الأعراف ١١٥

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

(روز مبارزه فرا رسید. ساحران) گفتند: «ای موسی! یا تو (وسایل سحرت را) بیفکن، یا ما می‌افکنیم!»

گفتند: اى موسى! تو اول مى‌افكنى يا ما بيفكنيم

گفتند: «اى موسى، آيا تو مى‌افكنى و يا اينكه ما مى‌افكنيم؟»

ساحران به موسی گفتند: اکنون خواهی نخست تو عصای خود بیفکن یا ما بساط سحر خویش بیندازیم.

جادوگران گفتند: ای موسی! یا تو [چوب دست خود را] بینداز، یا اینکه ما می اندازیم.

گفتند: اى موسى، آيا نخست تو مى‌افكنى، يا ما بيفكنيم؟

گفتند ای موسی اول تو می‌اندازی یا ما باید اندازنده باشیم؟

گفتند: اى موسى، تو مى‌افكنى يا ما بيفكنيم؟

(سپس جادوگران مغرورانه رو به موسی کردند و) گفتند: ای موسی! یا تو (عصای خود را) بینداز یا ما (ریسمانهای خویش را) می‌اندازیم.

گفتند: «ای موسی! آیا تو می‌افکنی و یا اینکه (همین) ما خودمان افکنندگانیم!»

گفتند ای موسی یا تو افکن و یا ما باشیم افکنندگان‌


الأعراف ١١٤ آیه ١١٥ الأعراف ١١٦
سوره : سوره الأعراف
نزول : ١٠ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٢
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«إِمَّا»: یا این که. «الْمُلْقِینَ»: اندازندگان.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


قالُوا يا مُوسى‌ إِمَّا أَنْ تُلْقِيَ وَ إِمَّا أَنْ نَكُونَ نَحْنُ الْمُلْقِينَ «115»

(جادوگران) گفتند: اى موسى! آيا (نخست تو وسيله سحرت را) مى‌افكنى و يا ما افكننده (به وسيله جادوى خود) باشيم؟

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



قالُوا يا مُوسى‌ إِمَّا أَنْ تُلْقِيَ وَ إِمَّا أَنْ نَكُونَ نَحْنُ الْمُلْقِينَ (115)

قالُوا يا مُوسى‌ إِمَّا أَنْ تُلْقِيَ‌: گفتند اى موسى: يا اينكه تو مى‌اندازى عصاى خود را، وَ إِمَّا أَنْ نَكُونَ نَحْنُ الْمُلْقِينَ‌: يا آنكه باشيم ما اندازندگان ريسمانها و عصاهاى خود را. در انوار مذكور است كه سحره به اين كلام موسى را مخير ساختند به طريق مراعات ادب، يا به طريق جلادت و تمكين، و لكن رغبت و ميل داشتند كه اول آن‌ها بياندازند و به تغيير نظم كه ابلغ است و به تعريف خبر و توسط فصل و تأكيد ضمير متصل به منفصل تنبيه نموده بر اين ترغيب؛ و لهذا:


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


سوره الأعراف «7»: آيات 115 تا 118

قالُوا يا مُوسى‌ إِمَّا أَنْ تُلْقِيَ وَ إِمَّا أَنْ نَكُونَ نَحْنُ الْمُلْقِينَ (115) قالَ أَلْقُوا فَلَمَّا أَلْقَوْا سَحَرُوا أَعْيُنَ النَّاسِ وَ اسْتَرْهَبُوهُمْ وَ جاؤُ بِسِحْرٍ عَظِيمٍ (116) وَ أَوْحَيْنا إِلى‌ مُوسى‌ أَنْ أَلْقِ عَصاكَ فَإِذا هِيَ تَلْقَفُ ما يَأْفِكُونَ (117) فَوَقَعَ الْحَقُّ وَ بَطَلَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ (118)

ترجمه‌

گفتند اى موسى يا آنكه مى‌اندازى و يا آنكه باشيم ما اندازندگان‌

گفت بيندازيد پس چون انداختند جادو كردند چشمهاى مردم را و ترساندند آنها را و آوردند سحرى بزرگ‌

و وحى كرديم بموسى كه بينداز عصاى خود را پس آنگاه آن بلع ميكرد آنچه را كه بدروغ آنها ارائه ميدادند

پس ثابت شد حق و باطل شد آنچه بودند كه بجا مى‌آوردند.

تفسير

پس از اجتماع سحره و تعيين ميدان براى مبارزه آنها با حضرت موسى كه گفته‌اند در اسكندريّه و مصادف با نوروز بوده آنها بپاس ادب بحضرت موسى مفاد آيه اول را معروض داشتند و گفته‌اند باطنا مايل بودند خودشان سبقت نمايند و باين جهت جمله دالّه بر القاء خودشان را باسلوب ديگرى مؤكّد ادا كردند و حضرت موسى چون بى‌اعتناء بآنها و مستظهر بخدا بود فرمود بيندازيد و آنها عصاها و ريسمانهاى خودشان را كه مشحون و ممزوج بادويه كرده بودند كه در وقت وصول حرارت آفتاب بآنها حركت ميكرد و شبيه بمار و افعى و اژدها ساخته بودند بوضع عجيب و كيفيت مخصوص به تردستى انداختند و بقدرى زياد بود كه گفته‌اند چهل خروار جمعا وزن آنها بوده و روى هم واقع شده بود و ميدان را پر كرده بود و تماشاچيان را مضطرب و خائف و مبهوت نموده بود با آنكه حقيقتى نداشت و آنها حركت ارادى نداشتند و در نظر مردم اينطور جلوه ميكرد و از فنون شعبده و چشم بندى بوده كه يكى از اقسام سحر است و در سوره بقره شمه از آن ذكر شد با اين وصف در آن زمان كمّا و كيفا كار بزرگى بوده كه با آن ازدحام خلق كسى متوجه بمكر و حيله آنها


جلد 2 صفحه 461

نشد و به اين جهت حضرت موسى هم مختصر تحيّرى برايش روى داد كه خطاب رسيد بيند از عصايت را و انداخت اژدهاى مهيبى شد كه گفته‌اند رنگش سياه شكمش از شترهاى بزرگ بزرگتر داراى چهارپاى قطور كوتاه دنباله‌اش ساحت ميدان را گرفته بود و با دهانش كه فراخى آن سابقا ذكر شد بلع ميكرد آنچه را سحره ساخته بودند و بدروغ و مكر و تزوير مار واقعى و اژدها ارائه ميدادند و روايت شده پس از آنكه تمام مصنوعات سحره را خورد روى بحاضرين نمود و آنها فرار كردند و در اثر ازدحام جمع كثيرى تلف شدند و حضرت موسى گرفت آنرا و بصورت اوّل برگشت و سحره گفتند اگر اين سحر بود عصاها و رسنهاى ما باقى مى‌ماند پس حق حاصل و ثابت و ظاهر گشت و عمل آنها محو و نابود و باطل گرديد و فرعون كه جزء فراريان بود افتاد و بيهوش شد.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


قالُوا يا مُوسي‌ إِمّا أَن‌ تُلقِي‌َ وَ إِمّا أَن‌ نَكُون‌َ نَحن‌ُ المُلقِين‌َ (115)

گفتند سحره‌ بحضرت‌ موسي‌ ‌عليه‌ السّلام‌ آيا ‌شما‌ عصاي‌ ‌خود‌ ‌را‌ مياندازي‌ ‌ يا ‌ ‌ما بوده‌ باشيم‌ ‌که‌ عصاها و ريسمانهاي‌ ‌خود‌ ‌را‌ بيندازيم‌.

‌از‌ ‌اينکه‌ ‌آيه‌ ميتوان‌ استفاده‌ كرد ‌که‌ سحره‌ نظر ‌به‌ اينكه‌ متحير بودند و نميدانستند ‌که‌ آيا موسي‌ ‌بر‌ حق‌ ‌است‌ و ‌اينکه‌ القاء عصا معجزه‌ ‌است‌ ‌ يا ‌ ‌بر‌ باطل‌ ‌است‌ و ‌اينکه‌ سحر ‌است‌ چون‌ موازين‌ معجزه‌ و سحر ‌را‌ كاملا ميدانستند و قواعد سحر ‌را‌ ‌در‌ دست‌ داشتند ميخواستند ‌که‌ حضرت‌ موسي‌ ابتداء كند ‌که‌ ‌اگر‌ معجزه‌ ‌است‌ ‌آنها‌ ديگر القاء نكنند و ايمان‌ آورند و ‌اگر‌ سحر ‌است‌ اعمال‌ كنند لذا قالُوا يا مُوسي‌ إِمّا أَن‌ تُلقِي‌َ و ‌از‌ ‌آن‌ طرف‌ ‌هم‌ مجبور بودند ‌از‌ جانب‌ فرعون‌ ‌در‌ القاء گفتند وَ إِمّا أَن‌ نَكُون‌َ نَحن‌ُ المُلقِين‌َ.

اشكال‌‌-‌ ‌در‌ ‌آيه‌ شريفه‌ إِمّا يُعَذِّبُهُم‌ وَ إِمّا يَتُوب‌ُ عَلَيهِم‌ توبه‌ ‌آيه‌ 107 بدون‌ حرف‌ ‌ان‌ ناصبه‌ ‌است‌ و ‌در‌ ‌اينکه‌ ‌آيه‌ ‌با‌ ‌ان‌ ناصبه‌ ذكر ‌شده‌.

جواب‌‌-‌ اما ‌در‌ ‌آيه‌ توبه‌ يكي‌ ‌از‌ دو امر ‌است‌ ‌ يا ‌ عذاب‌ ‌ يا ‌ قبولي‌ توبه‌ ‌هر‌ دو نيست‌ ‌هر‌ كدام‌ ‌که‌ اراده‌ حق‌ ‌تعالي‌ تعلق‌ بگيرد موافق‌ حكمت‌ و صلاح‌ و اما ‌در‌ ‌اينکه‌ ‌آيه‌ ‌هر‌ دو واقع‌ ميشود سؤال‌ ‌در‌ تقديم‌ و تأخير ‌است‌ ‌که‌ كدام‌ يك‌ ابتداء كنيم‌

جلد 7 - صفحه 417

اول‌ القاء تو ‌باشد‌ ‌ يا ‌ القاء ‌ما لذا بتأويل‌ مصدر ميرود ‌که‌ القائك‌ و القائنا ‌باشد‌

برگزیده تفسیر نمونه


(آیه 115)- سر انجام موعد معینی برای مقابله موسی (ع) با ساحران تعیین شد و از همه مردم برای مشاهده این ماجرا دعوت به عمل آمد.

روز موعود فرا رسید و ساحران همه مقدمات کار خود را فراهم ساخته بودند، یک مشت ریسمان و عصا که درون آنها گویا مواد شیمیایی مخصوصی قرار داده شده بود تهیه کردند که در برابر تابش آفتاب به صورت گازهای سبکی در می‌آمد و آن طنابها و عصاهای تو خالی را به حرکت درمی‌آورد.

صحنه عجیبی بود، موسی (ع) تک و تنها- فقط برادرش با او بود- در برابر انبوه جمعیت ساحران و مردم «گفتند: ای موسی! یا (تو شروع به کار کن و وسائل سحرت را) بیفکن و یا ما آغاز می‌کنیم و وسائل خود را می‌افکنیم» (قالُوا یا مُوسی إِمَّا أَنْ تُلْقِیَ وَ إِمَّا أَنْ نَکُونَ نَحْنُ الْمُلْقِینَ).

نکات آیه

۱- ساحران پس از اجتماع در صحنه رویارویى با موسى(ع)، شروع کننده مبارزه را به انتخاب وى وانهادند. (قالوا یموسى إما أن تلقى و إما أن نکون نحن الملقین) بدیهى است هر یک از طرفین (موسى از یک سو و ساحران از سوى دیگر) براى عرضه کار خود در صحنه مبارزه حاض--ر شده بودند. بنابراین تخییرِ مستفاد از جمله «إما أن تلقى ... »، ناظر به شروع کننده کار است، نه به اصل انجام آن.

۲- ساحران، جادویى همانند معجزه موسى(ع) تدارک دیده بودند. (إما أن تلقى و إما أن نکون نحن الملقین) به کارگیرى «تلقى» و «ملقین»، که هر دو از مصدر «القاء» به معناى افکندن است، مى رساند که جادوى آنان مشابهت صورى با معجزه موسى داشته است.

۳- ساحران دربار فرعون، یکدل و یکزبان و یار یکدیگر در مبارزه با موسى(ع) (قالوا یموسى إما أن تلقى و إما أن نکون نحن الملقین) بدیهى ست ساحران جمله هاى «إما أن تلقى» و «إما أن نکون نحن الملقین» را دسته جمعى و یا یک به یک نگفتند. بنابراین استناد این جمله ها به آنان حکایت از همیارى و یکدلى آنان در مبارزه با موسى(ع) دارد.

۴- ساحران دربار فرعون مطمئن به غلبه سحرشان بر معجزه موسى(ع) (إما أن تلقى و إما أن نکون نحن الملقین) از اینکه ساحران اختیار شروع کننده مبارزه را به موسى(ع) واگذاشتند و جمله مربوط به خویش را با تأکید بیان داشتند، معلوم مى شود آنان به غلبه خویش اطمینان داشتند.

موضوعات مرتبط

  • جادوگران فرعون: اتحاد جادوگران فرعون ۳ ; اطمینان جادوگران فرعون ۴ ; جادوگران فرعون و موسى(ع) ۱، ۲، ۳ ; جادوى جادوگران فرعون ۲
  • معجزه: و جادو ۲
  • موسى(ع): قصه موسى(ع) ۱، ۲، ۳، ۴ ; مبارزه با معجزه موسى(ع) ۴ ; مبارزه با موسى(ع) ۳

منابع