ابراهيم ٢٠

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

و این کار برای خدا مشکل نیست!

|و اين بر خدا دشوار نيست

و اين [كار] بر خدا دشوار نيست.

و این کار اصلا بر خدا دشوار نیست.

و این [کار] بر خدا دشوار و گران نیست.

و اين بر خدا دشوار نيست.

و این بر خداوند دشوار نیست‌

و اين بر خدا دشوار نيست.

و این کارِ (میراندن شما و به جهان گسیل داشتن دیگران) برای خدا مشکل نیست.

و این کار بزرگ بر خدا(ی بزرگ) دشوار نیست.

و نیست آن بر خدا گران‌


ابراهيم ١٩ آیه ٢٠ ابراهيم ٢١
سوره : سوره ابراهيم
نزول : ١٢ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٦
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«عَزِیز»: سخت و مشکل.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر


تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ ما ذلِكَ عَلَى اللَّهِ بِعَزِيزٍ «20»

و اين تبديل و جابه جايى، براى خداوند سخت نيست.

نکته ها

قرآن، چندين بار فرموده: ما آسمان‌ها و زمين را بيهوده و بازيچه نيافريديم. «ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبِينَ» «1»، در جاى ديگر مى‌فرمايد: «ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما باطِلًا ذلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا» «2» آرى، اين كفّارند كه خلقت هستى را بى‌هدف و باطل مى‌پندارند.

پیام ها

1- آفرينش آسمان‌ها و زمين، بر اساس حكمت و مصلحت و هدفى شايسته انجام گرفته است. «بِالْحَقِّ»

2- خداوند، به بود ونبود ما نيازى ندارد، مغرور نشويم. «إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ»

3- هستى و دوام آن، به اراده و مشيّت الهى وابسته است. «إِنْ يَشَأْ»

4- جهان بدون انسان باطل است، حتّى اگر شما را ببريم، انسان‌هاى ديگرى را مى‌آوريم تا آفرينش آسمان‌ها و زمين بيهوده نباشد. «3» «يَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِيدٍ»


«1». دخان، 38.

«2». ص، 27.

«3». تفسير الميزان.

تفسير نور(10جلدى)، ج‌4، ص: 404

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ ما ذلِكَ عَلَى اللَّهِ بِعَزِيزٍ «20»

وَ ما ذلِكَ عَلَى اللَّهِ بِعَزِيزٍ: و نيست اين اعدام و ايجاد بر خداى تعالى دشوار، چه ذات الهى قادر بالذات و قدرت سبحانى اختصاص ندارد به مقدورى دون مقدورى، بلكه نسبت به جميع ممكنات يكسان است.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَ يَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِيدٍ «19» وَ ما ذلِكَ عَلَى اللَّهِ بِعَزِيزٍ «20» وَ بَرَزُوا لِلَّهِ جَمِيعاً فَقالَ الضُّعَفاءُ لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعاً فَهَلْ أَنْتُمْ مُغْنُونَ عَنَّا مِنْ عَذابِ اللَّهِ مِنْ شَيْ‌ءٍ قالُوا لَوْ هَدانَا اللَّهُ لَهَدَيْناكُمْ سَواءٌ عَلَيْنا أَ جَزِعْنا أَمْ صَبَرْنا ما لَنا مِنْ مَحِيصٍ «21»

ترجمه‌

آيا ندانستى كه خداوند آفريد آسمانها و زمين را براستى و درستى‌


جلد 3 صفحه 226

اگر بخواهد ببرد شما را و بياورد مخلوقى تازه‌

و نيست اين بر خدا دشوار

و ظاهر و حاضر شدند براى خدا تمامى پس گفتند ناتوانان مر آنانرا كه تكبّر نمودند همانا ما بوديم مر شما را پيروان پس آيا شما هستيد دفع كنندگان از ما عذاب خدا را هيچ قدر گفتند اگر راهنمائى كرده بود ما را خدا هر آينه راهنمائى ميكرديم شما را يكسان است بر ما آنكه جزع نمائيم يا صبر كنيم نيست از براى ما هيچ گريز گاهى..

تفسير

بيان قدرت الهى است بر نابود نمودن كفّار و جاى دادن اهل ايمانرا در ديار آنها چون خلق نمودن آسمانها و زمين و اهل آنها مشكل‌تر است از هلاك- نمودنشان و مراد از رؤيت دانستن است چون ديدن خلق آسمانها و زمين را بحقّ ممكن نيست ببصر باشد بلكه ببصيرت است و مخاطب ظاهرا پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم باشد اگر چه مقصود امّتند و مراد از خلقت بحق خلق نمودن بغرض صحيح عقلى مطابق حكمت و مصلحت است در مقابل فعل عبث و لغو و غرض باطل چنانچه در جاى ديگر تصريح فرموده بآنكه غرض از خلقت عبادت و استحقاق مثوبت است و خالق السموات نيز قرائت شده است و در روز قيامت تمام خلق از قبور بيرون مى‌آيند و در پيشگاه الهى بارز و حاضر ميشوند و براى تحقق وقوع چنين روزى تعبير از آن بصيغه ماضى شده است و كسانيكه ضعيف الرّأى و كم خرد بودند از كفّار و بتبع رؤساء و دانشمندان خودشان بر كفر باقى مانده بودند بآنها ميگويند ما در تكذيب پيغمبران و مخالفت با ايشان تبعيّت از شما كرديم چون از خودمان عقل و تميز درستى نداشتيم آيا امروز شما ميتوانيد دستگيرى از ما كنيد و چيزى از عذاب الهى را كه براى ما مقدّر شده از ما دفع و رفع نمائيد آنها جواب ميدهند اگر خداوند در دنيا ما را بحال خودمان واگذار نفرموده بود بلكه ما را بتوفيق خود راهنمائى كرده بود ما هم شما را هدايت بخير و صلاح نموده بوديم يا اگر خداوند راه نجات از عذاب را در آخرت بما ارائه فرموده بود ما هم بشما ارائه مينموديم ولى افسوس كه ما كارى نكرديم كه قابل تفضّل و احسان باشيم امروز حال ما اينست كه بيتابى و بردبارى براى ما يكسان است و جز سوختن و ساختن چاره‌اى نيست و راه گريز و مفرّى از عذاب نداريم و در آيه دلالت است بر منع از تقليد در اصول عقائد و لزوم نظر و فكر.


جلد 3 صفحه 227

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ ما ذلِك‌َ عَلَي‌ اللّه‌ِ بِعَزِيزٍ «20»

و نيست‌ ‌اينکه‌ اذهاب‌ و ايتاء ‌بر‌ خداوند امر مشكل‌ صعبي‌.

افعالي‌ ‌که‌ ‌از‌ انسان‌ ‌از‌ روي‌ اختيار صادر ميشود منوط بمقدماتي‌ ‌است‌: اول‌ تصور سپس‌ تصديق‌ بفائده‌ ‌ثم‌ عزم‌ ‌ثم‌ جزم‌ ‌ثم‌ حركت‌ عضلات‌ ‌با‌ حفظ قدرت‌ و نبودن‌ مانعي‌ ‌از‌ صدور. و اما افعال‌ الهي‌ احتياج‌ باين‌ مقدمات‌ ندارد نه‌ تصور نه‌ تصديق‌ نه‌ عزم‌ نه‌ جزم‌ نه‌ حركت‌ عضلات‌ فقط وجود مصلحت‌ و ايجاد ‌که‌ تمام‌ افعال‌ الهي‌ موجود ميشود بايجاد ‌که‌ باصطلاح‌ حكماء بوجود منبسط تعبير ميكنند ‌که‌ تمام‌ موجودات‌ بايجاد حق‌ ‌است‌ و بلسان‌ آيات‌ و اخبار بمشيت‌ تعبير ميفرمايند ‌که‌ گفتند خلقت‌ الاشياء بالمشيه‌ و خلقت‌ المشية بنفسها و بيان‌ ديگر ايجاد فعل‌ بمعني‌ مصدري‌ ‌است‌ و موجودات‌ فعل‌ بمعني‌ اسم‌ مصدري‌ ‌است‌ ايجاد كردن‌ و موجود شدن‌ بمجرد ايجاد موجود ميشود وَ ما ذلِك‌َ عَلَي‌ اللّه‌ِ بِعَزِيزٍ ‌يعني‌ ‌بر‌ ‌خدا‌ امتناعي‌

جلد 11 - صفحه 378

ندارد ‌که‌ بعضي‌ تصور ميكنند ‌که‌ ‌اينکه‌ رياست‌ و دولت‌ و قدرتي‌ ‌که‌ دارند احدي‌ نيست‌ ‌که‌ بتواند ‌از‌ ‌آنها‌ بگيرد خداوند بضعيف‌ترين‌ خلقش‌ قوي‌ترين‌ ‌آنها‌ ‌را‌ هلاك‌ ميكند يك‌ پشه‌ نمرود ‌را‌ هلاك‌ كرد و هكذا.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 20)- «و این کار برای خدا به هیچ وجه مشکل نیست» (وَ ما ذلِکَ عَلَی اللَّهِ بِعَزِیزٍ).

شاهد این سخن آن که در سوره نساء آیه 131- 133 می‌خوانیم: «اگر شما

ج2، ص504

کافر شوید (به خدا زیانی نمی‌رساند) چرا که آنچه در آسمانها و زمین است از آن خداست و خداوند بی‌نیاز و شایسته ستایش است ... هرگاه بخواهد شما را ای مردم می‌برد و گروه دیگری می‌آورد، و خداوند بر این کار تواناست».

نکات آیه

۱- میراندن انسانها و خلق انسانهایى جدید به جاى آنان، کار دشوارى براى خداوند نیست. (إن یشأ یذهبکم و یأت بخلق جدید . و ما ذلک على الله بعزیز)

۲- خداوندى خداوند، منشأ قدرتمندى او بر انجام کارهاى شگفت آور و بزرگ (و ما ذلک على الله بعزیز) ذکر اسم ظاهر «الله» به جاى ضمیر - با اینکه به دلیل ذکر «الله» در آیه جاى کاربرد ضمیر است - مى تواند مشعر به معناى یاد شده باشد.

موضوعات مرتبط

  • انسان: خلقت انسان ها۱; مرگ انسان ها۱
  • خدا: الوهیت خدا ۲; خدا و جایگزینى نسلها ۱; سهولت در افعال خدا ۱; منشأ قدرت خدا ۲
  • نسلها: سهولت جایگزینى نسلها ۱

منابع