الأعراف ١٩

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

و ای آدم! تو و همسرت در بهشت ساکن شوید! و از هر جا که خواستید، بخورید! امّا به این درخت نزدیک نشوید، که از ستمکاران خواهید بود!»

و اى آدم! تو با همسر خويش در آن باغ منزل كن، و از هر جا كه خواهيد بخوريد، ولى به اين يك درخت نزديك نشويد كه از ستمكاران خواهيد شد

«و اى آدم! تو با جفت خويش در آن باغ سكونت گير، و از هر جا كه خواهيد بخوريد، و[لى‌] به اين درخت نزديك مشويد كه از ستمكاران خواهيد شد.»

و ای آدم، تو با جفتت در بهشت منزل گزینید و از هر جا (و هر چه) بخواهید تناول کنید و لیکن نزدیک این درخت نروید (درخت گندم یا انگور یا سیب یا غیره) که از ستمکاران خواهید گشت.

و [گفتیم:] ای آدم! تو و همسرت در این بهشت سکونت گیرید، و از هر جا [و هر نوع میوه ای] که خواستید بخورید، و به این درخت نزدیک مشوید که ازستمکاران [بر خود] خواهید شد.

اى آدم، تو و همسرت در بهشت مكان گيريد. از هر جا كه خواهيد بخوريد ولى به اين درخت نزديك مشويد كه در شمار بر خويش ستم‌كنندگان خواهيد شد.

و ای آدم تو و همسرت در بهشت بیارامید و از هر جا [هر چه‌] که خواستید بخورید، ولی به این درخت نزدیک نشوید وگرنه از ستمکاران خواهید بود

و اى آدم، تو و همسرت در بهشت جاى گزينيد و از هر جا كه خواهيد بخوريد و نزديك اين درخت مشويد كه از ستمكاران خواهيد شد.

ای آدم! تو و همسرت در بهشت ساکن شوید و در هر کجا که خواستید (بگردید و از نعمتهای آن) بخورید، ولی به این درخت، نزدیک نشوید (و از آن نخورید، که اگر چنین کنید) از زمره‌ی ستمکاران خواهید شد.

« و ای آدم! تو با همسر خویش در (این) باغ سردرهم سکونت گیر، پس از هر جا و هرگونه که بخواهید (از خوردنی‌هایش) بخورید، و به این درخت نزدیک مشوید که (در این صورت) از ستمکاران می‌شوید.»

و ای آدم بیارام تو و همسرت در بهشت پس بخورید از هرجا خواهید و نزدیک نشوید بدین درخت که می‌شوید از ستمگران‌


الأعراف ١٨ آیه ١٩ الأعراف ٢٠
سوره : سوره الأعراف
نزول : ٣ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٢٠
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«حَیْثُ»: هرجا. «الشَّجَرَةَ»: درخت. بوته گیاه (نگا: صافّات / . خداوند نوع درخت یا گیاه مورد نظر را مشخّص نفرموده است.


تفسیر


تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلا مِنْ حَيْثُ شِئْتُما وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ «19»

و اى آدم! تو و همسرت در آن باغ (بهشت گونه) ساكن شو و از (هرگونه و هرچه و) هرجا خواستيد بخوريد، و (لى) نزديك اين درخت نشويد كه از ستمكاران (بر خويش) خواهيد شد.

نکته ها

مشابه اين آيه، در سوره‌ى بقره آيه‌ى 35 نيز گذشت.

امام رضا عليه السلام در مورد اين‌كه درختى كه مورد نهى قرار گرفت آيا گندم است يا انگور و يا چيز ديگرى است، مى‌فرمايد: «چون درختان بهشتى ميوه‌هاى متنوّعى مى‌دهد، تمام اقوال را شامل مى‌شود». «1»

خداوند اراده كرده بود كه انسان به عنوان خليفه‌ى او در روى زمين زندگى كند، «إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً» «2» و براى نشان دادن اين شايستگى به ديگران، حقايقى را به انسان تعليم داد، آنگاه دستور سجده بر او را داد و در بهشت قرارش داد و سپس اوّلين تكليف را به او فرمان مى‌دهد و موضوع تعهّد و مسئوليّت و اختيار شروع مى‌شود و پس از آن مجازات تخلّف از تكليف و ورود به زمين و تلاش براى تكامل صورت مى‌گيرد و همه‌ى اين مراحل بر پايه‌ى علم الهى صورت گرفت، چنانكه حضرت على عليه السلام پس از بيان اين مراحل واستقرار انسان در روى زمين مى‌فرمايد: علم خداوند در مورد او به وقوع پيوست. «3»

در اين كه مراد از «جنّة» و بهشتى كه آدم در آن ساكن بود، چيست؟ اقوال مختلفى بيان شده است؛ بعضى آن را همان بهشت موعود مى‌دانند و خلود و جاودانگى در آن را از آنِ كسانى مى‌دانند كه به واسطه‌ى عمل و جزا داخل آن شده‌اند، و در مورد غير آن چنين نيست، چنانكه پيامبر صلى الله عليه و آله در شب معراج وارد آنجا شد و برگشت؛ امّا امام صادق عليه السلام فرمود:


«1». عيون‌الاخبار، ج 1، ص 306.

«2». بقره، 30.

«3». نهج‌البلاغه، خطبه 91.

جلد 3 - صفحه 35

«بهشت آدم، يكى از باغهاى دنيا بوده است». «1» زيرا در بهشت موعود، امر و نهى و تكليف وجود ندارد.

پیام ها

1- ابتدا موارد مجاز و راه‌هاى صحيح را باز كنيد، سپس موارد ممنوع را گوشزد كنيد. فَكُلا ... لا تَقْرَبا

2- نزديك شدن به حرام و مناطق ممنوعه‌ى احكام الهى، آلودگى به گناه را به دنبال دارد. لا تَقْرَبا ... فَتَكُونا ...

3- با بودن راه مجاز «فَكُلا»، راه ممنوعه رفتن ظلم است. «فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلا مِنْ حَيْثُ شِئْتُما وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ «19»

پس از طرد ابليس خطاب به آدم و حوا فرمود:

وَ يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ: و گفتيم ما اى آدم مسكن نما تو و زوجه‌ات حوا در بهشت. نزد بعضى خلد بوده، زيرا معرف به «الف» و «ل» عهد جز آن بهشت معهود نيست. و جمعى گفته‌اند: بهشت خلد نبوده، چه مقتضاى آن دوام باشد. ديگران جواب داده كه از بهشت خلد آنكس بيرون نيايد كه بر سبيل ثواب و جزا داخل شود. اما آنكه بر سبيل مصلحت مدتى در آنجا و مكلف هم باشد، منافات ندارد خروجش. و نيز در ليلة الاسرى حضرت ختمى مرتبت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم داخل و خارج، و جبرئيل نيز مكرر در آن داخل شده. علامه مجلسى رحمه اللّه فرمايد: بهشت دنيا بوده كه ارواح مؤمنين در عالم برزخ در آنجا متنعمند.

تبصره: محدث كلينى و ابن بابويه و على بن ابراهيم قمى رضوان اللّه عليهم از حضرت صادق عليه السّلام روايت نموده كه: بهشت آدم عليه السّلام از


جلد 4 صفحه 29

بوستانهاى دنيا بوده كه آفتاب و ماه در آن طلوع مى‌كند. و اگر بهشت خلد بود هر آينه خارج نمى‌شد از آن.

فَكُلا مِنْ حَيْثُ شِئْتُما: پس بخوريد اى آدم و حوا از هر چيز و هر جا و هر وقت به هر نحو كه خواهيد. اجازه و رخصت و اباحه عام است به شما در تصرف و انتفاع، چه اين مقام و همه اشياء آن از كل و جزء، خاصه و براى انتفاع شما آفريده شده و جميع اقسام نعم از مأكولات و مشروبات و ملبوسات آنچه مشتهيات نفسيه و تلذ ذات عينيه كه نه چشمى ديده و نه گوشى شنيده و نه خطور در قلب بشرى نموده، موجود است در آن. وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ: و نزديك مشويد اى آدم و حوا اين درخت را، وداعى و دامنگير تناول آن نگرديد.

اين نهى تنزيهى است نه تحريمى، چه در بهشت شيئى حرام و نجس نيست تا نهى تحريمى عرضى به آن تعلق يابد. و نهى تنزيهى آنست كه مرتكب آن ناقص از ثواب و نفع مى‌شود.

سيّد مرتضى علم الهدى رحمه اللّه فرمايد: شيوع استعمال نهى در تنزيه مانع است از حمل بر معنى حقيقى بدون قرينه. بنابراين مخالفت اين نهى ترك اولى باشد نه معصيت، زيرا مخالفت نهى تحريمى، منافى عصمت است.

فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ‌: پس اگر خورديد آن منهى را، از ستم كنندگان باشيد به نقصان ثواب؛ يعنى به خوردن آن، ثواب و عطائى كه به نخوردن مقرر است از شما نقص و كم گردد. و ظلم به نسبت به انبياء معصومين نقصان حصول ثواب كلى باشد. و در لغت و قرآن، ظلم به معنى نقصان آمده چنانچه آيه: وَ لَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَيْئاً به لم تنقص شيئا تفسير شده.

تنبيه: مفسرين را در شجره منهيه اقوالى است: 1- گندم. 2- انگور. 3- كافور. 4- عناب. 5- زنجبيل. 6- شجره علم.

تفسير برهان- از حضرت رضا عليه السّلام سؤال شد آن شجره چيست، مردم اختلاف كرده‌اند در گندم و انگور و غيره. حضرت فرمود: تمام حق است، زيرا درخت بهشت انواع ميوه‌ها را دارا است. «1»


«1» تفسير برهان، جلد اوّل، صفحه 83، حديث 13.


جلد 4 صفحه 30

و امام حسن عسكرى عليه السّلام فرمود: اين شجره علم محمد و آل محمد عليهم السلام است. بدرستى كه منحصر ساخت ايشان را به آن علم از ساير مخلوقات، پس فرمود: نزديك مشويد اى آدم و حوا اين شجره علم را، بدرستى كه آن خاصه محمد و آل محمد عليهم السلام است و تناول نكند از آن شجره به امر خدا مگر ايشان. و از آن شجره بود آنچه تناول نمودند حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و حضرت على و فاطمه و حسنين عليهم السلام بعد از اطعام ايشان مسكين و يتيم و اسير را تا آنكه بعد، احساس ننمودند گرسنگى، و نه تشنگى، و نه زحمت و مشقت را؛ و آن شجرى است كه مميز شده ما بين اشجار جنّت. «1»


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلا مِنْ حَيْثُ شِئْتُما وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ «19»

ترجمه‌

و اى آدم ساكن شو تو و جفتت در بهشت پس بخوريد از هر جا كه خواسته باشيد و نزديك مشويد ايندرخت را پس بشويد از ستمكاران.

تفسير

پس از ختم مكالمه با شيطان خداوند حضرت آدم را مخاطب فرمود پس تقدير كلام و قلنا يا آدم است يعنى و گفتيم اى آدم و بيان مراد و تفسير اين آيه در سوره بقره مفصّلا گذشت.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ يا آدَم‌ُ اسكُن‌ أَنت‌َ وَ زَوجُك‌َ الجَنَّةَ فَكُلا مِن‌ حَيث‌ُ شِئتُما وَ لا تَقرَبا هذِه‌ِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونا مِن‌َ الظّالِمِين‌َ «19»

و اي‌ آدم‌ سكونت‌ پيدا كن‌ تو و جفت‌ تو ‌در‌ بهشت‌ ‌پس‌ بخوريد ‌از‌ ‌هر‌ چه‌ ميخواهيد و نزديك‌ نشويد ‌اينکه‌ شجره‌ ‌را‌ ‌پس‌ ميباشيد ‌از‌ ظلم‌ كنندگان‌.

‌اينکه‌ ‌آيه‌ شريفه‌ ‌با‌ آيات‌ ‌بعد‌ ‌از‌ آيات‌ مشكله‌ قرآن‌ ‌است‌ و كلمات‌ مفسرين‌

جلد 7 - صفحه 289

و اخبار ‌هم‌ اختلاف‌ شديد دارد و ‌در‌ سوره‌ بقره‌ ‌آيه‌ 33 و 34 ‌در‌ مجلد اول‌ بيان‌ ‌شده‌ و ‌ما ‌در‌ اينجا بقدر فهم‌ ‌خود‌ چند جمله‌ متذكر ميشويم‌:

جمله‌ اولي‌‌-‌ وَ يا آدَم‌ُ اسكُن‌ أَنت‌َ وَ زَوجُك‌َ الجَنَّةَ اولا امر اسكن‌ امر ترخيصي‌ ‌است‌ نه‌ وجوبي‌ و نه‌ استحبابي‌ و مراد سكونت‌ و منزل‌ گرفتن‌ ‌است‌ نه‌ سكون‌ مقابل‌ حركت‌ و ثانيا تعبير بزوج‌ دون‌ الزوجة ‌براي‌ اينست‌ ‌که‌ زوج‌ مرد ‌غير‌ ‌از‌ زن‌ نميشود نظير حائض‌، حامل‌، مقرب‌ و امثال‌ ‌آنها‌، و ثالثا ظاهرا بقرينه‌ چند ‌آيه‌ ‌بعد‌ ‌که‌ اهبِطُوا ‌باشد‌ جنّة آخرت‌ ‌است‌ ‌که‌ پيغمبر صلّي‌ اللّه‌ ‌عليه‌ و آله‌ و سلّم‌ شب‌ معراج‌ تشريف‌ برد و مائده‌ ‌بر‌ اهل‌ بيت‌ ‌عليهم‌ السّلام‌ ميآمد نه‌ جنة دنيا زيرا امروز تمام‌ كره‌ زمين‌ مشهود ‌است‌ و همچه‌ جنتي‌ ‌در‌ ‌او‌ نيست‌ ‌حتي‌ ‌اگر‌ بگويي‌ زير آب‌ رفته‌ آنهم‌ مكشوف‌ ميشود چنانچه‌ شهر جابلسا و جابلقا شيخ‌ احمد احسائي‌ ‌هم‌ ‌از‌ ‌اينکه‌ قبيل‌ و خبر بريد خضري‌ ‌هم‌ ‌از‌ ‌اينکه‌ باب‌ ‌است‌ نبايد چيزي‌ ‌گفت‌ ‌که‌ خلافش‌ ظاهر و هويدا ‌باشد‌ فَكُلا مِن‌ حَيث‌ُ شِئتُما ‌اينکه‌ امر ‌هم‌ ترخيص‌ و اباحه‌ ‌است‌ ‌يعني‌ ‌براي‌ ‌شما‌ ضرري‌ و خسارتي‌ ندارد ‌هر‌ چه‌ بخواهيد ميل‌ كنيد و متمايل‌ باشيد.

وَ لا تَقرَبا هذِه‌ِ الشَّجَرَةَ ‌اينکه‌ نهي‌ ارشادي‌ ‌است‌ نه‌ تحريمي‌ و نه‌ تنزيهي‌ لذا تعبير بترك‌ اولي‌ ميكنيم‌ نه‌ حرام‌ و نه‌ مكروه‌ و سرّ ‌آن‌ اينست‌ ‌که‌ ‌اينکه‌ شجره‌ ‌هر‌ چه‌ بوده‌ گندم‌ ‌ يا ‌ انگور ‌ يا ‌ چيز ديگر سفل‌ دارد ‌که‌ بايد دفع‌ شود ‌از‌ محل‌ غايت‌ و محل‌ بول‌ و بهشت‌ جاي‌ مدفوعات‌ نيست‌ لذا بايد ‌از‌ بهشت‌ خارج‌ شوند.

فَتَكُونا مِن‌َ الظّالِمِين‌َ همين‌ جمله‌ دلالت‌ دارد ‌بر‌ اينكه‌ نهي‌ ارشادي‌ ‌است‌ زيرا مراد ظلم‌ بنفس‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌خود‌ ‌را‌ ‌از‌ نعم‌ بهشتي‌ و سكونت‌ ‌آن‌ محروم‌ كردند و ‌خود‌ ‌را‌ دچار محنتها و بليات‌ دنيا نمودند ‌که‌ امير المؤمنين‌ ‌عليه‌ السّلام‌ ميفرمايد

دار بالبلاء محفوفة.

290

برگزیده تفسیر نمونه


(آیه 19)- وسوسه‌های شیطانی در لباسهای دلپذیر! از این به بعد فصل دیگری از سرگذشت آدم را بیان می‌کند، نخست خداوند به آدم و همسرش دستور می‌دهد که: «و ای آدم! تو و همسرت (حوّا) در بهشت سکونت اختیار کنید» (وَ یا آدَمُ اسْکُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُکَ الْجَنَّةَ).

از این جمله چنین استفاده می‌شود که آدم و حوّا در بدو خلقت در بهشت نبودند سپس به سوی بهشت راهنمایی شدند.

در این هنگام، نخستین تکلیف و امر و نهی پروردگار به این صورت، صادر شد: «شما از هر نقطه‌ای و از هر درختی از درختان بهشت که می‌خواهید تناول کنید، اما به این درخت معین نزدیک نشوید که از ستمگران خواهید بود» (فَکُلا مِنْ حَیْثُ شِئْتُما وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَکُونا مِنَ الظَّالِمِینَ).

نکات آیه

۱- خداوند به آدم (ع) و همسرش فرمان داد تا در بهشت سکونت گزینند. (و یأدم أسکن أنت و زوجک الجنة)

۲- خداوند تمام خوردنیهاى بهشت را براى آدم و همسرش مباح کرد. (فکلا من حیث شئتما)

۳- خداوند، خوردن از درختى مخصوص را بر آدم و حوا تحریم کرد. (و لا تقربا هذه الشجرة فتکونا من الظلمین) مراد از «لا تقربا ... » به قرینه فراز قبل (فکلا ... ) و نیز (فلما ذاقا ... ) در آیه ۲۲- ، نهى از خوردن بوده است نه مجرد نزدیک شدن.

۴- خداوند هر گونه استفاده از شجره نهى شده را بر آدم و حوا ممنوع کرد.* (و لا تقربا هذه الشجرة) نهى «لا تقربا» مى تواند کنایه از حرمت هر گونه استفاده باشد.

۵- هشدار خداوند به آدم و حوا که در صورت خوردن از شجره نهى شده از ستمکاران خواهند بود. (و لا تقربا هذه الشجرة فتکونا من الظلمین)

۶- زن و مرد، هر دو، مکلف و مسؤول در پیشگاه خداوند هستند. (و لا تقربا هذه الشجرة)

۷- حضرت آدم داراى مقامى برتر در پیشگاه خداوند، نسبت به همسرش حوا (و یأدم أسکن أنت و زوجک الجنة) محور قرار گرفتن آدم در خطاب الهى، مى تواند نشان برترى وى نسبت به همسرش باشد.

روایات و احادیث

۸- حسین بن میسرقال: سألت أبا عبدالله (ع) عن جنة آدم (ع) فقال: جنة من جنان الدنیا تطلع فیها الشمس و القمر و لو کانت من جنان الآخرة ما خرج منها أبدا.] حسین بن میسر گوید از امام صادق (ع) درباره بهشت آدم سؤال کردم، فرمود: باغى از باغهاى دنیا بود که خورشید و ماه در آن طلوع مى کرد و اگر از باغهاى بهشتى بود، هرگز آدم (ع) از آن خارج نمى شد.

۹- عن أبى جعفر (ع) فى قوله: «و لا تقربا هذه الشجرة» یعنى لاتأکلا منها.] از امام باقر (ع) درباره آیه «و لا تقربا ... » روایت شده است: «به این درخت نزدیک نشوید»، یعنى از میوه آن نخورید.

۱۰- و اختلفوا فى الشجرة التى نهى الله آدم عنها ... و روى عن على (ع) أنه قال: شجرة الکافور.] از امیرالمؤمنین (ع) روایت شده است: (درختى که آدم (ع) از نزدیک شدن به آن نهى شد)، درخت کافور بود.

۱۱- عبدالسلام بن صالح الهروى قال: قلت للرضا (ع): یابن رسول الله أخبرنى عن الشجرة التى اکل منها آدم و حوا ما کانت؟ فقد اختلف الناس فیها فمنهم من یروى انها الجنیة و منهم من یروى انها العنب و منهم من یروى انها شجرة الحسد، فقال (ع): کل ذلک حق. قلت: فما معنى هذه الوجوه على اختلافها؟ فقال: یا أباالصلت ان شجرة الجنة تحمل انواعا فکانت شجرة الحنطة و فیها عنب و لیست کشجرة الدنیا ... .] عبدالسلام بن صالح هروى گوید: به امام رضا (ع) گفتم: یابن رسول الله (ص) مرا آگاه کنید، درختى که آدم و حوا از آن خوردند چه بوده؟ مردم درباره آن اختلاف دارند ; عده اى مى گویند: آن، درخت گندم بوده، عده اى گویند: درخت انگور بوده و بعضى دیگر مى گویند: آن، درخت حسد بوده، آن حضرت فرمود: تمامى اینها درست است. گفتم: این وجوه مختلفى که گفته شده چه معنایى دارد؟ فرمود: اى اباصلت، درخت بهشتى چند نوع ثمره دارد ; یعنى درخت گندم انگور هم مى دهد و مانند درختان دنیا نیست ... .

موضوعات مرتبط

  • آدم (ع): در بهشت ۱، ۲ ; آدم (ع) و درخت ممنوعه ۳، ۴ ; ارزش مقام آدم (ع) ۷ ; صفات بهشت آدم (ع) ۸ ; قصه آدم (ع) ۱، ۲، ۳، ۴، ۵ ; هشدار به آدم (ع) ۵
  • بهشت: خوردنیهاى بهشت ۲ ; صفات درختان بهشت ۱۱
  • حوا: ارزش مقام حوا ۷ ; حوا در بهشت ۱ ; حوا و درخت ممنوعه ۳، ۴ ; قصه حوا ۱، ۳، ۴، ۵ ; هشدار به حوا ۵
  • خدا: اوامر خدا ۱ ; نواهى خدا ۳، ۴ ; هشدار خدا ۵
  • درخت کافور:۱۰
  • درخت ممنوعه: استفاده از درخت ممنوعه ۵ ; حقیقت درخت ممنوعه ۱۰، ۱۱ ; نهى از درخت ممنوعه ۳، ۴، ۹
  • زن: مسؤولیت زن ۶
  • ظالمان:۵
  • مرد: مسؤولیت مرد ۶

منابع

  1. کافى، ج ۳، ص ۲۴۷، ح ۲ ; نورالثقلین، ج ۲، ص ۱۳- ، ح ۳۶.
  2. تفسیر عیاشى، ج ۱، ص ۳۵، ح ۲۰ ; بحارالانوار، ج ۱۱، ص ۱۸۷، ح ۴۱.
  3. تفسیر تبیان، ج ۱، ص ۱۵۸ ; مجمع البیان، ج ۱- ، ص ۱۹۵.
  4. عیون اخبارالرضا، ج ۱، ص ۳۰۶، ح ۶۷، ب ۲۸ ; بحارالانوار، ج ۱۱، ص ۱۶۴، ح ۹.