الأعراف ٦٢

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

رسالتهای پروردگارم را به شما ابلاغ می‌کنم؛ و خیرخواه شما هستم؛ و از خداوند چیزهایی می‌دانم که شما نمی‌دانید.

پيام‌هاى پروردگار خويش را به شما مى‌رسانم و اندرزتان مى‌دهم و از خدا چيزها مى‌دانم كه شما نمى‌دانيد

پيامهاى پروردگارم را به شما مى‌رسانم و اندرزتان مى‌دهم و چيزهايى از خدا مى‌دانم كه [شما] نمى‌دانيد.»

پیغام خدایم را به شما می‌رسانم و به شما نصیحت و خیرخواهی می‌کنم و از سوی خدا به اموری آگاهم (مانند قیامت و حساب و کیفر اعمال) که شما آگاه نیستید.

پیام های پروردگارم را به شما می رسانم، و برای شما خیرخواهی می کنم و از سوی خدا حقایقی را می دانم که شما نمی دانید.

پيامهاى پروردگارم را به شما مى‌رسانم و شما را اندرز مى‌دهم و از خدا، آن مى‌دانم كه شما نمى‌دانيد.

که پیامهای پروردگارم را به شما برسانم و خیر و صلاح شما را بجویم، و من از جانب خداوند چیزهایی می‌دانم که شما نمی‌دانید

پيامهاى پروردگارم را به شما مى‌رسانم و شما را نيكخواهى مى‌كنم و از خدا چيزها مى‌دانم- در باره پاداش مطيعان و كيفر عاصيان- كه شما نمى دانيد.

من مأموریّتهای (محولّه از سوی) پروردگارم را به شما ابلاغ می‌کنم و شما را پند و اندرز می‌دهم و از جانب خدا چیزهائی (به من وحی می‌گردد و) می‌دانم که شما نمی‌دانید.

«رسالت‌های پروردگارم را به شما مکرر (و پیگیر) می‌رسانم و اندرزتان می‌دهم و چیزهایی از خدا می‌دانم که (شما) نمی‌دانید.»

که می‌رسانم به شما پیامهای پروردگار خویش را و اندرز گویم شما را و می‌دانم از خدا آنچه نمی‌دانید


الأعراف ٦١ آیه ٦٢ الأعراف ٦٣
سوره : سوره الأعراف
نزول : ٩ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٣
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«رِسَالات»: جمع رسالت، چیزهائی که پیغمبران را مأمور تبلیغ آنها می‌کنند.


تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


أُبَلِّغُكُمْ رِسالاتِ رَبِّي وَ أَنْصَحُ لَكُمْ وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ «62»

پيام‌هاى پروردگارم را به شما مى‌رسانم و خيرخواه و دلسوز شمايم و از (جانب) خدا چيزهايى مى‌دانم كه شما نمى‌دانيد.

نکته ها

كلمه‌ى «نصح»، به معناى خالص و بى‌غلّ و غش بودن است. به سخنانى كه از روى خلوص نيّت و خيرخواهى گفته شود، «نُصح» گويند و به عسل خالص هم «ناصح العسل» گفته مى‌شود.

پیام ها

1- در مقابل توهين‌هاى جاهلان، صبور باشيم. «لَيْسَ بِي ضَلالَةٌ» اوّلين پيامبر اولواالعزم، در برابر اتهام گمراهى، با نرم‌ترين شيوه سخن گفت.

2- رسالت پيامبران، در راستاى تربيت جهانيان و از شئون ربوبيّت خداوند است.

«لكِنِّي رَسُولٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ»

3- بر خلاف عقايد انحرافى كه براى هرچيز يك ربّى مى‌پنداشتند، قرآن مى‌فرمايد: همه‌ى هستى، يك ربّ و پروردگار دارد. «رَبِّ الْعالَمِينَ»

4- پيامبران الهى، معصوم‌اند. «لَيْسَ بِي ضَلالَةٌ وَ لكِنِّي رَسُولٌ»

5- مربّى و مبلغ، هم بايد خيرخواه و دلسوز باشد و هم برخوردار از علم و آگاهى كافى. «أَنْصَحُ، أَعْلَمُ»

6- دلسوزى و خيرخواهى پيامبر، در جهت منافع مردم است، نه منافع شخصى.

«أَنْصَحُ لَكُمْ»

جلد 3 - صفحه 90

7- انبيا، خداوند متعال را سرچشمه‌ى تمام علوم و آگاهى‌هاى خود مى‌دانند. «وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ»

8- انبيا از جانب خدا، از علوم و آگاهى‌هايى برخوردارند كه دست بشر به آنها نمى‌رسد. «أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



أُبَلِّغُكُمْ رِسالاتِ رَبِّي وَ أَنْصَحُ لَكُمْ وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ (62)

أُبَلِّغُكُمْ رِسالاتِ رَبِّي‌: تبليغ مى‌نمايم شما را همه انواع و اقسام رسائل و احكام و فرامين پروردگار خودم را از اصول و فروع، و ادا مى‌كنم تمام آن را بدون نقص و زياده، وَ أَنْصَحُ لَكُمْ‌: و نصيحت و پند مى‌دهم شما را به اخلاص تمام و محبت مالا كلام جميع آنچه انسب و اصلح به حال شما باشد در دنيا و آخرت و ارشاد مى‌نمايم شما را به وجه اصلح و اصوب، وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ‌: و مى‌دانم از جانب حق تعالى آنچه را كه شما نمى‌دانيد از ثواب و جزاى مطيعين و عقاب و سزاى كافرين و مكذبين، يا مى‌دانم قدرت و سطوت و قهر و غضب الهى نسبت به مكذبين، آنچه را شما نمى‌دانيد.

تبصره: ابلاغ ابتدائى از نوح عليه السّلام به امت، واجب عينى بود، پس در عدم تأثير و اجابت قوم، دو امر ثابت شود: اول- ابلاغ نبى و اداء رسالت الهى.

دوم- اتمام حجت بر امت و قطع عذر ايشان، زيرا تعذيب حق تعالى بنده را بدون اتمام حجت قبيح است، پس ابلاغ انبياء، امت را واجب باشد، چه تأثير و مؤثر در آنها شود يا نشود؛ زيرا: وَ ما عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلاغُ الْمُبِينُ*، بر رسول تكليفى نيست مگر ابلاغ آشكارا بر تمام امت. وقتى كه كفار، اوامر و نواهى الهى از زبان نوح عليه السّلام شنيدند از مقالات آن حضرت تعجب نمودند:


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


أُبَلِّغُكُمْ رِسالاتِ رَبِّي وَ أَنْصَحُ لَكُمْ وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ (62)

ترجمه‌

ابلاغ ميكنم بشما پيامهاى پروردگارم را و نصيحت ميكنم براى شما و ميدانم از جانب خدا آنچه را كه نميدانيد.

تفسير

ابلاغ رساندن مطلب است ببهترين وجه و رسالات جمع رسالة است كه آن جملاتى است كه پيام آورنده براى ابلاغ آورده و نصيحت بيان مطالب سودمند است از روى اخلاص نيّت و تعدى بلام براى تاكيد اين معنى است كه فقط بر نفع شما است و در جمله اخيره اشاره به مطالبى فرموده يكى آنكه من از صفات الهى از قبيل وحدانيّت و عدالت و حكمت و رحمانيت و قهاريت ميدانم آنچه را كه شما نمى‌دانيد ديگر آنكه معارف و احكامى از خداوند بمن وحى شده كه شما نميدانيد ديگر آنكه من ميدانم كه اگر مخالفت كنيد بر شما عذاب نازل ميشود ..

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


أُبَلِّغُكُم‌ رِسالات‌ِ رَبِّي‌ وَ أَنصَح‌ُ لَكُم‌ وَ أَعلَم‌ُ مِن‌َ اللّه‌ِ ما لا تَعلَمُون‌َ (62)

بشما ميرسانم‌ آنچه‌ خداوند ‌من‌ فرستاده‌ و ‌شما‌ ‌را‌ نصيحت‌ ميكنم‌ ‌که‌ بپذيريد و مخالفت‌ نكنيد و ‌من‌ ‌از‌ جانب‌ ‌خدا‌ ميدانم‌ چيزهايي‌ ‌را‌ ‌که‌ ‌شما‌ نميدانيد.

أُبَلِّغُكُم‌ وظيفه‌ رسالت‌ ‌است‌ چون‌ واسطه‌ ‌است‌ ‌بين‌ ‌خدا‌ و بنده‌گان‌ اينكه‌ برساند ببندگان‌ رِسالات‌ِ رَبِّي‌ تمام‌ دستورات‌ صادره‌ ‌از‌ پروردگار ‌را‌ چه‌ راجع‌ بقسمت‌ عقائد و اخلاق‌ و اعمال‌ و عبادات‌ و معاملات‌ ‌باشد‌ و چه‌ انذار ‌از‌ عقائد فاسده‌ مثل‌ شرك‌ و غيره‌ و اخلاق‌ رذيله‌ و اعمال‌ سيئه‌ و سوء معاشرت‌.

وَ أَنصَح‌ُ لَكُم‌ نصيحت‌ پند و اندرز ‌است‌ بآنچه‌ صلاح‌ طرف‌ ‌است‌ چه‌ ‌در‌ دنيا و چه‌ ‌در‌ آخرت‌ و موعظه‌ منع‌ ‌از‌ اموريست‌ ‌که‌ موجب‌ فساد دنيا و آخرت‌ ميشود و بيان‌ مضار ‌آنها‌.

وَ أَعلَم‌ُ مِن‌َ اللّه‌ِ ما لا تَعلَمُون‌َ معرفت‌ بخدا و وحدانيت‌ ‌او‌ و صفات‌ كمال‌ و جمال‌ و جلال‌ و عدل‌ و جزاء اعمال‌ خير و شر و ساير اموري‌ ‌که‌ بانبياء افاضه‌ ‌شده‌

جلد 7 - صفحه 351

و ديگران‌ محروم‌ شدند و بايستي‌ ‌از‌ انبياء و اولياء و علماء فراگيرند.

برگزیده تفسیر نمونه


(آیه 62)- هدف من این است که رسالت پروردگار را انجام داده و دستورات او را به شما برسانم» (أُبَلِّغُکُمْ رِسالاتِ رَبِّی).

«و در این راه از هیچ گونه خیرخواهی فروگذاری نمی‌کنم» (وَ أَنْصَحُ لَکُمْ).

و در پایان اضافه می‌کند: «من چیزهایی از خداوند می‌دانم که شما نمی‌دانید» (وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ).

این جمله ممکن است جنبه تهدید در برابر مخالفتهای آنها داشته باشد که من مجازاتهای دردناکی از خداوند در برابر تبهکاران سراغ دارم که شما هنوز

ج2، ص59

از آن بی‌خبرید، و یا اشاره به لطف و رحمت پروردگار باشد که اگر در مسیر اطاعتش گام بگذارید برکات و پاداشهایی از او سراغ دارم که شما به عظمت و وسعت آن واقف نیستید.

نکات آیه

۱- نوح(ع)، پیامبرى از جانب خداوند و حامل رسالتهاى متعدد (أبلغکم رسلت ربى)

۲- نوح(ع)، مبلغ پیامهاى الهى، نه بازگوکننده نظریات شخصى خویش (أبلغکم رسلت ربى)

۳- نوح(ع) استوارى خویش را در تبلیغ رسالتهاى الهى به مردم گوشزد کرد. (أبلغکم رسلت ربى) جمله «لکنى رسول ... » و نیز آیات قبل دلالت بر این معنا دارد که نوح(ع) مبلغ رسالتهاى الهى است. بنابراین توصیف رسول به جمله «أبلغکم ... » هدف دیگرى را تعقیب مى کند و بیانگر نکته اى جدید است و آن اینکه وى بر ابلاغ رسالتهاى الهى اصرار خواهد ورزید و بر آن پافشارى خواهد کرد.

۴- اعتقاد راسخ نوح(ع) به ربوبیت خدا بر وى، موجب استواریش در تبلیغ رسالتهاى الهى بود. (و لکنى رسول من رب العلمین. أبلغکم رسلت ربى) حضرت نوح(ع) براى اینکه اشاره به علت پایداریش بر ابلاغ رسالت کند، به جاى آوردن ضمیر و گفتن «رسالاته»، «رسلت ربى» گفت.

۵- نوح (ع)، پیامبرى دلسوز و خیرخواه مردم (و أنصح لکم)

۶- خیرخواهى نوح(ع) تنها در جهت منافع مردمان، نه آمیخته به منفعتهاى شخص خود بود. (و أنصح لکم) آوردن «لام» پس از مشتقات «نصیحت»، همانند «أنصح لکم»، حکایت از خلوص کامل نصیحت کننده نسبت به نصیحت شونده دارد. یعنى در نصیحتش (خیرخواهیش) هیچ شائبه منفعت شخصى ندارد و تنها خیر او را در نظر گرفته است.

۷- ابلاغ پیامهاى خداوند به مردم، جلوه اى از خیرخواهى نوح براى مردم خویش بود. (أبلغکم رسلت ربى و أنصح لکم)

۸- پیامبران الهى، خیرخواه امتهاى خویش (و أنصح لکم)

۹- خیرخواهى براى مردم، از ارزشهاى متعالى در ادیان الهى (و أنصح لکم)

۱۰- مبلغان دین باید خیرخواه مردم بوده و نصایح خویش را آمیخته به منافع شخصى نسازند. (أبلغکم رسلت ربى و أنصح لکم)

۱۱- خداوند نوح(ع) رابه حقایقى پوشیده بر مردم آگاه ساخت. (و أعلم من اللّه ما لاتعلمون) من در «من اللّه» مى تواند براى ابتداى غایت باشد. در این صورت «أعلم من اللّه ... » یعنى علم من از جانب خداست و خدا مرا به حقایقى آشنا کرده است. و نیز مى تواند «من اللّه» به معناى «درباره خدا» باشد. یعنى من حقایقى را درباره خدا و صفات او مى دانم که شما نمى دانید. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

۱۲- نوح(ع)، آگاه به حقایقى پوشیده از مردم درباره خداوند (و أعلم من اللّه ما لاتعلمون) برداشت فوق بر این اساس است که «من اللّه» به معناى «درباره خدا» باشد.

۱۳- آگاهى نوح(ع) به حقایقى از جانب خدا، از عوامل پایدارى وى در تبلیغ رسالتهاى الهى و خیرخواهى خالصانه براى مردم (أبلغکم رسلت ربى و أنصح لکم و أعلم من اللّه ما لاتعلمون) به نظر مى رسد جمله «أعلم من اللّه ... » به منزله تعلیلى باشد براى «أبلغکم» و «أنصح لکم». یعنى آگاه بودن من بر حقایقى پوشیده بر شما مرا در ابلاغ رسالتهاى الهى پایدار مى سازد.

۱۴- علم انبیا، دریافت شده از خداوند (و أعلم من اللّه ما لاتعلمون)

موضوعات مرتبط

  • ادیان: تعالیم ادیان ۹ ; خیرخواهى در ادیان ۹
  • ارزشها:۹
  • انبیا: خیرخواهى انبیا ۸ ; مسؤولیت انبیا ۸ ; منشأ علم انبیا ۱۴
  • ایمان: آثار ایمان ۴ ; ایمان به ربوبیت خدا ۴
  • تبلیغ: استقامت در تبلیغ ۳ ; زمینه استقامت در تبلیغ ۴، ۱۳
  • حقایق: علم به حقایق پنهانى ۱۱، ۱۲
  • خدا: عطایاى خدا ۱۱، ۱۴
  • خیرخواهى: ارزش خیرخواهى ۹ ; زمینه خیرخواهى ۱۳
  • دین: تبلیغ دین ۲، ۴، ۷
  • رسولان خدا:۱
  • علم: آثار علم لدنى ۱۳ ; علم لدنى ۱۴
  • مبلغان: خیرخواهى مبلغان ۱۰ ; شرایط مبلغان ۱۰
  • مردم: رعایت مصالح مردم ۶، ۱۰
  • منافع شخصى:۱۰
  • نوح(ع): استقامت نوح(ع) ۳، ۱۳ ; ایمان نوح(ع) ۴ ; تبلیغ ۲، ۳، ۴، ۱۳ ; تعدد رسالت نوح(ع) ۱ ; خداشناسى نوح(ع) ۱۲ ; خیرخواهى نوح(ع) ۵، ۶، ۷، ۱۳ ; دلسوزى نوح(ع) ۵ ; علم غیب نوح(ع) ۱۱، ۱۲، ۱۳ ; فضایل نوح(ع) ۵، ۶، ۷، ۱۱، ۱۳ ; قصه نوح(ع) ۱، ۳، ۴، ۷ ; محدوده رسالت نوح(ع) ۲ ; مردمدارى نوح(ع) ۶ ; نبوت نوح(ع) ۱، ۵ مراد از صذکرَّ، دین و معارف الهى است.

منابع