الأعراف ١٢٣

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

فرعون گفت: «آیا پیش از آنکه به شما اجازه دهم، به او ایمان آوردید؟! حتماً این نیرنگ و توطئه‌ای است که در این شهر (و دیار) چیده‌اید، تا اهلش را از آن بیرون کنید؛ ولی بزودی خواهید دانست!

فرعون گفت: پيش از آن كه به شما رخصت دهم به او ايمان آورديد؟! حتما اين توطئه‌اى است كه در شهر به راه انداخته‌ايد تا ساكنانش را از آن بيرون كنيد، پس به زودى خواهيد دانست

فرعون گفت: «آيا پيش از آنكه به شما رخصت دهم، به او ايمان آورديد؟ قطعاً اين نيرنگى است كه در شهر به راه انداخته‌ايد تا مردمش را از آن بيرون كنيد. پس به زودى خواهيد دانست.»

فرعون گفت: چگونه پیش از دستور و اجازه من به او ایمان آوردید؟ همانا این مکری است که در این شهر اندیشیده‌اید که مردم این شهر را از آن بیرون کنید، پس به زودی خواهید دانست!

فرعون گفت: آیا پیش از آنکه من به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید؟! مسلماً این توطئه و نیرنگی است که [شما و موسی] در این شهر برپا کرده اید تا مردمش را از آن بیرون کنید، ولی به زودی خواهید دانست.

فرعون گفت: آيا پيش از آنكه من به شما رخصت دهم به او ايمان آورديد؟ اين حيله‌اى است كه درباره اين شهر انديشيده‌ايد تا مردمش را بيرون كنيد. به زودى خواهيد دانست.

فرعون گفت آیا پیش از آنکه من به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید؟ این مکری است که در شهر با همدیگر سگالیده‌اید تا اهل شهر را از آن آواره کنید، به زودی خواهید دانست‌

فرعون گفت: پيش از آنكه شما را رخصت دهم به او ايمان آورديد؟ اين ترفندى است كه در اين شهر انديشيده‌ايد تا مردمش را از آنجا بيرون كنيد پس بزودى خواهيد دانست.

فرعون گفت: آیا به خدای (موسی و هارون) ایمان آوردید پیش از آن که به شما اجازه دهم؟ حتماً این توطئه‌ای است که در این شهر (و دیار، پیش‌تر با هم) چیده‌اید تا اهل آن را از آنجا بیرون کنید؛ ولی خواهید دانست (که چه شکنجه‌ای در برابر این رفتارتان خواهید چشید).

فرعون گفت: «آیا پیش از آنکه به شما رخصت دهم به او ایمان آوردید؟ بی‌چون این (خود) نیرنگی است که همواره در شهر به راه انداخته‌اید تا مردمش را از آن بیرون کنید، پس در آینده‌ای دور خواهید دانست.»

گفت فرعون آیا ایمان آوردید بدو پیش از آنکه اذنتان دهم همانا آن نیرنگی است که شما در شهر باختید تا برون رانید از آن مردمش را زود است بدانید


الأعراف ١٢٢ آیه ١٢٣ الأعراف ١٢٤
سوره : سوره الأعراف
نزول : ١٠ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٩
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«بِهِ»: مرجع ضمیر (ه) می‌تواند خدا یا موسی باشد. «آذَنَ»: اجازه دهم.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


قالَ فِرْعَوْنُ آمَنْتُمْ بِهِ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّ هذا لَمَكْرٌ مَكَرْتُمُوهُ فِي الْمَدِينَةِ لِتُخْرِجُوا مِنْها أَهْلَها فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ «123»

فرعون (به ساحران) گفت: آيا پيش از آن كه به شما اجازه دهم به او ايمان آورديد؟ قطعاً اين نيرنگى است كه شما در اين شهر انديشيده‌ايد تا اهلش را از آن بيرون كنيد. پس به زودى خواهيد فهميد! (كه با چه كسى طرف هستيد و چه كيفرى خواهيد شد.)

پیام ها

1- در استعمار فرهنگى حكومت‌ها، آزادى انديشه و حقّ انتخاب عقيده از مردم سلب مى‌شود. «قالَ فِرْعَوْنُ آمَنْتُمْ بِهِ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ»

2- يكى از شيوه‌هاى طاغوت‌ها، تهمت‌زدن به مردان حقّ است. «إِنَّ هذا لَمَكْرٌ مَكَرْتُمُوهُ» حتّى به كارگزاران خود اعتماد ندارند و هر حركت معنوى را سياسى مى‌بينند، چنانكه در جاى ديگر، فرعون ساحران را شاگرد موسى مى‌شمرد.

«إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ» «1»

3- طاغوت‌ها از حس وطن‌دوستى و عواطف مردم، در مسير اهداف خود سوءاستفاده مى‌كنند. «لِتُخْرِجُوا مِنْها أَهْلَها»

4- تهديد به قتل و شكنجه، از ابزار سلطه‌ى طاغوت‌هاست. «فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ»


«1». طه، 71.

تفسير نور(10جلدى)، ج‌3، ص: 143

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



قالَ فِرْعَوْنُ آمَنْتُمْ بِهِ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّ هذا لَمَكْرٌ مَكَرْتُمُوهُ فِي الْمَدِينَةِ لِتُخْرِجُوا مِنْها أَهْلَها فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ (123)

قالَ فِرْعَوْنُ آمَنْتُمْ بِهِ‌: گفت فرعون با سحره بر وجه انكار، ايمان آورديد به موسى يا به خداى او، قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ‌: پيش از آنكه اذن دهم شما را به آن، إِنَّ هذا لَمَكْرٌ مَكَرْتُمُوهُ فِي الْمَدِينَةِ: بدرستى كه اين عمل هر آينه‌


جلد 4 صفحه 170

تدبيرى است خفى كه شما ساخته‌ايد آن را در شهر مصر قبل از آمدن به محل موعود، يعنى شما با موسى مصانعت كرده‌ايد و اين حيله را نموديد. يا فرعون به اين قول قصد تلبيس نمود بر مردم و ايهام ايشان بر اينكه ايمان سحره از روى علم نيست، بلكه با موسى مواطئه نموده‌اند، لِتُخْرِجُوا مِنْها أَهْلَها: تا بيرون كنيد از اين شهر اهل آن را كه قبطيانند و اين ملك و مملكت خاصه شما و بنى اسرائيل شود.

در تفسير نيشابورى- قوله: قبل ان اذن لكم، دال است بر مناقضه فرعون در ادعاى الوهيت، زيرا اگر خدا بود به زعم خود، هر آينه جايز نبود اينكه اجازه دهد در ايمان به غير، و اين از جمله خذلانى است كه ظاهر شد بر مبطلين.

و فرعون چون ديد اعلم سحره در محضر جمعى عظيم اقرار نمودند به نبوت موسى، ترسيد حجتى بر او شود نزد قوم، لذا القاء شبهه‌اى نمود كه اين قسمت مكرى است كه نموديد.

از ابن عباس و ابن مسعود نقل شده كه موسى عليه السّلام قبل از واقعه، ملاقات با امير سحره، فرمود: اگر من غلبه كردم، هر آينه ايمان‌آورى و شهادت مى‌دهى به حقانيت آنچه آورده‌ام. امير گفت: هر آينه فردا سحرى آورم كه غالب نشوى، اگر غلبه نمودى ايمان آورم. فرعون اين مكالمه را نظاره مى‌كرد، لذا توهّم تواطؤ نمود و گفت: اين حيله‌اى است كه نموديد. فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ‌:

پس زود باشد كه بدانيد نتيجه اين مقدمات را كه ترتيب داده‌ايد.

بعد تفصيل مجمل را نمود:


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


سوره الأعراف «7»: آيات 123 تا 126

قالَ فِرْعَوْنُ آمَنْتُمْ بِهِ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّ هذا لَمَكْرٌ مَكَرْتُمُوهُ فِي الْمَدِينَةِ لِتُخْرِجُوا مِنْها أَهْلَها فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ (123) لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلافٍ ثُمَّ لَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ (124) قالُوا إِنَّا إِلى‌ رَبِّنا مُنْقَلِبُونَ (125) وَ ما تَنْقِمُ مِنَّا إِلاَّ أَنْ آمَنَّا بِآياتِ رَبِّنا لَمَّا جاءَتْنا رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَيْنا صَبْراً وَ تَوَفَّنا مُسْلِمِينَ (126)


جلد 2 صفحه 462

ترجمه

گفت فرعون ايمان آورديد باو پيش از آنكه اذن دهم شما را همانا اين مكرى است كه نموديد آنرا در شهر تا بيرون كنيد از آن اهلش را پس زود باشد كه بدانيد

هر آينه خواهم بريد دستهاتان و پاهاتان را بر خلاف يكديگر پس هر آينه بردار خواهم زد شما را تمامى‌

گفتند همانا ما بپروردگارمان بازگشت كنندگانيم‌

و عيب نميگيرى تو از ما مگر آنكه ايمان آورديم به آيتهاى پروردگارمان چون آمدند ما را پروردگار ما زياد عطا فرما بما صبر را و بميران ما را مسلمانان.

تفسير

فرعون بر سبيل انكار اخبار از ايمان سحره نمود كه چرا بى‌اذن من بموسى ايمان آورديد و بعضى ء آمنتم با همزه استفهام كه براى انكار است قرائت نموده‌اند و براى آنكه مبادا مردم هم تبعيّت از آنها نموده ايمان بياورند مدعى شد كه شما با موسى تبانى نموديد در مصر پيش از آنكه در ميدان مبارزه حاضر شويد و غرض شما از اين مكر و حيله آن بود كه قبطيان را از شهر خودشان بيرون كنيد و شما و بنى اسرائيل مملكت ما را تصرف نمائيد و بعد از اين معلوم ميشود كه چگونه شما را مجازات مينمايم باين نحو كه يا دست راست و پاى چپ شما را ميبرم يا پاى راست و دست چپ را و بعد شما را بدار ميزنم براى افتضاح شما و عبرت سايرين سحره گفتند باكى نيست ما بازگشت ميكنيم برحمت خدا كه همه بسوى او بازگشت خواهند نمود و حكم ميكند ميان آنها بحق چه كشته شوند و چه بميرند و تو از ما بد نمى‌دانى و عيبى نمى‌توانى بگيرى مگر آنكه ما علائم قدرت الهى را مشاهده نموديم و ايمان آورديم و اين عيب نيست بلكه فوق هر حسنى است بعد روى بدرگاه الهى نموده از خداوند مسئلت نمودند كه مانند آب بريزد بر آنها صبر را كه شامل شود تمام وجود ايشانرا و ثابت بدارد آنها را تا وقت مرگ بدين اسلام كه در آنزمان متابعت حضرت موسى بود.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


قال‌َ فِرعَون‌ُ آمَنتُم‌ بِه‌ِ قَبل‌َ أَن‌ آذَن‌َ لَكُم‌ إِن‌َّ هذا لَمَكرٌ مَكَرتُمُوه‌ُ فِي‌ المَدِينَةِ لِتُخرِجُوا مِنها أَهلَها فَسَوف‌َ تَعلَمُون‌َ (123)

‌گفت‌ فرعون‌ بسحره‌ ‌که‌ ايمان‌ آورديد پيش‌ ‌از‌ آني‌ ‌که‌ ‌من‌ اذن‌ و اجازه‌ بدهم‌ بشما محققا ‌اينکه‌ عمل‌ ‌شما‌ هراينه‌ ‌از‌ مكري‌ ‌بود‌ ‌که‌ ‌با‌ موسي‌ قرار داده‌ بوديد ‌در‌ مدينه‌ ‌که‌ ميخواستيد اهل‌ مدينه‌ ‌را‌ ‌از‌ مدينه‌ خارج‌ كنيد زود ‌باشد‌ ‌که‌ بدانيد.

قال‌َ فِرعَون‌ُ ‌اينکه‌ كلام‌ فرعون‌ مشتمل‌ ‌بر‌ چند جملة ‌است‌: 1‌-‌ اينكه‌ ‌تا‌ ‌من‌ اذن‌ و اجازه‌ نداده‌ بودم‌ چرا ايمان‌ بموسي‌ آورديد و ‌اينکه‌ اعتراض‌ ‌بر‌ حسب‌ ظاهر بسيار فاسد و باطل‌ ‌است‌ زيرا ايمان‌ امريست‌ قلبي‌ ‌بعد‌ ‌از‌ آني‌ ‌که‌ انسان‌ قطع‌ پيدا كرد بخصوص‌ ‌از‌ روي‌ دليل‌ و مشاهده‌ معجزه‌ قهرا ايمان‌ پيدا ميكند اختياري‌ نيست‌ ‌که‌ احتياج‌ باذن‌ داشته‌ ‌باشد‌ لكن‌ بعيد نيست‌ ‌که‌ نظر فرعون‌ باين‌ بوده‌ ‌که‌

جلد 7 - صفحه 423

حضرت‌ موسي‌ اولا درخواست‌ كرد ‌از‌ فرعون‌ و فرمود أَن‌ أَرسِل‌ مَعَنا بَنِي‌ إِسرائِيل‌َ شعراء ‌آيه‌ 16، و عدّه‌ بني‌ اسرائيل‌ ‌هم‌ بسيار بودند متجاوز ‌از‌ صد هزار فرعون‌ ‌هم‌ مطالبه‌ معجزه‌ كرد چنانچه‌ ‌در‌ چند ‌آيه‌ قبل‌ بيان‌ شد ‌بعد‌ ‌از‌ آني‌ ‌که‌ حضرت‌ فرمود فَأَرسِل‌ مَعِي‌َ بَنِي‌ إِسرائِيل‌َ فرعون‌ قال‌َ إِن‌ كُنت‌َ جِئت‌َ بِآيَةٍ فَأت‌ِ بِها إِن‌ كُنت‌َ مِن‌َ الصّادِقِين‌َ كانّه‌ ملتزم‌ شد ‌که‌ ‌اگر‌ موسي‌ اقامه‌ معجزه‌ كرد بني‌ اسرائيل‌ ‌را‌ رها كند و چون‌ اقامه‌ فرمود حمل‌ بسحر كرد اينك‌ ‌که‌ سحره‌ تصديق‌ كردند معجزه‌ موسي‌ ‌را‌ خواست‌ ‌که‌ مردم‌ ‌را‌ اغفال‌ كند بسحره‌ ‌گفت‌ آمَنتُم‌ بِه‌ِ قَبل‌َ أَن‌ آذَن‌َ لَكُم‌ ‌يعني‌ پيش‌ ‌از‌ آني‌ ‌که‌ ‌من‌ تصديق‌ كنم‌ چرا ‌شما‌ تصديق‌ كرديد و ‌اينکه‌ يك‌ مكري‌ ‌بود‌ ‌که‌ ‌شما‌ ‌با‌ موسي‌ مكر كرديد إِن‌َّ هذا لَمَكرٌ مَكَرتُمُوه‌ُ فِي‌ المَدِينَةِ قبلا ‌در‌ مدينه‌ ‌اينکه‌ تقلب‌ و قرارداد ‌را‌ كرده‌ بوديد لِتُخرِجُوا مِنها أَهلَها ‌که‌ بني‌ اسرائيل‌ باشند زيرا ‌اگر‌ جمعيت‌ بني‌ اسرائيل‌ ‌را‌ رها كند مدينه‌ خالي‌ ميشود.

فَسَوف‌َ تَعلَمُون‌َ تهديد ‌است‌ ‌که‌ زود بدانيد ‌که‌ ‌با‌ ‌شما‌ چه‌ معامله‌ خواهم‌ كرد بلكه‌ سحره‌ خائف‌ شوند و ‌از‌ ايمان‌ بموسي‌ منصرف‌ گردند سپس‌ بيان‌ ميكند ‌که‌ چه‌ خواهم‌ كرد.

برگزیده تفسیر نمونه


(آیه 123)- تهدیدهای بیهوده! هنگامی که ضربه تازه‌ای با پیروزی موسی (ع) بر ساحران و ایمان آوردن آنها به موسی (ع) بر ارکان قدرت فرعون فرود آمد، فرعون بسیار متوحش و دستپاچه شد، لذا بلافاصله دست به دو ابتکار زد:

نخست اتهامی که شاید عوام پسند هم بود به ساحران بست، سپس با شدیدترین تهدید آنها را مورد حمله قرار داد، ولی بر خلاف انتظار فرعون ساحران آنچنان مقاومتی در برابر این دو صحنه از خود نشان دادند که ضربه سومی بر پایه‌های قدرت لرزان او فرود آمد.

چنانکه قرآن می‌گوید: «فرعون به ساحران گفت: آیا پیش از این که به شما اجازه دهم به او (موسی) ایمان آوردید»؟! (قالَ فِرْعَوْنُ آمَنْتُمْ بِهِ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ).

و این بالاترین نوع استعمار است که ملتی آنچنان برده و اسیر گردند که حتی حق فکر کردن و اندیشیدن و ایمان قلبی به کسی یا مکتبی را نداشته باشند.

این همان برنامه‌ای است که در «استعمار نو» نیز دنبال می‌شود.

سپس فرعون اضافه کرد: «این توطئه و نقشه‌ای است که شما در این شهر (و دیار) کشیده‌اید تا به وسیله آن اهل آن را بیرون کنید» (إِنَّ هذا لَمَکْرٌ مَکَرْتُمُوهُ فِی الْمَدِینَةِ لِتُخْرِجُوا مِنْها أَهْلَها).

این تهمت به قدری بی‌اساس و رسوا بود که جز عوام النّاس و افراد کاملا بی‌اطلاع نمی‌توانستند آن را بپذیرند.

سپس فرعون بطور سر بسته اما شدید و محکم آنها را تهدید کرد و گفت: «اما به زودی خواهید فهمید»! (فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ).

نکات آیه

۱- فرعون در پى گرایش ساحران به رسالت موسى(ع) و ایمانشان به ربوبیت خداوند، بشدت برآشفت و آنان را به سبب ایمانشان توبیخ کرد. (قال فرعون ءامنتم به قبل أن ءاذن لکم) ضمیر در «به» هم مى تواند به موسى(ع) برگردانده شود و هم مى تواند به «رب» برگردانده شود. در هر صورت برداشت فوق از آیه استفاده مى شود.

۲- فرعون، مردم را در گزینش دین و آیین، نیازمند رخصت دهى خویش مى دانست و آن را حقى براى خود مى شمرد. (قال فرعون ءامنتم به قبل أن ءاذن لکم)

۳- فرعون، حاکمى بسیار مستکبر و سخت مستبد (ءامنتم به قبل أن ءاذن لکم) محروم ساختن مردم از حق تصمیم گیرى، حتى در باورها و ایمانشان، حکایت از کمال استبداد و استکبار فرعون دارد.

۴- فرعون، شکست ساحران و پیروزى موسى را صحنه سازى و ایمان آنان را توطئه اى از پیش طراحى شده اعلام کرد. (إن هذا لمکر مکرتموه فى المدینة) کلمه «هذا» اشاره است به ماجراى شکست ساحران و پیروزى موسى و در آخر اظهار ایمان ساحران به ربوبیت خداوند و پیامبرى موسى و هارون.

۵- برخورد و ملاقات ساحران با موسى(ع) در پایتخت مصر، پیش از حضورشان در صحنه مبارزه (إن هذا لمکر مکرتموه فى المدینة)

۶- فرعون، ایمان ساحران را به موسى(ع)، خطرى براى موقعیت و حکومت خویش احساس کرد. (إن هذا لمکر مکرتموه فى المدینة لتخرجوا منها أهلها)

۷- فرعون با توطئه گر خواندن موسى(ع) و ساحران، براندازى حکومت فرعونیان و بیرون راندن ایشان را، از پایتخت مصر از اهداف توطئه آنان شمرد. (إن هذا لمکر ... لتخرجوا منها أهلها) مراد از «أهلها» هم مى تواند فرعون، درباریان و وابستگان به او باشد و هم مى تواند مراد از آن تمامى ساکنان مصر باشد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

۸- بیرون راندن و آواره ساختن مردم پایتخت مصر، تحلیل فرعون از داستان مبارزه ساحران با موسى و ایمان آوردن آنان (إن هذا لمکر مکرتموه فى المدینة لتخرجوا منها أهلها) برداشت فوق بر این مبناست که مراد از «أهلها» همه مردم مصر (عوامل حکومت و توده مردم) باشد، نه خصوص عوامل حکومتى.

۹- فرعون بر پایه تحلیل دروغین خویش و توطئه گر خواندن ساحران، آنان را به مجازاتى شدید تهدید کرد. (إن هذا لمکر ... فسوف تعلمون)

موضوعات مرتبط

  • ایمان: به ربوبیت خدا ۱ ; ایمان به موسى(ع) ۱، ۶
  • جادوگران فرعون: ایمان جادوگران فرعون ۱، ۴، ۶، ۸ ; تهدید جادوگران فرعون ۹ ; تهمت به جادوگران فرعون ۴، ۷ ; جادوگران فرعون و موسى(ع) ۵ ; سرزنش جادوگران فرعون ۱ ; شکست جادوگران فرعون ۴
  • فرعون: احساس خطر فرعون ۶، ۷ ; استبداد فرعون ۲، ۳ ; استکبار فرعون ۳ ; بینش فرعون ۲ ; تحلیل فرعون ۷، ۸، ۹ ; تهدیدهاى فرعون ۹ ; تهمتهاى فرعون ۴، ۷ ; فرعون و آزادى عقیده ۲ ; فرعون و انتخاب دین ۲ ; فرعون و جادوگران ۷ ; فرعون و موسى(ع) ۷
  • مردم مصر: آواره‌گى مردم مصر ۸
  • موسى(ع): پیروزى موسى(ع) ۴ ; تهمت به موسى(ع) ۷ ; قصه موسى(ع) ۱، ۴، ۵، ۸ ; مبارزه با موسى(ع) ۸ ; موسى(ع) در مصر ۵

منابع