الأحقاف ٧

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

هنگامی که آیات روشن ما بر آنان خوانده می‌شود، کافران در برابر حقّی که برای آنها آمده می‌گویند: «این سحری آشکار است!»

و چون آيات روشن ما بر ايشان تلاوت شود، منكران حق، وقتى حق به سويشان آيد، گويند: اين سحرى آشكار است

و چون آيات روشن ما بر ايشان خوانده شود، آنان كه چون حقيقت به سويشان آمد منكر آن شدند، گفتند: «اين سحرى آشكار است.»

و هر گاه آیات روشن ما را بر مردم تلاوت کنند آنان که کافر شدند چون آیات الهی آمد گویند که این کتاب سحر آشکارایی است.

و چون آیات روشن ما را بر آنان بخوانند، کافران درباره حقّی که به سویشان آمده می گویند: این جادویی آشکار است.

چون آيات ما به روشنى بر آنان خوانده شود، كافران حقيقتى را كه بر ايشان نازل شده است، گويند: جادويى آشكار است.

و چون آیات روشنگر ما بر آنان خوانده شود، کافران درباره حق چون فراز آیدشان گویند، این جادوی آشکار است‌

و چون آيات روشن ما بر آنان خوانده شود، كافران [سخن‌] حق- قرآن- را آنگاه كه بديشان آيد، گويند: اين جادويى است آشكار.

هنگامی که آیه‌های روشن ما بر آنان خوانده می‌شود، کافران به محض این که حق و حقیقت بدیشان می‌رسد فوراً درباره‌ی آن می‌گویند: این جادوی آشکاری است.

و زمانی که آیاتمان به روشنی بر ایشان خوانده شود، آنان که کفر ورزیدند - هنگامی که حق سویشان آمد - گویند: «این سحری آشکارگر است.»

و گاهی که خوانده شود بر ایشان آیتهای ما روشن گویند آنان که کفر ورزیدند به حقّ گاهی که بیامدشان این است جادوئی آشکار


الأحقاف ٦ آیه ٧ الأحقاف ٨
سوره : سوره الأحقاف
نزول : ٢ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٥
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«بَیِّنَاتٍ»: روشن و آشکار. حال (آیات) است. «الْحَقِّ»: مراد آیات قرآن است. «لَمَّا جَآءَهُمْ»: زمانی که بدیشان می‌رسد. این بخش می‌رساند که کافران به محض شنیدن آیات، بدون هیچ گونه تدبّر و تفکّری، به آن نسبت سحر و جادو داده‌اند. «لِلْحَقِّ»: حرف لام به معنی (عَنْ) است.


تفسیر


تفسیر نور (محسن قرائتی)


تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ إِذا تُتْلى‌ عَلَيْهِمْ آياتُنا بَيِّناتٍ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمَّا جاءَهُمْ هذا سِحْرٌ مُبِينٌ «7»

وَ إِذا تُتْلى‌ عَلَيْهِمْ آياتُنا بَيِّناتٍ‌: و زمانى كه خوانده شود بر ايشان آيات كتاب ما در حالتى كه مبين و روشن است از روى اعجاز، قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا: گويند آنانكه نگرويدند، لِلْحَقِّ لَمَّا جاءَهُمْ‌: مر سخن حق را آن هنگام كه آمد به ايشان، يعنى كفار از روى انكار تأمل در آيات بينات كه متصف به اعجاز است ننموده گفتند: هذا سِحْرٌ مُبِينٌ‌: اين جادوئى است آشكارا. حق تعالى بر سبيل انكار فرمايد:


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ إِذا حُشِرَ النَّاسُ كانُوا لَهُمْ أَعْداءً وَ كانُوا بِعِبادَتِهِمْ كافِرِينَ «6» وَ إِذا تُتْلى‌ عَلَيْهِمْ آياتُنا بَيِّناتٍ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمَّا جاءَهُمْ هذا سِحْرٌ مُبِينٌ «7» أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَلا تَمْلِكُونَ لِي مِنَ اللَّهِ شَيْئاً هُوَ أَعْلَمُ بِما تُفِيضُونَ فِيهِ كَفى‌ بِهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ «8» قُلْ ما كُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ وَ ما أَدْرِي ما يُفْعَلُ بِي وَ لا بِكُمْ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ ما يُوحى‌ إِلَيَّ وَ ما أَنَا إِلاَّ نَذِيرٌ مُبِينٌ «9» قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كانَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ كَفَرْتُمْ بِهِ وَ شَهِدَ شاهِدٌ مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ عَلى‌ مِثْلِهِ فَآمَنَ وَ اسْتَكْبَرْتُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ «10»

ترجمه‌

و چون محشور شوند مردم ميباشند براى آنها دشمنانى و باشند بپرستش آنها كافران‌

و چون خوانده شود بر آنها آيات ما كه روشن است گويند آنانكه كافر شدند مر حقّ محقّق را هنگاميكه آمد آنها را اين جادوئى آشكار است‌

بلكه ميگويند بدروغ نسبت داد آنرا بگو اگر بافته و بدروغ نسبت داده باشم آنرا پس مالك و صاحب اختيار نيستيد براى من از خدا چيزى را او داناتر است بآنچه زبان درازى ميكنيد در آن كافى است او كه باشد گواه ميان من و شما و او است آمرزنده مهربان‌

بگو نيستم نوپديدار از پيغمبران و نميدانم چه كرده ميشود با من و نه با شما پيروى نميكنم مگر آنچه را كه وحى كرده ميشود بمن و نيستم من مگر بيم دهنده آشكار

بگو آيا ميدانيد كه اگر بوده باشد از نزد خدا و كافر شده باشيد بآن و گواهى دهد شاهدى از بنى اسرائيل بر مانند آن پس ايمان آورد و سركشى و تكبر كرده باشيد همانا خدا هدايت نميكند گروه ستمكاران را.

تفسير

خداوند متعال خبر داده است از حال معبودهاى باطل از هر جنس و نوع يا خصوص بتها كه در آيات سابقه ذكر شد به بيان آنكه روز قيامت آنها دشمن پرستندگان خودشانند و از آنان بيزارى ميجويند و منكر سزاوار بودن خودشان براى عبادت ميشوند بعد از آنكه خداوند آنها را بنطق آورده باشد و بعضى جمله و كانوا بعبادتهم كافرين را بانكار نمودن كفّار عبادت معبودهاى خودشان را حمل نموده‌اند و اين خلاف ظاهر است در اين آيه اگر چه در واقع محقق است و بعدا بيان فرموده است حال پرستش كنندگان آنها را كه چون آيات بيّنات قرآن را براى آنها تلاوت نمايند اين كفّار كه از باب تعصّب و عناد منكر هر حقّ و حقيقتى كه بر آنها عرضه شود ميگردند ميگويند اين قرآن سحرى است‌


جلد 4 صفحه 648

آشكار چون مى‌بينند تمام فصحاء و بلغاء از اتيان بمثل آن عاجزند و نميخواهند اقرار كنند كه كلام خدا است بلكه ميگويند خودش ساخته و پرداخته و بدروغ نسبت بخدا ميدهد و دستور فرموده به پيغمبر خود كه بآنها بفرمايد من غرضى ندارم جز آنكه آيات قرآن را كه مشتمل بر مواعظ و نصايح و احكام مفيده است تلاوت نمايم براى آنكه شما بخير دنيا و آخرت برسيد و اگر افترا بخدا زده باشم و خدا بخواهد مرا عقاب كند شما نميتوانيد عذاب خدا را از من دفع نمائيد پس چرا من براى نفع شما خودم را مقصّر پيش خدا نمايم و خدا بهتر ميداند كه شما چه نسبتهاى ناروائى بقرآن و بمن ميدهيد و كافى است خدا كه شاهد و گواه ميان من و شما باشد و اگر توبه كنيد خدا شما را مى‌آمرزد چون او آمرزنده و مهربان است كه تعجيل در عقوبت نميكند و مردم را بصلاح دنيا و آخرتشان دعوت ميفرمايد و نيز بآنها بفرمايد من اوّل پيغمبرى نيستم كه از جانب خدا مبعوث شده باشم و از جزئيات احوال خود و شما در آتيه خبر ندارم كه بدانم بسر من و شما از محنت و بلا چه ميآيد بلى آنچه را خداوند بمن وحى فرموده من ميدانم و بمقتضاى آن عمل مينمايم و بآن خبر ميدهم مانند آنكه ميدانم خداوند بالاخره مرا بر شما نصرت و ظفر ميدهد و دينم را در آفاق منتشر ميفرمايد وظيفه من فقط بيان معارف و احكام حقّه و بيم دادن مردم است به بيان فصيح و بليغ از مخالفت اوامر خدا و علم غيب مخصوص باو است كسى نبايد توقع داشته باشد از پيغمبر كه حوادث و سر انجام هر فردى را در زندگى بيان نمايد پيغمبران گذشته هم چنين نبودند كه از تمام حوادث آتيه خبر داشته باشند و نيز بآنها بفرمايد بمن بگوئيد اگر قرآن واقعا از طرف خدا نازل شده باشد و شما انكار كرده باشيد آنرا و يكنفر از بنى اسرائيل كه نزد شما مسلّم بعلم و تقوى باشد شهادت داده باشد كه اصول معارف آن از قبيل توحيد و عدل و معاد و منع از شرك و ظلم و غيره مطابق با تورية است كه آن حقّ است و لذا اسلام اختيار نموده باشد مانند عبد اللّه بن سلام كه گفته‌اند مقبوليّت عامّه داشت و باين جهت ايمان آورد و شما تكبّر و سركشى از قبول آن نموده باشيد آيا ستم بخودتان و خلق ننموده‌ايد و بدانيد كه خدا راهنمائى نميكند به بهشت گروه ستمكاران را و چون اينجمله دلالت بر جواب شرط داشته از كلام حذف شده‌


جلد 4 صفحه 649

است و بعضى گفته‌اند مراد از شهادت شاهدى از بنى اسرائيل حضرت موسى است كه در تورية ذكر فرموده مانند اصول معارف قرآن را و بحق بودنش ايمان آورده است چون بيان كرده اوصاف پيغمبر آخر الزّمان را در تورية و بنظر حقير بعيد است و اللّه اعلم.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ إِذا تُتلي‌ عَلَيهِم‌ آياتُنا بَيِّنات‌ٍ قال‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا لِلحَق‌ِّ لَمّا جاءَهُم‌ هذا سِحرٌ مُبِين‌ٌ «7»

جلد 16 - صفحه 137

و زماني‌ ‌که‌ تلاوت‌ شود ‌بر‌ ‌آنها‌ آيات‌ ‌ما ‌که‌ واضح‌ و روشن‌ ‌است‌ ميگويند كساني‌ ‌که‌ كافر شدند ‌از‌ ‌براي‌ حقي‌ ‌که‌ آمد ‌آنها‌ ‌را‌ ‌که‌ همين‌ آيات‌ بينات‌ ‌باشد‌ ‌اينکه‌ سحر آشكار ‌است‌، بسيار تعجب‌ ‌است‌ معجزات‌ انبياء ‌را‌ سحر شمردند چندان‌ تعجب‌ ندارد بگويند عصا اژدها شدن‌ ‌ يا ‌ مرده‌ زنده‌ شدن‌ بگويند چشم‌ بندي‌ ‌است‌ چنانچه‌ سحره‌ بسا ساعت‌ ‌را‌ خورد ميكنند سپس‌ صحيحا بدست‌ صاحبش‌ رد ميكند ‌ يا ‌ پنبه‌ ‌را‌ مرغ‌ مي‌كند پرواز كند بعدا همان‌ پنبه‌ ‌باشد‌ و امثال‌ اينها، اما آيات‌ شريفه قرآن‌ ‌که‌ ‌هر‌ آيه ‌آن‌ ‌در‌ كمال‌ فصاحت‌ و بلاغت‌ ‌است‌ و مشتمل‌ ‌بر‌ حكم‌ و مصالح‌ و مواعظ كافيه‌ شافيه‌ ‌است‌ چه‌ مناسبت‌ ‌با‌ سحر دارد باز ‌اگر‌ ميگفتند مفتري‌ ‌است‌ ‌ يا ‌ ‌از‌ ديگران‌ فرا گرفته‌ باين‌ درجه‌ نبود ‌که‌ ميفرمايد:

وَ إِذا تُتلي‌ عَلَيهِم‌ آياتُنا آيات‌ شريفه‌ قرآن‌ ‌که‌ بَيِّنات‌ٍ ‌است‌ و واضح‌ و روشن‌ و مشتمل‌ ‌بر‌ حكم‌ و مصالح‌ و مواعظ و نصايح‌ و قصص‌ انبياء و امم‌ ماضيه‌ و احكام‌ متقنه‌ ‌است‌.

قال‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا ‌از‌ روي‌ عناد و كبر و نخوت‌ و قساوت‌ و سياهي‌ قلب‌ و حب‌ شهوات‌ لِلحَق‌ِّ قرآني‌ ‌که‌ حق‌ و صحيح‌ و مطابق‌ ‌با‌ واقع‌ و ‌از‌ مصدر جلال‌ صادر ‌شده‌ لَمّا جاءَهُم‌ ‌که‌ خداوند فرستاده‌ ‌براي‌ ‌آنها‌ ‌که‌ ‌به‌ بهترين‌ راه‌ها و محكمترين‌ طريقه‌ها هدايت‌ شوند ‌که‌ ميفرمايد:

إِن‌َّ هذَا القُرآن‌َ يَهدِي‌ لِلَّتِي‌ هِي‌َ أَقوَم‌ُ اسراء ‌آيه‌ 9 همچون‌ كتابي‌ ‌را‌ بگويند هذا سِحرٌ مُبِين‌ٌ.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 7)- بگو: من پیامبر نو ظهوری نیستم! قرآن همچنان از وضع مشرکان گفتگو می‌کند، و به چگونگی برخورد آنها با آیات الهی اشاره کرده، می‌گوید:

«و هنگامی که آیات روشن ما بر آنها خوانده می‌شود کافران در مورد حقی که به سوی آنها آمده است می‌گویند: این سحر آشکار است» (وَ إِذا تُتْلی عَلَیْهِمْ آیاتُنا بَیِّناتٍ قالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمَّا جاءَهُمْ هذا سِحْرٌ مُبِینٌ).

آنها نفوذ سریع و عمیق و جاذبه عجیب قرآن را در اعماق دلها با یک تفسیر انحرافی به عنوان «سحر آشکار» مطرح می‌کنند که خود اعتراف ضمنی روشنی است به تأثیر فوق العاده قرآن در قلوب انسانها! «حق» در آیه فوق اشاره به همان «آیات قرآن» است.

نکات آیه

۱- حق ناباوران کافر، آیات الهى را سحر و جادوئى روشن قلمداد مى کردند. (و إذا تتلى علیهم ءایتنا بیّنت قال الذین کفروا ... هذا سحر)

۲- آیات قرآن، روشن و خالى از هر گونه ابهام (ءایتنا بیّنت )

۳- موضع گیرى علیه آیات الهى، ناشى از خصلت هاى منفى خود انسان است; نه ابهام و نارسایى پیام وحى.* (ءایتنا بیّنت قال الذین کفروا للحقّ ... هذا سحر مبین) ماضى بودن فعل «کفروا»، نشان مى دهد که پیش زمینه هاى فکرى و روحى در جهت گیرى ها و موضع گیرى هاى کافران علیه آیات الهى، تأثیرى بسزا و تعیین کننده دارد.

۴- تأثیر آیات الهى در قلب ها، نتیجه حقانیّت و روشنى آنها است; نه معلول سحر بودن. (ءایتنا بیّنت قال الذین کفروا ... هذا سحر)

۵- اعتراف ضمنى کافران، نسبت به اعجاز قرآن و نفوذ عمیق آن در دل ها و اندیشه ها (قال الذین کفروا للحقّ لمّا جاءهم هذا سحر مبین) از این که کافران، قرآن را سحر مى خواندند، استفاده مى شود که آنان آثار خارق العاده آن را دیده و چون درصدد ایمان نبوده اند، نام آن را سحر گذاشته اند.

۶- سحر خواندن قرآن، نتیجه تضاد و بحران درونى کافران، در انکار حق و مشاهده نفوذ آیات وحى * (قال الذین کفروا للحقّ لمّا جاءهم هذا سحر مبین)

۷- اتهام سحر، سپر دفاعى کافران در برابر آیات روشن وحى (إذا تتلى علیهم ءایتنا بیّنت قال الذین کفروا ... هذا سحر مبین)

۸- تأثیر شگرف آیات قرآن بر قلب ها و اندیشه ها، نشانگر استناد آن به نیرویى فوق طبیعى (و إذا تتلى علیهم ءایتنا بیّنت قال الذین کفروا ... هذا سحر مبین) از مجموع آیه شریفه، تأثیر شگرف و اعجازگونه آیات قرآن استفاده مى شود.

۹- سحر، از مقوله باطل (قال الذین کفروا ... هذا سحر) از تقابل کلمه «حقّ» در آیه با «سحر»، مطلب یاد شده استفاده مى شود.

۱۰- وجود پدیده سحر و جادو، در جامعه عصر بعثت (هذا سحر مبین)

موضوعات مرتبط

  • آیات خدا: جادوانگارى آیات خدا ۱; حقانیت آیات خدا ۴; زمینه دشمنى با آیات خدا ۳; عوامل تأثیر آیات خدا ۴; وضوح آیات خدا ۴
  • اخلاق: آثار رذایل اخلاقى ۳
  • اقرار: اقرار به اعجاز قرآن ۵
  • جادو: بطلان جادو ۹; تاریخ جادو ۱۰; جادو در دوران مقارن بعثت ۱۰
  • حق: بینش حق ناپذیران ۱; تهمتهاى حق ناپذیران ۱
  • قرآن: جادوانگارى قرآن ۶; دلایل وحیانیت قرآن ۸; عظمت آیات قرآن ۸; منشأ تأثیر قرآن ۸; وضوح قرآن ۲; ویژگیهاى قرآن ۲
  • کافران: آثار حق ناپذیرى کافران ۶; اقرار کافران ۵; بینش کافران ۱، ۷; تهمتهاى کافران ۷; روش برخورد کافران ۷; منشأ تهمتهاى کافران ۶
  • وحى: جادوانگارى وحى ۷

منابع