ابراهيم ٨

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

و موسی (به بنی اسرائیل) گفت: «اگر شما و همه مردم روی زمین کافر شوید، (به خدا زیانی نمی‌رسد؛ چرا که) خداوند، بی‌نیاز و شایسته ستایش است!»

و موسى گفت: اگر شما و هر كه در زمين است همگى كافر شويد، به يقين خدا بى‌نياز و شايسته ستايش است

و موسى گفت: «اگر شما و هر كه در روى زمين است همگى كافر شويد، بى‌گمان، خدا بى‌نياز ستوده‌[صفات‌] است.»

و (باز به یاد آرید که) موسی گفت: اگر شما و همه اهل زمین یک مرتبه کافر شوید خدا (از همه) بی‌نیاز و ستوده صفات است.

و موسی [به بنی اسرائیل] گفت: اگر شما و همه مردم روی زمین کافر شوید [زیانی به خدا نمی رسد]؛ زیرا خدا بی نیاز و ستوده است.

و موسى گفت: اگر شما و همه مردم روى زمين كافر شويد، خدا بى‌نياز و درخور ستايش است.

و موسی گفت اگر شما و هرکس که در روی زمین است، همگی کفرورزید، خداوند بی‌نیاز ستوده است‌

و موسى گفت: اگر شما و هر كه در زمين است همگى كافر شويد، همانا خداوند بى نياز و ستوده است.

و موسی گفت: اگر شما و همه‌ی کسانی که در زمین هستند کافر شوید و ناسپاس گردید، به خدا زیانی نمی‌رسد، چرا که خداوند بی‌نیاز (از ایمان ایمانداران و سپاس سپاسگزاران است، و اگر کسی هم بدو ایمان نیاورد و شکر انعامش را نگزارد، او ذاتاً) ستوده است.

و موسی گفت: «اگر شما و هر که در روی زمین است، همگان کافر شوید، به‌راستی، خدا بی‌نیاز ستوده (در کل جهان) است.»

و گفت موسی اگر کفر ورزید شما و هر که در زمین است همگی همانا خدا بی‌نیازی است ستوده‌


ابراهيم ٧ آیه ٨ ابراهيم ٩
سوره : سوره ابراهيم
نزول : ١٢ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٥
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«إِن تَکْفُرُوا»: اگر کافر شوید. اگر کفران نعمت کنید و ناسپاس گردید.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر


تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ قالَ مُوسى‌ إِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً فَإِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ حَمِيدٌ «8»

و موسى (به بنى‌اسرائيل) گفت: اگر شما و ساكنان زمين همگى كفر ورزيد (به خداوند زيانى نمى‌رسد) چرا كه خداوند (ذاتاً) بى‌نياز و شايسته‌ى ستايش است. (نه آنكه از طريق ايمان و شكر شما بخواهد براى خود بى‌نيازى و ستايش كسب كند.)

پیام ها

1- در شيوه دعوت و تبليغ، نبايد كار به‌خواهش از مردم برسد. إِنْ تَكْفُرُوا ... فَإِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌ‌


«1». ابراهيم، 28.

جلد 4 - صفحه 391

2- با ايمان و عمل خود، بر خداوند هيچ منّتى نگذاريم كه او نيازى به اعمال ما ندارد. «لَغَنِيٌّ حَمِيدٌ»

3- ايمان و كفر، يا شكر و كفرانِ ما در ذات او أثرى ندارد. «لَغَنِيٌّ حَمِيدٌ»

گر جمله‌ى كائنات كافر گردند

بر دامن كبريايش ننشيند گرد

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ قالَ مُوسى‌ إِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً فَإِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ حَمِيدٌ «8»

وَ قالَ مُوسى‌ إِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ‌: و گفت موسى اى قوم من، اگر كافر شويد و ناسپاسى كنيد شما. وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً: و هر كه هست در زمين همه ايشان از جن و انس. حاصل آنكه اگر تمام روى زمين به يك مرتبه كافر شوند و انكار كنند نعم سبحانى را. فَإِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ حَمِيدٌ: پس بتحقيق خداى متعال بى‌نياز است از عبادت و شكرگزارى شما، ستوده و مستحق ستايش است فى ذاته اگرچه شما سپاسدارى نكنيد، زيرا ذرات مخلوقات به نعم او ناطقند، و السنه ملائكه و جميع اشياء، به تسبيح و حمد الهى جارى؛ پس كفران همه شما، به ساحت كبريائى ضررى نرساند:

تفسير أبو الفتوح‌ «1» (رحمه الله) أبو ذر غفارى روايت نموده از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه فرمود: اوحى اللّه الى بعض انبيائه فى بعض كتبه:

عبادى! لو انّ اوّلكم و آخركم و انسكم و جنّكم اجتمعوا على اتقى قلب رجل منكم لم يزد ذلك فى ملكى شيئا عبادى! لو انّ اوّلكم و آخركم و انسكم و جنّكم اجتمعوا على افجر قلب رجل منكم لم ينقص ذلك من ملكى شيئا.

حق تعالى وحى نمود به بعض انبياء در بعض كتب خود: بندگان من! اگر اولين و آخرين شما و انس و جن شما، مجتمع شويد بر پرهيزكارترين قلب شخصى از شما، نيفزايد در ملك من چيزى را. بندگان من! اگر اولين و آخرين شما و انس و جن شما جمع شويد بر فاجرترين قلب شخصى از شما، كم‌


«1» تفسير ابو الفتوح رازى، جلد 6، صفحه 114.

جلد 7 - صفحه 22

نگرداند از ملك من چيزى را.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ «7» وَ قالَ مُوسى‌ إِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً فَإِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ حَمِيدٌ «8» أَ لَمْ يَأْتِكُمْ نَبَؤُا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَ عادٍ وَ ثَمُودَ وَ الَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ لا يَعْلَمُهُمْ إِلاَّ اللَّهُ جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَرَدُّوا أَيْدِيَهُمْ فِي أَفْواهِهِمْ وَ قالُوا إِنَّا كَفَرْنا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ وَ إِنَّا لَفِي شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونَنا إِلَيْهِ مُرِيبٍ «9» قالَتْ رُسُلُهُمْ أَ فِي اللَّهِ شَكٌّ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَ يُؤَخِّرَكُمْ إِلى‌ أَجَلٍ مُسَمًّى قالُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُنا تُرِيدُونَ أَنْ تَصُدُّونا عَمَّا كانَ يَعْبُدُ آباؤُنا فَأْتُونا بِسُلْطانٍ مُبِينٍ «10»

ترجمه‌

و هنگاميكه اعلام نمود پروردگار شما كه اگر شكر كنيد هر آينه زياد ميكنم نعمت شما را و اگر كفران نمائيد همانا عذاب من هر آينه سخت است‌

و گفت موسى اگر كافر شويد شما و هر كه در زمين است تمامى پس همانا خداوند هر آينه بى‌نياز ستوده است‌

آيا نيامد شما را خبر آنانكه بودند پيش از شما، قوم نوح و عاد و ثمود و آنانكه بودند بعد از آنها كه نميداند ايشانرا مگر خدا آمدند نزد آنها پيغمبرانشان با معجزات پس برگرداندند دستهاشان را در دهانهاى ايشان و گفتند همانا ما كافر شديم بآنچه فرستاده شديد بآن و همانا ما هر آينه در شكى هستيم از آنچه ميخوانيد ما را بسوى آن كه بگمان اندازنده است‌

گفتند پيغمبرانشان آيا در خدا شكّ است كه پديد آورنده آسمانها و زمين است ميخواند شما را تا بيامرزد براى شما از گناهانتان و تأخير اندازد شما را تا زمانى نامبرده شده گفتند نيستيد شما مگر انسانى مانند ما ميخواهيد باز داريد ما را از آنچه بودند كه عبادت ميكردند پدران ما پس بياوريد براى ما حجّتى روشن..

تفسير

خطاب به بنى اسرائيل است يعنى و ياد آوريد وقتى را كه اعلام فرمود پروردگار شما كه اگر شكر نعمت نجات از فرعونيان و ساير نعم الهى را بجاى آوريد بايمان و عمل صالح زياد ميكنم نعمت خود را بر شما و اگر كفران نمائيد بكفر و معصيت بعذاب شديد من گرفتار خواهيد شد در كافى از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه خداوند انعام نفرموده است بر بنده‌اى نعمتى را كه شناخته باشد آنرا بقلبش و حمد نموده باشد خدا را ظاهرا بزبانش و تمام شده باشد كلام او مگر آنكه امر خواهد شد از براى او بزيادتى نعمت و در مجمع و قمّى ره و عيّاشى ره نيز اين معنى را نقل نموده‌اند و نيز از آنحضرت روايت شده است كه انعام نفرموده است خداوند بر بنده‌اى نعمتى را از كوچك و بزرگ كه پس از آن گفته باشد الحمد للّه مگر آنكه‌


جلد 3 صفحه 222

ادا نموده است شكر آنرا و پس از اين اعلام حضرت موسى به بنى اسرائيل فرمود كه تصوّر نكنيد خداوند احتياجى بشكر شما دارد اگر شما و تمام اهل زمين از جن و انس كافر شوند خداوند بى‌نياز از آنها و شكرشان است و ستوده است بذات خود اگر چه هيچ كس ستايش او را نكند و حمد او را بجا نياورد چون خودش و ملائكه و ذرات مخلوقات بزبان حال و مقال حمد و ثناى الهى را بجا مى‌آورند پس ضرر كفران عائد كسانى ميشود كه بوظيفه خود قيام ننمودند و خود را از مزيد نعمت محروم و بعذاب شديد گرفتار كردند آيا بشما نرسيده است خبر اقوام سابقه از قبيل قوم نوح و عاد و ثمود و كسانيكه بعد از آنها بودند كه بواسطه كثرت عدد آنها كسى علم باشخاص و احوالشان ندارد جز خدا و آنكه پيغمبرانى داشتند كه با معجزات با هرات بر آنها مبعوث بودند و مورد اعتناء آنها نشدند بلكه دستهاى خودشان را برگرداندند بجانب دهانهاى پيغمبرانشان براى اشاره نمودن بسكوت ايشان يعنى زياد حرف نزنيد كسى گوش بسخن شما نميدهد كه از جمله فردّوا ايديهم فى افواههم بفرمايش قمّى ره استفاده ميشود و بنظر حقير ظاهر است اگر چه وجوه ديگرى هم از ابن عبّاس و ساير مفسّرين براى اين جمله نقل شده است كه خالى از خلل نيست و صريحا منكر توحيد خدا شدند و اظهار شكّ نمودند آنهم نه شكّ بدوى كه باندك تأمّلى رفع شود بلكه شكّى كه موجب ترديد و تحيّر گردد و پيغمبران در جواب آنها فرمودند اين چه اظهارى است كه ميكنيد آيا در وجود خدا و توحيد او شكّ است با آنكه واضح است كه اين آسمانها و زمين خالقى دارد و آن يك است چون اگر دو باشد فساد و اختلال نظام حاصل ميشود و معلوم است كه او حاجتى بشما ندارد دعوت فرموده است از شما بتوسط ما براى آنكه از كفر و معصيت توبه نمائيد و او گناهان شما را بيامرزد و عذاب را از شما دور كند تا عمر طبيعى كنيد و باجل مقدر الهى از دنيا برويد و ببهشت جاويد و اصل شويد و آنها در جواب گفتند شما فضيلتى بر ما نداريد بلكه بشرى هستيد مانند ما چه موجب شده است كه شما پيغمبر باشيد و ما امت لابد شما ميخواهيد ما را از دين پدران خودمان باز داريد و بر ما رياست كنيد پس بايد غير از آنچه را كه خودتان آورديد از معجزات معجزه‌اى را كه ما ميخواهيم براى واضح شدن امر بياوريد تا ما بشما ايمان بياوريم.


جلد 3 صفحه 223

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ قال‌َ مُوسي‌ إِن‌ تَكفُرُوا أَنتُم‌ وَ مَن‌ فِي‌ الأَرض‌ِ جَمِيعاً فَإِن‌َّ اللّه‌َ لَغَنِي‌ٌّ حَمِيدٌ «8»

و فرمود موسي‌ بقوم‌ ‌خود‌ ‌اگر‌ كافر شويد ‌شما‌ و ‌هر‌ ‌که‌ ‌در‌ روي‌ زمين‌ ‌است‌ تمام‌ ‌شما‌ ‌پس‌ محققا خداوند بي‌نياز ‌است‌ و ‌از‌ شئوناتش‌ كاسته‌ نميشود كامل‌ فوق‌ كمال‌ ‌است‌.

وَ قال‌َ مُوسي‌ إِن‌ تَكفُرُوا أَنتُم‌ خطاب‌ بقوم‌ ‌خود‌ بني‌ اسرائيل‌ ‌که‌ بسيار نزديك‌ بكفر بودند و ‌هر‌ صباحي‌ يك‌ راه‌ كفر ‌را‌ اتخاذ ميكردند يك‌ روز گوساله‌ پرست‌ شدند يك‌ روز گفتند بموسي‌ اجعَل‌ لَنا إِلهاً كَما لَهُم‌ آلِهَةٌ يك‌ روز گفتند أَرِنَا اللّه‌َ جَهرَةً و ‌غير‌ اينها ‌پس‌ ‌از‌ موسي‌ ‌در‌ ‌هر‌ عصري‌ ‌در‌ شرك‌ و كفر سير كردند ‌که‌ شرح‌ ‌آن‌ ‌را‌ ‌در‌ كلم‌ الطيب‌ مجلد اول‌ ‌از‌ صفحه‌ 262 ‌الي‌ 274 ‌در‌ 13 صفحه‌ بيان‌ كرده‌ايم‌ مراجعه‌ كنيد.

وَ مَن‌ فِي‌ الأَرض‌ِ جَمِيعاً ‌که‌ ‌بر‌ فرض‌ يك‌ مؤمن‌ ‌در‌ روي‌ زمين‌ نباشد بقدر خردلي‌ ‌در‌ ذات‌ اقدس‌ ‌او‌ تغيير و نقصي‌ وارد نميشود چنانچه‌ ‌اگر‌ تمام‌ مؤمن‌ و موحد و مطيع‌ باشند بقدر ذره‌اي‌ ‌بر‌ خدايي‌ ‌او‌ افزوده‌ نميشود نفع‌ و ضرر ايمان‌

جلد 11 - صفحه 365

و كفر و اطاعت‌ و معصيت‌ بخود انسان‌ متوجه‌ ميشود.

فَإِن‌َّ اللّه‌َ غَنِي‌ٌّ حَمِيدٌ ‌در‌ معناي‌ غني‌ بسياري‌ گفتند بمعني‌ سلب‌ احتياج‌ ‌است‌ ‌که‌ جامع‌ جميع‌ صفات‌ سلبيّه‌ ميشود ‌که‌ ‌در‌ نصاب‌ ميگويد.

نه‌ مركب‌ ‌بود‌ و جسم‌ نه‌ مرئي‌ نه‌ محل‌

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 8)- این آیه تأیید و تکمیلی است برای بحث شکرگزاری و کفران که در آیه قبل گذشت، و آن در ضمن سخنی از زبان موسی بن عمران نقل شده است، می‌فرماید: «و موسی به بنی اسرائیل یادآور شد که اگر شما و تمام مردم روی زمین کافر شوید (و نعمت خدا را کفران کنید هیچ زیانی به او نمی‌رسانید) چرا که او بی‌نیاز و ستوده است» (وَ قالَ مُوسی إِنْ تَکْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً فَإِنَّ اللَّهَ لَغَنِیٌّ حَمِیدٌ).

در حقیقت شکر نعمت و ایمان آوردن به خدا مایه افزونی نعمت شما و تکامل و افتخار خودتان است و گر نه خداوند آنچنان بی‌نیاز است که اگر تمام کائنات کافر گردند، بر دامان کبریایی او گردی نمی‌نشیند.

نکات آیه

۱- موسى(ع) در راستاى رسالت خویش به بنى اسرائیل اعلام کرد که کفر آنان و تمامى ساکنان زمین زیانى به خداوند نمى رساند. (و قال موسى إن تکفروا أنتم و من فى الأرض جمیعًا فإن الله لغنى حمید) «إن» در «إن تکفروا» شرطیه است و جواب آن «لم یتضرر هو» مى باشد که محذوف است و «فإن الله لغنى» تعلیل جزاى شرط محذوف مى باشد.

۲- بنى اسرائیل مى پنداشتند خداوند از ایمان و یا کفر آنان بهره مند مى شود یا زیان مى بیند. (و قال موسى إن تکفروا أنتم و من فى الأرض جمیعًا فإن الله لغنى حمید)

۳- کفران نعمتهاى خداوند هیچگونه زیانى به او نمى رساند. (إن تکفروا أنتم و من فى الأرض جمیعًا) مراد از «إن تکفروا» به قرینه «و لئن کفرتم»که به معناى کفران بود، مى تواند ناسپاسى در برابر نعمتهاى خدا باشد.

۴- موسى(ع)، بنى اسرائیل را از کفران نعمتهاى الهى برحذر داشت. (و إذ قال موسى لقومه اذکروا نعمة الله علیکم ... و قال موسى إن تکفروا أنتم و من فى الأرض جمیعًا)

۵- فایده شکر نعمت و ضرر و زیان کفران آن به خود انسان باز مى گردد. (لئن شکرتم لأزیدنّکم و ... إن تکفروا أنتم و من فى الأرض جمیعًا فإن الله لغنى حمید)

۶- خداوند، غنى (بى نیاز) و حمید (ستودنى) است. (فإن الله لغنى حمید)

۷- بى نیازى و ستودگى خداوند، دلیل زیان ندیدن او از کفر مردم (إن تکفروا أنتم و من فى الأرض جمیعًا فإن الله لغنى حمید) «فإن الله لغنى حمید» در مقام تعلیل جزاى شرط محذوف است . در این صورت، معنا چنین مى شود: چون خداوند بى نیاز است، کفران شما به او زیانى نمى رساند.

موضوعات مرتبط

  • اسماء و صفات: حمید ۶; غنى ۶
  • بنی اسرائیل: بینش غلط بنی اسرائیل ۲; کفر بنی اسرائیل ۱; نهى بنی اسرائیل ۴
  • حمد: حمد خدا ۷
  • خدا: آثار بی نیازى خدا ۷; خدا و ایمان انسان ها ۲; خدا و کفر انسان ها ۲، ۷; دلایل زیان ناپذیرى خدا ۷; زیان ناپذیرى خدا ۱، ۳
  • خود: زیان به خود ۵
  • شکر: فواید شکر نعمت ۵
  • عمل: آثار عمل ۵
  • کفر: آثار کفر ۱
  • کفران: آثار کفران نعمت ۳; زیان کفران نعمت ۵; نهى از کفران نعمت ۴
  • موسى(ع): رسالت موسى(ع) ۱; نواهى موسى(ع) ۴

منابع