الأنفال ٣٩

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

و با آنها پیکار کنید، تا فتنه [= شرک و سلب آزادی‌] برچیده شود، و دین (و پرستش) همه مخصوص خدا باشد! و اگر آنها (از راه شرک و فساد بازگردند، و از اعمال نادرست) خودداری کنند، (خداوند آنها را می‌پذیرد؛) خدا به آنچه انجام می‌دهند بیناست.

و با آنها بجنگيد تا ديگر فتنه‌اى نباشد و دين يكسره از آن خدا گردد. پس اگر [از كفر] باز ايستادند، بى‌ترديد خداوند به آنچه انجام مى‌دهند بيناست

و با آنان بجنگيد تا فتنه‌اى بر جاى نماند و دين يكسره از آنِ خدا گردد. پس اگر [از كفر] بازايستند قطعاً خدا به آنچه انجام مى‌دهند بيناست.

و (ای مؤمنان) با کافران بجنگید تا دیگر فتنه و فسادی نماند و آیین همه دین خدا گردد، و چنانچه دست (از کفر) کشیدند خدا به اعمالشان بیناست.

و با آنان بجنگید تا هیچ نوع فساد و فتنه [و خونریزی وناامنی] بر جا نماند، و دین [در سراسر گیتی] ویژه خدا شود؛ پس اگر از فتنه بازایستند [با آنان نجنگید] زیرا خدا به آنچه انجام می دهند، بیناست.

با آنان نبرد كنيد تا ديگر فتنه‌اى نباشد و دين همه دين خدا گردد. پس اگر باز ايستادند، خدا كردارشان را مى‌بيند.

و با آنان کارزار کنید تا آنکه فتنه شرک باقی نماند و دین، سراسر دین خدایی باشد، و اگر دست بردارند خداوند به کار و کردارشان بیناست‌

و با آنان كارزار كنيد تا آنگاه كه فتنه‌اى- كفر و شرك و فتنه‌انگيزى- نماند و دين يكسره خداى را باشد. پس اگر بازايستند همانا خدا به آنچه مى‌كنند بيناست.

و با آنان پیکار کنید تا فتنه‌ای باقی نماند (و نیروئی نداشته باشند که با آن بتوانند شما را از دینتان برگردانند) و دین خالصانه از آن خدا گردد (و مؤمنان جز از خدا نترسند و آزادانه به دستور آئین خویش زیست کنند). پس اگر (از روش نادرست خود) دست برداشتند (و اسلام را پذیرفتند، دست از آنان بدارید، چرا که) خدا می‌بیند چیزهائی را که می‌کنند (و کیفرشان می‌دهد).

و با آنان کشتار کنید تا فتنه‌ای (بر جای) نماند و دین یکسره از آنِ خدا باشد. پس اگر باز ایستند، همواره خدا به آنچه انجام می‌دهند بیناست.

و نبرد کنید با ایشان تا نشود فتنه‌ای و بشود دین همه آن برای خدا پس اگر دست برداشتند همانا خدا بدانچه می‌کنند بینا است‌


الأنفال ٣٨ آیه ٣٩ الأنفال ٤٠
سوره : سوره الأنفال
نزول : ١ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٨
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«فِتْنَةٌ»: از دین برگرداندن. بلا و آشوب. «یَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ لِلّهِ»: مراد این است که ادیان باطله از میان رود، و جز دین اسلام بر جای نماند. دین و پرستش همه خاصّ خدا باشد.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر


تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ بِما يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ «39»

و با آنان (دشمنان) بجنگيد تا فتنه‌اى (از كفر و شرك) بر جاى نماند و دين، يكسره براى خدا باشد، پس اگر (از كفر خود) دست كشيدند، همانا خداوند به آنچه انجام مى‌دهند بيناست.

نکته ها

جنگ و جهاد در اسلام، براى كشور گشايى نيست، بلكه براى گسترش مكتب اسلام و مقابله با فتنه است. در قرآن، فتنه بالاتر از قتل، «الْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ» «2» بلكه شديدتر از آن شمرده شده است. «الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ» «3»

«فتنه»، معناى وسيعى دارد و شامل هر گونه اعمال فشار مى‌شود. در قرآن، فتنه به معناى‌شرك نيز آمده است، شايد به اين لحاظ كه از سوى مشركان انواع محدوديّت‌ها و اعمال فشارها بر فكر و روح حقّ‌طلبان و جامعه‌ى آنان انجام مى‌گيرد، يا از آن جهت كه شرك،


«1». مجادله، 21.

«2». بقره، 217.

«3». بقره، 191.

جلد 3 - صفحه 318

موجب عذاب ابدى مى‌شود. همچنين تحميل كفر بر مؤمنان و انسان‌هاى پاك‌فطرت نيز فتنه است. «1»

به فرموده‌ى امام صادق عليه السلام تحقّق قطعى و نهايى اين آيه، در زمان حضرت مهدى عليه السلام است. «2» امام باقر عليه السلام فرمود: «تأويل اين آيه هنوز نيامده است، آنگاه كه زمان تأويل آيه برسد، فتنه‌گران كشته و شركى نخواهد بود». «3»

اين آيه، با آزادى در پذيرش دين: «لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ» «4» منافات ندارد، چون بايد فتنه و طاغوت را زدود، تا فضا براى انتخاب و اختيار انسان باز شود.

پیام ها

1- هدف از جهاد در اسلام، رفع فتنه و سلطه‌ى كفّار و ايجاد فضاى سالم براى دعوت به حقّ است. قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ ...

2- تا زمانى كه كفّار مشغول فتنه‌گرى‌اند، فرمان مبارزه وجود دارد. «قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ»

3- دشمنان، در هر مقطع كه دست از جنگ بكشند، با آنان، برخوردى مناسب در همان مقطع مى‌شود. فَإِنِ انْتَهَوْا ...

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ بِما يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ (39)

بعد از آن خطاب به پيغمبر و مؤمنين فرمايد:

وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ: و بكشيد كفار را تا اينكه نبوده باشد فتنه يعنى شرك. و تسميه شرك به فتنه جهت آنست كه كافر غير معاهد، عزيز است در ميان قوم خود و داعى مسلمانان است به كيش خود، و اين موجب فتنه باشد. پس مراد آنست كه مقاتله نمائيد به كفار تا هيچ مشركى نماند از وثنىّ و اهل كتاب غير معاهد و جميع اديان باطله مغلوب و مضمحل گردد. «1» وَ يَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ‌: و تا باشد همه دين خالص و خاص مر خداى را، يعنى دين حقه الهيه بر همه اديان غالب گردد.

در مجمع- طبرسى رحمه اللّه فرمايد: مجتمع شوند اهل حق و اهل باطل بر دين حق در معتقدات و افعال، پس مى‌باشد دين در اين هنگام براى خدا به سبب اجتماع مردم بر آن.

در مجمع و عياشى از حضرت صادق عليه السّلام انّه قال لم يجئ تأويل هذه الاية، و لو قد قام قائمنا بعد سبرى من يدركه ما يكون من تأويل هذه الاية و ليبلغنّ دين محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ما بلغ اللّيل حتّى لا يكون مشرك على ظهر الارض كما قال: يعبدوننى لا يشركون بي شيئا. «2» زراره روايت نمايد از


«1» مراد از كافر غير معاهد، پيروان اديان آسمانى هستند كه با مسلمانان عهد و پيمان نبسته‌اند و در اصطلاح فقهى به اينگونه كفار، كافران حربى گفته مى‌شود. منظور از وثنىّ، بت پرستان مى‌باشند.

«2» مجمع البيان، جلد 2، صفحه 543- تفسير عياشى، جلد 2، صفحه 56، حديث 48.


جلد 4 صفحه 342

حضرت صادق عليه السّلام كه آن سرور فرمود: تأويل اين آيه هنوز واقع نشده، بلكه آن در زمانى باشد كه قائم ما به امر دين قيام نمايد وصيت دين محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را به جميع اقطار و اكناف عالم رساند كه هيچ شرك روى زمين باقى نماند.

فَإِنِ انْتَهَوْا: پس اگر باز ايستند كفار از كفر به ايمان، فَإِنَّ اللَّهَ بِما يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ: پس بتحقيق كه خداى تعالى به آنچه ايشان مى‌كنند بيناست ظاهر و باطن آنها را، مخفى نيست بر ذات احديت او چيزى، و بر وفق اعمال مجازات خواهد داد.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


قُلْ لِلَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ يَنْتَهُوا يُغْفَرْ لَهُمْ ما قَدْ سَلَفَ وَ إِنْ يَعُودُوا فَقَدْ مَضَتْ سُنَّتُ الْأَوَّلِينَ (38) وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ بِما يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ (39) وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَوْلاكُمْ نِعْمَ الْمَوْلى‌ وَ نِعْمَ النَّصِيرُ (40)

ترجمه‌

بگو مر آنانرا كه كافر شدند اگر باز ايستند آمرزيده شود براى آنها آنچه بتحقيق گذشت و اگر باز گردند پس بتحقيق جارى شد طريقه پيشينيان‌

و كارزار كنيد با آنها تا نباشد فسادى و باشد دين تمامى آن از آن خدا پس اگر باز ايستند همانا خدا بآنچه بجا مى‌آورند بينا است‌

و اگر اعراض كنند پس بدانيد بدرستيكه خدا كه نگهبان شما است خوب مولى و خوب ناصرى است.

تفسير

بگو اى پيغمبر بكفار اگر از كفر و دشمنى با اسلام دست بردارند و توبه نمايند خداوند گناهان و جرائم سابقه آنها را مى‌آمرزد و اگر تكرار نمايند اعمال ناشايسته‌


جلد 2 صفحه 534

خودشان را و اصرار داشته باشند بر معاصى و محاربه با خدا و رسول خداوند هم رويّه و طريقه و سلوك خود را در باره پيشينيان آنها كه با انبياء عظام مخالفت نمودند نسبت بآنها جارى خواهد فرمود و بسزاى اعمالشان از قتل و اسر و رقيّت و ذلّت و استيصال خواهند رسيد و بايد مسلمانان با آنها جنگ كنند تا فتنه و فساد و آشوب و اختلاف و كفر و نفاق و ضلال و كلال و ملال از جهان برداشته شود و تمام اديان باطله و عقائد فاسده محو و نابود گردد و منحصر شود دين در سراسر دنيا ظاهرا و واقعا بدين حق الهى كه اسلام و مذهب جعفرى اثنى عشرى است چنانچه در كافى از حضرت باقر (ع) روايت نموده است كه هنوز تأويل اين آيه ظهور پيدا نكرده چون پيغمبر (ص) براى حاجت خود و اصحابش جزيه ميگرفت و اگر ظاهر شود مفاد كامل آن جزيه قبول نمى‌شود و بايد كشته شوند كفار تا همه موحّد شوند و شرك در دنيا وجود نداشته باشد و در مجمع و عياشى ره از امام صادق (ع) نقل نموده كه هنوز تأويل اين آيه نيامده است و اگر قائم ما قيام نمايد بعد از اين كسيكه او را ادراك نمايد مى‌بيند تأويل و مفاد كامل اين آيه را و بايد دين محمد (ص) سراسر عالم را فرا گيرد تا شرك در روى زمين باقى نماند و بعضى گفته‌اند بايد مسلمانان جهاد كنند تا باقى نمانند كفاريكه معاهده با مسلمانان ننمودند چون آنها مى‌توانند فتنه و فساد نمايند و قوم خودشان را بكفر دعوت كنند و از قبول اسلام باز دارند نه كفاريكه با مسلمانان معاهده نمودند يا در پناه اسلام داخل شده‌اند پس اگر از كفر دست كشيدند و قبول اسلام نمودند خداوند بصير است باعمال قلبيّه و خارجيّه آنها و بر طبق آن پاداش عطا خواهد فرمود و اگر اعراض نمودند از قبول اسلام و اصرار بكفر و عناد داشتند مسلمانان نبايد از معادات آنها باكى داشته باشند و بايد بدانند كه خداوندى كه مولى و سرپرست و نگهبان و نگهدار و ناصر و معين آنها است در اين صفات كامل است نميگذارد مغلوب و مقهور شوند و كيد اعداء را از آنها دفع ميفرمايد و بنابر اين موليكم صفت اللّه و جمله بعد خبر انّ است و محتمل است موليكم خبر انّ باشد و جمله نعم المولى و نعم النصير مستانفه و بنظر حقير تركيب اول احسن است.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ قاتِلُوهُم‌ حَتّي‌ لا تَكُون‌َ فِتنَةٌ وَ يَكُون‌َ الدِّين‌ُ كُلُّه‌ُ لِلّه‌ِ فَإِن‌ِ انتَهَوا فَإِن‌َّ اللّه‌َ بِما يَعمَلُون‌َ بَصِيرٌ (39)

و مقاتله‌ كنيد ‌آنها‌ ‌را‌ ‌تا‌ اينكه‌ فسادي‌ ‌در‌ عالم‌ نباشد و بوده‌ ‌باشد‌ دين‌ بتمامه‌ مختص‌ بدين‌ الهي‌ ‌پس‌ ‌اگر‌ منتهي‌ شدند و دست‌ ‌از‌ فساد برداشتند ‌پس‌ خداوند بآنچه‌ عمل‌ ميكنند بينا ‌است‌.

تنبيه‌‌-‌ غرض‌ اصلي‌ الهي‌ ‌از‌ بعث‌ رسل‌ بالاخص‌ حضرت‌ حتمي‌ صلّي‌ اللّه‌ ‌عليه‌ و آله‌ و سلّم‌ هدايت‌ بشر بدين‌ مقدس‌ الهي‌ ‌است‌ ‌که‌ دين‌ اسلام‌ مطابق‌ مذهب‌ شيعه‌ اثني‌ عشري‌ ‌باشد‌ و عبادت‌ و بندگي‌ و رفع‌ ظلم‌ و فساد ‌از‌ روي‌ زمين‌ ‌است‌ چنانچه‌ ميفرمايد ما خَلَقت‌ُ الجِن‌َّ وَ الإِنس‌َ إِلّا لِيَعبُدُون‌ِ ذاريات‌ ‌آيه‌ 56، و نيز ميفرمايد ‌در‌ چند موضع‌ قرآن‌ ‌در‌ سوره‌ توبه‌ ‌آيه‌ 33 هُوَ الَّذِي‌ أَرسَل‌َ رَسُولَه‌ُ بِالهُدي‌ وَ دِين‌ِ الحَق‌ِّ لِيُظهِرَه‌ُ عَلَي‌ الدِّين‌ِ كُلِّه‌ِ وَ لَو كَرِه‌َ المُشرِكُون‌َ و ‌در‌ سوره‌ فتح‌ عين‌ ‌اينکه‌ عبارت‌ و بجاي‌ و ‌لو‌ كره‌

جلد 8 - صفحه 123

المشركون‌ ميفرمايد وَ كَفي‌ بِاللّه‌ِ شَهِيداً ‌آيه‌ 28، و ‌در‌ سوره‌ صف‌ عين‌ عبارت‌ سوره‌ برائت‌ ‌است‌ ‌در‌ ‌آيه‌ 9، و ‌تا‌ كنون‌ ‌اينکه‌ غرض‌ تحقق‌ نيافته‌ ‌از‌ اول‌ دنيا ‌الي‌ زماننا ‌هذا‌ و نقض‌ غرض‌ ‌هم‌ ‌بر‌ خداوند محال‌ ‌است‌ و ‌اينکه‌ غرض‌ بضرورت‌ مذهب‌ شيعه‌ و اخبار متواتره‌ ‌بين‌ الفريقين‌ ‌پس‌ ‌از‌ ظهور حضرت‌ بقيه‌ اللّه‌ عجل‌ اللّه‌ ‌تعالي‌ فرجه‌ و بعقيده‌ ديگران‌ تعبير بمصلح‌ ‌کل‌ ميكنند و البته‌ كساني‌ ‌که‌ ‌در‌ ظهور ‌آن‌ حضرت‌ بشرف‌ دين‌ حق‌ مشرف‌ ميشوند نسل‌ همين‌ كفار و معاندين‌ هستند و ‌براي‌ بوجود آمدن‌ ‌اينکه‌ نسل‌ تكليف‌ جهاد ‌در‌ دوره‌ غيبت‌ برداشته‌ ‌شده‌ زيرا ‌اينکه‌ معني‌ علمش‌ مختص‌ بخدا و ‌رسول‌ و امام‌ ‌است‌ و كساني‌ ‌که‌ ‌در‌ بليات‌ ‌از‌ امم‌ سابقه‌ هلاك‌ ميشدند ‌ يا ‌ ‌در‌ جهاد كشته‌ ميشدند كساني‌ بودند ‌که‌ ‌در‌ نسل‌ ‌آنها‌ مؤمني‌ بوجود نميآمد و شواهد ‌بر‌ ‌اينکه‌ دعوي‌ ‌در‌ آيات‌ و اخبار بسيار داريم‌ و قبلا متعرض‌ شديم‌ مثلا كلام‌ نوح‌ [ع‌] ‌در‌ سوره‌ نوح‌ عرض‌ ميكند وَ قال‌َ نُوح‌ٌ رَب‌ِّ لا تَذَر عَلَي‌ الأَرض‌ِ مِن‌َ الكافِرِين‌َ دَيّاراً إِنَّك‌َ إِن‌ تَذَرهُم‌ يُضِلُّوا عِبادَك‌َ وَ لا يَلِدُوا إِلّا فاجِراً كَفّاراً و ‌در‌ حرب‌ حضرت‌ امير [ع‌] ‌با‌ معاوية ‌در‌ ليلة الحرير و فرمايش‌ حضرت‌ بمالك‌ اشتر، و ‌در‌ حرب‌ حضرت‌ ابي‌ ‌عبد‌ اللّه‌ ‌با‌ لشكر كربلا ‌که‌ قبلا اشاره‌ شد بناء ‌علي‌ ‌هذا‌ مي‌گوييم‌:

وَ قاتِلُوهُم‌ ‌اگر‌ چه‌ بظهور بدوي‌ مرجع‌ ضمير ‌هم‌ كفار قريش‌ ‌است‌ لكن‌ بقرينه‌ حَتّي‌ لا تَكُون‌َ فِتنَةٌ ‌که‌ مراد ‌از‌ فتنه‌ فساد ‌است‌ ‌که‌ شامل‌ كفر و شرك‌ و ضلالت‌ و ظلم‌ و فسق‌ و فجور ميشود و بايد تمام‌ اينها ‌از‌ روي‌ زمين‌ كنده‌ و ريشه‌كن‌ شود و ‌اينکه‌ خصيصه‌ حضرت‌ بقية اللّه‌ [عج‌] ‌است‌ ‌پس‌ امر و قاتلوهم‌ متوجه‌ باصحاب‌ ‌آن‌ حضرت‌ ‌است‌ و مرجع‌ ضمير ‌هم‌ تمام‌ كفار و ارباب‌ ضلال‌ و ظلمه‌ و فساق‌ و فجار ‌است‌ وَ يَكُون‌َ الدِّين‌ُ كُلُّه‌ُ لِلّه‌ِ ‌که‌ ‌در‌ اخبار متواتره‌ دارد

يملأ الارض‌ قسطا و عدلا ‌بعد‌ ‌ما ملئت‌ ظلما و جورا

و اخباري‌ ‌که‌ ‌در‌ تفسير ‌اينکه‌ ‌آيه‌ باين‌ معني‌ ‌شده‌ بسيار ‌است‌:

جلد 8 - صفحه 124

1‌-‌ طبرسي‌ ميگويد

(روي‌ زرارة و غيره‌ ‌عن‌ ابي‌ ‌عبد‌ اللّه‌ ‌عليه‌ السّلام‌ ‌قال‌ ‌لم‌ يجي‌ء تأويل‌ ‌هذه‌ الاية و ‌لو‌ قام‌ قائمنا ‌بعد‌ سيري‌ ‌من‌ يدركه‌ ‌ما ‌يکون‌ ‌من‌ تأويل‌ ‌هذه‌ الاية و ليبلغن‌ّ دين‌ ‌محمّد‌ صلّي‌ اللّه‌ ‌عليه‌ و آله‌ و سلّم‌ ‌ما بلغ‌ الليل‌ ‌حتي‌ ‌لا‌ ‌يکون‌ مشرك‌ ‌علي‌ ظهر الارض‌ ‌کما‌ ‌قال‌ اللّه‌ ‌تعالي‌ يَعبُدُونَنِي‌ لا يُشرِكُون‌َ بِي‌ شَيئاً)

و ‌در‌ برهان‌ قريب‌ بهمين‌ مفاد اخباري‌ نقل‌ ميكند ‌از‌ كلبي‌ و عياشي‌ و ‌عبد‌ الاعلي‌ الحلبي‌ ‌از‌ حضرت‌ باقر و حضرت‌ صادق‌ عليهما ‌السلام‌ و چون‌ بسيار مفصل‌ ‌است‌ ‌اينکه‌ مختصر گنجايش‌ نقل‌ ‌آنها‌ ‌را‌ ندارد مراجعه‌ كنيد فَإِن‌ِ انتَهَوا ‌اينکه‌ جمله‌ دلالت‌ ميكند ‌که‌ ‌در‌ زمان‌ ظهور توبه‌ قبول‌ ميشود لكن‌ ‌اگر‌ ‌از‌ روي‌ حقيقت‌ ‌باشد‌ نه‌ ‌از‌ روي‌ نفاق‌ زيرا حضرت‌ مأمور بباطن‌ ‌است‌ نه‌ ظاهر مثل‌ آباء طيّبين‌ ‌او‌ [ع‌] ‌که‌ مأمور بظاهر بودند لذا ميفرمايد فَإِن‌َّ اللّه‌َ بِما يَعمَلُون‌َ بَصِيرٌ ‌اگر‌ حقيقت‌ ‌است‌ قبول‌ و ‌اگر‌ نفاق‌ ‌است‌ مردود

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 39)- از آنجا که در آیه قبل دشمنان را برای بازگشت به سوی حق دعوت کرده بود، و این دعوت ممکن بود این فکر را برای مسلمانان ایجاد کند که دیگر دوران جهاد پایان یافته و هیچ راهی جز انعطاف و نرمش در پیش نیست، برای رفع این اشتباه اضافه می‌کند: «با این دشمنان سرسخت مبارزه کنید و پیکار را همچنان ادامه دهید تا فتنه برچیده شود و دین یکپارچه برای خدا باشد» (وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّی لا تَکُونَ فِتْنَةٌ وَ یَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ لِلَّهِ).

در ذیل آیه بار دیگر در برابر شدت عمل دست دوستی و محبت را به سوی آنها دراز می‌کند و می‌گوید: «اگر از راه و روش خود دست بردارند خداوند به آنچه عمل می‌کنند آگاه است» و با لطف و مرحمت خاصّ خویش با آنان رفتار خواهد کرد (فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ بِما یَعْمَلُونَ بَصِیرٌ).

در تفسیرهای اهل سنت و تفاسیر مختلف شیعه از امام صادق علیه السّلام چنین نقل شده که فرمود: «تأویل و تفسیر نهایی این آیه هنوز فرا نرسیده است، و هنگامی که قائم ما قیام کند کسانی که زمان او را درک کنند تأویل این آیه را خواهند دید، به خدا سوگند که در آن موقع دین محمد صلّی اللّه علیه و آله به تمام نقاطی که شب پوشش آرام بخش خود را بر آن می‌افکند خواهد رسید تا در سراسر روی زمین مشرک و بت پرستی باقی نماند».

نکات آیه

۱- نبرد با کافران تا برکنده شدن فتنه هاى آنان، وظیفه اى ضرورى بر عهده اهل ایمان (و قتلوهم حتى لاتکون فتنة)

۲- لزوم مبارزه با فتنه و فتنه انگیزان (و قتلوهم حتى لاتکون فتنة)

۳- هزینه کردن داراییها براى جلوگیرى از گسترش اسلام، از مصادیق فتنه انگیزى است. (إن الذین کفروا ینفقون امولهم لیصدوا عن سبیل اللّه ... و قتلوهم حتى لاتکون فتنة)

۴- نبرد با کافران تا حاکمیت یافتن دین خدا در جهان، فرمان خداوند به اهل ایمان (و قتلوهم حتى ... یکون الدین کله للّه)

۵- گسترش و جهانگیر شدن دین الهى، از اهداف جهاد و مبارزه در اسلام (و قتلوهم حتى ... و یکون الدین کله للّه)

۶- لزوم ترک مبارزه با کافران در صورت دست برداشتن از فتنه انگیزى علیه اسلام و ایجاد مزاحمت براى گسترش دین خدا (فإن انتهوا فإن اللّه بما یعملون بصیر) متعلق «انتهوا» به قرینه فرازهاى پیشین، فتنه انگیزى و جلوگیرى از حاکمیت یافتن دین الهى است.

۷- خداوند با بیان نظارت خویش بر اعمال کافرانِ دست کشیده از مبارزه علیه اسلام، مسلمانان صدر اسلام را از غافلگیر شدن در توطئه هاى آنان ایمنى بخشید. (فإن انتهوا فإن اللّه بما یعملون بصیر)

۸- مسلمانان صدر اسلام نگران توطئه هاى پنهانى کافرانى که مخاصمات را ترک گفته و حاضر به صلح مى شدند. (فإن انتهوا فإن اللّه بما یعملون بصیر) جواب شرط «انتهوا» به قرینه «قتلوهم» جمله اى همانند «فلاتقاتلوهم» است ; یعنى اگر کافران دست از فتنه انگیزى برداشتند و راه مسالمت پیش گرفتند با آنان نبرد نکنید. با توجه به این معنا معلوم مى شود هدف از بیان آگاهى خداوندبه اعمال این گروه از کافران، این است که مسلمانان را از این نگرانى برهاند که شاید صلح جویى آنان دستاویزى براى توطئه و فتنه اى دیگر باشد.

۹- تمامى اعمال انسانها تحت نظارت دقیق خداوند (فإن اللّه بما یعملون بصیر)

روایات و احادیث

۱۰- عن محمد بن مسلم قال: قلت لأبى جعفر(ع): فى قول اللّه عز ذکره «و قاتلوهم حتى لاتکون فتنة ... » فقال: لم یجىء تأویل هذه الآیة بعد ... فلو قد جاء تأویلها لم یقبل منهم و لکنهم یقتلون حتى یوحّد اللّه عز و جل و حتى لایکون شرک.] محمد بن مسلم گوید به امام باقر(ع) گفتم: مراد از سخن خداى عز و جل که مى فرماید «با آنان بجنگید تا آنجا که فتنه اى باقى نماند»، چیست؟ فرمود: تأویل این آیه هنوز نیامده است ... پس زمانى که تأویل آن بیاید ... کافران کشته مى شوند تا اینکه خداى عز و جل به وحدانیت یاد شود و شرکى نماند.

موضوعات مرتبط

  • احکام: فلسفه احکام ۵
  • اسلام: تاریخ صدر اسلام ۸ ; مبارزه با اسلام ۶، ۷ ; ممانعت از گسترش اسلام ۳
  • افساد: ترک افساد ۶
  • انسان: عمل انسان ۹
  • انفاق: ناپسند ۳
  • جهاد: آثار جهاد ۵ ; جهاد با کافران ۴ ; فلسفه جهاد ۵
  • خدا: اوامر خدا ۴ ; نظارت خدا ۷، ۹
  • دین: اهمیت حاکمیت دین ۴ ; گسترش دین ۵، ۶
  • فساد: مبارزه با فساد ۱، ۲ ; موارد فساد ۳ ; نابودى فساد ۱
  • کافران: ترک دشمنى کافران ۸ ; ترک مبارزه با کافران ۶ ; توطئه کافران ۸ ; توطئه کافران صدر اسلام ۷ ; صلح کافران ۸ ; عمل کافران ۷ ; کافران و اسلام ۶، ۷ ; مبارزه با کافران ۱، ۴
  • مؤمنان: مسؤولیت مؤمنان ۱، ۴
  • مسلمانان: صدر اسلام ۷ ; نگرانى مسلمانان صدر اسلام ۸ ; هشدار به مسلمانان ۷
  • مفسدان: مبارزه با مفسدان ۲

منابع

  1. کافى، ج ۸، ص ۲۰۱، ح ۲۴۳ ; نورالثقلین، ج ۲، ص ۱۵۴، ح ۹۵.