الإسراء ٦

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

سپس شما را بر آنها چیره می‌کنیم؛ و شما را به وسیله داراییها و فرزندانی کمک خواهیم کرد؛ و نفرات شما را بیشتر (از دشمن) قرارمی‌دهیم.

آن‌گاه دوباره غلبه بر آنها را به شما بازگردانيم و شما را با اموال و پسران يارى دهيم و تعداد نفرات شما را بيشتر كنيم

پس [از چندى‌] دوباره شما را بر آنان چيره مى‌كنيم و شما را با اموال و پسران يارى مى‌دهيم و [تعداد] نفرات شما را بيشتر مى‌گردانيم.

آن‌گاه شما را به روی آنها برگردانیم و بر آنها غلبه دهیم و به مال و فرزندان مدد بخشیم و عدّه (جنگجویان) شما را بیشتر (از دشمن) گردانیم.

سپس پیروزی بر آنان را به شما باز می گردانیم و شما را به وسیله اموال و فرزندان تقویت می کنیم، و نفرات [رزمی] شما را بیشتر می گردانیم.

بار ديگر شما را بر آنها غلبه داديم و به مال و فرزند مدد كرديم و بر شمارتان افزوديم.

سپس شما را بر ایشان پیروزی دادیم و شما را به اموال و پسران مدد رساندیم و نفرات شما را افزونتر ساختیم‌

سپس شما را دولت باز گردانيم و بر آنها پيروزى دهيم و شما را به مالها و فرزندان يارى كنيم، و بر شمارتان بيفزاييم

سپس (شما راه صلاح در پیش می‌گیرید و از فساد دست می‌کشید و آن گاه) شما را بر آنان چیره می‌گردانیم، و با اموال و فرزندان مدد و یاریتان می‌دهیم و تعداد نفراتتان را بیشتر (از دشمن) می‌نمائیم.

سپس دوباره شما (اسرائیلیان) را بر این بندگان ویژه چیره می‌کنیم و شما را با اموالی و پسرانی (یاری) و مدد می‌دهیم و شما را بیش از پیش (برای جنگ) بسیج می‌گردانیم.

پس باز آوردیم برای شما تاختن را بر ایشان و کمک دادیم شما را به مالهائی و پسرانی و گردانیدیم شما را فزونتر در گروه‌


الإسراء ٥ آیه ٦ الإسراء ٧
سوره : سوره الإسراء
نزول : ٩ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٤
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«الْکَرَّةَ»: هجوم. یورش. مراد غلبه و قدرت است. «أَمْدَدْنَاکُمْ»: شما را یاری می‌دهیم و نیرو می‌بخشیم. «نَفِیراً»: نفرات. یاران همرزم. تمییز است.


تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


ثُمَّ رَدَدْنا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَ أَمْدَدْناكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ وَ جَعَلْناكُمْ أَكْثَرَ نَفِيراً «6»

سپس، جنگ را به سود شما و عليه آنان برگردانيم و شما را با اموال و فرزندان كمك كنيم و نفرات شما را بيشتر قرار دهيم.

نکته ها

ظاهر آيه اين است كه پس از فسادگرى و شكست بنى‌اسرائيل، خداوند دوباره آنان را با

جلد 5 - صفحه 22

سرمايه و فرزندان سروسامان دهد، ولى احتمال دارد مخاطب‌ «رَدَدْنا لَكُمُ الْكَرَّةَ»، همان‌ «عِباداً لَنا أُولِي بَأْسٍ» آيه قبل باشد، يعنى به بندگان سلحشور خويش دو لطف داريم: يكى تارومار كردن متجاوزان بنى‌اسرائيل، و ديگرى به قدرت و حكومت رساندن آنان.

پیام ها

1- مهلت دادن و امتحان مجدّد از طريق سرمايه وفرزندان، از سنّت‌هاى الهى است. «رَدَدْنا لَكُمُ»

2- سرمايه ونيروى انسانى، وسيله قدرت وحكومت است. «أَمْدَدْناكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ»

3- لطف خدا، هم شامل فرد گنهكارى مى‌شود كه توبه كند، و هم امّت گنهكار كه گوشمالى شده باشد. «رَدَدْنا لَكُمُ الْكَرَّةَ»

4- كثرت جمعيّت، از نعمت‌هاى الهى است. «جَعَلْناكُمْ أَكْثَرَ نَفِيراً»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



ثُمَّ رَدَدْنا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَ أَمْدَدْناكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ وَ جَعَلْناكُمْ أَكْثَرَ نَفِيراً «6»

ثُمَّ رَدَدْنا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ‌: پس برگردانيم براى شما اى بنى اسرائيل دولت و غلبه را بر ايشان زمانى كه توبه نموديد و برگشتيد از فساد.

حاصل آنكه ظاهر سازيم دولت شما را، بنابر تفسير ظاهر آيه، مراد كشته شدن بخت النصر است و نجات بنى اسرائيل و برگشت دولت بديشان. بنابر تفسير باطن آيه مراد رجعت حضرت حسينى عليه السّلام است با هفتاد نفر اصحابش، چنانچه روايات وارد شده‌ «2» عياشى‌ «3» روايت نموده كه حضرت امام حسين عليه السّلام سلطنت نمايد به حدى كه موهاى ابروى مباركش به چشم مباركش واقع شود.

وَ أَمْدَدْناكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ‌: و تقويت شما را به مالهائى كنيم بسيار


«1» برهان، جلد 2، صفحه 406 و 407.

«2» تفسير عياشى جلد 2، صفحه 281.

«3» تفسير عياشى، جلد 2، صفحه 281.

جلد 7 - صفحه 332

و اولادان بيشمار بعد از اخذ و سبى آنها. وَ جَعَلْناكُمْ أَكْثَرَ نَفِيراً: و قرار دهيم شما را بيشتر از حيث عدد و انصار بر دشمنان شما.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ قَضَيْنا إِلى‌ بَنِي إِسْرائِيلَ فِي الْكِتابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الْأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيراً «4» فَإِذا جاءَ وَعْدُ أُولاهُما بَعَثْنا عَلَيْكُمْ عِباداً لَنا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّيارِ وَ كانَ وَعْداً مَفْعُولاً «5» ثُمَّ رَدَدْنا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَ أَمْدَدْناكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ وَ جَعَلْناكُمْ أَكْثَرَ نَفِيراً «6» إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها فَإِذا جاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ لِيَسُوؤُا وُجُوهَكُمْ وَ لِيَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ كَما دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ لِيُتَبِّرُوا ما عَلَوْا تَتْبِيراً «7» عَسى‌ رَبُّكُمْ أَنْ يَرْحَمَكُمْ وَ إِنْ عُدْتُمْ عُدْنا وَ جَعَلْنا جَهَنَّمَ لِلْكافِرِينَ حَصِيراً «8»

ترجمه‌

- و اعلام نموديم به بنى اسرائيل در كتاب كه هر آينه فساد خواهيد نمود البتّه در زمين دو بار و هر آينه سركشى خواهيد كرد البته سركشى بزرگ‌

پس چون آمد وعده اوّل آن دو برانگيزيم بر شما بندگانى را از خودمان صاحبان شوكت و قوّت بسيار پس جستجو كنند ميان منزلها و باشد وعده‌اى بجا آورده‌

پس برگردانيم براى شما غلبه بر آنها را و مدد نمائيم شما را بمالها و پسرها و گردانيم شما را بيشتر از جهت نفرات‌

اگر خوبى كنيد خوبى كرديد براى خودتان و اگر بدى كنيد پس براى خودتان است پس چون آمد وعده ديگر بار برانگيزيم تا بد سازند رويهاتان را و تا داخل شوند در مسجد چنانچه داخل شدند آنرا اوّل بار و تا هلاك كنند آنچه را غالب شدند بر آن هلاك كردنى‌

اميد است كه پروردگار شما رحم كند بر شما و اگر عود كنيد عود خواهيم نمود و قرار داديم جهنّم را براى كافران زندان.

تفسير

- خداوند حكم و اثبات و اعلام فرمود به بنى اسرائيل در كتاب تورية كه شما دو مرتبه حتما مرتكب فساد خواهيد شد در زمين و طغيان و سركشى بزرگى خواهيد نمود و چون موعد فساد مرتبه اولى رسيد مبعوث كنيم بر شما


جلد 3 صفحه 343

بندگانى را از خودمان كه داراى شوكت و قوّت و قدرت زياد باشند در جنگ و امر شما را بآنها واگذار ميكنيم و كمك از شما نميكنيم براى مجازات و عقوبت دنيوى شما بر فساد اوّل خودتان و آن جماعت كه بر شما مسلّط شدند رحم بر صغير و كبير شما نخواهند نمود تا اين درجه كه در ميان منازل شما تجسّس ميكنند براى آنكه به بينند كسى يا چيزى باقى مانده كه بكشند يا اسير كنند يا بغارت ببرند و اين انتقام الهى بقدرى مسلّم و يقينى است وقوع آن كه بايد وعده منجز و بجا آورده دانست آنرا و در جوامع از امير المؤمنين عليه السّلام نقل نموده كه عبيدا بجاى عبادا قرائت فرموده و آن هم اگر چه جمع عبد است ولى مناسب‌تر بودنش با انتقام بر ارباب ذوق پوشيده نيست چون بيشتر در مملوك و زير دست خلق استعمال ميشود پس بر ميگردانيم براى شما دولت و غلبه بر كسانيرا كه مسلّط نموديم بر شما و كمك ميكنيم شما را بمالها و پسرها و قرار ميدهيم شما را بيش از پيش از حيث اعوان و انصار و عساكر مهيّا براى جنگ با دشمن چون نفير بر اين قبيل افراد اطلاق ميشود اگر خوبى كنيد ثواب و نتيجه و پاداش آن بخود شما عائد ميشود و اگر بدى كنيد عقاب و نتيجه و كيفر آن بشما واصل خواهد شد و اينكه احسان و اسائه هر دو متعدّى بلام شده است ظاهرا براى ازدواج اسائه با احسان است و الّا معمولا اسائه بايد متعدّى بعلى شود و در عيون از امام رضا عليه السّلام نقل نموده كه اسائه بسا باشد كه مغفور شود و چون وعده فساد مرتبه اخرى و عقوبت آن برسد بعث ميكنيم بر شما مردمى را براى آنكه رويهاى شما را تغيير دهند باثر بدى و تا داخل شوند در مسجد بيت المقدّس و شهر آن چنانچه داخل شدند در آن كسانيكه مبعوث بودند در مرتبه اولى و تا نابود و هلاك گردانند آنچه را غلبه نمودند بر آن يا در مدّت استيلاء و غلبه خودشان نابود و هلاك نمودنى آشكار و با اين وصف باز جاى اميدوارى است برحمت خداوند در صورت توبه و انابه كه شما را بحال اوّل باز گرداند و ادامه دهد نعمت خود را بر شما و اگر معاودت نمائيد بفساد خداوند هم معاودت ميفرمايد در دنيا بانتقام و در آخرت هم جايگاه دائم محصور شما را جهنّم قرار خواهد داد كه حبس مخلّد باشيد در آن اگر ايمان نياوريد به پيغمبر آخر الزّمان و كافر از دنيا برويد و بعد از قول خداوند فاذا جاء


جلد 3 صفحه 344

وعد الآخرة جمله بعثنا عليكم كه متعلّق ليسوؤا وجوهكم است مقدّر شده براى دلالت كلام سابق بر آن و در بيان اين دو فساد و دو انتقام اختلاف شديدى بين مفسّرين عامّه و خاصّه روى داده بعضى فساد اول را بقتل زكريّا و فساد دوم را بقتل يحيى على نبيّنا و اله و عليهما السلام تفسير نموده‌اند و انتقام اوّل را خروج بخت نصر و دخول آن در بيت المقدّس و تخريب او آن مكان شريف را و قتل عام از بنى اسرائيل دانسته‌اند و انتقام دوّم را گفته‌اند بدست سلاطين فارس و روم بوده و اسم منتقم را باختلاف ططوس و هردوس و فردوس ذكر كرده‌اند و فاصله بين دو فساد را گفته‌اند دويست و ده سال بوده و بنظر حقير فساد و انتقام اوّل اشاره بقصّه جالوت و طالوت است كه شرح آن در ضمن آياتى در سوره بقره گذشت و فساد و انتقام دوم اشاره بقتل حضرت يحيى و خروج بخت نصر است كه در ذيل آيه او كالّذى مرّ على قرية در سوره بقره بيان شد چون ظاهرا مسلّم است كه قتل حضرت يحيى در فساد دوّم بوده و قتل حضرت زكريّا مسلّم نيست و بعضى گفته‌اند آنحضرت بمرگ طبيعى از دنيا رفته است و مشهور آنستكه خروج بخت نصر براى خونخواهى حضرت يحيى بوده و بقدرى او از بنى اسرائيل كشته كه خون آنحضرت از جوش افتاده است و غلبه سلاطين فارس و روم بر بنى اسرائيل سابقه ذكر در قرآن ندارد و انسب آنستكه اين دو واقعه سبق ذكرى يا شهرت خارجى داشته باشد تا اشاره بمجهول نباشد و غلبه بنى اسرائيل بر اعداء را كه بعضى بردّ كورش همدانى اسراء آنها را به بيت المقدّس و عود استقلالشان تفسير نموده‌اند و در صافى اين كمك با آنها را ببهمن بن اسفنديار نقلا نسبت داده نيز خلاف ظاهر آيه شريفه است چون مستفاد از آن غلبه تامّه خود بنى اسرائيل است بر اعداء كه بكشته شدن جالوت بدست حضرت داود براى آنها حاصل گرديد اينها همه شواهد و مؤيّدات نظريه حقير است كه ذكر شد ولى چون در آيه شريفه تعيين مصداق نشده و از مفسّرين اقوال مختلفه‌اى نقل شده است بهتر احاله علم آنست باهل آن كه ائمه اطهار عليهم السلامند در كافى و عيّاشى ره از امام صادق عليه السّلام روايت نموده است كه مراد از دو مرتبه فساد كشتن امير المؤمنين عليه السّلام و ضربت زدن بامام حسن عليه السّلام است و مراد از علوّ كبير شهادت امام حسين عليه السّلام است و بندگان پر قوّت و قدرت خدا كسانى هستند كه قبل از ظهور


جلد 3 صفحه 345

امام زمان قيام بخونخواهى آل محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مينمايند و قتله ايشانرا ميكشند كه محتمل است مراد مختار بن ابى عبيده ثقفى و اعوان او باشند و مراد از وعده حتمى خدا ظهور امام زمان است و مراد از عود غلبه بر اعداء رجعت حسينى است كه آنحضرت با هفتاد نفر از اصحاب بدنيا بر ميگردند در زمان حيات حضرت حجّت عليه السّلام و عيّاشى علاوه نموده كه امام حسين عليه السّلام بر مردم سلطنت ميكند تا موى ابرويش بر چشمش بريزد و ظاهرا مراد تطبيق امثال قضاياى واقعه در بنى اسرائيل باشد بر اين امّت و اللّه اعلم ..

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


ثُم‌َّ رَدَدنا لَكُم‌ُ الكَرَّةَ عَلَيهِم‌ وَ أَمدَدناكُم‌ بِأَموال‌ٍ وَ بَنِين‌َ وَ جَعَلناكُم‌ أَكثَرَ نَفِيراً «6»

‌پس‌ برگردانيديم‌ ‌براي‌ ‌شما‌ سلطنت‌ و قدرت‌ ‌را‌ دفعه‌ ديگر ‌بر‌ اعداء ‌شما‌ و زياد كرديم‌ و ادامه‌ داديم‌ ‌براي‌ ‌شما‌ اموال‌ و اولاد بسيار و قرار داديم‌ ‌شما‌ ‌را‌ جمعيت‌ بسياري‌ بعيد نيست‌ مراد دوران‌ سلطنت‌ داود و سليمان‌ و ساير سلاطين‌ بني‌ اسرائيل‌ ‌باشد‌ ‌که‌ ‌پس‌ ‌از‌ ‌آن‌ ذلت‌ها و قتل‌ و اسيري‌ها دو مرتبه‌ قوت‌ و شوكت‌ و سلطنت‌ بشما داديم‌ و ‌بر‌ دشمنان‌ ظفر پيدا كرديد ‌که‌ مفاد ثُم‌َّ رَدَدنا لَكُم‌ُ الكَرَّةَ عَلَيهِم‌ ‌است‌ ‌ثم‌ ‌از‌ ‌براي‌ تراخي‌ ‌است‌ ‌يعني‌ ‌پس‌ ‌از‌ ‌اينکه‌ مدت‌ مديد ‌از‌ زمان‌ يوشع‌ ‌تا‌ دوره‌ داود ‌که‌ ‌در‌ ذلت‌ و خواري‌ و شرك‌ و كفر و قتل‌ و اسيري‌ بوديد برگردانيديم‌ ‌براي‌ ‌شما‌ سلطنت‌ و دولت‌ و عزت‌ و غلبه‌ ‌بر‌ خصم‌ وَ أَمدَدناكُم‌ بِأَموال‌ٍ وَ بَنِين‌َ و ‌شما‌ ‌را‌ امداد كرديم‌ ‌به‌ كثرت‌ مال‌ و اولاد وَ جَعَلناكُم‌ أَكثَرَ نَفِيراً نفرات‌ ‌شما‌ ‌را‌ بسيار كرديم‌ و جمعيت‌ ‌شما‌ ‌را‌ زياد نموديم‌ و ‌اينکه‌ امتحان‌ بزرگي‌ ‌بود‌ ‌بر‌ ‌شما‌ ‌که‌ ‌از‌ شرك‌ و فساد دست‌ برميداريد ‌ يا ‌ بهمان‌ شرك‌ و كفر و فساد مراجعه‌ ميكنيد.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 6)- «سپس (الطاف الهی بار دیگر به سراغ شما می‌آید و) شما را بر آن (قوم مهاجم) چیره می‌کنیم» (ثُمَّ رَدَدْنا لَکُمُ الْکَرَّةَ عَلَیْهِمْ).

«و شما را به وسیله اموال و ثروت سرشار و فرزندانی کمک خواهیم کرد» (وَ أَمْدَدْناکُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِینَ).

«و نفرات شما را بیشتر (از دشمن) قرار می‌دهیم» (وَ جَعَلْناکُمْ أَکْثَرَ نَفِیراً).

نکات آیه

۱- بازگشت قدرت و توان بنى اسرائیل با اراده خداوند پس از نخستین شکست آنان (ثمّ رددنا لکم الکرّة علیهم) «کرّة» در لغت به معناى بازگشت و دولت و نیز به معناى تجدید خلق پس از نابودى است. در هر حال، بازگشت قدرت و توان، از آن قابل استفاده است.

۲- پیروزى بنى اسرائیل بر دشمنان جنگجوى خویش با اراده خداوند پس از نخستین شکست (ثمّ رددنا لکم الکرّة علیهم)

۳- تحولات تاریخ (شکست و پیروزى امتها) تحت اراده الهى است. (بعثنا علیکم عبادًا ... ثمّ رددنا لکم الکرّة)

۴- وجود فاصله میان نخستین شکست بنى اسرائیل و پیروزى آنان (ثمّ رددنا لکم الکرّة علیهم) «ثم» دلالت بر تراخى و فاصله زمانى دارد.

۵- تجدید توان اقتصادى و انسانى بنى اسرائیل با امداد الهى پس از اولین شکست (ثمّ رددنا لکم الکرّة علیهم و أمددنکم بأمول و بنین)

۶- سلطه مجدد بنى اسرائیل بر دشمنانشان پس از اولین شکست، متکى بر توان اقتصادى و نیروى انسانى خدادادى است. (و أمددنکم بأمول و بنین)

۷- رشد اقتصادى و نیروى انسانى و توازن و همپایى آن دو، داراى نقش تعیین کننده در سرنوشت ملتها (و أمددنکم بأمول و بنین) در کنار هم یاد شدن «مال» و «فرزند» نشانگر آن است که قرین بودن این دو با یکدیگر، در غلبه ملتها بر دشمنان خویش نقش آفرین است.

۸- تاریخ بنى اسرائیل، داراى فراز و نشیبهاى شدید است. (بعثنا علیکم عبادًا لنا أُولى بأس شدید ... ثمّ رددنا لکم الکرّة علیهم و أمددنکم بأمول و بنین)

۹- فزونى داشتن نیروى انسانى و نفرات رزمى بنى اسرائیل بر نفرات دشمن، پس از نخستین شکست (و جعلنکم أکثر نفیرًا)

۱۰- رشد اقتصادى و ازدیاد جمعیت به منظور برترى و فزونى یافتن بر نیروى انسانى و اقتصادى دشمن، سیاستى است شایسته و بایسته (و أمددنکم بأمول و بنین و جعلنکم أکثر نفیرًا) جمله «و جعلناکم...» بمنزله نتیجه براى جمله «و امددناکم ...» است; چرا که «نفیر» در لغت به عده اى از مردان گفته مى شود که امکانات لازم براى کوچ کردن و حرکت دسته جمعى را داشته باشند (مفردات راغب)، و مقصود از آن به مناسبت مورد، این است که خداوند با کمک اموال و فرزندان به شما، این توانایى را داد که بر دشمن خود فزونى داشته و چیره شوید.

۱۱- خداوند، خواست و اراده خویش را در تحولات اجتماعى، از طریق اسباب طبیعى انجام مى دهد. (و أمددنکم بأمول و بنین و جعلنکم أکثر نفیرًا)

۱۲- روى کرد عمومى بنى اسرائیل به صلاح و شایستگى، پس از تحمل مجازات افساد خویش و قبول شکست از مردانى جنگاور (لتفسدنّ فى الأرض ... بعثنا علیکم عبادًا لنا أُولى بأس شدید ... ثمّ رددنا لکم الکرّة علیهم و أمددنکم بأمول و بنین و جعلنکم أکثر نفیرًا) قرینه دو آیه بعد «إن عدتم عدنا» دلالت مى کند بر اینکه بنى اسرائیل پس از شکست خود، متنبه شده اند و براى همین جهت، خداوند هم آنان را امداد کرده است.

موضوعات مرتبط

  • اقتصاد: آثار رشد اقتصادى ۷; اهمیت رشد اقتصاد ى ۱۰
  • اقوام: عوامل مؤثر در سرنوشت اقوام ۷
  • امتها: منشأ پیروزى امتها ۳; منشأ شکست امتها ۳
  • بنى اسرائیل: آثار شکست بنى اسرائیل ۱۲; آثار کیفر بنى اسرائیل ۱۲; امداد به بنى اسرائیل۵، ۶; پیروزى بنى اسرائیل ۴; تاریخ بنى اسرائیل ۱، ۲، ۴، ۵، ۸، ۹، ۱۲; تجدید قواى بنى اسرائیل ۵; شکست بنى اسرائیل ۱، ۴; عوامل اصلاح بنى اسرائیل۱۲; قدرت اقتصادى بنى اسرائیل ۵، ۶; قدرت بنى اسرائیل ۹; کثرت بنى اسرائیل ۹; منشأ پیروزى بنى اسرائیل ۲; منشأ سلطه بنى اسرائیل ۶; منشأ قدرت اقتصادى بنى اسرائیل ۵; منشأ قدرت بنى اسرائیل ۱
  • تاریخ: منشأ تحولات تاریخ ۳
  • جامعه: عوامل تحولات اجتماعى ۱۱
  • جمعیت: آثار رشد جمعیت ۷; اهمیت رشد جمعیت ۱۰
  • خدا: آثار اراده خدا ۱، ۲، ۳; آثار امدادهاى خدا ۶; امدادهاى خدا ۵; مجارى اراده خدا ۱۱; مجارى مشیت خدا ۱۱
  • دشمنان: عوامل پیروزى بر دشمنان ۱۰
  • عوامل طبیعى: نقش عوامل طبیعى ۱۱

منابع