الأعراف ١٧٨

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

آن کس را که خدا هدایت کند، هدایت یافته (واقعی) اوست؛ و کسانی را که (بخاطر اعمالشان) گمراه سازد، زیانکاران (واقعی) آنها هستند!

هر كه را خدا هدايت كند، او هدايت يافته است و هر كه را گمراه كند، هم آنان زيانكارند

هر كه را خدا هدايت كند، او راه‌يافته است؛ و كسانى را كه گمراه نمايد، آنان خود زيانكارانند.

هر که را خدا هدایت فرماید هم اوست که هدایت یافته، و آنها را که به گمراهی واگذارد هم آنان زیانکاران عالمند.

هر که را خدا هدایت کند، پس او راه یافته واقعی است، و کسانی را که [به سبب عناد و لجاجتشان] گمراه نماید، پس فقط اینان زیانکارانند.

هر كس را كه خداى راه نمايد، راه خويش بيابد. و آنان را كه گمراه سازد زيانكار شوند.

کسی که خداوند هدایتش کند رهیافته است، و کسانی که او بیراه گذاردشان، آنانند که زیانکارند

هر كه را خداى راه نمايد او راه‌يافته است، و هر كه را گمراه كند آنانند زيانكاران.

هر که را خداوند (به راه حق) هدایت کند، حقیقةً او راه یافته (و به سعادت دو جهان رسیده) است، و هر که را (به سبب سیطره‌ی هوا و هوسش، از این توفیق محروم و از راه حق) گمراه کند، زیانکار ایشانند.

هر کسی را خدا هدایت کند، هم(او) به خوبی راه یافته است و کسانی را که گمراه کند، آنان خودهاشان زیان‌کارانند.

آن را که خدا هدایت کند او است هدایت شده و آنان را که گمراه کند آنانند زیانکاران‌


الأعراف ١٧٧ آیه ١٧٨ الأعراف ١٧٩
سوره : سوره الأعراف
نزول : ١٠ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١١
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«الْمُهْتَدِی»: راه یافته. راهیاب. «الْخَاسِرُونَ»: زیانکاران. ذکر بخش اوّل آیه به صورت مفرد و بخش دوم آن به صورت جمع، می‌تواند اشاره به این باشد که راه حق یکی بیش نیست و راه باطل متشعّب و فراوان است.


تفسیر


تفسیر نور (محسن قرائتی)


مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِي وَ مَنْ يُضْلِلْ فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ «178»

هركه را خدا هدايت كند، تنها اوست هدايت يافته، و هر كه را گمراه كند، پس آنان همان زيانكارانند.

نکته ها

شايد دليل اين‌كه در مورد هدايت يافتگان كلمه‌ى مفرد «مهتد» و در مورد گمراهان به صورت جمع آمده «خاسرون»، آن باشد كه راه هدايت يافتگان يكى است و با هم متّحدند، امّا منحرفان، متفرّقند و راهشان متعدّد است.

جان گرگان و سگان هر يك جداست‌

متّحد جان‌هاى شيران خداست‌

گرچه هدايت و گمراهى به دست خداست، ولى جنبه‌ى اجبار ندارد و بى‌دليل و بى‌حساب نيست. خداوند حكيم و رحيم است و تا انسان زمينه را به دست خويش فراهم نسازد، مشمول لطف يا قهر الهى نمى‌شود.

پیام ها

1- عاقبتِ زشتى در انتظار تكذيب كنندگان است. «ساءَ مَثَلًا»

2- تكذيب آيات الهى، ظلم به خويش است، نه خداوند. «أَنْفُسَهُمْ كانُوا يَظْلِمُونَ» مقدّم‌داشتن‌ «أَنْفُسَهُمْ» بر «يَظْلِمُونَ»، نشانه‌ى انحصار است.

3- هدايت به دست خداوند است و اگر لطف او نباشد، علم به تنهايى سبب نجات و هدايت نمى‌شود. «مَنْ يَهْدِ اللَّهُ»

4- هدايت‌يافتگان از هر گونه زيان و خسران به دور هستند، زيرا ضلالت سرچشمه‌ى خسارت است. «مَنْ يُضْلِلْ فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ»

تفسير نور(10جلدى)، ج‌3، ص: 224

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِي وَ مَنْ يُضْلِلْ فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ (178)

مَنْ يَهْدِ اللَّهُ‌: هر كه راه نمايد خدا به فيض الطاف و اقتدار و تمكين و ازاحه علت و نصب ادله، و او قبول هدايت كند و اجابت دعوت الهى كند، فَهُوَ الْمُهْتَدِي‌: پس او راه يافته است به طريقه حق، وَ مَنْ يُضْلِلْ‌: و هر كه را واگذارد و تخليه نمايد به جهت فرط عناد و جحود بعد از اعطاى لطف و تمكين و


جلد 4 صفحه 244

اقتدار نسبت به او و اعراض و ادبار و سوء اختيار او، فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ‌:

پس آن گروه گمراهان ايشانند زيانكاران در دنيا و آخرت به فانى شدن سرمايه و ربح. يا هر كه را حق تعالى حكم فرمايد به هدايت، به حسن اختيار او ايمان را، مهتدى شود، و هر كه را حكم فرمايد به ضلالت، به سوء اختيار او كفر را، خاسر گردد و تا محكوم بر آن صفت نباشد حاكم حكم به آن نكند، چه حكم حاكم تابع حال محكوم باشد.

نكته: افراد خبر در شرط اول و جمع در ثانى به اعتبار لفظ و معنى است و تنبيه بر آنكه طريق مهتدى واحد است، به خلاف اهل ضلال كه طرق مضله ايشان متعدد است.

تنبيه: علامه مجلسى رضوان اللّه عليه در كتاب مرآت العقول جلد اول، صفحه 124 بيان فرمايد كه: استدلال اشاعره مدفوع است به آنچه اصحاب تفصيل داده‌اند در تحقيق معنى هدايت و ضلالت. و حاصل آن اينست كه:

هدايت در لغت استعمال شود به معانى:

1- به معنى دلالت و ارشاد، مثل آيه: إِنَّ عَلَيْنا لَلْهُدى‌.

2- توفيق، مثل: وَ الَّذِينَ اهْتَدَوْا زادَهُمْ هُدىً‌.

3- به معنى ثواب، مثل: إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمانِهِمْ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ.

4- به معنى فوز و نجات، مثل آيه: لَوْ هَدانَا اللَّهُ‌.

5- به معنى حكم و تسميه، مثل: أَ تُرِيدُونَ أَنْ تَهْدُوا مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ‌.

و ضلالت را هم معانى متعدد است:

1- جهل به شى‌ء، يقال: اضلّ بغيره اذا جهل مكانه.

2- اضاعه و ابطال، نحو: أَضَلَّ أَعْمالَهُمْ*.

3- به معنى حكم و تسميه، نحو: مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ*.

4- به معنى وجدان و مصادفه، نحو: وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى‌ عِلْمٍ‌ اى: وجده ضالا.

5- آنكه متعدى به دو مفعول باشد، نحو: فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا ... لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِهِ‌.

و اين اضلال به معنى اغوا باشد، و اين معنى محل نزاع ما و اشاعره است، و


جلد 4 صفحه 245

نيست در قرآن و در اخبار چيزى كه اضافه به خدا شده باشد به اين معنى.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


سوره الأعراف «7»: آيات 175 تا 178

وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْناهُ آياتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطانُ فَكانَ مِنَ الْغاوِينَ (175) وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ ذلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ (176) ساءَ مَثَلاً الْقَوْمُ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ أَنْفُسَهُمْ كانُوا يَظْلِمُونَ (177) مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِي وَ مَنْ يُضْلِلْ فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ (178)

ترجمه‌

و بخوان بر آنها خبر آنكه داديم باو آيتهاى خودمان را پس بيرون رفت از آنها و پيروى كرد او را شيطان پس بود از گمراهان‌

و اگر ميخواستيم هر آينه برترى ميداديم او را بآنها ولى او ميل كرد بسوى زمين و پيروى كرد دلخواه خود را پس مثل او مانند مثل سگ است كه اگر حمله كنى بر او زبان از دهان در آورد و اگر واگذاريش زبان از دهان در آورد اين مثل گروهى است كه تكذيب نمودند آيتهاى ما را پس نقل كن حكايت را باشد كه آنها تفكّر نمايند

بدند در مثل گروهى كه تكذيب نمودند آيتهاى ما را و بر خودهاشان بودند كه ستم ميكردند

كسيرا كه هدايت كند خدا او هدايت شده است و كسانيرا كه گمراه كند پس آنگروه ايشانند زيانكاران.

تفسير

قمى ره فرموده نازل شده است در باره بلعم بن باعورا كه از بنى اسرائيل بود


جلد 2 صفحه 494

و باو عطا شده بود علم بعضى از كتب سماوى و در مجمع از امام باقر (ع) نقل نموده كه اصل در آن بلعم است ولى خداوند مثل زده است بآن براى هر كس كه هواى نفس او را از راه هدايت باز دارد از اهل قبله و عيّاشى از آنحضرت نقل نموده كه مثل مغيرة بن شعبه مثل بلعم است كه باو تعليم شده بود اسم اعظم و در اين آيه از او خبر داده شده و قمى ره از حضرت رضا (ع) نقل نموده كه عطا شده بود به بلعم بن باعورا اسم اعظم و بآن اسم دعا ميكرد و اجابت ميشد پس مايل شد بفرعون و چون او بطلب حضرت موسى بيرون آمد از بلعم خواهش نمود كه دعا كند خدا آنحضرت را بحبس فرعون در آورد پس بلعم سوار الاغش شد كه بطلب حضرت موسى بيرون رود آنحيوان از حركت باز ماند و هر چه زد حركت نكرد تا بامر خداوند بزبان آمد و گفت چرا مرا ميزنى ميخواهى من با تو بيايم تا نفرين كنى در باره پيغمبر خدا و پيروانش ولى او بقدرى آنحيوانرا زد كه كشت و اسم اعظم از زبانش منسلخ شد و اين است مراد از فانسلخ منها در اين آيه و اينكه فرموده شيطان پيروى از او نمود و نفرموده او پيروى از شيطان كرد براى اين نكته است كه او در بدو امر از علما و عبّاد بود شيطان مدتها تعقيب از او نمود تا او را بدام آورد ولى از اوّل نام او در دفتر الهى جزء گمراهان ثبت بود و اگر مشيّت الهى تعلّق گرفته بود برفعت مقام او ميرساند او را ببركت آن آيات كتاب كه ميدانست يا اسم اعظم بمقامات علماء ابرار ولى او ميل نمود بخلود در دنياى دنىّ و فراموش كرد دار باقى را و متابعت نمود از هواى نفس خود و امر فرعون و رضاى او را بر رضاى خداوند ترجيح داد پس مثل او و امثال او مثل سگ است كه اگر متعرض او شوى و حمله كنى براى طرد و زجرش زبان خود را از دهن بيرون ميآورد و بشدّت نفس ميكشد و بانك ميكند و اگر آنرا بحال خود واگذارى باز اين كار را دارد اين قبيل اشخاص هم اگر بآنها علم و دانش عطا شود يا بموعظه و نصيحت از اعمال قبيحه منع و زجر شوند با آنكه بحال جهل باقى باشند و كسى متعرض آنها نشود بحالشان يكسان است خبث طينت و دنائت طبع و قصور همّت آنها نميگذارد در هيچ حال بسعادت و كرامت و اصل شوند و ضرر اعمالشان بخودشان عائد ميشود و معنى اضلال خداوند مكرر بيان شده است و قصص بفتح قاف بمعنى قصّد و قصص بكسر جمع آنست.


جلد 2 صفحه 495

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


مَن‌ يَهدِ اللّه‌ُ فَهُوَ المُهتَدِي‌ وَ مَن‌ يُضلِل‌ فَأُولئِك‌َ هُم‌ُ الخاسِرُون‌َ (178)

‌هر‌ كس‌ ‌را‌ ‌که‌ خداوند هدايت‌ نمايد ‌پس‌ ‌او‌ ‌است‌ هدايت‌ ‌شده‌ و كسي‌ ‌را‌ ‌که‌ گمراه‌ نمايد ‌پس‌ ‌آنها‌ آنهايي‌ هستند زيان‌كاران‌.

مَن‌ يَهدِ اللّه‌ُ هدايت‌ دو قسم‌ ‌است‌ يكي‌ ارائه‌ طريق‌ و ‌اينکه‌ نسبت‌ بجميع‌ مكلفين‌ ‌است‌ و ‌اينکه‌ ‌هم‌ دو قسم‌ ‌است‌ تكويني‌ و تشريعي‌، تكويني‌ اعطاء عقل‌ و شعور و ادراك‌ و اختيار و قوّه‌ و قدرت‌ ‌است‌ نسبت‌ بهمه‌ ‌علي‌ السواء ‌است‌، و تشريعي‌ ارسال‌

جلد 8 - صفحه 34

رسل‌ و انزال‌ كتب‌ و جعل‌ احكام‌ و وجود مبلّغين‌ ‌از‌ اوصياء و علماء و مبيّنين‌ احكام‌ و واعظين‌ و آمرين‌ بمعروف‌ و ناهين‌ ‌از‌ منكر و مجرد ‌اينکه‌ قسم‌ كافي‌ نيست‌ زيرا ‌از‌ طرف‌ خداوند كوتاهي‌ نشده‌ بلكه‌ قابليت‌ محل‌ ‌هم‌ شرط ‌است‌ ‌که‌ قبول‌ كند و بپذيرد و قسم‌ دوم‌ ايصال‌ بمطلوب‌ ‌است‌ ‌که‌ خداوند ‌هر‌ محلي‌ ‌که‌ قابليت‌ داشته‌ ‌باشد‌ يك‌ نوع‌ عنايتهاي‌ خاصي‌ نسبت‌ باو ميفرمايد مثل‌ توفيق‌ و ايجاد ميل‌ و رغبت‌ بعبادت‌ و ايمان‌ و رفقاي‌ خوب‌ و بيداري‌ ‌در‌ سحر و زيادتي‌ اسباب‌ و مراد ‌از‌ ‌آيه‌ شريفه‌ ‌اينکه‌ قسمت‌ ‌است‌ ‌که‌ كسي‌ ‌را‌ ‌که‌ خداوند ‌اينکه‌ نحو هدايت‌ فرمايد فَهُوَ المُهتَدِي‌ لذا هميشه‌ ‌از‌ ‌خدا‌ بخواهيد ‌اينکه‌ قسمت‌ ‌را‌ و الّا قسمت‌ اول‌ ‌که‌ خداوند ‌بر‌ حسب‌ حكمت‌ ايجاد فرموده‌ وَ مَن‌ يُضلِل‌ خداوند كسي‌ ‌را‌ گمراه‌ نميفرمايد اضلال‌ الهي‌ آنست‌ ‌که‌ بنده‌ ‌اگر‌ قابليت‌ هدايت‌ ندارد و فرمايشات‌ ‌او‌ ‌را‌ نمي‌پذيرد خداوند ‌او‌ ‌را‌ بخود واگذار ميكند و سلب‌ توفيق‌ و اسباب‌ ‌از‌ ‌او‌ ميشود و شيطان‌ و نفس‌ امّاره‌ ‌بر‌ ‌او‌ مسلط ميشوند و ‌در‌ ضلالت‌ و گمراهي‌ ميافتد و مخذول‌ و منكوب‌ ميگردد فَأُولئِك‌َ هُم‌ُ الخاسِرُون‌َ تعبير بكلمه‌ ‌هم‌ ‌براي‌ تأكيد ‌است‌ چنانچه‌ تقديم‌ فاولئك‌ ‌بر‌ خاسرون‌ ‌هم‌ اثبات‌ انحصار ميكند ‌که‌ خسراني‌ بالاتر ‌از‌ ضلالت‌ و گمراهي‌ نيست‌ ‌که‌ راه‌ بجايي‌ نبرد مثل‌ منافقين‌ و ضالين‌ ‌است‌ ‌که‌ ميفرمايد مُذَبذَبِين‌َ بَين‌َ ذلِك‌َ لا إِلي‌ هؤُلاءِ وَ لا إِلي‌ هؤُلاءِ وَ مَن‌ يُضلِل‌ِ اللّه‌ُ فَلَن‌ تَجِدَ لَه‌ُ سَبِيلًا نساء ‌آيه‌ 142.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 178))- اما به هوش باشید که رهایی از این گونه لغزشها و دامهای شیطانی، بدون توفیق و هدایت الهی ممکن نیست «آن کس را که خدا هدایت کند (و توفیق را رفیق راهش سازد) هدایت یافته واقعی اوست» (مَنْ یَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِی).

«و کسانی را که خداوند گمراه سازد (و بر اثر اعمالشان به حال خود رها سازد یا وسائل پیروزی و موفقیت را در برابر وسوسه‌های شیطانی آنان بگیرد) زیانکار واقعی همانها هستند» (وَ مَنْ یُضْلِلْ فَأُولئِکَ هُمُ الْخاسِرُونَ).

نکات آیه

۱- هدایت مردم و گمراه گشتن آنان در اختیار خداوند و به دست اوست. (من یهد اللّه فهو المهتدى و من یضلل)

۲- هدایت یافته واقعى کسى است که خدا او را هدایت کند. (من یهد اللّه فهو المهتدى)

۳- گمراه واقعى کسى است که خداوند او را گمراه کند. (و من یضلل فأولئک هم الخسرون) جمله «فأولئک ...» جانشین جواب شرط است و جواب شرط به قرینه صدر آیه، «فهو الضالّ» است.

۴- تصدیق کنندگان آیات الهى، هدایت یافتگان، و تکذیب کنندگان آیات الهى، ضلالت پیشگانند. (الذین کذبوا بایتنا ... من یهد اللّه فهو المهتدى و من یضلل) با توجه به آیه قبل معلوم مى شود مصداق مورد نظر براى ضلالت، تکذیب آیات خداوند است و مصاق هدایت، تصدیق آیات و ایمان به آنهاست.

۵- گمراه شدگان به دست خدا، زیانکار و تباه کننده سرمایه عمر خویشند. (من یضلل فأولئک هم الخسرون)

۶- هدایت یافتگان عمر خویش را تباه نکرده و از آن بهره مند بوده اند. (من یهد اللّه فهو المهتدى) از جمله «فأولئک هم الخسرون» که درباره گمراهان بیان شد مى توان فهمید که جمله اى مانند «و أولئک هم الرابحون براى هدایت یافتگان در تقدیر است.

۷- تکذیب آیات الهى موجب زیان و ضایع کردن سرمایه عمر است. (من یضلل فأولئک هم الخسرون) از مصادیق مورد نظر براى گمراهان، به قرینه آیه قبل، تکذیب کنندگان آیات الهى هستند.

۸- اضلالهاى الهى کیفر کجرویهاى خود انسان است. (و من یضلل فأولئک هم الخسرون) با توجه به جمله «و لکنه أخلد ... » در آیه ۱۷۶- ، مى توان گفت از مصادیق «من یضلل» (کسى که خدا او را گمراه کند) دنیاطلبان هواپرست هستند. یعنى اضلال الهى در حقیقت کیفر گناه خود آنان است.

۹- دنیادوستى و هواپرستى، زمینه ساز گمراهى و زیانکارى است. (و لکنه أخلد إلى الأرض ... و من یضلل فأولئک هم الخسرون)

موضوعات مرتبط

  • آیات خدا: آثار تکذیب آیات خدا ۷ ; مؤمنان به آیات خدا ۴ ; مکذبان آیات خدا ۴
  • انحراف: آثار انحراف ۸
  • خدا: آثار اضلال خدا ۳، ۵ ; اختیارات خدا ۱ ; اضلال خدا ۱ ; عوامل اضلال خدا ۸ ; هدایت خدا ۱، ۲
  • دنیاطلبى: آثار دنیاطلبى ۹
  • زیان: زمینه زیان ۹ ; موجبات زیان ۷
  • عمر: بهره‌مندى از عمر ۶ ; تباهى سرمایه عمر ۵، ۷ ; سرمایه عمر ۶
  • گمراهان:۳، ۴ زیانکارى گمراهان ۳، ۴ ۵
  • گمراهى: زمینه گمراهى ۹ ; منشأ گمراهى ۱
  • مهتدین:۲، ۴، ۶
  • هدایت: منشأ هدایت ۱
  • هواپرستى: آثار هواپرستى ۹

منابع