الأعراف ١٣

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

گفت: «از آن (مقام و مرتبه‌ات) فرود آی! تو حقّ نداری در آن (مقام و مرتبه) تکبّر کنی! بیرون رو، که تو از افراد پست و کوچکی!

گفت: از آن جا فرو شو، كه تو را نرسد در آن تكبر نمايى پس بيرون شو كه تو از فرومايگانى

فرمود: «از آن [مقام‌] فرو شو، تو را نرسد كه در آن [جايگاه‌] تكبّر نمايى. پس بيرون شو كه تو از خوارشدگانى.»

خدا به شیطان فرمود: از این مقام فرود آ، که تو را نرسد که در این مقام بزرگی و نخوت ورزی، بیرون شو که تو از زمره پست ترین فرومایگانی.

خدا فرمود: از این جایگاه و منزلتت [که عرصه فروتنی و فرمانبرداری است] فرود آی؛ زیرا تو را نرسد که در این جایگاه بلند، بزرگ منشی کنی پس بیرون شو که قطعاً از خوارشدگانی.

گفت: از اين مقام فرو شو. تو را چه رسد كه در آن گردنكشى كنى؟ بيرون رو كه تو از خوارشدگانى.

فرمود پس از آنجا [بهشت یا آسمان‌] پایین رو که تو را نرسد که در آن بزرگی بفروشی، بیرون شو که تو خرد و خواری‌

فرمود: پس، از اين جايگاه فرو شو، تو را نرسد كه در آن بزرگ‌منشى كنى، پس بيرون رو كه تو از خوارشدگانى.

(خداوند بدو) گفت: پس از این (بهشت آسمانی یا بهشت زمینی، یا از میان فرشتگان، و یا از این منزلت و مرتبت) فرود آی! تو را نرسد که در این (مکان دل‌آرا، و جایگاه والا، نافرمانی کنی و) تکبّر ورزی. پس بیرون رو، تو از زمره‌ی خوارانی (و جای تو در میان اشرار است، نه در میان اخیار).

فرمود: «پس از این جایگاه فرو شو. پس تو را نرسد که در آن تکبّر نمایی. پس برون شو که تو بی‌گمان از خواران و بی‌مقدارانی.»

گفت فرود شو از آن نرسد تو را که کبر ورزی در آن پس برون شو که توئی از سرافکندگان‌


الأعراف ١٢ آیه ١٣ الأعراف ١٤
سوره : سوره الأعراف
نزول : ٣ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٣
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«إهْبِطْ»: فرود آی. پائین رو. تنزّل کن. «مِنْها»: از آن. مرجع (ها) واژه (جَنَّة) مفهوم از مقام است، همان گونه که در آیه سوره نحل، (ها) به (أَرْضِ) مفهوم از مقام برمی‌گردد: وَ لَوْ یُؤاخِذُ اللهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِم مَّا تَرَکَ عَلَیْها مِن دآبَّةٍ. مراد از (جَنَّة) بهشت موعود، یا بهشت موجود در زمین است. یا این که مرجع (ها) منزلت و مرتبت و یا (مَلائِکَة) در آیه است. «الصَّاغِرینَ»: خواران، افراد پست و حقیر. از مصدر (صَغار) به معنی ذُلّ (نگا: انعام / .

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر


تفسیر نور (محسن قرائتی)


قالَ فَاهْبِطْ مِنْها فَما يَكُونُ لَكَ أَنْ تَتَكَبَّرَ فِيها فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِينَ «13»

(خداوند به شيطان) فرمود: از اين (جايگاه) فرودآى! تو را نرسد كه در آن جايگاه تكبّر كنى، پس بيرون شو! قطعاً تو از خوار شدگانى.

نکته ها

حضرت على عليه السلام فرمودند: «از سرنوشت ابليس عبرت بگيريد كه با سابقه‌ى شش هزار سال عبادت كه معلوم نيست سال‌هاى دنيوى (365 روز) بوده يا سال‌هاى اخروى (كه يك‌روزش برابر پنجاه هزار سال دنيوى است)، چگونه با يك لحظه تكبّر و فخرفروشى سقوط كرد». «1»

رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند: «در قيامت، متكبّران به خوارترين صورت محشور شده، زير پاى اهل‌محشر لگدمال مى‌شوند». «2» در روايت ديگرى فرمودند: «هركس تواضع و فروتنى كند،


«1». نهج‌البلاغه، خطبه 192.

«2». تفسير مراغى.

جلد 3 - صفحه 29

خداوند او را بالا برد و هركس تكبّر و گردنكشى كند خداوند او را خوار و پست گرداند». «1»

همچنين در روايت آمده است: «ريشه‌ى كفر سه چيز است: حرص، حسد و تكبّر». «2»

پیام ها

1- تكبّر، نه تنها براى افراد عادّى خطرناك است، بلكه براى آنان كه مقام عالى دارند و همنشين فرشتگان در ملأ اعلى هستند و سال‌ها و قرن‌ها سابقه‌ى عبادت دارند نيز خطر دارد. «فَاهْبِطْ، فَاخْرُجْ»

2- نه علم و شناخت شيطان به خدا، نجات‌بخش است و نه عبادت‌هاى طولانى او، بلكه راه نجات، تسليم است. «تَتَكَبَّرَ فِيها فَاخْرُجْ»

3- تكبّر در برابر فرمان خداوند، سبب حبط و نابودى عمل مى‌شود. فَاهْبِطْ ... فَاخْرُجْ‌

4- گاهى يك لحظه تكبّر در برابر فرمان خداوند، سبب سقوط دائمى است.

«تَتَكَبَّرَ فِيها فَاخْرُجْ»

5- نتيجه‌ى تكبّر و خودبزرگ‌بينى، كوچكى و خوارى است. آرى، نتيجه‌ى گفتن «من بهترم»، «أَنَا خَيْرٌ»، شنيدن جوابِ‌ «فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِينَ» است.

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



قالَ فَاهْبِطْ مِنْها فَما يَكُونُ لَكَ أَنْ تَتَكَبَّرَ فِيها فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِينَ «13»

چون ابليس از سجده امتناع نمود:

قالَ فَاهْبِطْ مِنْها: فرمود خداى تعالى ابليس را چون سجده نكردى، پس فرو و پائين رو از آسمان يا از بهشت. و اين امر، عقوبت است بر معصيت. و يا نزول كن از مرتبه رفيعه‌اى كه داشتى به سبب طاعت، به مرتبه دنيه بواسطه معصيت كه مرتكب شدى. فَما يَكُونُ لَكَ أَنْ تَتَكَبَّرَ فِيها: پس نرسد و روا نباشد تو را اينكه تكبر كنى در آسمان و تعظيم نمائى بر ملائكه كه همه خاشع و خاضعند و مطيع. يا سزاوار نيست كه معصيت كنى در بهشت، چه آن جاى مطيعين و فرمانبرداران است. فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِينَ‌: پس بيرون رو از بهشت يا آسمان و درگاه قرب ما، بدرستى كه تو از خوار شدگانى به سبب معصيت، و عاصى ذليل و خوار باشى به سبب عذاب در ينابيع گفته: معنى آنكه بيرون رو از صورت ملائكه و مباش در ميان آنها. حق تعالى تبديل نمود صورت او را به زشت‌ترين صورت، و طوق مذلت و لعنت به گردن او انداخت.


«1» تفسير نور الثقلين، جلد 4، صفحه 396، حديث 90.


جلد 4 صفحه 22

تبصره: يكى از معاصى كبيره تكبر است؛ كبر و انّيت، آدمى را از مرتبه رفيع به رتبه وضيع رساند. و به سبب كبر، هلاك شدند خواص انام. و آن حجاب اعظم است براى وصول به اخلاق مؤمنين. و احاديث در مذمت تكبر بسيار است:

1- قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم: قال اللّه الكبرياء ردائى و العظمة ازارى فمن نازعنى فى واحد منهما القيته فى جهنّم. در جامع السعادات- از حضرت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم، فرمود خداى تعالى: كبريا رداء من، و عظمت ازار من است، پس هر كه منازعه كند در يكى از اين دو، مى‌اندازم او را در جهنم. «1» 2- قال صلّى اللّه عليه و آله و سلّم: بئس العبد عبد تجبّر و اعتدى و نسى الجبّار الاعلى، بئس العبد عبد تبختر و اختال و نسى الكبير المتعال، بئس العبد عبد غفل و سها و نسى المقابر و البلى، بئس العبد عبد عتى و بغى و نسى المبدء و المنتهى. «2» فرمود رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم: بد بنده‌اى است عبدى كه تجبر و تعدى نمايد و فراموش كند جبار اعلى را. بد بنده‌اى است آنكه تكبر و خيلاء نمايد و فراموش كند كبير متعال را. بد بنده‌اى است آنكه به لهويات مشغول و فراموش كند مقابر و بلاها را. بد بنده‌اى است آنكه سركشى و سرپيچى كند و فراموش نمايد مبدء و منتهى را.

3- قال صلّى اللّه عليه و آله و سلّم: يحشر الجبّارون و المتكبّرون يوم القيمة فى صورة الذّر تطأهم النّاس لهوانهم على اللّه. «3» فرمود: محشور شوند متكبران روز قيامت به صورت مورچه ريز و پايمال كنند آنها را مردم به جهت خوارى آنها نزد حق تعالى.

4- ايضا قال: من تواضع رفعه اللّه و من تكبّر وضعه اللّه. «4» و نيز فرمود:

هر كه تواضع كند، بلند فرمايد او را خداى تعالى. و هر كه تكبر نمايد، پست و


«1» جامع السعادات، جلد اوّل، صفحه 346 (نشر توسّط جامعة النجف)

«2» مدرك پيشين.

«3» جامع السعادات، جلد اوّل، صفحه 347.

«4» مدرك پيشين، صفحه 359 (با اندكى تفاوت)


جلد 4 صفحه 23

خوار فرمايد او را خدا.

تكبر، عزازيل را خوار كرد

به زندان لعنت گرفتار كرد


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


قالَ فَاهْبِطْ مِنْها فَما يَكُونُ لَكَ أَنْ تَتَكَبَّرَ فِيها فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِينَ «13»

ترجمه‌

گفت پس فرو شو از آن پس نبايد مر ترا كه تكبّر كنى در آن پس بيرون رو همانا تو از خوار شدگانى.

تفسير

هبوط براى شيطان از مقام و منزلتى كه داشت در ميان ملائكه روى داد كه آنها او را از خود مى‌پنداشتند و خداوند ميدانست كه از آنها نيست و چون تكبر نمود و متكبر لايق زيستن در مقام قرب ربوبى نيست مأمور بخروج شد و خداوند او را خوار و ذليل فرمود چنانچه در حديث نبوى وارد شده است كه كسيكه تواضع كند خداوند او را رفيع و بلند مرتبه ميفرمايد و كسيكه تكبر نمايد خداوند او را وضيع و ذليل و خوار مينمايد پس علت هبوط او تكبّر بود نه مجرّد معصيت.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


قال‌َ فَاهبِط مِنها فَما يَكُون‌ُ لَك‌َ أَن‌ تَتَكَبَّرَ فِيها فَاخرُج‌ إِنَّك‌َ مِن‌َ الصّاغِرِين‌َ «13»

فرمود خداوند بابليس‌ ‌پس‌ هبوط كن‌ ‌از‌ ‌اينکه‌ مقام‌ ‌پس‌ نبايد بوده‌ باشي‌ اينكه‌ تكبر كني‌ ‌در‌ ‌اينکه‌ مقام‌ ‌پس‌ خارج‌ شو محققا تو ‌از‌ كوچكان‌ و بي‌اعتباراني‌.

قال‌َ فَاهبِط مِنها مفسرين‌ مرجع‌ ضمير منها ‌را‌ بعضي‌ جنّة گفتند و بعضي‌ سماء و لكن‌ ظاهر اينست‌ ‌که‌ مرجع‌ درجه‌ و رتبه‌ و مقام‌ ‌باشد‌، و مراد ‌از‌ هبوط تنزل‌ ‌است‌ زيرا شيطان‌ ‌در‌ درجه‌ و رتبه‌ ملائكه‌ ‌بود‌ و ‌اينکه‌ درجه‌ مناسبت‌ ‌با‌ تكبر ندارد لذا ميفرمايد فَما يَكُون‌ُ لَك‌َ أَن‌ تَتَكَبَّرَ فِيها زيرا مقام‌ ملائكه‌ مقامي‌ ‌است‌ ‌که‌ لا يَعصُون‌َ اللّه‌َ ما أَمَرَهُم‌ وَ يَفعَلُون‌َ ما يُؤمَرُون‌َ تحريم‌ ‌آيه‌ 6، ‌که‌ مقام‌ عصمت‌ ‌باشد‌ فَاخرُج‌ ‌از‌ ميان‌ ملائكه‌ بيرون‌ شو إِنَّك‌َ مِن‌َ الصّاغِرِين‌َ ‌اينکه‌ جمله‌ ‌در‌ مقابل‌ توهم‌ ابليس‌ ‌که‌ ‌خود‌ ‌را‌ بزرگ‌ شمرده‌ ‌حتي‌ ‌بر‌ آدم‌ ‌که‌ مسجود ملائكه‌ ‌بود‌ خداوند ‌او‌ ‌را‌ كوچك‌ شمرده‌ ‌که‌ ‌از‌ حيوانات‌ ‌هم‌ پست‌تر و كوچكتر ‌است‌ زيرا كسي‌ ‌که‌ جايگاهش‌ جهنم‌ ‌باشد‌ چنانچه‌ ميفرمايد أَ لَيس‌َ فِي‌ جَهَنَّم‌َ مَثوي‌ً لِلكافِرِين‌َ عنكبوت‌ ‌آيه‌ 68 و زمر ‌آيه‌ 33، و نيز ميفرمايد أَ لَيس‌َ فِي‌ جَهَنَّم‌َ مَثوي‌ً لِلمُتَكَبِّرِين‌َ

جلد 7 - صفحه 284

سوره‌ زمر ‌آيه‌ 61، و ابليس‌ بنص‌ قرآن‌ ‌هم‌ كافر شد و ‌هم‌ متكبر و مكاني‌ بدتر ‌از‌ جهنم‌ كجا ‌است‌ چنانچه‌ ميفرمايد فَبِئس‌َ مَثوَي‌ المُتَكَبِّرِين‌َ.

برگزیده تفسیر نمونه


(آیه 13)- از آنجا که امتناع شیطان از سجده کردن، برای آدم (ع) یک امتناع ساده و معمولی نبود و نه یک گناه عادی محسوب می‌شد، بلکه یک سرکشی و تمرّد آمیخته به اعتراض و انکار مقام پروردگار بود. به این جهت، مخالفت او سر از کفر و انکار علم و حکمت خدا درآورد و به همین جهت، می‌بایست تمام مقامها و موقعیتهای خویش را در درگاه الهی از دست بدهد، به همین سبب خداوند او را از آن مقام برجسته و موقعیتی که در صفوف فرشتگان پیدا کرده بود بیرون کرد و به او

ج2، ص30

«فرمود: از این مقام و مرتبه، فرود آی» (قالَ فَاهْبِطْ مِنْها).

سپس سر چشمه این سقوط و تنزّل را با این جمله، برای او شرح می‌دهد که: «تو حق نداری در این مقام و مرتبه، راه تکبر، پیش گیری» (فَما یَکُونُ لَکَ أَنْ تَتَکَبَّرَ فِیها).

و باز به عنوان تأکید بیشتر، اضافه می‌فرماید: «بیرون‌رو که از افراد پست و ذلیل هستی» (فَاخْرُجْ إِنَّکَ مِنَ الصَّاغِرِینَ). یعنی، نه تنها با این عمل بزرگ نشدی، بلکه به عکس به خواری و پستی گراییدی.

از این جمله به خوبی روشن می‌شود که تمام بدبختی شیطان، مولود تکبر او بود.

از امام صادق علیه السّلام نیز نقل شده که فرمود: «اصول و ریشه‌های کفر و عصیان، سه چیز است. حرص و تکبر و حسد، اما حرص سبب شد که آدم از درخت ممنوع بخورد، و تکبر سبب شد که ابلیس از فرمان خدا سرپیچی کند، و حسد سبب شد که یکی از فرزندان آدم دیگری را به قتل رساند»!

نکات آیه

۱- ابلیس داراى مقامى رفیع، قبل از کبرورزى و نافرمانى خداوند (قال فاهبط منها) مراد از ضمیر در «منها» و «فیها» منزلتى است که ابلیس همراه فرشتگان در آن منزلت بوده است.

۲- احساس برترى بر آدم از سوى ابلیس، موجب سقوط و هبوط وى از جایگاه رفیع خویش شد. (قال أنا خیر منه ... قال فاهبط منها)

۳- ابلیس از فرومایگان در پیشگاه خداوند است. (إنک من الصغرین)

۴- استکبار و فرومایگى ابلیس موجب اخراج وى از جایگاه و منزلت والایش گردید. (فما یکون لک أن تتکبّر فیها فاخرج إنک من الصغرین) در آیه مورد بحث اخراج ابلیس به دو علت مستند شده است: یکى استکبار که تفریع «فاخرج» بر «فما یکون ...» بیانگر آن است; و دیگرى فرومایگى ابلیس که جمله «إنک من الصاغرین» بر آن دلالت دارد.

۵- تکبّر و خودبرتربینى، زمینه ساز عصیانگرى و سقوط معنوى است. (قال فاهبط منها فما یکون لک أن تتکبّر فیها)

۶- ذلت و خوارى، کیفر تکبّر و خود بزرگ بینى است. (فما یکون لک أن تتکبّر فیها فاخرج إنک من الصغرین)

۷- منزلت فرشتگان، منزلت انقیاد و تسلیم در برابر خدا، به دور از هرگونه تکبّر و عصیان در برابر او (فما یکون لک أن تتکبّر فیها)

موضوعات مرتبط

  • ابلیس: قبل از عصیان ۱; ابلیس و آدم (ع) ۲; تکبّر ابلیس ۱، ۲، ۴; رذالت ابلیس ۳، ۴; عوامل هبوط ابلیس ۲، ۴; مقام ابلیس ۱، ۳
  • انحطاط: زمینه انحطاط معنوى ۵; عوامل انحطاط ۲
  • تسلیم: اهمیت مقام تسلیم ۷
  • تکبّر: آثار تکبّر ۲، ۴، ۵; کیفر تکبّر ۶
  • ذلّت: عوامل ذلّت ۶
  • عصیان: زمینه عصیان ۵
  • فرومایگان:۳
  • ملائکه: انقیاد ملائکه ۷; مقامات ملائکه ۷; ملائکه و تکبر ۷ ; ملائکه و عصیان ۷

منابع