهشتى باشد يا اجرى است كه در مقابل آن منّت بر آنها نهاده نميشود اين بنابر آنست كه مراد از اين آيه استثناء منقطع باشد و الامراد از مأجورين به اجر غير مقطوع از آن كفّار كسانى هستند كه ايمان بياورند و توبه كنند از كفر و معاصى خودشان و ثواب تلاوت اين سوره در ذيل سوره انفطار گذشت و الحمد للّه رب العالمين و صلّى اللّه على محمد و آله الطاهرين.


جلد 5 صفحه 368

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ إِذا قُرِئ‌َ عَلَيهِم‌ُ القُرآن‌ُ لا يَسجُدُون‌َ «21»

يكي‌ ‌از‌ آيات‌ سجده‌ ‌اينکه‌ ‌آيه‌ شريفه‌ ‌است‌ ‌که‌ گفتند 15 ‌آيه‌ ‌در‌ قرآن‌ سجده‌ دارد چهارش‌ واجب‌ و يازده‌ مستحب‌ّ، اما چهار واجب‌ ‌آيه‌ 15 ‌در‌ سوره‌ سجده‌، ‌آيه‌ 37 ‌در‌ فصلت‌، ‌آيه‌ 62 ‌در‌ و النجم‌، ‌آيه‌ 19 ‌در‌ علق‌، و اما يازده‌ مستحب‌ّ: ‌آيه‌ 206 ‌در‌ اعراف‌ ‌آيه‌ 15 ‌در‌ رعد، ‌آيه‌ 49 ‌در‌ نحل‌، ‌آيه‌ 109 ‌در‌ بني‌ اسرائيل‌، ‌آيه‌ 58 ‌در‌ مريم‌، ‌آيه‌ 18 ‌در‌ حج‌، ‌آيه‌ 77 ‌در‌ حج‌ ‌آيه‌ 25 ‌در‌ نمل‌، ‌آيه‌ 24 ‌در‌ ص‌ و ‌غير‌ اينها ‌که‌ مشتمل‌ ‌بر‌ لفظ سجده‌ ‌است‌ لكن‌ ‌در‌ ‌اينکه‌ ‌آيه‌ شريفه‌ ظاهرا مراد ‌از‌ سجده‌ معهود نباشد زيرا ‌اگر‌ مراد ‌بود‌ دلالت‌ داشت‌ ‌بر‌ اينكه‌ ‌هر‌ سوره‌ و ‌آيه‌ ‌از‌ قرآن‌ ‌که‌ تلاوت‌ ‌شده‌ بايد سجده‌ كرد بلكه‌ دلالت‌ ‌بر‌ وجوب‌ سجده‌ دارد زيرا مذمت‌ ميكند كساني‌ ‌را‌ ‌که‌ چون‌ قرآن‌ ‌بر‌ ‌آنها‌ تلاوت‌ شود سجده‌ نميكنند بلكه‌ مراد ‌از‌ سجده‌ تسليم‌ و تصديق‌ و قبولي‌ ‌آن‌ و ايمان‌ بآن‌ هست‌ ‌که‌ ميفرمايد:

وَ إِذا قُرِئ‌َ عَلَيهِم‌ُ القُرآن‌ُ لا يَسجُدُون‌َ بخصوص‌ بقرينه‌ ‌آيه‌ ‌بعد‌ ‌که‌ ميفرمايد:

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 21)- سپس از کتاب «تکوین» به سراغ کتاب «تدوین» می‌رود، می‌افزاید: «و (چرا) هنگامی که قرآن بر آنها خوانده می‌شود سجده نمی‌کنند»؟

(و اذا قرئ علیهم القرآن لا یسجدون).

قرآنی که نور اعجاز از جوانب مختلف آن می‌درخشد، و هر ناظر بی‌طرف می‌داند ممکن نیست زائیده مغز بشری باشد.

نکات آیه

۱ - شنیدن آیات قرآن، باید مایه خضوع و فروتنى انسان گردد. (و إذا قرىء علیهم القرءان لایسجدون) «سجود» به معناى خضوع است. (قاموس)

۲ - گروهى از مردم، هشدارهاى قرآن را نشنیده انگاشته و در برابر آن سر تعظیم فرود نمى آورند. (و إذا قرىء علیهم القرءان لایسجدون)

۳ - لزوم قرائت آیات قرآن، براى مردم و ابلاغ آن حتى به غیر مؤمنان (و إذا قرىء علیهم القرءان)

۴ - لزوم کرنش و سر فرود آوردن، در برابر عظمت قرآن (و إذا قرىء علیهم القرءان لایسجدون)

۵ - روحیه ناباورى، مانع پذیرش قرآن و خضوع در برابر آن (لایؤمنون . و إذا قرىء علیهم القرءان لایسجدون)

۶ - امتناع برخى از مردم، از فروتنى و تواضع هنگام شنیدن و دریافت آیات قرآن، شگفت آور و توجیه ناپذیر است. (فما لهم ... و إذا قرىء علیهم القرءان لایسجدون)

۷ - سجود و به خاک افتادن هنگام شنیدن آیات قرآن، رفتارى شایسته و مطلوب است. * (و إذا قرىء علیهم القرءان لایسجدون) کلمه «سجود» در برداشت یاد شده، به معناى اصطلاحى آن گرفته شده است. این آیه هر چند از آیاتى نیست که سجده واجب دارند; ولى مفاد آن مندوب بودن سجده به هنگام شنیدن هر یک از آیات قرآن و یا خصوص آیاتى است که در آن فرمان سجود آمده است.

۸ - کافران، بر ترک فروع دین نیز توبیخ مى شوند. (فما لهم ... لایسجدون) مراد از سجود در آیه ممکن است معناى اصطلاحى آن و به خاک افتادن هنگام شنیدن آیات قرآن باشد.

۹ - عظمت قرآن، به مجرد قرائت آن بر شنوندگان، نمایان شده و در دل هر انسان جا مى گیرد. (و إذا قرىء علیهم القرءان لایسجدون) توبیخ کسانى که با شنیدن قرآن اظهار خضوع نکرده و به خاک نمى افتند، بیانگر تأثیر آن در اعماق دل هر شنونده منصف است.

۱۰ - قرآن، نامى برگزیده از جانب خداوند پیش از تکمیل آیات آن در عصر رسول اکرم(ص) (و إذا قرىء علیهم القرءان)

۱۱ - تلاوت کنندگان قرآن در عصر بعثت، غیر مؤمنان را نیز با آیات آن آشنا ساخته، براى آنها قرآن مى خواندند. (و إذا قرىء علیهم القرءان لایسجدون)

۱۲ - مفاد آیات قرآن، قابل فهم حتى براى غیر مؤمنان (و إذا قرىء علیهم القرءان لایسجدون) توبیخ در موردى صحیح است که مخاطب در برابر آنچه درک کرده است، خضوع نکند.

موضوعات مرتبط

  • ایمان: آثار بى ایمانى ۵; موانع ایمان به قرآن ۵
  • خضوع: عوامل خضوع ۱
  • دین: آثار ترک فروع دین ۸
  • سجده: سجده هنگام استماع قرآن ۷
  • عمل: عمل پسندیده ۷
  • قرآن :۱۰ آثار استماع قرآن ۱ ۱۰; آثار تلاوت قرآن ۹ ۱۰; آداب استماع قرآن ۷ ۱۰; اجتناب از تواضع براى قرآن ۶ ۱۰; اهمیت تبلیغ قرآن ۳ ۱۰; اهمیت تلاوت قرآن ۳ ۱۰; اهمیت خضوع براى قرآن ۴ ۱۰; بى اعتنایى به هشدارهاى قرآن ۲ ۱۰; تواضع براى قرآن ۷ ۱۰; سهولت فهم قرآن ۱۲ ۱۰; موانع خضوع براى قرآن ۵ ۱۰; نامهاى قرآن ۱۰ ۱۰; نقش قاریان قرآن ۱۰ صدراسلام ۱۱; وضوح عظمت قرآن ۹ ۱۰
  • کافران: تکلیف کافران ۸; تلاوت قرآن بر کافران صدراسلام ۱۱; مؤاخذه کافران ۸

منابع