الأعراف ٢٠٤

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

هنگامی که قرآن خوانده شود، گوش فرا دهید و خاموش باشید؛ شاید مشمول رحمت خدا شوید!

و چون قرآن خوانده شود، به آن گوش [جان‌] بسپاريد و خاموش باشيد تا مشمول رحمت شويد

و چون قرآن خوانده شود، گوش بدان فرا داريد و خاموش مانيد، اميد كه بر شما رحمت آيد.

و چون قرآن قرائت شود همه گوش بدان فرا دهید و سکوت کنید، باشد که مورد لطف و رحمت حق شوید.

و هنگامی که قرآن خوانده شود، به آن گوش فرا دهید و سکوت کنید تا مشمول رحمت شوید.

چون قرآن خوانده شود به آن گوش فرا دهيد و خاموش باشيد، شايد مشمول رحمت خدا شويد.

و چون قرآن خوانند به آن گوش بسپارید و [در برابر آن‌] خاموش باشید، باشد که مشمول رحمت شوید

و چون قرآن خوانند بدان گوش فرا داريد و خاموش باشيد شايد در خور رحمت شويد.

هنگامی که قرآن خوانده می‌شود، گوش فرا دهید و خاموش باشید تا مشمول رحمت خدا شوید.

و هنگامی که قرآن خوانده شود، گوش بدان فرا دارید و (خود و دیگران را) خاموش کنید ، شاید مورد رحمت قرار گیرید.

و گاهی که خوانده شود قرآن گوش دهید بدان و خموشی گزینید شاید رحم کرده شوید


الأعراف ٢٠٣ آیه ٢٠٤ الأعراف ٢٠٥
سوره : سوره الأعراف
نزول : ١٠ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٠
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«أَنصِتُوا»: خاموش باشید.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

نزول

محل نزول:

این آیه در مکه بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. ]

شأن نزول:]

عبدالله بن مسعود گوید: علت نزول آیة چنین است كه در ابتدا شرع، مسلمین در حین خواندن نماز به یكدیگر سلام گفتن را جائز می‌دانستند سپس این آیه نازل گردید و از این موضوع جلوگیرى به عمل آمد.

ابوهریرة گوید: علت نازل شدن این آیه چنین بوده كه مردم در حین خواندن نماز، سخن مى گفتند. سپس این آیه نازل شد و سخن گفتن موقع خواندن نماز حرام گردید.

ابن زهرى گوید: درباره مردى از انصار آمد كه چون رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم در میان نماز آیه اى از آیات قرآن را می‌خواند او نیز با صداى بلند همان آیه را تكرار می‌كرد و خداوند این آیه را فرستاد او و دیگران را از این كار منع فرمود تا در نماز خاموش باشند و گوش به قرائت امام جماعت نمایند.

باز ابوهریرة گوید: جماعتى در نماز به رسول خدا صلی الله علیه و آله اقتدا نموده بودند و آیات را به صداى بلند می‌خواندند، خداوند این آیة را فرستاد. كلبى گوید: در هنگام نماز وقتى آیات عذاب ذكر می‌شد، جزع و زارى می‌كردند و خداوند این آیه را فرستاد.

قتادة گوید: بدین سبب نازل گردید كه هنگام نماز سخن مى گفتند و از یكدیگر مى پرسیدند كه چند ركعت خوانده اند و بیشتر اهل علم برآنند كه منظور آیه استماع و سكوت هنگام نماز است و متفق اند كه استماع قرآن جز در میان نماز در اوقات دیگر واجب نخواهد بود.

سعید بن مسیب گوید: كه خداوند در قرآن از قول مشركین و كفار آیه ۲۶ سوره فصلت «وَ قالَ الَّذِینَ كَفَرُوا لاتَسْمَعُوا لِهذَا الْقُرْآنِ وَالْغَوْا فِیهِ؛ كسانى كه كافر بودند، گفتند: به این قرآن گوش ندهید و سخنان لغو و باطل در آن القاء نمائید» را بیان فرمود و در این آیه، فرمود: به قرآن گوش فرادارید تا معانى آن را درك نمائید.

سعید بن جبیر و عمرو دینار و زید بن اسلم و قسم بن یحمر و شهر بن حوشب و مسلم بن كبار گویند كه مربوط به خطبه نماز جمعه است كه در وقت خواندن خطبه از طرف امام بر سایرین واجب است كه گوش فرادارند، اگر چه اعتقاد به وجوب سكوت در هنگام قرائت قرآن چنان كه مجاهد و عطا گفته اند قولى شاذ به نظر مى آید.]

شیخ بزرگوار ما نیز برخى از موارد فوق را متذكر شده ولى به عنوان شأن و نزول ذكر ننموده است.

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ «204»

و هرگاه قرآن خوانده شود، به آن گوش دهيد و ساكت شويد (تا بشنويد)، باشد كه مورد رحمت قرار گيريد.

نکته ها

كلمه‌ى «انصات»، به معناى ساكت شدن، براى گوش دادن است.

اين آيه مى‌گويد: هنگام تلاوت قرآن، از روى ادب سكوت كرده و آيات آن را گوش دهيد.

البتّه سكوتِ واجب، تنها در زمانى است كه امام‌جماعت مشغول خواندن حمد و سوره نماز باشد كه بايد مأمومين ساكت باشند و در بقيّه موارد مستحب و نشانه‌ى ادب است. اگر فرمان سكوت هم نبود، خرد و ادب اقتضا مى‌كرد كه در برابر كلام خالق، سكوت كنيم.

حضرت على عليه السلام مشغول نماز خواندن بود كه فرد منافقى چندين بار بلندبلند قرآن خواند، در هر بار حضرت سكوت مى‌كردند و سپس نماز را ادامه مى‌دادند. «1»

امام باقر عليه السلام فرمودند: قاريان قرآن سه گروه هستند: گروهى قرآن را وسيله‌ى كسب و كار و معاش خود دانسته، خود را بر مردم تحميل مى‌كنند، گروهى تنها قرآن را به زبان دارند و در


«1». تفسير نمونه.

جلد 3 - صفحه 257

عمل، احكامش را رعايت نمى‌كنند و گروهى كه قرآن را تلاوت كرده و دواى درد خود مى‌دانند و همواره با آن مأنوسند، خداوند به واسطه‌ى اين افراد عذاب را دفع كرده و به خاطر آنان باران نازل مى‌كند و اينان افرادى نادر هستند. «اعزّ من الكبريت الاحمر». «1»

پیام ها

1- از سوى هركس كه قرآن تلاوت شود، بايد سكوت كرده، به آن گوش بسپاريم.

«وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ» ( «قُرِئَ» مجهول آمده است)

2- سكوت و گوش كردن به قرآن، زمينه‌ى برخوردارى از رحمت الهى است.

«لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ (204)

تفسير اثنا عشرى    ج‌4    279    

مر مى‌فرمايد به استماع قرآن:

وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ‌: و چون قرآن قرائت شود در نماز، فَاسْتَمِعُوا لَهُ‌: پس بشنويد آن را، وَ أَنْصِتُوا: و ساكت باشيد و با امام جماعت تلاوت ننمائيد، لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ‌: تا به آن متعظ شده در اثر آن مستوجب رحمت و مغفرت‌


«1» اصول كافى، جلد دوّم، كتاب فضل القرآن، صفحه 600، حديث 8.


جلد 4 صفحه 279

شويد.

اسباب نزول: جوانى انصارى، عقب پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نماز مى‌گزارد و هر چه حضرت قرائت مى‌نمود او نيز مى‌خواند. آيه شريفه نازل شد:

چون امام در نماز قرائت كند استماع كنيد و ساكت باشيد.

از امام محمد باقر عليه السّلام يا امام جعفر صادق عليه السّلام روايت نموده كه چون به امام اقتدا كرده باشى، پس قرائت او را استماع كن، مراد نماز جهريه است و تسبيح كن در نفس خود. «1» و جمله‌اى از مفسرين مانند ابن مسعود و سعيد بن جبير و سعد بن مسيب و مجاهد و زهرى قائلند به اينكه خطاب به مؤمنين كه مستمع قرائت امام شوند و ساكت گردند. و شيخ ابو جعفر طوسى رحمه اللّه فرموده: مراد وجوب استماع قرآن است در نماز و در غير آن واجب نيست. پس بنابراين اخبارى كه موافق است ظاهر قرآن را از عموم، وجوب استماع و انصات محمول است نزد اماميه بر استحباب و تأكد آن، بلكه بتحقيق وارد شده امر به قرائت خلف مخالف اگرچه بشنوى قرائتش را وقتى كه تقيه نباشد. لكن بنابر مذهب عامه مطلقا استماع و سكوت در موقع تلاوت قرآن واجب است.

تبصره: صاحب كنز العرفان فرمايد: از كلام مفسران نيافتم فرق استماع و انصات را، و آنچه بر من ظاهر شده آنكه استماع شنيدن، و انصات توطين نفس است بر استماع با سكوت. و بهر حال ظاهر آيه دلالت بر ارجحيت استماع و انصات نمايد در وقت قرآن، يا به طريق وجوب يا استحباب. و سبب نزول آيه از ابن عباس و جمعى ديگر نقل است كه در اوايل زمان وجوب نماز يوميه، مردمان در اثناء نماز تكلم مى‌كردند، و چون جمعى بر آنها وارد و سؤال مى‌نمودند چند ركعت خوانديد، جواب مى‌دادند. بعضى گفته‌اند: هر چه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تلاوت مى‌كرد، مردم به آواز بلند قرائت مى‌كردند، آيه شريفه نازل شد. سعيد بن جبير گفته: آيه براى وجوب استماع قرآن است در خطبه امام جمعه. بنا به قولى امر است به استماع براى نظر و تأمل در معجزات نبويه. و


«1» جامع الاحاديث، جلد 6، صفحه 499، حديث دوّم.


جلد 4 صفحه 280

اقوى قول اول است.

دوم: سزاوار آنكه هر قارى و مستمع تخليه و تحليه قلب خود نمايد و استشفا كند به آن از درد جهل خود به اين وجه كه نفس خود را بر اوامر و نواهى وادار و وعد و وعيد را بر او عرضه كند تا امتثال اوامر و اجتناب نواهى بر او آسان شود.

سيم: آنكه در حين استماع قرآن، ترك كلام و ذلت و خضوع را شعار خود سازد، و تصور عظمت متكلم آن يعنى خداى سبحان، و در قرائت آن مؤدب باشد خواه ايستاده و خواه نشسته، مانند حضور سلطان عظيم الشأن و هيچ چيز شاغل او نشود از استماع آن، و به خلوت قرائت نمايد تا توجه و تدبر آن بيشتر باشد.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ (204)

ترجمه‌

و چون خوانده شود قرآن پس گوش دهيد آنرا و خاموش باشيد اميد است كه شما رحمت كرده شويد.

تفسير

گفته‌اند نازل شده است در خصوص نماز چون در صدر اسلام بعضى از مسلمانان با يكديگر راجع بامر نماز از قبيل آنكه اين ركعت چندم امام است سخن مى‌گفتند پس مأمور شدند باستماع قرائت امام و سكوت براى آن و در روايات عديده از ائمه اطهار باين معنى تصريح شده است اگر چه در بعضى از روايات تصريح بتعميم حكم نسبت بنماز و غير آن شده است و مقتضاى جمع بين روايات آنستكه حكم باستحباب مؤكد آن شود مطلقا خصوص در دو ركعت اول نمازهائيكه امام بلند قرائت ميكند و مأموم ميشنود كه احتياط در آنستكه استماع و انصات از مأموم ترك نشود و چون در بعضى از روايات تصريح بجواز قرائت در پشت سر امام مخالف شده اگر چه بشنود قرائت او را در صورتى كه تقيّه نباشد و مسلّم فقهاء اماميّه است كه استماع و انصات مطلقا واجب نيست نميشود بظاهر آيه كه وجوب است حكم نمود علاوه بر آنكه ظهور امر در وجوب خصوصا در قرآن و اخبار معصومين (ع) بقدرى ضعيف است كه باندك صارفى از دست ميرود و در اينجا شايد ذيل آيه باشد كه دلالت دارد بر آنكه استماع و انصات موجب رحمت است كه مشعر است بر آنكه تركش موجب رحمت نيست نه آنكه موجب غضب است و اللّه اعلم.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ إِذا قُرِئ‌َ القُرآن‌ُ فَاستَمِعُوا لَه‌ُ وَ أَنصِتُوا لَعَلَّكُم‌ تُرحَمُون‌َ (204)

و زماني‌ ‌که‌ تلاوت‌ ميشود قرآن‌ گوش‌ ‌خود‌ ‌را‌ فرا دهيد ‌براي‌ شنيدن‌ قرآن‌ و ساكت‌ شويد و دل‌ دهيد و توجه‌ كنيد ‌باشد‌ ‌که‌ ‌شما‌ مشمول‌ رحمت‌ شويد.

اختلاف‌ بزرگي‌ ‌است‌ ‌بين‌ عامه‌ و خاصه‌ و ‌بين‌ علماء شيعه‌ ‌در‌ مراد ‌از‌ ‌اينکه‌ ‌آيه‌ شريفه‌ و اخبار ‌هم‌ مختلف‌ ‌است‌ و فتاوي‌، بعضي‌ گفتند مراد اينست‌ ‌که‌ ‌هر‌ موقع‌ ‌که‌ تلاوت‌ قرآن‌ شد و ‌هر‌ كس‌ ‌که‌ تلاوت‌ نمود واجب‌ ‌است‌ گوش‌ دادن‌ و ساكت‌ شدن‌ ‌بر‌ ‌هر‌ كس‌ ‌که‌ بشنود. و بعضي‌ گفتند ‌در‌ مورد خطبه‌ نماز جمعه‌ ‌است‌. و بسياري‌ گفتند ‌بر‌ مأموم‌ ‌در‌ صلوة جهريه‌ ‌در‌ ركعتين‌ اولتين‌ ‌اگر‌ صداي‌ امام‌ ‌ يا ‌ همهمه‌ ‌او‌ ‌را‌ ميشنود. و نيز اختلاف‌ ديگري‌ ‌است‌ ‌که‌ آيا امر باستماع‌ و سكوت‌ ‌از‌ ‌براي‌ وجوب‌ ‌است‌ ‌ يا ‌ مستحب‌ّ ‌است‌. و آنچه‌ بنظر ميرسد اينكه‌ امر و ‌لو‌ ظاهر ‌در‌ وجوب‌ ‌است‌ و ظاهر ‌آيه‌ ‌هم‌ مطلق‌ ‌است‌ لكن‌ نظر ‌به‌ اينكه‌ اجماع‌ ‌بر‌ خلاف‌ ‌آن‌ داريم‌ ناچار حمل‌ ميكنيم‌ ‌بر‌ مطلق‌ طلب‌ اعم‌ ‌از‌ وجوب‌ و ندب‌ و موارد مختلف‌ ‌است‌ و بعيد نيست‌ ‌که‌

جلد 8 - صفحه 67

‌در‌ مورد نزول‌ قرآن‌ ‌که‌ حضرت‌ رسالت‌ صلّي‌ اللّه‌ ‌عليه‌ و آله‌ و سلّم‌ ابلاغ‌ ميفرمود واجب‌ ‌بود‌ استماع‌ و انصات‌ بلكه‌ ممكن‌ ‌است‌ بگوئيم‌ اصلا مورد ‌آيه‌ همين‌ ‌است‌ بقرينه‌ ‌آيه‌ قبل‌ هذا بَصائِرُ مِن‌ رَبِّكُم‌ وَ هُدي‌ً وَ رَحمَةٌ لِقَوم‌ٍ يُؤمِنُون‌َ و جمله‌ ‌بعد‌ ‌که‌ ميفرمايد لعلّكم‌ ترحمون‌. و امّا ‌در‌ خطبه‌ جمعه‌ استماع‌ خطبه‌ واجب‌ ‌است‌ چه‌ تلاوت‌ قرآن‌ ‌باشد‌ چه‌ مواعظ و نصايح‌ و احكام‌. و امّا ‌در‌ جماعت‌ و ‌لو‌ اخباري‌ داريم‌ لكن‌ ‌در‌ بعض‌ ‌آنها‌ ركعتين‌ اخيرتين‌ ‌را‌ ‌هم‌ ملحق‌ فرموده‌ و مسلّما واجب‌ نيست‌ حمل‌ ‌بر‌ استحباب‌ ميكنيم‌ لكن‌ ‌در‌ ركعتين‌ اولتين‌ احتياط ترك‌ نشود چون‌ بسياري‌ ‌از‌ علماء ‌ما فتواي‌ بوجوب‌ داده‌اند. و اما ‌در‌ ساير موارد مسلّما مستحب‌ّ ‌است‌ و يك‌ نوع‌ احترام‌ و تأدب‌ ‌است‌ نسبت‌ بقرآن‌ و البته‌ باعث‌ تنبّه‌ و تذكر و بسا توجه‌ بآن‌ موجب‌ هدايت‌ ميشود ‌هذا‌ ‌ما عندنا وَ إِذا قُرِئ‌َ القُرآن‌ُ فاعل‌ قرائت‌ ‌را‌ ذكر نفرموده‌ و همين‌ منشأ اختلاف‌ ‌شده‌ چنانچه‌ اشاره‌ شد و شامل‌ ‌هر‌ سوره‌ و ‌آيه‌ ميشود زيرا صدق‌ قرآن‌ ‌بر‌ ‌او‌ ميكند فَاستَمِعُوا لَه‌ُ استماع‌ ‌غير‌ ‌از‌ سماع‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌در‌ مفهوم‌ ‌آن‌ توجه‌ و دل‌ دادن‌ بخصوص‌ بمعاني‌ ‌آن‌ وَ أَنصِتُوا انصات‌ ‌هم‌ ‌غير‌ السكوت‌ ‌است‌ سكوت‌ مجرد تكلم‌ نكردن‌ ‌است‌ انصات‌ سكوت‌ ‌با‌ توجه‌ ‌است‌.

لَعَلَّكُم‌ تُرحَمُون‌َ ‌که‌ ‌از‌ ‌اينکه‌ استماع‌ و انصات‌ چه‌ اندازه‌ بهره‌برداري‌ ميشود ‌از‌ تذكر ‌در‌ معاني‌ ‌که‌ ‌از‌ نفس‌ قرائت‌ ‌اينکه‌ اندازه‌ استفاده‌ نميشود و عمده‌ غرض‌ تدبر ‌است‌ أَ فَلا يَتَدَبَّرُون‌َ القُرآن‌َ أَم‌ عَلي‌ قُلُوب‌ٍ أَقفالُها ‌محمّد‌ صلّي‌ اللّه‌ ‌عليه‌ و آله‌ و سلّم‌ ‌آيه‌

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 204)- به هنگام شنیدن تلاوت قرآن خاموش باشید: این سوره (سوره اعراف) با بیان عظمت قرآن آغاز شده، و با آن پایان می‌پذیرد، در این آیه دستور می‌دهد: «هنگامی که قرآن تلاوت می‌شود، با توجه، به آن گوش دهید و ساکت باشید، شاید مشمول رحمت خدا گردید» (وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ).

از ظاهر آیه استفاده می‌شود که این حکم، عمومی و همگانی است و مخصوص به حال معینی نیست یعنی، شایسته و مستحب است که در هر کجا و در هر حال کسی قرآن را تلاوت کند، دیگران به احترام قرآن سکوت کنند و گوش

ج2، ص126

جان فرا دهند و پیام خدا را بشنوند و در زندگی خود از آن الهام گیرند، زیرا قرآن تنها کتاب قرائت نیست، بلکه کتاب فهم و درک و سپس عمل است.

تنها موردی که این حکم الهی شکل وجوب به خود می‌گیرد موقع نماز جماعت است که مأموم به هنگام شنیدن قرائت امام باید سکوت کند و گوش فرا دهد.

نکات آیه

۱- وجوب گوش فرادادن به قرآن و رعایت سکوت به هنگام شنیدن آن (و إذا قرى القرءان فاستمعوا له و أنصتوا) «استماع» (مصدر استمعوا) به معناى گوش سپردن و «انصات» (مصدر «أنصتوا») به معناى سکوت کردن است.

۲- گوش فرادادن به قرآن و سکوت کردن به هنگام شنیدن آن، زمینه ساز دستیابى به رحمت خداوند است. (فاستمعوا له و أنصتوا لعلکم ترحمون)

۳- تلاوت کننده قرآن، هر که باشد، باید به هنگام قرائت او خاموش ماند و به قرآن گوش داد. (و إذا قرى القرءان فاستمعوا له و أنصتوا لعلکم ترحمون) برداشت فوق از مجهول بودن فعل «قرى» استفاده شده است.

۴- خداوند کافران را به گوش فرادادن به آواى قرآن فراخواند. (هذا بصائر من ربکم ... إذا قرى القرءان فاستمعوا له) برداشت فوق مبتنى بر این است ک--ه خطاب در «فاستمعوا ... » شامل کافران نیز باشد.

۵- گوش سپارى کافران به آواى قرآن، زمینه ساز دستیابى آنان به هدایت و رحمت الهى خواهد شد. (و إذا قرى القرءان فاستمعوا له و أنصتوا لعلکم ترحمون) چنانچه خطاب در آیه شامل کافران باشد، مصداق مورد نظر از رحمت در «ترحمون» هدایت خواهد بود.

موضوعات مرتبط

  • خدا: اوامر خدا ۴ ; موجبات رحمت خدا ۲، ۵
  • قرآن: آثار استماعى قرآن ۲، ۵ ; آداب تلاوت قرآن ۳ ; احکام تلاوت قرآن ۱ ; استماع قرآن ۱، ۳، ۴ ; سکوت در تلاوت قرآن ۱، ۲، ۳ ; هدایتگرى قرآن ۵
  • کافران: و قرآن ۴، ۵ ; مسؤولیت کافران ۴
  • واجبات:۱
  • هدایت: زمینه هدایت ۵

منابع

  1. طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‌۴، ص ۶.۸.
  2. محمدباقر محقق،‌ نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شیخ طوسی و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص ۳۶۲.
  3. تفاسیر روض الجنان و جامع البیان.