ابراهيم ٣١

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

به بندگان من که ایمان آورده‌اند بگو نماز را برپا دارند؛ و از آنچه به آنها روزی داده‌ایم، پنهان و آشکار، انفاق کنند؛ پیش از آنکه روزی فرا رسد که نه در آن خرید و فروش است، و نه دوستی! (نه با مال می‌توانند از کیفر خدا رهایی یابند، و نه با پیوندهای مادی!)

|به بندگان من كه ايمان آورده‌اند بگو نماز را بر پا دارند و از آنچه روزيشان كرده‌ايم در نهان و آشكار انفاق كنند پيش از آن كه روزى فرا رسد كه در آن نه داد و ستدى باشد و نه رفاقتى

به آن بندگانم كه ايمان آورده‌اند بگو: «نماز را بر پا دارند و از آنچه به ايشان روزى داده‌ايم، پنهان و آشكارا انفاق كنند، پيش از آنكه روزى فرا رسد كه در آن نه داد و ستدى باشد و نه دوستيى.»

به آن بندگان من که ایمان آوردند بگو نماز به پا دارند و از آنچه روزی آنها کردیم در نهان و آشکار انفاق کنند پیش از آنکه بیاید روزی که نه چیزی توان خرید و نه دوستی کسی (جز خدا) به کار آید.

به بندگان مؤمنم بگو: نماز را بر پا دارند، و از آنچه روزی آنان کرده ایم، پنهان و آشکار، انفاق کنند، پیش از آنکه روزی فرا رسد که در آن نه داد و ستدی است و نه پیوند دوستی و رفاقت.

به بندگان من كه ايمان آورده‌اند بگو تا نماز بگزارند و از آنچه روزيشان داده‌ايم نهان و آشكارا انفاق كنند، پيش از آنكه روزى فرا رسد كه در آن نه خريد و فروختى باشد و نه هيچ دوستيى به كار آيد.

بگو به آن بندگانم که ایمان آورده‌اند تا نماز را برپا دارند و پیش از آمدن روزی که در آن نه خرید و فروشی هست و نه دوستی، از آنچه روزیشان کرده‌ایم، پنهان و آشکارا ببخشند

به بندگان من كه ايمان آورده‌اند بگو: نماز را برپا دارند و از آنچه روزيشان كرده‌ايم نهان و آشكارا انفاق كنند پيش از آنكه روزى بيايد كه در آن نه خريد و فروختى باشد و نه دوستيى [كه در غير راه خدا باشد].

(ای محمّد!) بگو به بندگان مؤمن من: باید نماز را به گونه‌ی شایسته بخوانند و از آنچه بدیشان داده‌ایم مقداری را در پنهان و آشکار ببخشند پیش از آن که روزی فرا رسد که در آن معامله و دوستی نیست (تا کسی بتواند سودی به وسیله‌ی خرید و فروش یا این که به سبب همنشینی و دوستی فراچنگ آورد و با رشوه یا رابطه از چنگال کیفر خدا رهائی یابد).

به [آن] بندگانم که ایمان آورده‌اند بگو (که‌) نماز را بر پا دارند و از آنچه به ایشان روزی دادیم، پنهان و آشکارا انفاق کنند، پیش از آنکه روزی فرا رسد که در آن نه داد و ستدی باشد و نه دوستی‌ها و همبستگی‌هایی.

بگو به بندگان من آنان که ایمان آوردند بپای دارند نماز را و بدهند از آنچه روزیشان دادیم نهان و آشکارا پیش از آنکه بیاید روزی که نیست سوداگریی در آن و نه دوستیی‌


ابراهيم ٣٠ آیه ٣١ ابراهيم ٣٢
سوره : سوره ابراهيم
نزول : ١٢ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٢٤
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«یُقِیمُوا ... وَ یُنفِقُوا ....»: این دو فعل مجزومند به لام امری که محذوف است و در اصل چنین است: لِیُقِیمُوا ... وَ لِیُنفِقُوا. «بَیْعٌ»: معامله. خرید و فروش. «خِلالٌ»: رفاقت و دوستی (نگا: بقره / .

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر


تفسیر نور (محسن قرائتی)


قُلْ لِعِبادِيَ الَّذِينَ آمَنُوا يُقِيمُوا الصَّلاةَ وَ يُنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِيَةً مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لا بَيْعٌ فِيهِ وَ لا خِلالٌ «31»

(اى پيامبر) به بندگان من (آنان) كه ايمان آورده‌اند، بگو: نماز را برپا دارند، و از آنچه به آنان روزى داده‌ايم، پنهان و آشكار انفاق كنند قبل از آن كه روزى فرا رسد كه در آن نه دادوستدى باشد و نه دوستى و رابطه‌اى.

نکته ها

انفاق آشكار، سبب تربيت نسل وتشويق ديگران ورفع تهمت از خود است و انفاق پنهانى عامل رشد و اخلاص است. البتّه بعضى مفسّران گفته‌اند: انفاق علنى مربوط به انفاق‌هاى واجب مثل خمس و زكات است و انفاق مخفى مربوط به موارد مستحبّ مثل صدقه است.

با اين‌كه هر يك از انفاق آشكار و پنهان آثارى دارند، ولى شايد بتوان گفت، انفاق پنهان بهتر است، چون در اين آيه‌ «سِرًّا» بر «عَلانِيَةً» مقدّم شده است.

پیام ها

1- براى فرمان دادن، به طرف خود شخصيّت دهيد. «لِعِبادِيَ»

بندگى خدا مدال افتخار مومنان است.


«1». ابراهيم، 35- 36.

جلد 4 - صفحه 415

2- ايمان قلبى كافى نيست، نماز، انفاق و عمل صالح لازم است. «آمَنُوا يُقِيمُوا الصَّلاةَ وَ يُنْفِقُوا»

3- اسلام دين جامع است. رابطه با خدا و كمك به محرومان، در كنار هم و شرط قبولى يكديگرند. «يُقِيمُوا الصَّلاةَ وَ يُنْفِقُوا»

4- مورد انفاق، تنها مال نيست، از هر چه داريم بايد انفاق كنيم. (چه علم و ثروت، چه آبرو و قدرت) «مِمَّا رَزَقْناهُمْ»

5- انفاق بايد از رزق خدا يعنى مال حلال باشد، نه از هر مالى كه داشتيم. فرمود:

«رَزَقْناهُمْ» و نفرمود «عندكم»

6- انفاق بايد گاهى پنهان و گاهى آشكارا باشد. «سِرًّا وَ عَلانِيَةً»

7- از فرصت‌ها استفاده كنيد. مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ‌ ...

8- اگر دنبال تجارت هستيد در دنيا با خدا معامله كنيد، زيرا كه در قيامت هيچ داد و ستدى نيست. «يَوْمٌ لا بَيْعٌ فِيهِ»

9- با پول و پارتى نمى‌توان از عذاب قيامت فرار كرد. «لا بَيْعٌ فِيهِ وَ لا خِلالٌ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



قُلْ لِعِبادِيَ الَّذِينَ آمَنُوا يُقِيمُوا الصَّلاةَ وَ يُنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِيَةً مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لا بَيْعٌ فِيهِ وَ لا خِلالٌ (31)

قُلْ لِعِبادِيَ الَّذِينَ آمَنُوا: بگو اى پيغمبر، يعنى امر فرما بندگان مرا كه ايمان آورنده‌اند.

نكته: تخصيص مؤمنين به اضافه به جهت تعظيم ايشان، و تنبيه بر آنكه ايشانند اقامه كنندگان حقوق عبوديت، يُقِيمُوا الصَّلاةَ: بپا دارند نماز را.

تحقيق: محققين جملات انشائيه كه به طريق اخبار متكلم بيان نمايد: مثل «يقيموا و ينفقوا» و امثال آن، ظهور در وجوب بلكه اولى خواهد بود در وجوب؛ زيرا ورودش بدين طريق كاشف است از آنكه فعل در محبوبيت در نظر آمر به مرتبه‌اى است كه راضى به ترك آن نيست و هميشه مكلف را نسبت به آن فعل ممتثل خواهد؛ بنابراين آيه شريفه امر وجوبى است، يعنى بپاى داريد نماز را.

وَ يُنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ‌: و انفاق كنند از آنچه روزى فرموديم ايشان را، يعنى بدهند حقوق واجبه را از زكات و نفقات واجبه. سِرًّا وَ عَلانِيَةً: نفقه پنهانى و نفقه آشكارا، يعنى در همه احوال اشتغال به انفاق نمايند. و نزد اكثر مفسرين مراد از صدقه سرى، صدقه مستحب، و به علانيه، صدقات واجبه باشد؛ زيرا در صدقه مستحب پنهانى اولى است به جهت دورى از ريا، و در صدقه واجبه آشكارا براى رفع تهمت و ترغيب: مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ‌: انفاق كنيد پيش از آنكه بيايد روزى كه: لا بَيْعٌ فِيهِ‌: در آن خريد و فروش نباشد تا مقصر چيزى بخرد كه به آن تدارك نمايد تقصير را. وَ لا خِلالٌ‌: و نه دوستى‌

جلد 7 - صفحه 55

نمودن با هم تا دوست شفيع او شود. در مجمع‌ «1» فرمايد: مراد به بيع، اعطاء بدل است تا به آن خلاص شوند از آتش، نه آنكه مبايعه باشد و مراد «خلال» محابه و مصادقه است. يعنى كفار به جهت فقد مصادقه نتوانند كه خليلى و صديقى در آن روز يابند تا شفاعت آنان كنند، چه همه دوستان آنها دشمن گردند.

لقوله تعالى‌ (الْأَخِلَّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ) «2» پس اى عزيز من، عمر را اعتبارى نيست و زندگانى دنيا را بقائى نى، دنيا گذشتنى و چشم خواهش و آرزو به خاك انباشتنى، از خواب غفلت بيدار و براى عاقبت خود فكرى كن و از مال دنيا توشه تهيه نما.

برگ عيشى به گور خويش فرست‌

كسى نيارد ز پس تو پيش فرست‌

اين همه فريادها در عالم براى عاقبت بنى آدم بيهوده نيست.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


قُلْ لِعِبادِيَ الَّذِينَ آمَنُوا يُقِيمُوا الصَّلاةَ وَ يُنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِيَةً مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لا بَيْعٌ فِيهِ وَ لا خِلالٌ (31) اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَراتِ رِزْقاً لَكُمْ وَ سَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ لِتَجْرِيَ فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَ سَخَّرَ لَكُمُ الْأَنْهارَ (32) وَ سَخَّرَ لَكُمُ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ دائِبَيْنِ وَ سَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ (33) وَ آتاكُمْ مِنْ كُلِّ ما سَأَلْتُمُوهُ وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها إِنَّ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ (34)

ترجمه‌

بگو مر بندگان مرا آنانكه ايمان آوردند بر پاى دارند نماز را و انفاق كنند از آنچه روزى داديم ايشانرا در نهان و آشكارا پيش از آنكه بيايد روز كه نباشد داد و ستدى در آن و نه دوستى‌ئى‌

خدا است آنكه آفريد آسمانها و زمين را و نازل نمود از آسمان آب را پس بيرون آورد بآن از ميوه‌ها روزى براى شما و مسخر گردانيد براى شما كشتى را تا روان شود در دريا بفرمانش و مسخّر گردانيد براى شما نهرها را

و مسخّر فرمود براى شما آفتاب و ماه را دو گردش كننده مستمرّ و مسخّر فرمود براى شما شب و روز را

و داد بشما از هر چه خواستيد از او و اگر بشماريد نعمت خدا را بشمار در نياوريد آنرا همانا انسان هر آينه بسيار ستمكار ناسپاس است..

تفسير

امر است به پيغمبر اكرم كه امر فرمايد اهل ايمان را براى احقيّت ايشان باقامه نماز كه بر پا دارند آنرا در مواقيت معيّنه بخواندن و بتهيّه وسائل آن و نيز امر فرمايد بانفاق و صرف نمودن بعض آنچه را خداوند بايشان عطا فرموده در راه او خواه پنهان باشد خواه آشكار و بعضى پنهان را بصدقه مستحبّه و آشكار


جلد 3 صفحه 232

را بزكوة مفروضه تفسير نموده‌اند و در روايت عيّاشى ره بحقوقيكه غير از زكوة مفروضه است تفسير شده در هر حال اين وقت و مال را بايد صرف نمود براى روز كه در آنروز نميتوان معامله‌اى نمود و خريد و فروشى كرد كه باين وسيله فدائى داد و خود را از آتش جهنّم خلاص نمود و نميتوان دوستى گرفت كه بشفاعت آن از عذاب الهى نجات يافت چون هر كس در آنروز بخود مشغول است بطوريكه توجّه بديگرى ندارد و در بين كفّار دوستى‌ئى نيست بلكه همه با يكديگر دشمنند «برگ عيشى بگور خويش فرست كس نيارد ز پس تو پيش فرست» و بايد دانست كه مستحقّ عبادت و پرستش خدا است كه آفريد آسمانها و زمين را براى بندگان تا در زير آنها و بالاى آن جاى گيرند و فرو ريخت از آسمان باران رحمت را پس بيرون آورد بوسيله آن از مأكول و ملبوس و مفروش و غيرها آنچه مرزوق و مقدّر ايشان باشد و در تحت فرمان بندگان قرار داد كشتى را تا جارى شود در دريا بوزيدن باد بامر خدا و در تحت تصرّف ايشان قرار داد نهرهاى بزرگ و كوچك را و مسخّر فرمود براى انتفاع آنها آفتاب و ماه را كه پيوسته بر دأب و عادت خود حركت كنند و منافع خود را بخلق برسانند و مسخّر فرمود شب و روز را براى آسايش مردم در يكى و كسب معيشت در ديگرى كه همه بر نفع ايشان است و عطا فرمود بآنها بعض آنچه را كه خواستند از او يعنى آنچه را مطابق باصلاح آنها و خالى از فساد بود و در مجمع از صادقين عليهما السلام نقل نموده كه قرائت فرمودند من كل بتنوين و بنابراين مفعول آتاكم مذكور است بخلاف قرائت باضافه كه مفعول سؤلكم مقدّر است و معنى ظاهرا يكى است و بعضى ما را نافيه گرفته‌اند يعنى عطا فرموده است از هر چيزيكه سؤال ننموديد از او آنرا چه رسد بآنكه سؤال نموده باشيد و مؤيّد اين معنى است روايت عيّاشى ره از امام باقر عليه السّلام كه فرمود جامه و چيزيكه سؤال ننمودى آنرا از او عطا فرموده است بتو و محتمل است مراد از ما سئلتموه چيزى كه سزاوار سؤال است باشد خواه سؤال شود خواه نشود در هر حال نعم الهى كه شكر آن عقلا واجب است بقدرى است كه كسى قدرت تعداد انواع آنرا ندارد چه رسد به افراد آن هر نفسى كه فرو ميرود ممدّ حيات است و چون بر ميآيد مفرح ذات پس در هر نفسى دو نعمت موجود و بر هر نعمتى شكرى واجب از دست و زبان كه بر آيد كز عهده شكرش بدر


جلد 3 صفحه 233

آيد شكر گذارى هم نعمتى است كه شكرش واجب است و همانا انسان بالطبع بسى ستمكار است بر نفس خود بترك شكر بر نعمت و بسيار كفران نعمت و ناشكرى كننده است اگر خداوند با او كمك نفرمايد بتوفيق شكر گذارى و اطاعت و ترك معصيت ..

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


قُل‌ لِعِبادِي‌َ الَّذِين‌َ آمَنُوا يُقِيمُوا الصَّلاةَ وَ يُنفِقُوا مِمّا رَزَقناهُم‌ سِرًّا وَ عَلانِيَةً مِن‌ قَبل‌ِ أَن‌ يَأتِي‌َ يَوم‌ٌ لا بَيع‌ٌ فِيه‌ِ وَ لا خِلال‌ٌ (31)

بفرما ‌براي‌ بندگان‌ ‌من‌ كساني‌ ‌که‌ ايمان‌ آورده‌اند بپا دارند نماز ‌را‌ و انفاق‌ كنند ‌از‌ آنچه‌ ‌ما روزي‌ ‌آنها‌ كرده‌ايم‌ ‌هم‌ سرا ‌در‌ پنهاني‌ و ‌هم‌ علانية و آشكارا ‌از‌ پيش‌ ‌از‌ آني‌ ‌که‌ بيايد روزي‌ ‌که‌ نه‌ بيعي‌ ‌در‌ ‌او‌ هست‌ و نه‌ دوستي‌ و خلّتي‌.

قُل‌ لِعِبادِي‌َ الَّذِين‌َ آمَنُوا ‌که‌ بايمان‌ تنها قناعت‌ نكنيد ايمان‌ درختي‌ ‌است‌ ‌در‌ قلب‌ كشت‌ ميشود و مقدمات‌ و مؤخّراتي‌ دارد مقدماتش‌ آنكه‌ زمين‌ قلب‌ بايد آماده‌ ‌باشد‌، ‌از‌ اخلاق‌ خبيثه‌ و صفات‌ قبيحه‌ پاك‌ ‌باشد‌ و متخلق‌ بصفات‌ حميده‌ و اخلاق‌ حسنه‌ شود ‌تا‌ درخت‌ ايمان‌ ‌در‌ ‌او‌ رشد كند و فاسد نشود. و مؤخّراتش‌ اينكه‌ بايد آبياري‌ شود باعمال‌ صالحه‌ و عبادات‌ صحيحه‌ ‌که‌ اعظم‌ ‌آنها‌ نماز ‌است‌ يُقِيمُوا الصَّلاةَ نماز ‌در‌ ايمان‌ بسيار مدخليت‌ دارد ‌که‌ ‌در‌ حديث‌ ‌است‌

جلد 11 - صفحه 390

حديث‌ معتبر

(الصلاة عمود الدين‌)

‌اگر‌ عمود نباشد دين‌ ‌از‌ ‌بين‌ ميرود

(الصلاة خير موضوع‌ ‌ان‌ قبلت‌ قبل‌ ‌ما سواها و ‌ان‌ ردّت‌ ردّ ‌ما سواها)

(عنوان‌ صحيفة المؤمن‌ الصلاة)

(الصلاة معراج‌ المؤمن‌)

(اول‌ ‌ما يحاسب‌ ‌به‌ العبد يوم القيمة الصلاة)

و ‌غير‌ اينها ‌که‌ ‌در‌ آيات‌ بسيار سفارش‌ نماز ‌شده‌ و امروزه‌ اكثر ‌ يا ‌ تارك‌ الصلاة هستند ‌ يا ‌ ضايع‌ الصلاة، و اقامه‌ نماز نگاهداري‌ ‌او‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌در‌ جامعه‌ مؤمنين‌ ‌از‌ ‌بين‌ نرود و مراعات‌ شرايط و اجزاء و منافيات‌ و مبطلات‌ و شكيات‌ و سهويات‌ ‌آن‌ بشود.

وَ يُنفِقُوا مِمّا رَزَقناهُم‌ زكاة اموال‌ ‌را‌ بدهند ‌که‌ عقوبت‌ مانع‌ الزكاة قبل‌ ‌از‌ موت‌ ‌در‌ همان‌ حال‌ نزع‌ ميرسد ‌که‌ ميگويد لَو لا أَخَّرتَنِي‌ إِلي‌ أَجَل‌ٍ قَرِيب‌ٍ فَأَصَّدَّق‌َ وَ أَكُن‌ مِن‌َ الصّالِحِين‌َ منافقون‌ ‌آيه‌ 10.

سِرًّا وَ عَلانِيَةً موارد مختلف‌ ‌است‌ ‌در‌ جايي‌ ‌که‌ شبهه‌ رياء و سمعه‌ ‌است‌ سرا و ‌در‌ جايي‌ ‌که‌ تشويق‌ ديگران‌ ميشود علانيه‌ و بعضي‌ گفتند ‌در‌ فرائض‌ علانيه‌ لدفع‌ التهمة و ‌در‌ نوافل‌ سرّا لدفع‌ شبهة الرياء و ‌در‌ حكم‌ زكاة ‌است‌ ساير انفاقات‌ واجبه‌ خمس‌، واجب‌ النفقه‌، اعلاء كلمه‌ اسلام‌، دفع‌ شر اشرار و ‌غير‌ اينها ‌حتي‌ انفاق‌ علم‌ و انفاق‌ قوي‌ ‌در‌ قضاء حوائج‌ مؤمنين‌.

مِن‌ قَبل‌ِ أَن‌ يَأتِي‌َ يَوم‌ٌ ‌که‌ روز قيامت‌ ‌باشد‌ لا بَيع‌ٌ فِيه‌ِ ‌يعني‌ مبادله‌ نيست‌ ‌که‌ احدي‌ ‌را‌ بجاي‌ ديگر تبديل‌ كنيم‌ و مؤاخذه‌ كنيم‌ كُل‌ُّ نَفس‌ٍ بِما كَسَبَت‌ رَهِينَةٌ مدثر ‌آيه‌ 37 وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزرَ أُخري‌ انعام‌ ‌آيه‌ 164.

و ‌لا‌ خلال‌ دوستي‌ نيست‌ ‌که‌ ميفرمايد الأَخِلّاءُ يَومَئِذٍ بَعضُهُم‌ لِبَعض‌ٍ عَدُوٌّ إِلَّا المُتَّقِين‌َ زخرف‌ ‌آيه‌ 67.

391

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 31)- عظمت انسان از دیدگاه قرآن: در تعقیب آیات گذشته که از برنامه مشرکان و کسانی که کفران نعمتهای الهی کردند سخن می‌گفت، در اینجا

ج2، ص510

سخن از برنامه بندگان راستین و نعمتهای بی‌انتهای اوست که بر مردم نازل شده.

نخست می‌گوید: «به بندگان من که ایمان آورده‌اند بگو: نماز را بر پای دارند و از آنچه به آنها روزی داده‌ایم در پنهان و آشکار انفاق کنند» (قُلْ لِعِبادِیَ الَّذِینَ آمَنُوا یُقِیمُوا الصَّلاةَ وَ یُنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِیَةً).

چرا که ایمان در صورتی ریشه‌دار است که در عمل متجلّی شود و انسان را از یک سو به خدا نزدیک کند و از سوی دیگر به بندگانش! «پیش از آن که روزی فرا رسد که نه در آن خرید و فروش است و نه دوستی» نه با مال می‌توانند از کیفر خدا رهایی یابند و نه با پیوندهای مادی! (مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ یَوْمٌ لا بَیْعٌ فِیهِ وَ لا خِلالٌ).

نکات آیه

۱- پیامبر(ص)، مأمور ابلاغ فرمان اقامه نماز و انفاق به مؤمنان (قل لعبادى الذین ءامنوا یقیموا الصلوة و ینفقوا)

۲- بندگان راستین و مؤمن برخوردار از لطف و عنایت ویژه خداوند و داراى مقام و منزلتى خاص در پیشگاه او (قل لعبادى) برداشت فوق بر این اساس است که اضافه در «عبادى» تشریفیه باشد.

۳- تشریع نماز و انفاق در مکه و پیش از هجرت پیامبر(ص) بود. (قل لعبادى الذین ءامنوا یقیموا الصلوة و ینفقوا) برداشت فوق با توجه به مکى بودن سوره ابراهیم است.

۴- اقامه نماز و انفاق از اهمیت ویژه اى در میان سایر فریضه ها و تکالیف الهى برخوردار است. (قل لعبادى الذین ءامنوا یقیموا الصلوة و ینفقوا) ذکر اقامه نماز و انفاق، پس از بیان صفت ایمان بندگان حقیقى و انتخاب این دو تکلیف از میان سایر تکالیف مى تواند بیانگر برداشت فوق باشد.

۵- اقامه نماز و انفاق در پنهان و آشکار، از ویژگیها و نشانه هاى بندگان راستین خداوند است. (قل لعبادى الذین ءامنوا یقیموا الصلوة و ینفقوا سرًّا و علانیة)

۶- انفاق، چه در نهان و چه در آشکار، پسندیده و ارزشمند است. (قل لعبادى ... و ینفقوا ممّا رزقنهم سرًّا و علانیة) از اینکه خداوند، انفاق در نهان و آشکار را باهم ستوده است برداشت فوق استفاده مى شود.

۷- توجه به منشأ خدایى داشتن داراییها و ثروتها، مشوّق انسانها به انفاق و بخشش است. (قل لعبادى ... و ینفقوا ممّا رزقنهم) از اینکه خداوند، اموال و امکانات انسان را به خود نسبت داد و آنها را روزى خدادادى دانست مى توان برداشت فوق را به دست آورد.

۸- انفاق در نهان، پسندیده تر و ارزشمندتر از انفاق آشکار است.* (و ینفقوا ممّا رزقنهم سرًّا و علانیة) تقدم انفاق سرّى بر انفاق آشکارا در آیه فوق، ممکن است بیانگر این حقیقت باشد که چون انفاق سرّى به دور از ریا و نفاق است، از شرافت بیشترى برخوردار مى باشد.

۹- تمامى امکانات مادى و معنوى انسان، رزق و روزى خدایى و از جانب اوست. (ینفقوا ممّا رزقنهم) جمله «ما رزقناهم» عام و شامل همه امکانات انسان، اعم از مادى چون اموال و ثروت، و معنوى، چون علم و... مى شود.

۱۰- انسان به هر مرحله از قرب و منزلت الهى برسد، نیازمند به عبادت (نماز و...) و خدمت به خلق (انفاق) است. (قل لعبادى الذین ءامنوا یقیموا الصلوة و ینفقوا ممّا رزقنهم) اضافه «عباد» به «یاء» متکلم، تشریفیه و بیانگر قرب و منزلت بندگان به پیشگاه خداوند است. بنابراین فرمان خداوند به آنان براى اقامه نماز و انفاق، نشانگر آن است که بنده، هر چند به مقام قرب الهى رسیده باشد، نیازمند به انجام دو فریضه نماز و انفاق است.

۱۱- تنها آن دسته از امکانات و داراییهایى که در چارچوب فرمانهاى الهى به دست آمده باشد، رزق و روزى خدا و شایسته انفاق است. (ینفقوا ممّا رزقنهم) جمله «ممّا رزقناهم» به منزله قید براى انفاق است; یعنى، آن دسته از اموالى که ما خواسته ایم و روزى شما کردیم انفاق کنید، نه از دیگر اموال.

۱۲- اعمال نیک انسان (نماز، انفاق و ...) داد و ستد و دوستى با خداوند است. (یقیموا الصلوة و ینفقوا ... من قبل أن یأتى یوم لابیع فیه و لاخلل)

۱۳- خداوند، فراخوان مؤمنان و بندگان خالص خویش به انفاق اموال خود، قبل از فرا رسیدن مرگ (قل لعبادى الذین ءامنوا ... و ینفقوا ... من قبل أن یأتى یوم لابیع فیه و لاخلل)

۱۴- لزوم استفاده از فرصتها و امکانات دنیوى پیش از فرا رسیدن مرگ (یقیموا الصلوة و ینفقوا ... من قبل أن یأتى یوم لابیع فیه و لاخلل)

۱۵- تنها زندگى دنیا، ظرف عمل و بستر تأمین سعادت اخروى است. (یقیموا الصلوة و ینفقوا ... من قبل أن یأتى یوم لابیع فیه و لاخلل)

۱۶- عالم آخرت، جاى هیچ گونه تلاش، سوداگرى و پیوند دوستى نیست و براى انسان کارساز نخواهد بود. (یقیموا الصلوة و ینفقوا ... من قبل أن یأتى یوم لابیع فیه و لاخلل)

روایات و احادیث

۱۷- «عن أبى عبدالله(ع) قال: ... و لکنّ الله عزّوجلّ فرض فى أموال الأغنیاء حقوقاً غیر الزکاة ... و قد قال الله عزّوجلّ: «ینفقوا ممّا رزقناهم سرّاً و علانیة»...;] از امام صادق(ع) روایت شده است که فرمود: ... ولى خداوند - عزّوجلّ - در اموال ثروتمندان، حقوقى را به غیر از زکات واجب کرده است... و خداوند - عزّوجلّ - فرموده: ینفقوا ممّا رزقناهم سرّاً و علانیة ...».

موضوعات مرتبط

  • آخرت: دوستى در آخرت ۱۶; قطع روابط در آخرت ۱۶; معامله در آخرت ۱۶; ویژگیهاى آخرت ۱۶
  • احکام ۱۷:
  • امکانات مادى: استفاده از امکانات مادى ۱۴; منشأ امکانات مادى ۹
  • امکانات معنوى: منشأ امکانات معنوى ۹
  • انسان: خدمت به انسان ها ۱۰; نیازهاى معنوى انسان ۱۰
  • انفاق: ارزش انفاق آشکار ۶، ۸; ارزش انفاق پنهانى ۶، ۸; انفاق از حلالها ۱۱; انفاق قبل از مرگ ۱۳; انفاق واجب ۱۷; اهمیت انفاق ۱، ۴، ۱۲; اهمیت انفاق آشکار ۵; اهمیت انفاق پنهانى ۵; تاریخ تشریع انفاق ۳; تشریع انفاق در مکه ۳; دعوت به انفاق ۱۳; زمینه انفاق ۷; شرایط انفاق ۱۱
  • انگیزش: عوامل انگیزش ۷
  • بندگان خدا: تقرب بندگان خدا ۲; دعوت از بندگان خدا ۱۳; نشانه هاى بندگان خدا ۵
  • تکلیف: مهمترین تکلیف ۴
  • خدا: دعوتهاى خدا ۱۳; دوستى با خدا ۱۲; رازقیت خدا ۹; روزیهاى خدا ۱۱; لطف خاص خدا ۲; معامله با خدا ۱۲
  • ذکر: آثار ذکر منشأ ثروت ۷
  • روزى: منشأ روزى ۹
  • سعادت: زمینه سعادت دنیوى ۱۵
  • عمل: اهمیت عمل پسندیده ۱۲; عمل پسندیده ۶; فرصت عمل ۱۵
  • فرصت: اهمیت استفاده از فرصت ۱۴
  • فقرا: حقوق فقرا ۱۷
  • لطف خدا: مشمولان لطف خدا ۲
  • مالک: مالک حقیقى ۷
  • مؤمنان: تقرب مؤمنان ۲; دعوت از مؤمنان ۱۳; مقامات مؤمنان ۲; نشانه هاى مؤمنان ۵
  • محمد(ص): رسالت محمد(ص) ۱
  • مقرّبان ۲: نیازهاى مقرّبان ۲ ۱۰
  • نماز: اهمیت برپایى نماز ۱، ۴، ۵; اهمیت نماز ۱۲; تاریخ تشریع نماز ۳; تشریع نماز در مکه ۳
  • نیازها: نیاز به انفاق ۱۰; نیاز به عبادت ۱۰; نیاز به نماز ۱۰
  • واجبات: واجبات مالى ۱۷

منابع

  1. کافى، ج ۳، ص ۴۹۸، ح ۸; تفسیربرهان، ج ۲، ص ۳۱۷- ، ح ۱.