الأنفال ٦٤

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

ای پیامبر! خداوند و مؤمنانی که از تو پیروی می‌کنند، برای حمایت تو کافی است (؛ فقط بر آنها تکیه کن)!

اى پيامبر! خداوند و مؤمنانى كه پيرويت كردند تو را بس است

اى پيامبر، خدا و كسانى از مؤمنان كه پيرو تواند تو را بس است.

ای رسول، خدا تو را کفایت است و مؤمنانی که پیروان تواند.

ای پیامبر! خدا و مؤمنانی که از تو پیروی می کنند [از نظر حمایت و پشتیبانی] برای تو بس است.

اى پيامبر، خدا و مؤمنانى كه از تو پيروى مى‌كنند تو را بسند.

ای پیامبر، خدا و مؤمنانی که پیرو تو هستند تو را کافی است‌

اى پيامبر، خدا و مؤمنانى كه از تو پيروى كرده‌اند تو را بسنده است.

ای پیغمبر! خدا برای تو و برای مؤمنانی که از تو پیروی کرده‌اند کافی و بسنده است (و ضامن و مراقب همگی شما است).

هان ای پیامبر برجسته! خدا تو را بس است و (نیز) کسانی از مؤمنان که پیرو تو هستند.

ای پیمبر بس است تو را خدا و آنان که پیرویت کردند از مؤمنان‌


الأنفال ٦٣ آیه ٦٤ الأنفال ٦٥
سوره : سوره الأنفال
نزول : ٢ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٠
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«مَنْ»: عطف بر ضمیر (کَ) و منصوب است.


نزول

«شیخ طوسی» گویند: واقدى گوید: این آیه درباره طوایف بنى‌قریظه و بنى‌النضیر نازل گردیده هنگامى که به پیامبر گفته بودند ما تسلیم مى شویم و از تو پیروى می‌نمائیم.]]

تفسیر


تفسیر نور (محسن قرائتی)


يا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللَّهُ وَ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ «64»

اى پيامبر! براى تو (حمايت) خداوند و پيروان با ايمانت كافى است (و نيازى به حمايت گرفتن از ديگران ندارى).

نکته ها

ممكن است آيه را اين گونه نيز بتوان معنا كرد: اى پيامبر! براى تو و پيروان با ايمانت، تنها حمايت خدا كافى است. يعنى خداوند، هم تو و هم پيروانت را يارى مى‌كند.

برطبق معناى اوّل، مؤمنان در سايه‌ى خداوند، حامى پيامبرند و بر طبق معناى دوم، مؤمنان در كنار پيامبر، تحت حمايت الهى هستند.

گروهى از يهوديانِ بنى‌قريظه و بنى‌نضير، به دروغ به پيامبر صلى الله عليه و آله پيشنهاد يارى دادند، آيه نازل شد كه مؤمنان براى تو كافى هستند. در ضمن اين آيه مقدّمه‌ى فرمان جهاد در آيه‌ى بعد است.

در كتاب «فضائل الصحابه» از حافظ ابونعيم، از علماى اهل‌سنّت آمده است: مراد از «مؤمنان» در اين آيه، على‌ابن‌ابى‌طالب عليهما السلام است. «1»

اگر استمداد از مردم و دلگرمى به حمايتشان با توجّه به خواست خدا باشد، منافاتى با توحيد ندارد. شرك آنجاست كه در برابر قدرت و خواست خدا، تكيه به ديگران شود. امّا تا وقتى كه دلها و انديشه‌ها و حمايت‌ها را شعاعى از اراده‌ى الهى بدانيم، در مدار توحيد قرار داريم. «حَسْبُكَ اللَّهُ وَ مَنِ اتَّبَعَكَ»

پیام ها

1- پيروى همراه با ايمان ارزش است، نه پيروى بدون ايمان و نه ايمان منهاى تبعيّت. «اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ»


«1». الغدير، ج 2، ص 51.

تفسير نور(10جلدى)، ج‌3، ص: 352

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



يا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللَّهُ وَ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ (64)

بعد از آن امر مى‌فرمايد به قتال و ترغيب و تحريص مؤمنان بر آن بقوله:

يا أَيُّهَا النَّبِيُ‌: اى پيغمبر برگزيده، حَسْبُكَ اللَّهُ‌: كافى است تو را خداى تعالى در نصرت، وَ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ‌: با كسانى كه متابعت و پيروى تو مى‌كنند از مؤمنين. نزول اين آيه در غزوه بدر است قبل از قتال. در تفسير اهل بيت عليهم السلام مذكور است كه مراد به اين آيه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام و تابعين آن سرورند. و ظواهر اخبار شاهد اين قول است. و ايضا مستفاد از آيه نصرت است و آن نصرتى كه به تأييد الهى از امير المؤمنين عليه السّلام نسبت به رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ظهور يافت از هيچ كس ظاهر نشد، پس بديع نبود كه آيه خصوص آن حضرت و تابعين او باشد، و اين اولى است از قول مخالفان كه گويند: سى و سه مرد و شش زن در مكه ايمان آورده بودند، چون «عمر» ايمان آورد آيه بعد نازل شد، و اين خيلى بعيد است، زيرا هيچ حديثى مؤيد اين قول نيست. «1» نكات ادبيه: من موصوله در محل نصب است، بنا بر «مفعول معه». يا مجرور است و معطوف بر كاف خطاب «حسبك». يا مرفوع است و معطوف بر اسم‌


«1» در باره شأن نزول اين آيه از نظر عامّه به كتاب پر ارج احقاق الحق، جلد 3 صفحه 196 و 197 و كتاب گرانقدر الغدير، جلد 2، صفحه 47 مراجعه شود.


جلد 4 صفحه 372

«اللّه» اى كفاك اللّه و المؤمنون.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


يا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللَّهُ وَ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ (64) يا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتالِ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ يَغْلِبُوا أَلْفاً مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَفْقَهُونَ (65) الْآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنْكُمْ وَ عَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفاً فَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ صابِرَةٌ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ أَلْفٌ يَغْلِبُوا أَلْفَيْنِ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ (66)

ترجمه‌

اى پيغمبر كافى است تو را خدا و كسيكه متابعت نمود تو را از اهل ايمان‌

اى پيغمبر تحريص كن اهل ايمان را بر كارزار اگر بوده باشد از شما بيست تن صبر كنندگان غلبه ميكنند بر دويست نفر و اگر باشد از شما يكصد تن غلبه مينمايند بر يكهزار نفر از آنانكه كافر شدند براى آنكه آنها گروهى هستند كه نمى‌فهمند

اكنون تخفيف داد خدا به شما و دانست كه در شما ضعفى است پس اگر باشد از شما صد تن صبر كننده غلبه مينمايند بر دويست نفر و اگر باشند از شما هزار تن غالب ميشوند بر دو هزار نفر باذن خدا و خدا با صبر كنندگان است.

تفسير

گفته شده است آيه اول نازل شده است در بيابان قبل از شروع بجنگ بدر و در منهج از تفسير اهل بيت عليهم السلام نقل شده كه مراد باين آيه امير المؤمنين (ع) و اتباع او هستند و شواهدى براى اين معنى ذكر فرموده است و آيه دوم منسوخ است و گفته شده است اختصاص باصحاب بدر داشته كه عدّه مسلمانان كم بودند و چون زياد شدند حكم بر آنها تخفيف داده شده و آيه سوم ناسخ آن است و بعد از مدتى نازل شده و در قرآن مقارن درج شده چون ترتيب نزول غير از ترتيب ثبت و درج است و از اينجا معلوم ميشود كه از هر دو آيه حكم تكليفى بوجوب مقاومت يك تن در مقابل ده تن اوّلا و مقابل دو تن ثانيا استفاده نموده‌اند و الا اگر صرف وعده ظفر برده مقابل يا دو مقابل‌


جلد 2 صفحه 548

از كفار در صورت ثبات قدم باشد ناسخيت و منسوخيت معنى ندارد و مؤيد اين استفاده است لفظ تخفيف در آيه سوم كه مناسب با حكم تكليفى است و اخباريكه دلالت بر ناسخيت آن آيه دارد و اينكه حكم بوجوب مقاومت يكنفر در مقابل دو نفر فرموده‌اند و فرار در اينحال را معصيت شمرده‌اند نيز شاهد بر مدعى است و علت غلبه جهل كفار به مبدء و معاد و علم مسلمانان است كه اميدوار باجر آخرتند و مؤيد بتأييد الهى و از شهادت نميترسند بعكس كفار كه فقط بهواى نفس جنگ ميكنند و از فهم اين معانى و كمك غيبى محرومند و تكن در دو جا به مراعات لفظ مائه و ضعف بضم ضاد نيز قرائت شده است و ذكر عدد در دو آيه از باب تمثيل و اشاره بتسويه حكم در صورت قلّت عدد و كثرت آنست و ضعف را در مجمع بضعف بصيرت و عزيمت تفسير فرموده و استدلال نموده بعدم مزيّت مسلمانان صدر اسلام در قوّت بدنى و مزيّت آنها در قوت دينى و در منهج بضعف بدنى تفسير فرموده و استدلال نموده به تبادر لفظى و مناسبت تخفيف با ضعف بدنى و بنظر حقير مسلمانان قبل از آيه ناسخه با بعد از آن بهيچ وجه امتيازى نداشتند و علم خداوند بحال آنها يكسان بوده و هست و خواهد بود نهايت آنكه چون عدّه آنها كم بود بيشتر حاجت به مقاومت داشتند و چون زياد شدند حاجت آنها كم شد و خداوند امر را بر آنها تسهيل فرمود پس مراد بضعف كمى استطاعت و وسع و تمكن عادى است كه بوده و هست و علت تخفيف حكم است كه در آيه اشاره بآن شده است و در اينكه حكم مخصوص بجماعت است يا شامل افراد هم ميشود يا مخصوص بظن غلبه است يا با احتمال ظفر هم ثابت است يا اختصاص بتساوى قواء طرفين دارد يا ندارد و امثال اين جهات بايد بكتب فقهيّه مراجعه شود.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


يا أَيُّهَا النَّبِي‌ُّ حَسبُك‌َ اللّه‌ُ وَ مَن‌ِ اتَّبَعَك‌َ مِن‌َ المُؤمِنِين‌َ (64)

اي‌ پيغمبر محترم‌ كافي‌ ‌است‌ ‌براي‌ تو خداوند متعال‌ و كساني‌ ‌که‌ متابعت‌ كردند تو ‌را‌ ‌از‌ مؤمنين‌، ‌در‌ بعض‌ اخبار تفسير ‌شده‌ بامير المؤمنين‌ ‌عليه‌ السّلام‌ و معلوم‌ ‌است‌ ‌او‌ مصداق‌ اتم‌ّ ‌اينکه‌ ‌آيه‌ ‌است‌ و ‌آيه‌ بعمومه‌ شامل‌ جميع‌ متابعين‌ ميشود و ‌از‌ ‌اينکه‌ ‌آيه‌ استفاده‌ ميشود ‌که‌ مؤمنين‌ بحضرت‌ رسالت‌ دو دسته‌ هستند يك‌ دسته‌ كساني‌ ‌که‌ حقيقة ايمان‌ آورده‌اند و ‌از‌ زمره‌ منافقين‌ ظاهر مسلمان‌ نيستند و لكن‌ ثبات‌ قدم‌

جلد 8 - صفحه 155

ندارند و ‌در‌ امر جهاد سستي‌ ميكنند ‌ يا ‌ متعذر باعذاري‌ مشوند ‌که‌ حضر نشوند ‌براي‌ جهاد ‌ يا ‌ ‌اگر‌ حاضر شدند ‌در‌ موقع‌ شدّت‌ فرار ميكنند.

و يك‌ دسته‌ باايمان‌ قوي‌ و ‌با‌ شوق‌ ‌هر‌ چه‌ تمام‌تر ‌از‌ ‌آن‌ حضرت‌ جدا نميشوند چه‌ بدرجه‌ رفيعه‌ شهادت‌ نائل‌ شوند و چه‌ بدست‌ ‌آنها‌ فتح‌ و فيروزي‌ نصيب‌ اسلام‌ شود كرّار ‌غير‌ فرّار هستند خداوند مدح‌ اينها ‌را‌ ميفرمايد و تسليت‌ خاطر مبارك‌ حضرت‌ رسالت‌ صلّي‌ اللّه‌ ‌عليه‌ و آله‌ و سلّم‌ ‌را‌ ميدهد ‌که‌ يا أَيُّهَا النَّبِي‌ُّ اي‌ ‌رسول‌ مكرم‌ حَسبُك‌َ اللّه‌ُ نصرت‌ الهي‌ نصيب‌ ‌شما‌ ‌است‌ و ‌در‌ مقابل‌ قدرت‌ ‌او‌ قدرتي‌ نيست‌ وَ مَن‌ِ اتَّبَعَك‌َ و كساني‌ ‌که‌ ‌در‌ جميع‌ حالات‌ قدمي‌ ‌بر‌ خلاف‌ نظر و دستور و فرمان‌ ‌شما‌ برنميدارند مِن‌َ المُؤمِنِين‌َ ‌از‌ كساني‌ ‌که‌ بشراشر وجودشان‌ ‌در‌ جميع‌ مراحل‌ ايمان‌ آورده‌اند و گرويده‌اند.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 64)- در این آیه برای تقویت روحیه پاک پیامبر صلّی اللّه علیه و آله روی سخن را به او کرده، می‌گوید: «ای پیامبر! خداوند و این مؤمنانی که از تو پیروی می‌کنند برای حمایت تو کافی هستند» و با کمک آنها می‌توانی به هدف خود نائل شوی (یا أَیُّهَا النَّبِیُّ حَسْبُکَ اللَّهُ وَ مَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ).

نکات آیه

۱- خداوند، پشتیبانى کافى براى پیامبر(ص) (یأیها النبى حسبک اللّه و من اتبعک من المؤمنین)

۲- خداوند، پشتیبانى کافى براى اهل ایمان (یأیها النبى حسبک اللّه و من اتبعک من المؤمنین) برداشت فوق مبتنى بر این است که «من اتبعک» عطف بر ضمیر «ک» در «حسبک» باشد. یعنى خداوند براى کسانى که از تو پیروى کنند کافى است.

۳- پشتیبانى خداوند از اهل ایمان مشروط به پیروى آنان از پیامبر(ص) و دستورات اوست. (حسبک اللّه و من اتبعک من المؤمنین) توصیف «من» موصوله با جمله «اتبعک» اشاره به شرط پشتیبانى خدا از مدعیان ایمان دارد.

۴- مؤمنان پیرو پیامبر(ص) داراى نقشى مؤثرو بسزا براى پیشبرد رسالت پیامبر(ص) (حسبک اللّه و من اتبعک من المؤمنین) برداشت فوق بر این اساس است که «من اتبعک» عطف بر «اللّه» باشد ; یعنى خدا و مؤمنان فرمانبر براى تو کافى هستند. بر این مبنا نقش مؤثر مؤمنان براى پیشبرد اسلام به دست مى آید.

۵- پیامبر(ص) و رهبران الهى در مبارزه با شرک و کفر تنها باید بر خدا و مؤمنان پیرو تکیه کنند. (حسبک اللّه و من اتبعک من المؤمنین)

۶- رهبران دین، حتى پیامبران، بدون داشتن پیروانى فرمانبر، قادر به مبارزه با شرک و کفر نخواهند شد. (حسبک اللّه و من اتبعک من المؤمنین) چنانچه «من اتبعک» عطف بر «اللّه» باشد، مراد از کفایت مؤمنان براى پیامبران این نیست که آنان نیز همانند خداوند قادر به حمایت از رسول خدا هستند، بلکه آیه مورد بحث با توجه به اینکه در رابطه با مبارزه علیه مشرکان و کافران ایراد شده، در صدد بیان این است که مبادا کفایت خداوند به این معنا تفسیر شود که در مبارزه با مشرکان نیازى به مؤمنان نیست و خداوند خود ایشان را از صحنه مبارزه بیرون خواهد کرد.

۷- گروهى از مسلمانان صدر اسلام از پیروى پیامبر(ص) سرپیچى مى کردند. (و من اتبعک من المؤمنین) برداشت فوق مبتنى بر این است که «من» در «من المؤمنین» براى تبعیض باشد. بر این مبنا مراد از «المؤمنین» مدعیان ایمان است که شامل مؤمنان واقعى و غیر واقعى خواهد شد.

۸- پیروى از پیامبر(ص) و عمل به دستورات او نشان برخوردارى آدمى از ایمانى راستین (و من اتبعک من المؤمنین) حرف «من» در «من المؤمنین» مى تواند بیانیه باشد و مى تواند براى تبعیض باشد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است. در این صورت مراد از «المؤمنین» مؤمنان راستین است.

۹- اتکا بر مؤمنان راستین براى مبارزه با شرک و کفر، منافاتى با توحید و اتکا بر خدا ندارد. (حسبک اللّه و من اتبعک من المؤمنین)

موضوعات مرتبط

  • استمداد: از مؤمنان استمداد ۵، ۹
  • اسلام: تاریخ صدر اسلام ۷ ; عوامل گسترش اسلام ۴
  • ایمان: نشانه هاى ایمان راستین ۸
  • پیروان انبیا:۶
  • پیروان رهبرى دینى:۶
  • توحید: و عوامل طبیعى ۹
  • توکل: بر خدا ۵، ۹
  • خدا: آثار اطاعت از خدا ۳ ; حمایتهاى خدا ۱، ۲ ; شرایط حمایتهاى خدا ۳
  • رهبرى دینى: مسؤولیت رهبرى دینى ۵
  • شرک: شرایط مبارزه با شرک ۶ ; مبارزه با شرک ۵، ۹
  • کفر: شرایط مبارزه با کفر ۶ ; مبارزه با کفر ۵، ۹
  • مؤمنان: حمایت از مؤمنان ۲، ۳ ; مؤمنان صدر اسلام ۴
  • محمد(ص): آثار اطاعت از محمد(ص) ۳، ۴ ; اطاعت از محمد(ص) ۸ ; حمایت از محمد(ص) ۱ ; رسالت محمد(ص) ۴ ; عصیان از محمد(ص) ۷ ; مسؤولیت محمد(ص) ۵
  • مسلمانان: عصیان مسلمانان صدر اسلام ۷

منابع

  1. صاحب مجمع البیان از قول کلبى گوید این آیه در بیداء در جنگ بدر قبل از شروع کارزار نازل شده است و صاحب تفسیرالبرهان از قول شرف‌الدین النجفى گوید که ابونعیم در کتاب حلیة الاولیاء به نقل از ابوهریرة ذکر نموده که این آیه درباره على بن ابى‌طالب نازل شده و منظور از مؤمنین وجود آن بزرگوار است.
  2. طبرانى و ابن ابى‌حاتم و دیگران از علماء عامه از سعید بن جبیر او از ابن عباس و نیز ابوالشیخ از سعید بن مسیب نقل نماید که وقتى که ۳۹ نفر مرد و زن به رسول خدا صلی الله علیه و آله ایمان آوردند. پس از آن‌ها عمر بن الخطاب مسلمان گردید و با او چهل نفر شدند و این آیه نازل گردید.