الأحقاف ٥

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

چه کسی گمراهتر است از آن کس که معبودی غیر خدا را می‌خواند که تا قیامت هم به او پاسخ نمی‌گوید و از خواندن آنها (کاملا) ً بی‌خبر است؟! (و صدای آنها را هیچ نمی‌شنود!)

و كيست گمراه‌تر از آن كس كه به جاى خدا كسى را مى‌خواند كه تا روز قيامت هم او را پاسخ نخواهد داد و آنها از دعايشان بى‌خبرند

و كيست گمراه‌تر از آن كس كه به جاى خدا كسى را مى‌خواند كه تا روز قيامت او را پاسخ نمى‌دهد، و آنها از دعايشان بى‌خبرند؟

و کیست گمراه‌تر از آن که جز خدا کسی را بپرستد که هیچ در حوائج تا قیامت او را اجابت نکند و از هر چه بخوانندشان خود بی خبر باشند؟

و چه کسانی گمراه ترند از کسانی که به جای خدا معبودانی را می خوانند که تا روز قیامت پاسخشان را نمی دهند و آنان از خواندنشان بی خبرند؟

و كيست گمراه‌تر از آن كه به جز اللّه چيزى را به خدايى مى‌خواند كه تا روز قيامت به او جواب نمى‌دهد، كه بتان از دعاى بت پرستان بى‌خبرند.

و کیست گمراه‌تر از کسی که موجودی را به دعا خواند که تا روز قیامت پاسخش را ندهد، و ایشان از دعای آنان بی‌خبرند

و كيست گمراه‌تر از كسى كه به جاى خدا كسى- يا چيزى- را مى‌خواند كه تا روز رستاخيز او را پاسخ نمى‌دهد و آنها از خواندن اينان بى‌خبرند؟

چه کسی گمراه‌تر از کسی است که افرادی را به فریاد بخواند و پرستش کند که (اگر) تا روز قیامت (هم ایشان را به فریاد بخواند و پرستش کند) پاسخش نمی‌گویند؟ (نه تنها پاسخش را نمی‌دهند، بلکه سخنانش را هم نمی‌شنوند) و اصلاً آنان از پرستشگران و به فریادخواهندگان غافل و بی‌خبرند.

و چه کسی گمراه‌تر از کسی است، که جز خدا را می‌خواند؛ کسی را که تا روز قیامت (به آنان) پاسخ نمی‌دهد، حال آنکه آنان (هم) از درخواست اینان غافلانند؟

و کیست گمراه‌تر از آنکه خواند جز خدا آن را که نپذیرد برایش تا روز رستاخیز و ایشانند از خواندن آنان ناآگاهان‌


الأحقاف ٤ آیه ٥ الأحقاف ٦
سوره : سوره الأحقاف
نزول : ٢ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٢٠
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«یَدْعُو»: به فریاد بخواند. عبادت کند. الف زائدی در رسم‌الخطّ قرآنی دارد (نگا: حجّ / ، نحل / ، اسراء / ). «دُعَآءِ»: به فریاد خواستن. عبادت کردن (نگا: فاطر / و ).

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر


تفسیر نور (محسن قرائتی)


تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ يَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ مَنْ لا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلى‌ يَوْمِ الْقِيامَةِ وَ هُمْ عَنْ دُعائِهِمْ غافِلُونَ «5»

بعد از اتمام حجت در باره گمراهى آنها فرمايد:

وَ مَنْ أَضَلُ‌: و كيست گمراه‌تر از طريق صواب (استفهام انكارى) يعنى نيست گمراه‌تر، مِمَّنْ يَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ‌: از كسى كه بپرستد غير خدا را، مَنْ لا يَسْتَجِيبُ لَهُ‌: آن را كه اجابت نكند دعاى او را و به فرياد او نرسد اگر چه آن كس بخواندن او هميشه مشغول باشد، إِلى‌ يَوْمِ الْقِيامَةِ: تا روز قيامت، يعنى اگر مشرك تا قيامت عمر يابد و در آن مدت معبودان خود را بخواند و پرستش نمايد و از آنها طلب حاجت كند، هرگز او را اعانت و اجابت نكنند.

وَ هُمْ عَنْ دُعائِهِمْ غافِلُونَ‌: و معبودان باطل از خواندن پرستندگان خود بى‌خبرانند زيرا جماد و بى‌شعورند، و چون دعاى آنها را نشنوند چگونه اجابت كنند؛ بنابراين هيچكس از اينگونه اشخاص گمراه‌تر نيست.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌

حم «1» تَنْزِيلُ الْكِتابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ «2» ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما إِلاَّ بِالْحَقِّ وَ أَجَلٍ مُسَمًّى وَ الَّذِينَ كَفَرُوا عَمَّا أُنْذِرُوا مُعْرِضُونَ «3» قُلْ أَ رَأَيْتُمْ ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَرُونِي ما ذا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْكٌ فِي السَّماواتِ ائْتُونِي بِكِتابٍ مِنْ قَبْلِ هذا أَوْ أَثارَةٍ مِنْ عِلْمٍ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ «4»

وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ يَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ مَنْ لا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلى‌ يَوْمِ الْقِيامَةِ وَ هُمْ عَنْ دُعائِهِمْ غافِلُونَ «5»

ترجمه‌

فرو فرستادن اين كتاب از جانب خداى ارجمند درست كردار است‌

نيافريديم آسمانها و زمين و آنچه را ميان آن دو است مگر براستى و درستى و مدّتى نامبرده شده و آنانكه كافر شدند از آنچه بيم داده شدند روى گردانندگانند

بگو خبر دهيد از آنچه ميخوانيد بخدائى غير از خدا و بنمايانيد بمن كه چه چيز آفريدند از زمين يا براى آنها شركتى است در آسمانها بياوريد نزد من كتابى كه باشد پيش از اين يا اثر باقى مانده‌اى از دانش اگر هستيد راستگويان‌

و كيست گمراه‌تر از آنكه ميخواند غير از خدا كسى را كه اجابت نميكند او را تا روز قيامت و باشند آنها از خواندنشان بيخبران.

تفسير

خداوند متعال بعد از افتتاح اينسوره مباركه به حم و بيان نزول قرآن از جانب خود كه شرح آن در سور سابقه گذشت براى اثبات معاد ميفرمايد كه ما آسمانها و زمين و موجودات ما بين آن دو را بيهوده و عبث و بباطل خلق ننموديم بلكه بحق و حقيقت و غرض صحيح عقلى آفريديم كه موجبات ترقى و تعالى بندگانرا بيان نمائيم و اسباب انحطاط و تنزّلشان را گوشزد كنيم تا در دنيا كه مدّت محدود معيّنى در نزد خدا دارد هر كس بكمال لايق خود برسد و پاداش اعمالش‌


جلد 4 صفحه 646

را در آخرت كه نامحدود است در ثواب و عقاب به بيند ولى كفّار بكلّى از استعداد و تهيّه براى آنروز رو گردان و بآيات الهى كه راجع بترس و بيم‌دادن مردم است از عذاب آنروز اعتنائى ندارند و به پيغمبر خود دستور فرموده كه بآنها بفرمايد بگوئيد به‌بينم اين بتها كه شما پرستش مينمائيد و ميخوانيد آنها را بخدائى و براى قضاء حوائجتان چه چيزى از اجزاء و اعضاء زمين را خلق نموده‌اند يا با خدا در خلقت آسمانها شركت داشته‌اند كه براى آن استحقاق پرستش و ستايش را پيدا كرده‌اند يكى از كتابهاى آسمانى سابق بر قرآن را يا اثرى و خبرى كه از پيغمبرى يا امامى رسيده باشد و موجب علم شود بياوريد كه دلالت بر وجوب يا جواز بت‌پرستى داشته باشد اگر راست ميگوئيد در ادّعاء خودتان كه جواز يا وجوب پرستش بت باشد خلاصه آنكه ادّعاء بدون دليل پذيرفته نيست دليل هم يا دليل عقلى است يا نقلى نقلى هم يا كتاب خدا است يا خبر قطعى از انبياء و اوصياء ايشان و شما هيچ يك را نداريد در كافى از امام باقر عليه السّلام نقل نموده كه پرسيدند از اين آيه فرمود مراد از كتاب تورية و انجيل است و مراد از أثارة من العلم علم اوصياء انبياء است و در مجمع از امير المؤمنين عليه السّلام نقل نموده كه او أثرة بسكون ثاء بدون الف قرائت فرموده است و كسى گمراه‌تر نيست از آنكه بخواند جز خداوند سميع بصير قادر مجيب كسى يا بتى را كه عاجز و محتاج يا از جمادات بى ادراك و شعور است كه دعاء آنها را نميشنود و اگر فرضا بشنود نميتواند اجابت كند تا روز قيامت كه آخر دنيا است و در آنروز جز خدا حكم فرمائى نيست و چون معبود باطل كه جز خدا است اعمّ از ذوى العقول و غير آنست در ضمير جمع بلفظ مناسب با عقلاء از باب تغليب تعبير شده و محتمل است مقصود فقط بتها باشند كه معبود مشركين مكّه بودند و تعبير بجمع ذوى العقول در و هم عن دعائهم غافلون بملاحظه نسبت مدعوّ شدن و غفلت بآنها باشد كه مناسب با ذوى العقول است مانند قول خداوند در سوره يوسف عليه السّلام رأيتهم لى ساجدين كه مراد آفتاب و ماه و كواكبند و نسبت سجده كه مناسب با عقلاء است بآنها داده شده و باين مناسبت گفته‌اند از ان بجمع عقلاء تعبير شده است.


جلد 4 صفحه 647

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ مَن‌ أَضَل‌ُّ مِمَّن‌ يَدعُوا مِن‌ دُون‌ِ اللّه‌ِ مَن‌ لا يَستَجِيب‌ُ لَه‌ُ إِلي‌ يَوم‌ِ القِيامَةِ وَ هُم‌ عَن‌ دُعائِهِم‌ غافِلُون‌َ «5»

و كيست‌ گمراه‌تر ‌از‌ كسي‌ ‌که‌ بخواند ‌از‌ ‌غير‌ ‌خدا‌ كسي‌ ‌را‌ ‌که‌ اجابت‌ نمي‌ كند ‌او‌ ‌را‌ ‌تا‌ روز قيامت‌ ‌يعني‌ ‌اگر‌ ‌تا‌ روز قيامت‌ ‌او‌ ‌را‌ بخواند اجابت‌ نمي‌كند و آنهايي‌ ‌را‌ ‌که‌ ميخواند ‌از‌ دعاء ‌او‌ غافل‌ هستند، ‌در‌ جاي‌ ديگر ميفرمايد: وَ الَّذِين‌َ تَدعُون‌َ مِن‌ دُونِه‌ِ ما يَملِكُون‌َ مِن‌ قِطمِيرٍ إِن‌ تَدعُوهُم‌ لا يَسمَعُوا دُعاءَكُم‌ وَ لَو سَمِعُوا مَا استَجابُوا لَكُم‌ وَ يَوم‌َ القِيامَةِ يَكفُرُون‌َ بِشِركِكُم‌ فاطر، آيه 14 و 15 وَ مَن‌ أَضَل‌ُّ ‌يعني‌ گمراه‌تر ‌از‌ ‌اينکه‌ نيست‌ ‌حتي‌ طبيعي‌ طبيعت‌ ‌را‌ نميخواند و عادم‌ الشعور ميداند.

مِمَّن‌ يَدعُوا مِن‌ دُون‌ِ اللّه‌ِ مثل‌ اصنام‌ و شمس‌ و قمر و كواكب‌ و گاو و گوساله‌ و آتش‌ و درخت‌.

جلد 16 - صفحه 136

مَن‌ لا يَستَجِيب‌ُ لَه‌ُ ‌حتي‌ ملائكه‌ و جن‌ و انس‌ ‌که‌ شاعر هستند اجابت‌ نمي‌كنند.

إِلي‌ يَوم‌ِ القِيامَةِ و ‌لو‌ ‌تا‌ روز قيامت‌ ‌آنها‌ ‌را‌ دعوت‌ كني‌.

وَ هُم‌ عَن‌ دُعائِهِم‌ غافِلُون‌َ ‌حتي‌ فرداي‌ قيامت‌ ميگويند ملائكه‌ ‌که‌ اينها ‌ما ‌را‌ عبادت‌ نمي‌كردند ‌که‌ ميفرمايد: يَوم‌َ يَحشُرُهُم‌ جَمِيعاً ثُم‌َّ يَقُول‌ُ لِلمَلائِكَةِ أَ هؤُلاءِ إِيّاكُم‌ كانُوا يَعبُدُون‌َ قالُوا سُبحانَك‌َ أَنت‌َ وَلِيُّنا مِن‌ دُونِهِم‌ بَل‌ كانُوا يَعبُدُون‌َ الجِن‌َّ أَكثَرُهُم‌ بِهِم‌ مُؤمِنُون‌َ سبأ آيه 39 و 40، ‌که‌ ‌حتي‌ ملائكه‌ ‌هم‌ غافل‌ هستند ‌از‌ عبادت‌ ‌آنها‌.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 5)- سپس برای بیان عمق گمراهی این مشرکان می‌افزاید: «چه کسی گمراهتر است از آنها که موجوداتی غیر از خدا را پرستش می‌کنند که اگر تا قیامت هم آنان را بخوانند پاسخشان نمی‌گویند»؟ (وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ یَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ مَنْ لا یَسْتَجِیبُ لَهُ إِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ).

نه تنها پاسخ آنها را نمی‌دهند، اصلا سخنانشان را نمی‌شنوند «و از دعا و ندای آنها غافلند»! (وَ هُمْ عَنْ دُعائِهِمْ غافِلُونَ).

ج4، ص424

نکات آیه

۱- عبادت گران غیر خدا و حاجت طلبان از درگاه غیر او، گمراه ترین وسرگشته ترین انسان ها (و من أضلّ ممّن یدعوا من دون اللّه من لایستجیب له)

۲- عجز و ناتوانى معبودهاى مشرکان، از اجابت خواسته ها و بر آوردن نیازهاى ایشان (من دون اللّه من لا یستجیب له إلى یوم القیمة و هم عن دعائهم غفلون)

۳- ناتوانى بت ها از شنیدن و اجابت نیایشِ مشرکان، دلیلى واضح بر بیهودگى عبادت آنها (و من أضلّ ممّن یدعوا ... من لا یستجیب ... و هم عن دعائهم غفلون)

۴- سرزنش مشرکان از سوى خداوند، به سبب روى گرانى از درگاه او و توجه به عناصرى عاجز و ناتوان (من أضلّ ممّن یدعوا من دون اللّه من لا یستجیب له إلى یوم القیمة و هم عن دعائهم غفلون)

۵- معبود واقعى و شایسته پرستش، توانا بر شنیدن صداى عبادت گران و قادر بر اجابت خواسته هاى آنان (و من أضلّ ممّن یدعوا من دون اللّه من لایستجیب له إلى یوم القیمة) خداوند، مشرکان را به سبب پرستش موجوداتى که قادر به شنوایى و اجابت دعاى آنان نیستند، سرزنش کرده است. مفهوم این سخن آن است که معبود واقعى، باید قادر بر شنیدن و اجابت خواسته ها و نیازهاى مخلوقات باشد.

۶- خداوند، قادر به شنیدن و اجابت همه دعاها و نیازهاى عبادت گران خود (من أضلّ ممّن یدعوا من دون اللّه من لایستجیب له إلى یوم القیمة) از مفهوم آیه شریفه، استفاده مى شود که اگر غیر خدا نمى تواند نیازهاى گسترده خلق را برآورده کند; اما خداوند قادر به اجابت هر دعا در هر زمینه و در هر زمان مى باشد، چرا که او نه از دعایى غافل است و نه از اجابت آن عاجز.

۷- نیازهاى گسترده آدمى، از عوامل و زمینه هاى گرایش او به پرستش معبود ( و من أضلّ ممّن یدعوا من دون اللّه من لایستجیب له إلى یوم القیمة و هم عن دعائهم غفلون) تکیه آیه شریفه بر دعا و نیازخواهى هاى انسان و این که جز خداوند، کسى قادر به اجابت نیازهاى همیشگى و گسترده انسان نیست، مى رساند که خداوند از این اهرم براى سوق دادن انسان ها به توحید استفاده کرده است; چه این که نیازمندى آنان زمینه اى است هموار براى روى آورى به مبدأ توانمند بى نیاز.

۸- وجود موجودات شعورمند، در میان معبودهاى مشرکان (من لایستجیب له إلى یوم القیمة و هم عن دعائهم غفلون)

۹- وجود نوعى شعور، در همه موجودات جهان حتى جمادات * (و هم عن دعائهم غفلون) جاى انکار نیست که در میان معبودهاى مشرکان، بت ها و جمادات نیز وجود داشته اند و خداوند در مورد چنین موجوداتى، اولاً ضمیر ذوى العقول (هم) آورده و ثانیاً صفتى را درباره آنان به کار برده (غافلون) که از نوع عدم و ملکه است; زیرا غفلت در جایى صدق مى کند که زمینه توجه، وجود داشته باشد. از این دو تعبیر استفاده مى شود که جمادات نیز داراى نوعى توجه و شعوراند.

موضوعات مرتبط

  • الوهیت: ملاک الوهیت ۵
  • انسان: گمراهترین انسان ها ۱; وسعت نیازهاى انسان ۷
  • بت پرستى: دلایل پوچى بت پرستى ۳
  • بتها: عجز بتها ۳; کرى بتها ۳
  • جمادات: شعور جمادات ۹
  • خدا: درخواست از غیر خدا ۱; سرزنشهاى خدا ۴; شنوایى خدا ۶; قدرت خدا ۶
  • دعا: اجابت دعا ۵
  • عابدان: اجابت دعاى عابدان ۶
  • عبادت: آثار عبادت غیرخدا ۱; زمینه عبادت ۷
  • گمراهى: عوامل گمراهى ۱
  • مشرکان: دلایل سرزنش مشرکان ۴; عجز از اجابت دعاى مشرکان ۳
  • معبودان باطل: شعور معبودان باطل ۸; عجز معبودان باطل ۲
  • معبودراستین: شنوایى معبودراستین ۵
  • معرضان ازخدا: سرزنش معرضان ازخدا ۴
  • موجودات: شعور موجودات ۹
  • نیازها: آثار نیاز ۷; عجز از تأمین نیازها ۲

منابع