الأعراف ٢٠٥

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

پروردگارت را در دل خود، از روی تضرع و خوف، آهسته و آرام، صبحگاهان و شامگاهان، یاد کن؛ و از غافلان مباش!

و پروردگار خويش را در ضمير خود و به آرامى هر صبح و شام با خوف و زارى ياد كن و از غافلان مباش

و در دل خويش، پروردگارت را بامدادان و شامگاهان با تضرع و ترس، بى‌صداى بلند، ياد كن و از غافلان مباش.

خدای خود را با تضرّع و پنهانی و بی‌آنکه آواز برکشی در صبح و شام یاد کن و از غافلان مباش.

و پروردگارت را در دل خود بامدادان و شامگاهان از روی فروتنی و زاری و بیم و ترس به صدایی آرام وآهسته یاد کن و [نسبت به ذکر خدا] از بی خبران مباش.

پروردگارت را در دل خود به تضرع و ترس، بى‌آنكه صداى خود بلند كنى، هر صبح و شام ياد كن و از غافلان مباش.

و پروردگارت را در بامدادان و شامگاهان در دلت به زاری و ترس و بدون بانگ برداشتن، یاد کن و از غافلان مباش‌

و پروردگارت را در درون خويش به زارى و بيم و بدون آواى بلند گفتار، بامدادان و شبانگاهان ياد كن و از غافلان مباش.

پروردگارت را در دل خود، با فروتنی (در برابر خدا) و هراس (از او) و آهسته و آرام، صبحگاهان و شامگاهان یاد کن، و از زمره‌ی غافلان مباش.

و در خودت [:جانت] پروردگارت را - بامدادان و شامگاهان - با تضرّع و ترس - بی‌صدای بلند - یاد کن و از غافلان مباش.

و یاد کن پروردگار خویش را درون خود به زاری و ترس و پست‌تر از گفتار بلند بامدادان و شبانگاه و نباش از غافلان‌


الأعراف ٢٠٤ آیه ٢٠٥ الأعراف ٢٠٦
سوره : سوره الأعراف
نزول : ١٠ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٢١
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«تَضَرُّعاً وَ خِیفَةً»: فروتنانه و بیمناکانه. با فروتنی و هراس. این دو واژه حال بوده و به معنی (مُتَضَرُّعاً وَ خائِفاً) است، و یا این که مضافی در تقدیر است و در اصل چنین است: (ذا تَضَرُّعٍ وَ خِیفَةٍ). «دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ»: مراد این است که اگر خدای را همراه دل با زبان هم یاد کردی، آهسته‌تر از بلندکردن صدا و بالاتر از سرّ نهان، یعنی تنها گرداندن زبان باشد (نگا: اسراء / . «الْغُدُوِّ»: صبحگاهان. فاصله طلوع فجر و طلوع خورشید. «الآصالِ»: جمع أَصیل: شامگاهان. فاصله عصر و مغرب.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ وَ لا تَكُنْ مِنَ الْغافِلِينَ «205»

و پروردگارت را از روى خوف وتضرّع، آهسته و آرام در دل خود و در هر صبح و شام ياد كن و از غافلان مباش.

نکته ها

در آيه‌ى قبل، آداب تلاوت قرآن بيان شد و در اين آيه، آداب ذكر و دعا بيان شده است و بايد با تضرّع و خشوع و بيم و اميد همراه باشد.

كلمه‌ى «آصال» جمع «اصيل»، به معناى نزديك غروب و شامگاهان و كلمه‌ى «غدو» جمع «غدوة»، به طلوع فجر تا طلوع خورشيد گفته مى‌شود.

بعضى گفته‌اند: مراد از «ذكر» در اين آيه، نمازهاى واجب پنجگانه است و از ابن‌عباس نقل شده كه بر اساس اين آيه، امام جماعت بايد در نماز صبح و شب قرائتش با صداى بلند باشد به مقدارى كه مأمومين بشنوند، نه زيادتر از آن.


«1». كافى، ج 2، ص 627.

جلد 3 - صفحه 258

پیام ها

1- پيامبران نيز بايد پيوسته به ياد خدا باشند، تا چه رسد به ديگران. «وَ اذْكُرْ رَبَّكَ»

2- قرآن، علاوه بر ذكر زبانى، ذكر قلبى و درونى را هم مى‌ستايد. «فِي نَفْسِكَ»

3- ياد خدا وقتى غفلت‌زدايى مى‌كند كه بدون تظاهر و سر وصدا باشد، وگرنه خودش نوعى سرگرمى و غفلت مى‌شود. «تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ»

4- ربوبيّت خداوند دائمى است، پس سزاوار است كه ياد او هم پيوسته باشد.

وَ اذْكُرْ رَبَّكَ‌ ... بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ‌

5- آن ذكر و يادى بيمه كننده‌ى انسان است كه عاشقانه و سوزناك و پيوسته و در هر صبح و شام باشد. تَضَرُّعاً ... بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ‌

6- در آغاز هر روز و هنگام شروع به كار و تصميم‌گيرى و در پايان هر روز و هنگام جمع‌بندى و نتيجه‌گيرى بايد به ياد خدا بود. «بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ»

7- آنان كه هر صبح و شام، خدا را ياد نمى‌كنند، از غافلانند. وَ اذْكُرْ ... وَ لا تَكُنْ مِنَ الْغافِلِينَ‌

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ وَ لا تَكُنْ مِنَ الْغافِلِينَ (205)

وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ‌: و ياد كن اى پيغمبر، مراد هر يك امتند، يعنى اى بندگان، پروردگار خود را به تسبيح و تحميد و تكبير در قلب خود. بعضى فرموده مراد فرمايش امام (فانصت و سبح فى نفسك) اينكه متذكر شوى خدا را به صفات عليا و اسماء حسنى، وقتى به امام اقتدا كنى. تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً: به حالت تضرع و ترس، چه تضرع و خشيت اقرب است به قبول. بنا بقولى مراد تفكر است در نفس تا به سبب آن علم به صانع و صفات كمال و جمال او حاصل آيد.

يا مراد ذكر است با توجه قلب يا ذكر قلبى شرعى نه اختراعى، چه آن ابعد از ريا و اقرب به قبول است، و لذا تخصيص به نفس فرموده (لكن بايد هشيار باشد كه دزدها در كمين او را بدين وسيله نربايند و گمراه كنند).

وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ‌: و بخوان و ذكر كن خدا را ميان سرّ و جهر بر وجه اقتصار، چه آن داخل است در خشوع و خضوع و اخلاص.

در عيون اخبار الرضا عليه السّلام- قال عليه السّلام: انّ موسى سئل ربّه قال يا ربّ أ بعيد انت منّى فاناديك ام قريب فاناجيك؟ فاوحى اللّه اليه يا موسى انا


جلد 4 صفحه 281

جليس من ذكرنى. «1» حضرت رضا عليه السّلام فرمايد: موسى سؤال نمود پروردگار خود را عرض كرد: خدايا، آيا دورى، تا ندا كنم تو را يا نزديكى تا نجوى نمايم.

خطاب رسيد: من همنشين كسى هستم كه ياد و ذكر من نمايد.

تنبيه: اينگونه سؤالات از انبياء و اوليا ارشاديات است، و الا اگر موسى اين مطلب را نمى‌دانست كه حق تعالى احاطه علميه دارد به همه موجودات، هر آينه منافات با مقام نبوت او خواهد بود. حاصل آنكه متذكر الهى باش. بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ‌: به هر صبح و شام، مراد دوام ذكر است. يا در اين دو وقت كه افضل اوقات شبانه روز است، زيرا ملائكه شب و روز در اين دو وقت حاضر شوند، پس هر دو، ذكر او را خواهند نوشت. و يا به جهت آنكه در اين دو وقت خاطر فارغ است از طلب معاش. ابن عباس گويد: اين امر است مر امام را كه به آواز بلند قرائت نمايد در نماز صبح و شب به مقدارى كه مأمومين بشنوند نه زياده.

در كافى و عياشى عن احدهما عليه السّلام: لا يكتب الملك الّا ما سمع و قال اللّه عزّ و جلّ و اذكر ربّك فى نفسك تضرّعا و خيفة فلا يعلم ثواب ذلك الذّكر فى نفس الرّجل غير اللّه لعظمته. «2» حضرت باقر عليه السّلام يا حضرت صادق عليه السّلام فرمود: ننويسد ملك مگر آنچه را مى‌شنود، و خداوند عز و جل فرموده: و متذكر شو پروردگار خود را در نفس خود به تضرع و ترس، پس نداند ثواب اين ذكر را در قلب شخص غير از خداى تعالى به جهت عظمت آن.

بيان: علامه مجلسى در شرح اين حديث فرمايد: حاصل خبر اينست كه عمل هرگاه موافق امر سبحانى واقع شود، مترتب شود بر او ثواب قطعا، و ذكر در قلب از آن چيزهائى است كه امر فرموده به سبب آيه، و ملك هم ننويسد از ذكر مگر آنچه بشنود. و ممكن است حضرت سبحان وضع فرمايد علامتى بر آن تا بشناسد آن را و بنويسد، پس عدم علامت دليل است: يا بر شدت اعتناء الهى بدين عمل‌


«1» بحار الانوار، جلد 93، صفحه 159، حديث 25 و صفحه 153، حديث 11.

«2» اصول كافى، جلد 2، كتاب الدعاء، صفحه 502، حديث 4- تفسير عياشى، جلد 2، صفحه 44، حديث 134.


جلد 4 صفحه 282

به جهت آنكه وانگذاشتند ثواب آن را به غير خود؛ و يا به سبب كثرت وفور ثوابش كه كسى نداند بجز ذات احديت او. و اين وجه در غايت انطباق است بر خبر شريف. و عياشى به حديث مرفوع از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت نموده كه ياد كن پروردگار خود را به حالت استكانت و خوف عذاب او و بطور اقتصاد در جهر در صبح و شب.

وَ لا تَكُنْ مِنَ الْغافِلِينَ‌: و مباش از جمله غفلت كنندگان به آنچه مأمور هستى از ذكر و دعا. خطاب به پيغمبر و مراد امتند، چه آن حضرت از سهو و غفلت مبرا باشد به براهين قاطعه.

در كافى- از حضرت صادق عليه السّلام قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم: من اكثر ذكر اللّه احبّه اللّه و من ذكر اللّه كثيرا كتبت له برائتّان: برائة من النّار و برائة من النّفاق. «1» و نيز علاء بن كامل روايت نموده شنيدم حضرت صادق عليه السّلام در اين آيه فرمود: گفتن نزد شب است: لا اله الّا اللّه وحده لا شريك له. له الملك و له الحمد يحيى و يميت و يميت و يحيى و هو على كلّ شى‌ء قدير «2» فرمود رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هر كه ذكر خدا بسيار نمايد، دوست مى‌دارد او راى خدا، يعنى لازمه دوستى از احسان و مرحمت در باره او بفرمايد، و هر كه ذكر الهى را زياد كند نوشته شود دو برائت: يكى برائت از آتش و ديگر برائت از نفاق. راوى گويد: عرض كردم: بيده الخير. فرمود: بتحقيق به يد الهى است خير، لكن بگو چنانچه من مى‌گويم ده مرتبه: و اعوذ باللّه السّميع العليم، ده مرتبه حين طلوع غروب آفتاب.

در مصباح كفعمى از حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود: هر كه بخواند در صبح و شام: فسبحان اللّه حين تمسون و حين تصبحون و له الحمد فى السماوات و الارض و عشيّا و حين تظهرون يخرج الحىّ من الميّت و يخرج‌


«1» اصول كافى، جلد 2، كتاب الدعاء، صفحه 499، حديث 3.

«2» تفسير عياشى، جلد 2، صفحه 45، حديث 136 (راوى حسين بن مختار است)


جلد 4 صفحه 283

الميّت من الحىّ و يحيى الارض بعد موتها و كذلك تخرجون‌ «1» وانگذاشتند خيرى كه در آن شب يا در آن روز باشد و بگرداند خداى تعالى جميع شر آن دو را از او. و بسيار ترغيب و تحريص به ذكر الهى در دو وقت طلوع و غروب در آيات و اخبار وارد شده.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ وَ لا تَكُنْ مِنَ الْغافِلِينَ (205)

ترجمه‌

و ياد كن پروردگارت را در پيش خود از روى تضرع و ترس و غير از بلند از گفتار در صبح‌ها و اواخر روزها و مباش از غافلان.

تفسير

خطاب ظاهرا به پيغمبر (ص) و واقعا عام است هر مكلف را و امر براى استحباب است چون ياد خدا در هر حال و هر وقت خوب است نهايت آنكه با تضرّع و زارى و خوف و خشيت و در اوائل امور بهتر است و مراد از ذكر در نفس بنظر حقير اعمّ است از صرف توجّه بخدا و فكر در مصنوعات او و ذكر خفىّ باطنى مانند حديث نفس و ذكر گفتن آهسته و مقابل آن ذكر در نزد غير است و دون الجهر من القول براى توضيح اين معنى است چون بخلوص نزديك و از ريا دور است و بعضى گفته‌اند براى اشاره بآنستكه زياد بلند نباشد و حدّ وسط مطلوب است چنانچه در آيه ديگر تصريح شده كه نه جهر


جلد 2 صفحه 509

مطلوب است در نماز و نه اخفات بلكه حدّ وسط بايد باشد و غدو در اصل مصدر است و در جمع غدات كه از طلوع فجر صادق تا طلوع آفتاب است استعمال ميشود و آصال جمع اصيل است كه بعد از عصر تا غروب را گويند و اختصاص اين دو وقت بذكر يا براى آنستكه دخول و خروج در كارها بنام خدا شروع و ختم بخير شود يا براى آنستكه دخول در روز و شب بنام خدا مبارك شود يا براى آنكه ذكر مناسب با فراغت از كار است و در هر حال غفلت از ياد خدا و اذكار وارده براى اين دو وقت سزاوار نيست و بايد از آن احتراز نمود و در كافى و عياشى ره از يكى از صادقين عليهما السلام نقل نموده كه ملائكه نمى‌نويسند مگر ذكرى را كه بشنوند و خداوند در اين آيه امر بذكر سرّى نموده است كه نميداند ثواب اين ذكر را مگر خدا براى عظمت آن و در كافى از امام صادق (ع) نقل نموده كه خداوند فرموده كسيكه مرا ياد كند سرّا ياد ميكنم من او را علنا و از امير المؤمنين عليه السلام نقل نموده كه كسيكه ياد كند خدا را در سرّ بتحقيق ياد نموده است خدا را زياد اهل نفاق ذكر خدا را مينمودند علنا و ياد نمى‌نمودند از او سرّا پس خدا فرمود ريا مينمايند و ذكر نمى‌كنند خدا را مگر كمى.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


26

وَ اذكُر رَبَّك‌َ فِي‌ نَفسِك‌َ تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً وَ دُون‌َ الجَهرِ مِن‌َ القَول‌ِ بِالغُدُوِّ وَ الآصال‌ِ وَ لا تَكُن‌ مِن‌َ الغافِلِين‌َ (205)

و ياد كن‌ پروردگار ‌خود‌ ‌را‌ ‌در‌ نفس‌ ‌خود‌ ‌با‌ حال‌ تضرع‌ و خوف‌ و كمتر

جلد 8 - صفحه 68

و پائين‌تر ‌از‌ حد بلندگويي‌ ‌در‌ صبح‌ و عصرها و نباش‌ ‌از‌ كساني‌ ‌که‌ ‌از‌ ذكر ‌خدا‌ غافلند وَ اذكُر رَبَّك‌َ شامل‌ تمام‌ اذكار ميشود ‌که‌ خداوند ‌را‌ باسماء شريفه‌ ياد كند ‌که‌ تعبير بذكر لفظي‌ ميكنند مثل‌ تهليل‌ و تكبير و تحميد و تسبيح‌ و حوقله‌ و ساير اذكار شريفه‌ ‌ يا ‌ اللّه‌ ‌ يا ‌ رحمن‌ ‌ يا ‌ رحيم‌ و ‌غير‌ اينها و لكن‌ ‌در‌ اخبار ذكر مخصوصي‌ فرموده‌اند ‌که‌ ده‌ مرتبه‌ اول‌ آفتاب‌ و ده‌ مرتبه‌ وقت‌ غروب‌ و ‌او‌

(‌لا‌ اله‌ الّا اللّه‌ وحده‌ ‌لا‌ شريك‌ ‌له‌ ‌له‌ الملك‌ و ‌له‌ الحمد يحيي‌ و يميت‌ و يميت‌ و يحيي‌ و ‌هو‌ ‌علي‌ كل‌ّ شيئي‌ قدير)

و معلوم‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌اينکه‌ احد مصاديق‌ ‌است‌ و اما ذكر قلبي‌ ‌يعني‌ بياد ‌خدا‌ ‌باشد‌ ‌در‌ ‌هر‌ حالي‌ مخصوصا ‌در‌ حال‌ قصد معصيت‌ چنانچه‌ اخبار بسياري‌ داريم‌ ‌که‌ تفسير ذكر ‌را‌ باين‌ معني‌ كرده‌اند، و اما ذكري‌ ‌که‌ صوفيه‌ اختراع‌ كرده‌اند ‌که‌ صورت‌ اذكار ‌را‌ ‌در‌ قلب‌ نقش‌ ميبندند، هيچ‌ مدركي‌ ‌از‌ ‌براي‌ ‌آن‌ نداريم‌ و نيافتيم‌ ‌في‌ نفسك‌ ‌يعني‌ فقط ‌خود‌ استماع‌ كني‌ ‌که‌ ‌با‌ صوت‌ ضعيف‌ ذكر بگويي‌ تضرّعا ‌در‌ لغت‌ تضرع‌ ‌را‌ بمعاني‌ زيادي‌ تفسير كرده‌اند: تذلل‌، تخشع‌، تحريك‌ اصابع‌ ‌در‌ حال‌ دعاء يمينا و شمالا تحريك‌ سبّابه‌ يمينا و شمالا ارتفاع‌ يدين‌ ‌در‌ حال‌ دعاء و تخضع‌ و اصرار ‌در‌ دعاء و خيفة ‌با‌ حالت‌ خوف‌ چون‌ مؤمن‌ بايد ‌در‌ حال‌ توجه‌ بخدا ‌بين‌ خوف‌ و رجاء ‌باشد‌ حال‌ تضرّع‌ كاشف‌ ‌از‌ رجاء ‌است‌ و خيفة ‌از‌ حال‌ خوف‌ دُون‌َ الجَهرِ مِن‌َ القَول‌ِ صدا ‌را‌ بذكر و دعاء بلند نكنيد زياد ‌که‌ ارتفاع‌ صوت‌ مذموم‌ ‌است‌ مگر ‌در‌ مواضع‌ مخصوص‌ مثل‌ اذان‌ اعلامي‌ و ذكر صلوات‌ و جهر امام‌ ‌در‌ قرائت‌ و اذكار نماز ‌در‌ جماعت‌ بمقداري‌ ‌که‌ مأمومين‌ بشنوند و ‌در‌ منابر بمقداري‌ ‌که‌ مستمعين‌ استماع‌ نمايند و استفاده‌ كنند.

بِالغُدُوِّ وَ الآصال‌ِ بعضي‌ گفتند كنايه‌ ‌از‌ دوام‌ ذكر ‌است‌ چنانچه‌ ‌ما تعبير ميكنيم‌ بشب‌ و روز و بهمين‌ معني‌ حمل‌ كردند زيارت‌ منسوبه‌ بناحيه‌ مقدسه‌

جلد 8 - صفحه 69

(لاندبنّك‌ صباحا و مساء)

لكن‌ ‌در‌ اخبار تعبير ‌شده‌ باول‌ طلوع‌ آفتاب‌ و غروب‌ ‌آن‌ و اينهم‌ احد مصاديق‌ ‌است‌، و غدوّ بمعني‌ صبح‌ و اصل‌ بمعني‌ عصر ‌است‌ وَ لا تَكُن‌ مِن‌َ الغافِلِين‌َ ‌که‌ بكلي‌ ‌خدا‌ ‌را‌ فراموش‌ كردند نه‌ حال‌ ذكر و نه‌ حال‌ دعاء و نه‌ حال‌ تضرع‌ دارند و ‌بر‌ مخالفت‌ ‌او‌ و ارتكاب‌ معاصي‌ اصرار بليغ‌ دارند، و ‌در‌ خبر ‌است‌ ‌که‌ ‌اگر‌ ‌خدا‌ مشيتش‌ تعلق‌ بگيرد ‌که‌ بلائي‌ ‌بر‌ قومي‌ نازل‌ فرمايد اولا حال‌ دعاء ‌از‌ ‌آنها‌ گرفته‌ ميشود

(اللهم‌ ‌لا‌ تجعلنا ‌من‌ الغافلين‌ المبعدين‌ و اجعلنا لك‌ ‌من‌ الذاكرين‌ المقربين‌ الداعين‌.)

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 205)- سپس در این آیه برای تکمیل دستور فوق به پیامبر صلّی اللّه علیه و آله دستور می‌دهد- و البته یک حکم عمومی است اگرچه روی سخن در آن به پیامبر صلّی اللّه علیه و آله شده همانند بسیاری دیگر از تعبیرات قرآن- که: «پروردگارت را در دل خود از روی تضرع و خوف یاد کن» (وَ اذْکُرْ رَبَّکَ فِی نَفْسِکَ تَضَرُّعاً وَ خِیفَةً).

سپس اضافه می‌کند: «و آهسته و آرام نام او را بر زبان بیاور» (وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ).

و این کار را همواره «صبحگاهان و شامگاهان تکرار کن» (بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ).

«و هرگز از غافلان و بی‌خبران از یاد خدا مباش» (وَ لا تَکُنْ مِنَ الْغافِلِینَ).

یاد خدا همچون باران بهاری است که چون بر دل ببارد گلهای بیداری، توجه، احساس مسؤولیت، روشن‌بینی و هرگونه عمل مثبت و سازنده‌ای را می‌رویاند.

نکات آیه

۱- خداوند از پیامبرش خواست تا متوجه مقام ربوبى وى بوده و او را در دل و جان خویش یاد کند. (و اذکر ربک فى نفسک)

۲- خشوع در برابر خدا و هراس از مقام ربوبى او، از آداب توجه به خدا و یاد کردن اوست. (و اذکر ربک فى نفسک تضرعا و خیفة) «تضرع» به معناى خشوع و اظهار کوچکى است و «خیفه» به معناى ترسیدن و هراس داشتن است. «تضرعا» و «خیفه» مصدر و در آیه شریفه به معناى اسم فاعل (متضرعا) و (خائفا) مى باشند. یعنى: یاد کن پروردگارت را با حالت خشوع و هراس.

۳- خداوند از پیامبر(ص) خواست تا لب به ذکر او گشاید و زبانش را به یاد او مترنم سازد. (و اذکر ربک ... دون الجهر من القول) برداشت فوق بر این اساس است که «دون الجهر ... » عطف بر «فى نفسک» باشد. بر این مبنا آیه شریفه اشاره به دو گونه ذکر دارد: ذکر قلبى که «فى نفسک» آن را بیان مى کند، ذکر زبانى که «دون الجهر من القول» به آن اشاره دارد.

۴- پرهیز از آواى بلند در ذکر زبانى، از آداب لب گشودن به ذکر خداوند است. (و اذکر ربک ... دون الجهر من القول) «دون» به معناى پایینتر و «جهر» به معناى آشکار کردن و علنى ساختن و «من القول» بیان براى «الجهر» است. بنابراین «الجهر من القول»، یعنى بلند کردن صدا و «دون الجهر من القول»، یعنى ادا کردن لفظ و سخن پایینتر از حد جهر.

۵- انسانها باید در دل و جان به یاد خدا بوده و در هر صبح و عصر لب به ذکر او گشایند. (و اذکر ربک ... بالغدو و الاصال) «غدوة» (مفرد غدو) به معناى صبح (زمان طلوع فجر تا طلوع خورشید) است. «آصال» جمع و یا جمع الجمع «اصیل» است و اصیل به زمان میان عصر تا مغرب گفته مى شود. قابل ذکر است که «ال» در «الغدو» و «الأصال» براى استغراق است و افاده عموم مى کند ; یعنى هر صبح و عصر.

۶- خداوند پیامبر(ص) را از اینکه در زمره غافلان باشد برحذر داشت. (و لاتکن من الغفلین)

۷- غفلت از یاد خدا، امرى نکوهیده و نارواست. (و لاتکن من الغفلین)

۸- یاد کردن خدا در هر صبح و عصر، انسان را از زمره غافلان بیرون مى کند. (و اذکر ربک ... بالغدو و الاصال و لاتکن من الغفلین)

روایات و احادیث

۹- عن رسول اللّه(ص) قال: «و اذکر ربک فى نفسک» یعنى مستکینا «و خیفة» یعنى خوفا من عذابه «و دون الجهر من القول» یعنى دون الجهر من القرائة «بالغدو و الأصال» یعنى بالغداة و العشى.] از رسول خدا (ص) نقل شده است که فرمود: «و اذکر ربک فى نفسک [تضرعا]» یعنى خدا را در دل خود با خضوع و خاکسارى یاد کن. و «خیفة» یعنى با ترس از عذاب او. و «دون الجهر من القول» یعنى بدون صداى بلند. و «بالغدو و الأصال» یعنى در صبح و شام.

موضوعات مرتبط

  • انسان: مسؤولیت انسان ۵
  • خدا: اوامر خدا ۱، ۳ ; ترس از خدا ۲ ; ربوبیت خدا ۱، ۲ ; هشدارهاى خدا ۶
  • ذکر: آثار ذکر ۸ ; آداب ذکر ۲ ; اهمیت ذکر خدا ۳ ; خشوع در ذکر ۲ ; ذکر خدا ۱، ۵ ; ذکر در صبح ۵، ۸ ; ذکر در عصر ۵، ۸
  • عمل: ناپسند ۷
  • غفلت: اجتناب از غفلت ۶ ; سرزنش غفلت ۷ ; غفلت از خدا ۷ ; موانع غفلت ۸
  • محمد(ص): مسؤولیت محمد(ص) ۱، ۳ ; هشدار به محمد(ص) ۶
  • وِرد: آداب وِرد ۴ ; اهمیت وِرد ۳، ۵ ; صدا در وِرد ۴ ; وقت وِرد ۵

منابع

  1. تفسیر عیاشى، ج ۲، ص ۴۴، ح ۱۳۵ ; نورالثقلین، ج ۲، ص ۱۱۲، ح ۴۲۴.