الأحزاب ٧٠

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! تقوای الهی پیشه کنید و سخن حق بگویید...

|اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! از خدا بترسيد و سخن صواب گوييد

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، از خدا پروا داريد و سخنى استوار گوييد.

ای اهل ایمان، متّقی و خدا ترس باشید و همیشه به حقّ و صواب سخن گویید.

ای اهل ایمان! از خدا پروا کنید و سخن درست و استوار گویید.

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، از خدا بترسيد و سخن درست بگوييد.

ای مؤمنان از خداوند پروا کنید و سخنی درست و استوار بگویید

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، از خدا پروا كنيد و سخن درست و استوار گوييد،

ای مؤمنان! از خدا بترسید (و خویشتن را با انجام خوبیها و دوری از بدیها از عذاب او در امان دارید) و سخن حق و درست بگوئید.

هان ای کسانی که ایمان آوردید! از خدا پروا بدارید و سخنی خویشتن‌دار و پاسدار بگویید؛

ای آنان که ایمان آوردید بترسید خدا را و بگوئید گفتاری استوار


الأحزاب ٦٩ آیه ٧٠ الأحزاب ٧١
سوره : سوره الأحزاب
نزول : ٦ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٠
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«سَدِیداً»: راست و درست (نگا: نساء / .


تفسیر


تفسیر نور (محسن قرائتی)


يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلًا سَدِيداً «70»

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! تقواى الهى پيشه كنيد و سخن (حقّ و) استوار گوييد.

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلاً سَدِيداً (70)

بعد از نهى از ايذاى انبياء، امر فرمايد به كمال ايمان از تقوى و گفتار صواب:

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا: اى كسانى كه ايمان آورديد، اتَّقُوا اللَّهَ‌: بترسيد و بيانديشيد خدا را از معاصى خصوصا ايذاى حضرت پيغمبر، وَ قُولُوا قَوْلًا سَدِيداً:

و بگوئيد سخنى استوار كه مستلزم حق است، يعنى گفتار راست و درست در باره مؤمنان. مراد قول «سديد» سخنى است كه صدق باشد نه كذب، صواب باشد نه خطا، جدّ باشد نه هزل، خالص باشد نه مشوب، به يك كلمه جامعه هر چهار مرتبه را اشاره فرموده.

جلد 10 - صفحه 497


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلاً سَدِيداً (70) يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمالَكُمْ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ فازَ فَوْزاً عَظِيماً (71) إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولاً (72) لِيُعَذِّبَ اللَّهُ الْمُنافِقِينَ وَ الْمُنافِقاتِ وَ الْمُشْرِكِينَ وَ الْمُشْرِكاتِ وَ يَتُوبَ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً (73)

ترجمه‌

اى كسانيكه ايمان آورديد بپرهيزيد از خدا و بگوئيد گفتارى استوار

اصلاح ميكند براى شما كردارهاتانرا و ميآمرزد براى شما گناهانتان را و هر كه اطاعت كند خدا و پيغمبرش را پس بتحقيق كامياب شود كامياب شدنى‌


جلد 4 صفحه 344

بزرگ‌

همانا ما عرضه داشتيم امانت را بر آسمانها و زمين و كوهها پس امتناع كردند كه بردارندش و ترسيدند از آن و برداشت آنرا انسان همانا او بوده است بسيار ستمكار نادان‌

تا عذاب كند خدا مردان منافق و زنان منافق را و مردان شرك آورنده و زنان شرك آورنده را و در گذرد از مردان با ايمان و زنان با ايمان و بوده است خدا آمرزنده و مهربان.

تفسير

خداوند منّان در تعقيب منع از اقوال ناروا امر فرموده است اهل ايمانرا بگفتن سخن راست درست متين محكم و آن ممكن نيست مگر بآنكه انسان هر سخنى را كه ميخواهد ادا كند قبلا تأمّل در آن نمايد اگر راست و درست و مطابق عقل و شرع و صلاح خودش و مخاطب بود بگويد و الّا خوددارى كند از سخنان بزرگمهر حكيم است كه انديشه كردن كه چه گويم به از پشيمانى بردن كه چرا گفتم و چون شخص خودش را وادار باين ملاحظه نمود خداوند هم با او كمك ميكند و هميشه سخن راست درست متين استوار بزبان او جارى مينمايد و اعمالش را هم اصلاح و مطابق اقوالش ميفرمايد و گناهان سابقش را ميآمرزد و توفيق اطاعت خدا و پيغمبر و امام و نوّابش را باو عنايت ميفرمايد و برستگارى و سعادت در دنيا و آخرت فائز ميشود كه كاميابى بزرگ هميشگى در آن است و چون قول سديد از كسى صادر نشود مگر بكمك عقل خداوند اشاره بمقام آن فرموده ميفرمايد ما در عالم علم خود بذوات اشياء نظر نموديم و عرضه داشتيم بر تمام موجودات آسمانها و زمين و بزرگترين اجزاء آن در انظار كه كوهها است جوهر عقل را و سنجيديم قابليّت و استعداد آنها را براى قبول آن پس اباء و امتناع نمودند بلسان حال از تحمّل آن بار و ترسيدند از لازمه آن كه تكليف و عقاب بر ترك آنست پس تحمّل و قبول نمود آنرا انسان چون بالطّبع ستمكار بود و بالذّات نادان و محتاج بآن و قابل بود كه قبول نمايد آنرا و برساند خود را بأعلى درجه كمال و در ما هم بخل وجود نداشت لذا آنرا باو عطا نموديم و براى وجود آن در او تكليف نموديم و بثواب و عقاب رسانديم او را و شخص اوّل آنها ابو البشر چون ديد شخصيّت و نورانيّت خمسه طيّبه را در اعلى مراتب جوهر عقل مجرّد حسد برد زوجه‌اش و او بمقام حضرت زهرا و پدر و شوهر و دو فرزندش و از بهشت خارج شدند و


جلد 4 صفحه 345

با آنكه در حقيقت مقام مقدّس آنذوات مقدّسه از آن جوهر نفيس عقلانى كه نور محض و عقل مجرّد و حقيقت محمّديّه صلوات اللّه عليهم اجمعين و ولايت كلّيّه الهيّه است مختصّ بود بايشان و آن امانت خدا بود در نزد انبياء و اولياء و نبايد كسى نزديك بآن شود و آرزوى او را نمايد و همه ميترسيدند از پرواز بجانب آن چه رسد بدراز نمودن دست تعدّى بآن اخيرا يكنفر اوّل ظالم ابو الشّر جاهل از اين امّت آنرا غصب نمود پس صحيح است گفته شود امانت الهى عقل است كه آسمانها و زمين و كوهها استعداد تحمّل آنرا نداشته‌اند و خدا آنرا بانسان عنايت فرموده كه آنرا باطاعت تكميل نمايد و بتعدّى و تجاوز از حكم آن و پيروى از هوى و هوس جهالت و نادانى و ستم بر خويش و خلق ننمايد و آن طائر قدسى را ضعيف نكند و از قفس تن پرواز ندهد و درست است كه گفته شود تكليف است كه از لوازم و توابع عقل است و تعديل قوّه غضبيّه كه موجب ستمكارى است و قوّه شهويّه كه منشأ جهالت و نادانى است از فوائد آنست و بايد گفت بر حسب اخبار ولايت خاندان عصمت و طهارت است كه مرتبه اعلى و درجه اقصى از آن حقيقت مجرّد نورانى است كه دست كسى بآن نميرسد منقار بند كرده ز سستى هزار جاى تا اوّلين دريچه او طائر قياس و اين بيان بنظر حقير وجه جمع عقلى و عرفى در معناى ظاهر و اقوال قويّه و روايات معتبره مفسّره اين آيه است لذا بتعرّض اقوال و اخبار پرداخته نميشود و نتيجه افاضه اين جوهر مجرّد بخلق از خدا آنستكه عذاب ميكند اهل نفاق و شقاق را چون حجّت بر آنها تمام شده و ميپذيرد رجوع اهل ايمان را بحق بعد از اعمال ناحقّ و ناروا احيانا چون از لوازم طبع و ذات آنها است و ثواب ميدهد چون آمرزنده و مهربان است و كسيكه اين سوره را زياد قرائت نمايد در جوار محمّد و آل او جاى خواهد گرفت انشاء اللّه تعالى.


جلد 4 صفحه 346

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


يا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا اتَّقُوا اللّه‌َ وَ قُولُوا قَولاً سَدِيداً (70)

اي‌ كساني‌ ‌که‌ ايمان‌ آورده‌ايد بپرهيزيد ‌از‌ مخالفت‌ ‌خدا‌ و بگوئيد قول‌ محكم‌ ‌با‌ مغز.

يا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا اتَّقُوا اللّه‌َ تقوي‌ ‌از‌ ترك‌ واجبات‌ و فعل‌ محرمات‌ و مراتب‌ تقوي‌ ‌را‌ مكرر بيان‌ كرده‌ايم‌، تقوي‌ ‌از‌ عقائد فاسده‌ و مذاهب‌ باطله‌، تقوي‌ ‌از‌ ترك‌ فرائض‌ مثل‌ نماز، زكاة، حج‌، جهاد صوم‌، امر بمعروف‌ نهي‌ ‌از‌ منكر، تقوي‌ ‌از‌ معاصي‌ كبار، ‌که‌ ‌در‌ قرآن‌ و اخبار معتبره‌ وعده آتش‌ و عذاب‌ داده‌ ‌شده‌ ‌ يا ‌ اكبر ‌از‌ بعضي‌ كبائر شمرده‌ ‌شده‌ ‌ يا ‌ ‌در‌ نظر متشرعه‌ بزرگ‌ دانسته‌ ‌شده‌ ‌ يا ‌ اصرار ‌بر‌ صغائر نموده‌، و تقوي‌ ‌از‌ اخلاق‌ رذيله‌ و صفات‌ خبيثه‌ و ملكات‌ قبيحه‌، و تقوي‌ ‌از‌ كليه‌ معاصي‌ و تقوي‌ ‌از‌ مباحات‌ زائد ‌بر‌ مقدار ضرورت‌ و لزوم‌ تقوي‌ ‌از‌ توجه‌ بغير ‌خدا‌ ‌در‌ امور.

وَ قُولُوا قَولًا سَدِيداً كلمات‌ حكمت‌ آميز، سؤال‌ ‌از‌ وظائف‌ و تكاليف‌ مواعظ نصايح‌ اصلاح‌ ذات‌ البين‌ امر بمعروف‌ نهي‌ ‌از‌ منكر تلاوت‌ قرآن‌ ذكر ادعيه‌ وارده‌ بالجمله‌ كلمات‌ ‌خدا‌ پسند.

536

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 70)- سخن حق بگویید تا اعمالتان اصلاح شود: این آیه به دنبال بحثهایی که در باره شایعه پراکنان و موذیان بدزبان گذشت دستوری صادر می‌کند که در حقیقت درمان این درد بزرگ اجتماعی است، می‌گوید: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! تقوای الهی پیشه کنید، و سخن حق بگویید ...» (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلًا سَدِیداً).

«قول سدید» سخنی است که همچون یک سد محکم جلو امواج فساد و باطل را می‌گیرد.

نکات آیه

۱ - مؤمنان، وظیفه دارند که تقوا پیشه کنند. (یأیّها الذین ءامنوا اتّقوا اللّه)

۲ - پرهیز از اذیت و آزار پیامبرخدا(ص)، از مصادیق تقوا است. (یأیّها الذین ءامنوا لاتکونوا کالذین ءاذوا موسى... اتّقوا اللّه) بنابراین که فرمان به تقوا، پس از نهى از اذیت، فرمان به عام پس از ذکر خاص باشد، نکته یاد شده به دست مى آید.

۳ - تقوا و ترس از خدا، مانع ایذاء و اذیت پیامبرخدا(ص) است. (یأیّها الذین ءامنوا لاتکونوا کالذین ءاذوا موسى ... اتّقوا اللّه) احتمال دارد که ذکر «اتّقوا اللّه» پس از نهى از آزار پیامبر(ص)، به خاطر این باشد که تقوا و ترس از خدا، باعث مى شود که نهى «لاتکونوا...» جامه عمل بپوشد.

۴ - مؤمنان، موظف اند که در گفتار خود، سخن، درست و استوار بگویند. (و قولوا قولاً سدیدًا)

۵ - اجتناب از اتهام به پیامبر(ص) و اداى سخنى آزار دهنده بر آن حضرت، استوارگویى است. (لاتکونوا کالذین ءاذوا موسى فبرّأه اللّه ... و قولوا قولاً سدیدًا)

۶ - استوارگویى در سخن، از مصداق هاى تقوا است. (اتّقوا اللّه و قولوا قولاً سدیدًا) بنابراین که ذکر «قولوا...» پس از دعوت به تقوا، ذکر خاص پس از عام باشد، نکته یاد شده به دست مى آید.

۷ - قرار گرفتن در صفوف مؤمنان، مقتضى تقوا و استوارگویى است. (یأیّها الذین ءامنوا اتّقوا اللّه و قولوا قولاً سدیدًا) تکرار خطاب «یاأیّهاالذین آمنوا» مى تواند به منظور تشویق و ترغیب ایمان آورندگان به اجراى فرمان به تقوا و استوارگویى باشد.

۸ - در مقاطعى، سخنانى از مؤمنان درباره پیامبر(ص) صادر مى شد که زیبنده نبود.* (یأیّها الذین ءامنوا لاتکونوا کالذین ءاذوا موسى ... اتّقوا اللّه و قولوا قولاً سدیدًا) تکرار خطاب «یا أیّها الذین آمنوا» در دو آیه، به منظور تشویق مؤمنان به پرهیز از اذیت پیامبر(ص) و نیز گفتن سخنانى استوار و حق، اشعار دارد به این که آنان، گاهى سخنانى بیهوده درباره پیامبر(ص) مى گفته اند.

موضوعات مرتبط

  • ایمان: آثار ایمان ۷
  • ترس: آثار ترس از خدا ۳
  • تقوا: آثار تقوا ۳; اهمیت تقوا ۱; زمینه تقوا ۷; موارد تقوا ۲، ۶
  • سخن: استوارى در سخن ۴، ۵، ۶; زمینه استوارى در سخن ۷
  • صداقت: اهمیت صداقت ۴
  • مؤمنان: سخن مؤمنان درباره محمد(ص) ۸; مسؤولیت مؤمنان ۱، ۴
  • محمد(ص): اجتناب از اذیت محمد(ص) ۲، ۳، ۵; اجتناب از تهمت به محمد(ص) ۵

منابع