الأنعام ١٢٣

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

و (نیز) این گونه در هر شهر و آبادی، بزرگان گنهکاری قرار دادیم؛ (افرادی که همه گونه قدرت در اختیارشان گذاردیم؛ اما آنها سوء استفاده کرده، و راه خطا پیش گرفتند؛) و سرانجام کارشان این شد که به مکر (و فریب مردم) پرداختند؛ ولی تنها خودشان را فریب می‌دهند و نمی‌فهمند!

و بدين‌گونه در هر شهرى رؤساى تبهكارش را گماشتيم [و همه گونه امكانات به آنها داديم‌] كه عاقبت در آن به فريبكارى دست يازند. و آنها صرفا به خودشان نيرنگ مى‌زنند و درك نمى‌كنند

و بدين گونه، در هر شهرى گناهكاران بزرگش را مى‌گماريم تا در آن به نيرنگ پردازند، و[لى‌] آنان جز به خودشان نيرنگ نمى‌زنند و درك نمى‌كنند.

و همچنین ما قرار دادیم که در هر دیاری رؤسای بدکار ستمگر (با مردم آنجا) مکر اندیشند، و در حقیقت مکر جز با خویشتن نمی‌کنند و به این هم آگاه نیستند.

و این گونه [که در مکه می بینی] در هر آبادی و شهری رؤسا و سردمداران گنهکاری قرار دادیم تا در آن [برای گمراه کردن مردم] نیرنگ زنند، ولی جز به خودشان نیرنگ نمی زنند، و [این واقعیت را] درک نمی کنند.

و بدين سان در هر قريه‌اى مجرمانشان را بزرگانشان قرار داديم تا در آنجا مكر كنند، ولى نمى‌دانند كه جز با خود مكر نمى‌ورزند.

و بدین‌سان در هر شهری گناهکاران بزرگش را می‌گماریم، تا سرانجام در آن مکرورزند [و فسق و فساد کنند]، و جز در حق خویش مکرنمی‌ورزند و نمی‌دانند

و بدين سان در هر شهرى سران بزهكارش را چنان كرديم تا در آن نيرنگ- تباهى و فريبكارى- همى‌كنند و نيرنگ نمى‌كنند مگر با خويشتن و خود نمى فهمند.

همان گونه (که در مکّه سردمداران آنجا را فاسقان و گناه‌پیشگان تشکیل می‌دادند. همیشه هم) در هر شهری (که تا اندازه‌ای بزرگ و پرجمعیّت باشد) سردمداران آنجا را از بزهکاران فراهم می‌سازیم تا در آنجا به نیرنگ پردازند (و عاقبت وسیله‌ی خرابی شهر و انحراف مردمان را فراهم سازند. همه باید بدانند که) اینان جز به خویشتن نیرنگ نمی‌زنند ولی خودشان نمی‌دانند (که سرمایه‌های وجود خود، اعم از فکر و هوش و ابتکار و عمر و وقت و مال خویش را به جای صرف سعادت صرف شقاوت می‌کنند).

و بدین‌گونه، در هر مجتمعی بزرگانشان را (از) مجرمان نهادیم، تا در آن به نیرنگ پردازند و آنان جز به خودشان نیرنگ نمی‌زنند و باریک‌بینی نمی‌کنند.

و بدینسان نهادیم در هر شهر سران گنهکارانش را تا نیرنگ آرند در آن و نیرنگ نیاورند جز بر خویشتن و درنمی‌یابند


الأنعام ١٢٢ آیه ١٢٣ الأنعام ١٢٤
سوره : سوره الأنعام
نزول : ٦ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٨
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«أَکَابِرَ»: بزرگان. سردمداران. «مُجْرِمیها»: مجرمین آنجا. «جَعَلْنا ... أَکابِرَ مُجْرِمِیهَا»: (أَکابِرَ) مفعول اوّل و (مُجْرِمیها) مفعول دوم است و برعکس. یا این که (أَکابِرَ) مفعول اوّل و (فِی کُلِّ قَرْیَة) مفعول دوم و (مُجْرِمِیهَا) مضاف‌الیه است. و یا این که (جَعَلْنَا) را به معنی: مکانت‌دادن و منزلت بخشیدن گرفت، که در این صورت تنها به یک مفعول نیازمند است که (أَکَابِرَ) است. به هر حال معنی چنین می‌شود: بزرگان آن شهر را به لهو و لعب و فساد و تباهی می کشانیم. گناهکاران آن شهر را بزرگان آنجا می‌گردانیم. بزرگان گناه‌پیشه آن شهر را در آنجا مکانت و منزلت می‌دهیم و ریاست و قدرت می‌بخشیم. «لِیَمْکُرُوا»: لام آن لام عاقبت است. مراد این است که مفاسد و بدبختیهای اجتماع از سردمداران بی‌دین و ناپرهیزگار سرچشمه می‌گیرد، و ایشانند که مردمان را از راه حق منحرف می‌سازند.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ كَذلِكَ جَعَلْنا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ أَكابِرَ مُجْرِمِيها لِيَمْكُرُوا فِيها وَ ما يَمْكُرُونَ إِلَّا بِأَنْفُسِهِمْ وَ ما يَشْعُرُونَ «123»

و ما اين گونه در هر ديارى مجرمان بزرگش را مى‌گماريم تا در آن قريه‌ها و مناطق، حيله (و فسق و فساد) كنند، امّا جز به خودشان نيرنگ نمى‌كنند ولى نمى‌فهمند (كه نتيجه‌ى حيله، به خودشان باز مى‌گردد).

نکته ها

در شأن نزول آيه‌ى قبل، به جنگ و ستيز ابوجهل با پيامبر اسلام اشاره شد، اين آيه مى‌فرمايد: وجود ابوجهل‌ها، چيز تازه‌اى نيست و هميشه و همه جا در مقابل دعوت‌هاى حقّ، چنين مهره‌هاى فاسدى بوده است. «وَ كَذلِكَ»

پیام ها

1- سنّت الهى، پاسخ دادن به مكر و حيله‌هاى دشمنان است. «وَ كَذلِكَ»

2- تلاش‌هاى خوبان و بدان، همه در مدار قدرت الهى است. جَعَلْنا ... مُجْرِمِيها

(هم در اين آيه كه مربوط به مجرمان است و هم در آيه‌ى قبل كه درباره‌ى مؤمنان بود كلمه‌ى‌ «جَعَلْنا» بكار رفته است)

3- رهبران فاسد و مفسد، ريشه‌ى فساد جامعه‌اند. «أَكابِرَ مُجْرِمِيها لِيَمْكُرُوا فِيها»

4- مكر و تزوير، حربه‌ى رهبران مفسد است. «لِيَمْكُرُوا»

5- از دست دادن صفا و صداقت و گرفتار شدن به قهر الهى، بزرگ‌ترين ضربه‌اى‌

جلد 2 - صفحه 548

است كه حيله گران به خود مى‌زنند. «ما يَمْكُرُونَ إِلَّا بِأَنْفُسِهِمْ»

6- بدتر از بيمارى، جهل به بيمارى است و بدتر از حيله، ندانستن اين‌كه آثار سوء آن به حيله‌گر برمى‌گردد. «ما يَشْعُرُونَ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ كَذلِكَ جَعَلْنا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ أَكابِرَ مُجْرِمِيها لِيَمْكُرُوا فِيها وَ ما يَمْكُرُونَ إِلاَّ بِأَنْفُسِهِمْ وَ ما يَشْعُرُونَ (123)

بعد از آن بر وجه تسليت حضرت رسالت صلى اللّه عليه و آله بر آزار كفار و وعيد اهل طغيان فرمايد:

وَ كَذلِكَ جَعَلْنا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ: و همچنانكه در مكه اكابر مجرم هستند، قرار داديم در هر قريه‌اى‌ أَكابِرَ مُجْرِمِيها: بزرگان گنه‌كاران آن موضع را بر وجه تخليه.

بيان- تفسير آيه را وجوهى است: 1- واگذاشتيم آنها را بعد از اتمام حجت. 2- آنچه در حق مؤمنان بجا آورديم از اعطاى عقل باطن و ظاهر و علم و قدرت و حيات و كمال عقل و تمكين و نصب ادله، در حقّ كفار نيز مرعى داشتيم الا آنكه مؤمنان به حسن اعتقاد ايمان آوردند، و كفار به سوء اختيار بر كفر ماندند. 3- چنانچه نور ايمان را كه حجج بينه و دلايل ساطعه است به اهل‌


«1». 24 نمل، 38 عنكبوت.

«2» حجرات، 7.

تفسير اثنا عشرى، ج‌3، ص: 369

ايمان نموديم، به كفار نيز ارائه داديم. اينها به حسن اعتقاد مهتدى شدند، و آنها به سوء اختيار در ضلالت ماندند. لِيَمْكُرُوا فِيها: تا عاقبت كار آنها بجائى رسيد كه مكر مى‌كردند در آن موضع، و مردمان را از ايمان باز مى‌داشتند، چنانچه رؤساى قريش به مكه در موسم حج بر سر چهار راه مردم را از راه حق باز مى‌داشتند و هركه مى‌آمد و از احوال پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله سؤال مى‌نمود مى‌گفتند او ساحر و شاعر و كاهن است. وَ ما يَمْكُرُونَ إِلَّا بِأَنْفُسِهِمْ‌: و مكر نمى‌كنند اين كفار مگر به نفسهاى خود، چه وبال مكر به خودشان راجع است‌ وَ ما يَشْعُرُونَ‌: و نمى‌فهمند يا ادراك نكنند كه تبعه مكر و عقوبت آن، به صاحب مكر مى‌رسد نه به غير كه‌ وَ لا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ‌. «1» نكته- «ل» در آيه «ليمكروا» لام عاقبت كه آن را لام صيرورت نامند، مانند لِيَكُونَ لَهُمْ عَدُوًّا وَ حَزَناً. «2»


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ كَذلِكَ جَعَلْنا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ أَكابِرَ مُجْرِمِيها لِيَمْكُرُوا فِيها وَ ما يَمْكُرُونَ إِلاَّ بِأَنْفُسِهِمْ وَ ما يَشْعُرُونَ (123)

ترجمه‌

ترجمه و همچنين قرار داديم در هر بلدى بزرگان گناهكارانش را تا مكر كنند در آن و مكر نمى‌كنند مگر با خودشان و ادراك نمى‌نمايند.

تفسير

چنانچه در مكه معظمه خداوند مقدّر فرموده بود كه بزرگان عصات و طغات آنجا از قبيل أبو جهل و ابو سفيان و أبو لهب و غيرهم وجود داشته باشند و بمكر و حيله و مراء و جدال با مسلمانان معارضه نمايند در هر بلدى مقدّر فرموده كه اين قبيل اشخاص‌


جلد 2 صفحه 377

باشند باين معنى كه بآنها خلعت وجود و قدرت و اختيار عنايت فرموده و مهلت داده است كه بسوء اختيار خودشان كسب شقاوت نمايند و باستحقاق مخلّد در نيران باشند و بازنداشته آنها را از اعمال قبيحه بلكه بحال خودشان واگذار فرموده چون قابل هدايت نبودند ولى ضرر اعمال آنها در دنيا و آخرت بخودشان عائد ميشود و بخدا و پيغمبر (ص) و مسلمانان نميتوانند ضررى وارد نمايند اين حال بزرگان آنها است چه رسد بزير دستان كه تابع آنها هستند و مقهور اراده ايشان پس نبايد خاطر مبارك رسول اكرم آزرده باشد از رفتار اقوام و اهل بلد او با آنحضرت و پيروانش چون اين رويّه اختصاص بقومى و بلدى ندارد تا بوده چنين بوده و هست و تعجّب از اين است كه خودشان متوجه بقبح اعمالشان نيستند و لام در ليمكروا لام صيرورة و عاقبت است يعنى مئال حال آنها اين است ..

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ كَذلِك‌َ جَعَلنا فِي‌ كُل‌ِّ قَريَةٍ أَكابِرَ مُجرِمِيها لِيَمكُرُوا فِيها وَ ما يَمكُرُون‌َ إِلاّ بِأَنفُسِهِم‌ وَ ما يَشعُرُون‌َ (123)

و همين‌ نحو قرار داديم‌ ‌در‌ ‌هر‌ آبادي‌ بزرگان‌ مجرمين‌ ‌آن‌ آبادي‌ ‌را‌ ‌تا‌ اينكه‌ مكر كنند سايرين‌ آبادي‌ ‌را‌ ولي‌ مكر نميكنند مگر بنفوس‌ ‌خود‌ ولي‌ نميفهمند ‌که‌ ‌با‌ ‌خود‌ مكر ميكنند.

‌در‌ ‌هر‌ شهرستان‌ و آباديها يك‌ دسته‌ رؤساء و بزرگاني‌ دارد ‌که‌ ساير اهل‌ شهر و ده‌ تابع‌ ‌آنها‌ هستند و ‌اينکه‌ رؤساء ‌براي‌ حفظ مقام‌ رياست‌ ‌خود‌ جلوگيري‌ ميكنند سايرين‌ ‌را‌ ‌که‌ ‌در‌ مقام‌ تحقيق‌ برنيايند و نروند خدمت‌ پيغمبر (ص‌) و ائمه‌ ‌عليهم‌ السّلام‌ و علماء ‌تا‌ هدايت‌ شوند و بهزار حيله‌ و تزوير اينها ‌را‌ فريب‌ ميدهند و بكفر و ضلالت‌ ‌آنها‌ ‌را‌ سوق‌ ميدهند و غافل‌ ‌از‌ اينكه‌ اينها علاوه‌ ‌از‌ عقوبات‌ كفر و ظلم‌ و شرك‌ و طغيان‌ و معاصي‌ ‌خود‌ عقوبات‌ سايرين‌ ‌هم‌ ‌بر‌ ‌آنها‌ بار ميشود ‌هم‌ عقوبت‌ ضلالت‌ ‌را‌ دارند ‌هم‌ عقوبت‌ اضلال‌ زيرا سه‌ قسم‌ فاعل‌ داريم‌: فاعل‌ بالمباشرة و بالتسبيب‌ و بالرضا و لذا مي‌گوييم‌ عقوبت‌ اولين‌ و آخرين‌ ‌الي‌ يوم القيمة حمل‌ ‌بر‌ شيخين‌ ميشود چون‌ فعل‌ ‌آنها‌ منشأ تمام‌ فسادهائيست‌ ‌که‌ روي‌ زمين‌ واقع‌ ‌شده‌ و ميشود، ‌اگر‌ گذارده‌ بودند حق‌ ‌بر‌ مسند ‌خود‌ قرار گيرد روي‌ زمين‌ ‌را‌ عدل‌ و داد پر كرده‌ ‌بود‌ لذا ميفرمايد وَ كَذلِك‌َ جَعَلنا مكرر گفته‌ئيم‌ ‌که‌ تقدير و قضاء الهي‌ منافي‌ ‌با‌ سوء اختيار ‌عبد‌ و صحت‌ عقوبت‌ نيست‌ ‌در‌ دعاء كميل‌ ميخواني‌

(اجريت‌ علي‌ّ حكما اتبعت‌ ‌فيه‌ هوي‌ نفسي‌ و ‌لم‌ احترس‌ ‌فيه‌ ‌من‌ تزيين‌ عدوّي‌ فغرني‌ ‌بما‌ اهوي‌ و اسعده‌ ‌علي‌ ‌ذلک‌ القضاء

الدعاء) لذا نسبت‌ جعل‌ ‌را‌ بخدا ميدهد ‌که‌ بقضاء و تقدير چنين‌ بوده‌.

فِي‌ كُل‌ِّ قَريَةٍ قرية ‌در‌ قرآن‌ محل‌ اجتماع‌ جمع‌ كثيريست‌ اعم‌ ‌از‌ شهرستانها و دهات‌ اطراف‌ ‌هر‌ چه‌ بزرگ‌ ‌باشد‌ مثل‌ لندن‌ ‌ يا ‌ كوچك‌ ‌باشد‌ مثل‌ قصبه‌.

جلد 7 - صفحه 195

أَكابِرَ مُجرِمِيها ممكن‌ ‌است‌ اضافه‌ ‌باشد‌ ‌يعني‌ ‌در‌ ميان‌ مجرمين‌ قرية اكابر ‌آنها‌ ‌ يا ‌ صفة ‌باشد‌ ‌يعني‌ اكابري‌ ‌که‌ مجرمين‌ ‌آن‌ قريه‌ بودند لِيَمكُرُوا فِيها متعلق‌ بجعلنا ‌که‌ ‌اينکه‌ نحوه‌ جعل‌ ‌شده‌، و مكر عبارت‌ ‌از‌ عمليست‌ ‌که‌ بصورت‌ محبوب‌ طرف‌ ‌است‌ و ‌در‌ باطن‌ مبغوض‌ ‌است‌ و ‌اگر‌ نسبت‌ بخدا داده‌ شد وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللّه‌ُ وَ اللّه‌ُ خَيرُ الماكِرِين‌َ آل‌ عمران‌ ‌آيه‌ 47 مراد اينست‌ ‌که‌ دولت‌ و عزت‌ و رياست‌ و قوت‌ و قدرت‌ و مهلت‌ ميدهد ‌تا‌ ‌هر‌ چه‌ بتوانند طغيان‌ و سركشي‌ و فساد و ظلم‌ و معصيت‌ كنند و بعقوباتش‌ گرفتار شوند وَ لا يَحسَبَن‌َّ الَّذِين‌َ كَفَرُوا أَنَّما نُملِي‌ لَهُم‌ خَيرٌ لِأَنفُسِهِم‌ إِنَّما نُملِي‌ لَهُم‌ لِيَزدادُوا إِثماً وَ لَهُم‌ عَذاب‌ٌ مُهِين‌ٌ آل‌ عمران‌ ‌آيه‌ 172، و همين‌ ‌آيه‌ ‌را‌ عليّه‌ عاليه‌ ‌بر‌ يزيد پليد تلاوت‌ فرمود، و ‌اگر‌ نسبت‌ ببنده‌ داده‌ شد اينست‌ ‌که‌ ‌از‌ راه‌ دوستي‌ دشمني‌ كنند مثل‌ مأمون‌ ملعون‌ ‌با‌ حضرت‌ رضا ‌عليه‌ السّلام‌، و ‌اينکه‌ اكابر فريب‌ ميدهند اهل‌ قريه‌ ‌را‌ ‌که‌ ‌در‌ طلب‌ حق‌ نروند و ايمان‌ نياورند و بكفر و ضلالت‌ بسر برند.

وَ ما يَمكُرُون‌َ إِلّا بِأَنفُسِهِم‌ چنانچه‌ بيان‌ شد ‌که‌ گناه‌ سائرين‌ ‌را‌ ‌هم‌ تحمل‌ ميكنند و گرفتار ميشوند وَ ما يَشعُرُون‌َ خيال‌ ميكنند ‌از‌ گرده‌ ‌آنها‌ بار كشيديم‌ و ‌از‌ تبعيت‌ ‌آنها‌ استفاده‌ كرديم‌ و ‌بر‌ ‌آنها‌ رياست‌ و بزرگي‌ نموديم‌.

برگزیده تفسیر نمونه


نکات آیه

۱- پدیدار گشتن سردمدارانى از بین مجرمان هر جامعه، از سنتهاى الهى است. (و کذلک جعلنا فى کل قریة أکبر مجرمیها) معناى فوق براى آیه بر این اساس است که «أکابر مجرمیها» مضاف و مضاف الیه و مفعول اول براى «جعل» و مفعول دوم آن «فى کل قریة» باشد.

۲- مکر و فریب، شیوه سردمداران مجرمان در میان جوامع (جعلنا فى کل قریة أکبر مجرمیها لیمکروا فیها)

۳- سردمداران و بزرگان هر جامعه در فریب دادن و منحرف ساختن جامعه نقش عمده اى دارند. (أکبر مجرمیها لیمکروا فیها)

۴- تجاوزکاران هر جامعه براى پیشبرد مقاصد شوم خویش بر گرد سردمداران و پیشوایانى متشکل مى شوند. (و کذلک جعلنا فى کل قریة أکبر مجرمیها لیمکروا) «جرم» به معناى تجاوز و تعدى است. (لسان العرب). و بنابر اینکه «أکابر» مضاف به «مجرمیها» باشد، یک نوع رابطه بین مجرمان و سردمداران آنها به ذهن خطور مى کند. گویا آنان جملگى در زیر پرچم سردمداران خویش به مبارزه و مکر با مردم مى پردازند.

۵- درگیرى مؤمنان با مجرمان در طول تاریخ بوده است. (و إن الشیطین ... لیجدلوکم ... و کذلک جعلنا فى کل قریة أکبر مجرمیها)

۶- تمامى جوامع بشرى در معرض تهدید حیله و مکر سردمداران مجرم خویش (و کذلک جعلنا فى کل قریة أکبر مجرمیها لیمکروا فیها)

۷- سردمداران مجرم مکه، یکسره در صدد توطئه و مکر علیه مسلمانان صدر اسلام بودند. (و کذلک جعلنا فى کل قریة) چون این سوره مبارکه مکى است، تشبیه مذکور در آیه، تشبیه سردمداران مجرم در تمامى نقاط به سردمداران مجرم شهر «مکه» است. لذا بیانگر وضعیت و شرایط آن روزگار مى باشد.

۸- مکر و توطئه سردمداران مجرم، تنها دامنگیر خودشان مى گردد. (و ما یمکرون الا بأنفسهم)

۹- سردمداران مجرم با مکر خویش علیه دین اسلام تنها خود را مى فریبند. (و کذلک جعلنا فى کل قریة ... و ما یمکرون إلا بأنفسهم)

۱۰- سردمداران کفر از درک بازگشت آثار توطئه هاى آنان علیه خودشان ناتوانند. (و ما یمکرون إلا بأنفسهم و ما یشعرون)

موضوعات مرتبط

  • اسلام: تاریخ صدر اسلام ۷ ; توطئه علیه اسلام ۹
  • اشراف مکه: توطئه اشراف مکه ۷ ; مکر اشراف مکه ۷
  • انحراف: منشأ انحراف اجتماعى ۳
  • خدا: سنتهاى خدا ۱
  • رهبران: پیدایش رهبران ظالم ۱ ; توطئه رهبران ظالم ۸، ۹ ; تهدیدهاى رهبران ظالم ۶ ; روش برخورد رهبران ظالم ۲ ; رهبران ظالم و اسلام ۹ ; رهبران ظالم و جامعه ۶ ; مکر رهبران ظالم ۲، ۶، ۸، ۹
  • رهبرى: نقش رهبرى ۳
  • قریش: توطئه اشراف قریش ۷ ; مکر اشراف قریش ۷
  • کفر: بیخشعورى رهبران کفر ۱۰ ; توطئه رهبران کفر ۱۰
  • مؤمنان: مبارزه مؤمنان ۵ ; مؤمنان و مجرمان ۵
  • متجاوزان: تشکیلات متجاوزان ۴ ; رهبرى متجاوزان ۴
  • مجرمان: مبارزه با مجرمان ۵
  • مسلمانان: توطئه علیه مسلمانان ۷

منابع