آل عمران ١٨٠

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

کسانی که بخل می‌ورزند، و آنچه را خدا از فضل خویش به آنان داده، انفاق نمی‌کنند، گمان نکنند این کار به سود آنها است؛ بلکه برای آنها شر است؛ بزودی در روز قیامت، آنچه را نسبت به آن بخل ورزیدند، همانند طوقی به گردنشان می‌افکنند. و میراث آسمانها و زمین، از آن خداست؛ و خداوند، از آنچه انجام می‌دهید، آگاه است.

و كسانى كه در بخشيدن آنچه خدا از فضل خود به آنها داده بخل مى‌ورزند، مپندارند كه اين كار به سودشان است، بلكه براى آنان شرّ است زودا كه آنچه بخل ورزيده‌اند، در روز رستاخيز طوق گردنشان شود. و ميراث آسمان‌ها و زمين از آن خداست، و خدا به آنچه مى‌كنيد آگا

و كسانى كه به آنچه خدا از فضل خود به آنان عطا كرده، بخل مى‌ورزند، هرگز تصور نكنند كه آن [بخل‌] براى آنان خوب است، بلكه برايشان بد است. به زودى آنچه كه به آن بخل ورزيده‌اند، روز قيامت طوق گردنشان مى‌شود. ميراث آسمانها و زمين از آنِ خداست، و خدا به آنچه مى‌كنيد آگاه است.

آنان که بخل نموده و از مالی که خدا از فضل خویش به آنها داده حقوق فقیران را ادا نمی‌کنند گمان نکنند این بخل به نفع آنها خواهد بود بلکه به ضرر آنهاست، چه آنکه مالی که در آن بخل ورزند در قیامت زنجیر گردن آنها شود، و تنها خدا وارث آسمانها و زمین است و خدا به کردار شما آگاه است.

و کسانی که خدا به آنچه از فضلش به آنان داده بخل می ورزند، گمان نکنند که آن بخل به سود آنان است، بلکه آن بخل به زیانشان خواهد بود. به زودی آنچه به آن بخل ورزیدند در روز قیامت طوق گردنشان می شود. و میراث آسمان ها و زمین فقط در سیطره مالکیّت خداست، و خدا به آنچه انجام می دهید، آگاه است.

آنان كه در نعمتى كه خدا به آنها عطا كرده است بخل مى‌ورزند، مپندارند كه در بخل ورزيدن برايشان خير است. نه، شر است. در روز قيامت آنچه را كه در بخشيدنش بخل مى‌ورزيدند چون طوقى به گردنشان خواهند آويخت. و از آن خداست ميراث آسمانها و زمين و او به هر كارى كه مى‌كنيد آگاه است.

و کسانی که در بخشیدن از آنچه خدا از فضل خویش به آنان بخشیده، بخل می‌ورزند مپندارند که این کار به سودشان است، بلکه آن به زیان آنهاست، زودا که مایه بخلشان در روز قیامت [همچون طوق لعنت‌] گردنگیرشان شود، و میراث آسمانها و زمین از آن خداوند است، و خدا به آنچه می‌کنید آگاه است‌

و كسانى كه به آنچه خدا از فزونى و بخشش خود به آنان داده است بخل مى‌ورزند مپندارند كه برايشان بهتر است بلكه براى آنها بدتر است، زودا كه آنچه بخل ورزيدند در روز رستاخيز طوق گردنشان شود. و ميراث آسمانها و زمين خداى راست و خدا بدانچه مى‌كنيد آگاه است.

آنان که نسبت بدانچه خداوند از فضل و نعمت خود بدیشان عطاء کرده است بخل می‌ورزند (و زکات مال بدرنمی‌کنند و در راه مصالح جامعه به بذل و بخشش دست نمی‌یازند) گمان نکنند که این کار برای آنان خوب است و به سود ایشان است، بلکه این کار برای آنان بد است و به زیان ایشان تمام می‌شود. در روز قیامت همان چیزی که بدان بخل ورزیده‌اند (و سخت بدان دل بسته‌اند و برابر قانون خدا در راه خدمت به اجتماع به کار نبرده‌اند، وبال آنان می‌گردد و عذاب آن) طوق (سنگین اسارت بر گردن) ایشان می‌گردد. (و این اموال چه در راه خدا و بندگان او انفاق شود یا نشود، بالأخره از صاحبان آن جدا خواهد شد) و همه‌ی آنچه در آسمانها و زمین است از آن خدا است و سرانجام هم همه را به ارث خواهد برد، (چه: در حقیقت مالک اصلی خدا است، و این امانت چند روزی پیش ما است) و خداوند از آنچه می‌کنید آگاه است.

و کسانی که - به آنچه خدا از فضل خود به آنان عطا کرده - بخل می‌ورزند، هرگز مَپندارند (که) آن (بخل) برایشان خوب است؛ بلکه همان برایشان بد است، (و) به زودی آنچه که بدان بخل ورزیده‌اند، روز قیامت طوق گردنشان می‌گردد. میراث آسمان‌ها و زمین از آنِ خداست و خدا به آنچه می‌کنید آگاه است.

و نپندارند آنان که بخل ورزیدند بدانچه خدا از فضل خویش بدیشان ارزانی داشته آن را بهتر برای ایشان بلکه آن بدتر است برای ایشان بزودی گردن‌بندشان شود آنچه خودداری از دادن آن کردند روز قیامت و خدا را است میراث آسمانها و زمین و خدا بدانچه می‌کنید دانا است‌


آل عمران ١٧٩ آیه ١٨٠ آل عمران ١٨١
سوره : سوره آل عمران
نزول : ٣ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٣٤
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«هُوَ خَیْراً»: (هُوَ) ضمیر فصل است. (خَیْراً) مفعول دوم (لا یَحْسَبَنَّ) و مفعول اوّل آن (الْبُخْلَ) و محذوف است و تقدیر چنین است: وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ یَبْخَلُونَ بِمَآ آتَاهُمُ اللهُ مِن فَضْلِهِ الْبُخْلَ خَیْراً لَّهُمْ. «سَیُطَوَّقوُنَ»: طوق گردن ایشان می‌گردد.


نزول

محل نزول:

اين آيه در همچون ديگر آيات سوره آل عمران در مدينه بر پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله نازل گرديده است. ]

شأن نزول:]

«شیخ طوسى» گويند: اين آيه درباره اهل كتاب نازل شده كه بخل مى ورزيدند. از اين كه حقايق را از براى مردم بيان نموده و آشكار سازند، چنان كه ابن عباس گفته است. ولى سدى گويد: درباره كسانى نازل گرديده كه بخل مى ورزيدند در راه خدا انفاق نمايند و اين قول اظهر است زيرا بيشتر مفسرين را عقيده بر آنست كه درباره مانعين زكوة نازل گرديده است چنان كه قول امام باقر عليه‌السلام نيز چنين است.]]

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


«180» وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَيْراً لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ سَيُطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ لِلَّهِ مِيراثُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ

و كسانى كه نسبت به (انفاق) آنچه خداوند از فضلش به آنان داده، بخل مى‌ورزند، گمان نكنند كه (اين بخل) براى آنان بهتر است، بلكه آن برايشان بدتر است. به زودى آنچه را كه بخل كرده‌اند در روز قيامت، (به صورت) طوقى بر گردنشان آويخته مى‌شود. و ميراث آسمان‌ها و زمين مخصوص خداست و خداوند به آنچه انجام مى‌دهيد آگاه است.

جلد 1 - صفحه 662

پیام ها

1- واقع بين باشيد واز خيال و گمان انحرافى دورى كنيد. «لا يَحْسَبَنَّ»

2- مال كه از آنِ تو نيست، پس بخل چرا؟ «آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ»

3- سرچشمه‌ى بخل، ناآگاهى و تحليل غلط از خير و شرّ است. «لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ ... خَيْراً لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ»

4- يكى از وظايف انبيا، اصلاح بينش و تفكّر انسان‌هاست. «لا يَحْسَبَنَّ ... هُوَ خَيْراً لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ»

5- حبّ دنيا، شرور را نزد انسان خير جلوه مى‌دهد. «لا يَحْسَبَنَّ ... هو خير»

6- در قيامت، برخى جمادات نيز محشور مى‌شوند. «سَيُطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا»

7- معاد، جسمانى است. «سَيُطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا»

8- قيامت، صحنه‌ى ظهور خير و شرّ واقعى است. «هُوَ شَرٌّ لَهُمْ سَيُطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا»

9- انسان، در تصرّف اموال خود آزاد مطلق نيست. «سَيُطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا»

10- قيامت، صحنه‌ى تجسّم عمل است. «سَيُطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا» در حديث آمده است: هركس زكات مال خود را ندهد، در قيامت اموالش به صورت مار و طوقى بر گردنش نهاده مى‌شود. «1»

11- زمان برپايى قيامت، دور نيست. «سَيُطَوَّقُونَ»

12- اسير مال شدن، موجب اسارت در آخرت است. «سَيُطَوَّقُونَ»

13- آنچه را در دنيا به آن دل بسته‌ايم و بخل ورزيده‌ايم، همان مايه‌ى عذاب ما مى‌شود. «سَيُطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا»

14- خداوند هم صاحب ميراث ماندگار دنياست و هم نيازمند انفاق ما نيست.

پس دستور انفاق، براى سعادت خود ماست. «وَ لِلَّهِ مِيراثُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ»

15- وارث واقعى همه چيز و همه كس خداست. ما با دست خالى آمده‌ايم و با


«1». تفسير نورالثقلين؛ كافى، ج 3، ص 502.

جلد 1 - صفحه 663

دست خالى مى‌رويم، پس بخل چرا؟ «وَ لِلَّهِ مِيراثُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَيْراً لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ سَيُطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ لِلَّهِ مِيراثُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ (180)

بعد از آن در تهديد ممسكين از حقوقات واجبه بيان فرمايد:

وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ‌: و گمان نكنند آنان كه بخل ورزند از روى دنائت همت، بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ‌: به آنچه عطا فرمايد ايشان را خداى تعالى از بخشايش و كرم خود، يعنى اموال و متاع دنيويه، هُوَ خَيْراً لَهُمْ‌:

آن بخل و امساك، خير است براى ايشان، بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ‌: نه چنين است، بلكه شر است براى آنان، هم در دنيا به رفتن بركت، و هم در آخرت به عذاب و سطوت. بعد در كيفيت حشر آنها فرمايد: سَيُطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا بِهِ‌: زود است كه طوق كرده شوند به گردن، آنچه بخل نمودند به آن از مال و زكات و حقوق واجبه، يَوْمَ الْقِيامَةِ: اين فضيحت و رسوائى آنها روز قيامت باشد.

تنبيه: آيه شريفه در شأن مانعين زكات است، و احاديث بسيار در آن وارد شده از جمله:

1- در كتاب كافى محمد بن مسلم روايت نموده از حضرت صادق‌

تفسير اثنا عشرى، ج‌2، ص: 313

عليه السّلام: سؤال نمودم از اين آيه، فرمود: اى محمد: ما من احد يمنع من زكوة ماله شيئا الّا جعل اللّه ذلك يوم القيمة ثعبانا من نار مطوّقا فى عنقه ينهش من لحمه حتّى يفرغ من الحساب، ثمّ قال: و هو قول اللّه: سيطوّقون ما بخلوا به يوم القيمة. «1» يعنى: هيچكس منع ننمايد از زكات مالش چيزى را، مگر آنكه قرار دهد خدا آن را روز قيامت مارى از آتش، طوق زند در گردن او، به دندان گيرد گوشت او را تا فارغ شود از حساب. پس فرمود: اين است فرمايش الهى: زود باشد طوق زند در گردن او آنچه بخل ورزيده به آن.

2- على عليه السّلام فرمايد: اذا منعوا الزّكوة منعت الارض بركتها من الزّرع و الثّمار و المعادن كلّها. «2» وقتى منع نمودند زكات را، منع كند زمين بركت خود را از زراعت و ميوه‌ها و معادن تماما.

3- حضرت صادق عليه السّلام فرمايد: من منع الزّكوة فى حياته طلب الكرّة بعد موته. «3» هر كه منع نمايد زكات را در زنده بودنش، طلب كند برگشتن را بعد از مردنش.

4- ابى بصير از حضرت صادق عليه السّلام روايت نموده، فرمود: من منع الزّكوة فليمت ان شاء يهوديّا و ان شاء نصرانيّا. «4» هر كه منع نمايد زكات را، پس هر آينه مى‌ميرد اگر بخواهد، يهودى و اگر خواهد، نصرانى.

5- و نيز آن حضرت فرمود: ما ضاع مال فى برّ او بحر الّا بمنع الزّكوة. «5» و قال:

اذا قام القائم اخذ مانع الزّكوة فضرب عنقه. «6» ضايع نشود مال در صحرا يا در دريا مگر به منع زكات؛ و فرمود: وقتى قيام فرمايد قائم عجل اللّه فرجه، بگيرد مانع‌


«1» فروع كافى، جلد 3، كتاب الزكاة، صفحه 502، حديث اوّل‌

«2» جامع الاحاديث، جلد 8، كتاب الزكوة، باب 2، صفحه 26، حديث مسلسل 74

«3» همان مدرك، باب 3، صفحه 31، حديث 88

«4» همان مدرك، حديث 91

«5» مدرك پيشين، باب 2، صفحه 23، حديث مسلسل 59

«6» فروع كافى، جلد 3، صفحه 503، حديث پنجم‌

تفسير اثنا عشرى، ج‌2، ص: 314

زكات را و بزند گردن او را.

وَ لِلَّهِ مِيراثُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ‌: و بر خداى تعالى ثابت است به خاصه ميراث آسمانها و زمينها، يعنى حق تعالى به ميراث گيرد از ايشان آنچه متمكنند به آن و انفاق ننمايند در راه او؛ به اين وجه كه ايشان را هلاك، و جميع ملك آسمان و زمين بى‌منازعى ذات يگانه سبحانى را مسلم آيد كه: لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ.

تنبيه: محققان گفته‌اند كه ميراث، حقيقتا چيزى را گويند كه به ملك كسى درآيد، و قبل از آن در ملك او نبوده باشد. پس اسناد ميراث آسمان و زمين در آيه مجاز باشد، زيرا آن عاريه است در دست مردمان، و به حسب حقيقت متعلق به خداى تعالى است كه: وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ*. پس چون اهل آسمانها و زمين بميرند، عاريه به صاحبش بازماند. و در اين اشاره است به آنكه بخيل را در واقع مالى نباشد، و آنچه در دست او است، مال خدا باشد، لذا به مال ديگرى بخل ورزيدن، غايت جهالت و شقاوت است.

وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ: و خداى تعالى به آنچه مى‌كنيد از انفاق و امساك، آگاه است، پس همه را بر وفق منع و عطا و خير و شر، جزا خواهد داد. اين تأكيد وعد و وعيد است در انفاق و امساك.

تبصره: آيه شريفه تحريص است بر انفاق و منع از امساك قبل از آنكه به معرض زوال درآيد به موت يا به غير آن از حوادث زمان. پس عاقل مؤمن مسارعت كند در انفاق، و از وبال بخل ترسناك باشد.

در مجمع- از حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مروى است، فرمود: سخت‌ترين حسرت و ندامت، آن كس راست كه او را مالى باشد و اخراج حقوق آن نكند و بميرد، و آن مال منتقل وارث شود و او اخراج حقوق آن را نمايد. چون روز قيامت شود، مال آن مورّث در ميزان نهند و او را امر به جهنم كنند به سبب آن مال، و وارث را امر به بهشت نمايند به واسطه مال غير.

تفسير اثنا عشرى، ج‌2، ص: 315


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَيْراً لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ سَيُطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ لِلَّهِ مِيراثُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ (180)

ترجمه‌

و نه پندارند آنانكه بخل مينمايند بآنچه داده است ايشانرا خدا از فضلش كه آن خير است مر ايشان را بلكه آن شر است مر ايشان را زود باشد طوق كرده شوند بآنچه بخل نمودند بآن روز قيامت و مر خدا راست ميراث آسمانها و زمين و خدا بآنچه ميكنيد بينا است.


جلد 1 صفحه 540

تفسير

در سوره بقره شرحى از منافع جود و احسان و مضار بخل و امساك به عرض رساندم و در اينجا مراد بخلى است كه موجب ترك صدقات واجبه شود ميفرمايد گمان نكنند بخيلان كه بخل خوب است براى آنها چون در دنيا هر قدر مال شخص زياد شود زحمت و ابتلاء و گرفتاريش زياد ميشود و در آخرت هم شر محض است براى آنكه موجب عذاب اليم براى صاحبش ميگردد پس وبال و نتيجه سوء آن احاطه مى- نمايد بر او مانند احاطه طوق بر گردن در كافى از صادقين عليهما السلام نقل نموده كه كسى نيست كه چيزى از زكوة مال خود را نداده باشد مگر آنكه خداوند آن مال را در روز قيامت بصورت اژدهائى از آتش درميآورد كه بر گردن صاحبش طوق زده و گوشت تن او را به دندان ميكند تا از حساب فارغ شود و اينست معنى سيطوقون ما بخلوا به يوم القيمة يعنى آنچه را بخل نمودند بآن از زكوة و از حضرت صادق (ع) روايت شده است كه پيغمبر فرمود نيست هيچ صاحب مال متعلق زكاتى از درخت خرما و زراعت و درخت مو مگر آنكه خداوند خاك هفت طبقه زمين آن مال را طوق گردن او مى‌نمايد تا روز قيامت و از حضرت باقر (ع) روايت شده كه خداوند مال مانع- الزكوة را بصورت مارى درميآورد كه دو شاخ دارد و طوق ميزند برگردن او در روز قيامت پس بآن خطاب ميشود ملازم او باش چنانچه او ملازم تو بود در دنيا و اينست مراد از اين آيه و آنچه ماليت دارد و بارث باشخاص ميرسد در آسمانها و زمين از آن خدا است پس هر ملكيتى زايل ميشود جز ملكيت او پس چرا نسبت به متاع فانى چند روزه كه آنهم ملك حقيقى خدا است از انفاق در راه او مضايقه مينمايند و خداوند بآنچه انفاق ميكنند و نميكنند خبير است و هر دو را به پاداش مناسب خود ميرساند و لا تحسبن كه خطاب به پيغمبر است و بما يعملون بصيغه مغايب نيز قرائت شده است.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ لا يَحسَبَن‌َّ الَّذِين‌َ يَبخَلُون‌َ بِما آتاهُم‌ُ اللّه‌ُ مِن‌ فَضلِه‌ِ هُوَ خَيراً لَهُم‌ بَل‌ هُوَ شَرٌّ لَهُم‌ سَيُطَوَّقُون‌َ ما بَخِلُوا بِه‌ِ يَوم‌َ القِيامَةِ وَ لِلّه‌ِ مِيراث‌ُ السَّماوات‌ِ وَ الأَرض‌ِ وَ اللّه‌ُ بِما تَعمَلُون‌َ خَبِيرٌ (180)

و گمان‌ نكنند كساني‌ ‌که‌ بخل‌ ميكنند بآنچه‌ خداوند بآنها داده‌ ‌در‌ اداء حقوقش‌ ‌از‌ فضل‌ ‌خود‌ ‌اينکه‌ ‌براي‌ ‌آنها‌ خير ‌است‌ بلكه‌ شرّ ‌است‌ ‌بر‌ ‌آنها‌ زود ‌باشد‌ ‌که‌ طوق‌ ميكنند ‌آنها‌ ‌را‌ بآنچه‌ باو بخل‌ كردند روز قيامت‌ و مختص‌ بخدا ‌است‌ ميراث‌ آسمانها و زمين‌ و خداوند بآنچه‌ عمل‌ ميكنيد ‌با‌ خبر ‌است‌.

اخبار زيادي‌ ‌از‌ كافي‌ و مجالس‌ شيخ‌ و عياشي‌ و ‌غير‌ اينها ‌از‌ ائمّه‌ ‌عليهم‌ ‌السلام‌ رسيده‌ ‌در‌ موضوع‌ زكاة ‌که‌ مانع‌ الزكاة فرداي‌ قيامت‌ افعي‌ دور گردنش‌ طوق‌ زند و ‌او‌ ‌را‌ بگزد ‌تا‌ ‌از‌ حساب‌ خلائق‌ فارق‌ شوند، لكن‌ ‌اينکه‌ اخبار بيان‌ مصداق‌ و مورد نزول‌ ‌آيه‌ ‌را‌ ميرساند منافي‌ ‌با‌ اطلاق‌ ‌آيه‌ ندارد شامل‌ جميع‌ حقوق‌ واجبه‌ ماليه‌ ميشود، بلي‌ بخل‌ ‌در‌ مستحبات‌ و ‌لو‌ مذموم‌ ‌است‌ و صفة بخل‌ ‌از‌ صفات‌ ذميمه‌ ‌است‌ لكن‌ مورد عقوبت‌ نيست‌.

وَ لا يَحسَبَن‌َّ الَّذِين‌َ يَبخَلُون‌َ گذشت‌ ‌که‌ حسبان‌ گمان‌ ‌بر‌ خلاف‌ واقع‌ ‌است‌ اعم‌ ‌از‌ يقين‌ ‌که‌ جهل‌ مركّبش‌ گويند ‌ يا ‌ مظنه‌ ‌در‌ مقابل‌ وهم‌.

بِما آتاهُم‌ُ اللّه‌ُ مِن‌ فَضلِه‌ِ خداوند ‌هر‌ چه‌ بهر ‌که‌ عنايت‌ كند تفضل‌ ‌است‌ زيرا احدي‌ طلب‌ ‌از‌ ‌او‌ ندارد و استحقاق‌ ‌از‌ ‌براي‌ ‌او‌ نيست‌، ‌در‌ دعاء ‌است‌

‌کل‌ نعمك‌ ابتداء.

هُوَ خَيراً لَهُم‌ ‌اينکه‌ منع‌ زكاة و ساير حقوق‌ واجبه‌ بنفع‌ ‌آنها‌ تمام‌ ميشود

جلد 4 - صفحه 442

چنين‌ نيست‌ بَل‌ هُوَ شَرٌّ لَهُم‌ بلكه‌ باعث‌ گرفتاري‌ و عذاب‌ آخرت‌ ميشود، بلكه‌ بسا باعث‌ بي‌ ايمان‌ ‌از‌ دنيا رفتن‌ ‌آنها‌ ميشود چنانچه‌ ‌در‌ آيات‌ و اخبار اشاره‌ دارد.

سَيُطَوَّقُون‌َ ما بَخِلُوا بِه‌ِ يَوم‌َ القِيامَةِ ‌اينکه‌ يكي‌ ‌از‌ عذابهاي‌ ‌آنها‌ ‌است‌ نه‌ اينكه‌ منحصر باين‌ عذاب‌ ‌باشد‌ چنانچه‌ ‌در‌ آيات‌ ديگر و اخبار ‌در‌ موارد متفرقه‌ بيان‌ فرموده‌اند.

وَ لِلّه‌ِ مِيراث‌ُ السَّماوات‌ِ وَ الأَرض‌ِ كانّه‌ دفع‌ دخل‌ ‌است‌ ‌که‌ گمان‌ كنند بنفع‌ دنيوي‌ ‌آنها‌ تمام‌ ميشود ‌اينکه‌ ‌هم‌ توهّم‌ فاسد ‌است‌ بايد تمام‌ بگذارند و بروند و مالكية ‌آنها‌ زايل‌ و تمام‌ منحصرا مملوك‌ حق‌ هستند لِمَن‌ِ المُلك‌ُ اليَوم‌َ لِلّه‌ِ الواحِدِ القَهّارِ مؤمن‌ ‌آيه‌ 16، و مراد ‌از‌ ميراث‌ گذاردن‌ و رفتن‌ ‌است‌.

وَ اللّه‌ُ بِما تَعمَلُون‌َ خَبِيرٌ خبير علم‌ بقضاياي‌ خارجيه‌ و وقايع‌ واقعه‌ و علم‌ بجزئيّات‌ ‌است‌.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 180))- طوق سنگین اسارت! این آیه سرنوشت بخیلان را در روز رستاخیز، توضیح می‌دهد، همانها که در جمع آوری و حفظ ثروت می‌کوشند و از انفاق کردن در راه بندگان خدا، خود داری می‌کنند.

گر چه در آیه، نامی از زکات و حقوق واجب مالی برده نشده، ولی در روایات اهل بیت علیهم السّلام و گفتار مفسران، آیه به مانعان زکات تخصیص داده شده است.

آیه می‌گوید: «افرادی که بخل می‌ورزند و از آنچه خداوند از فضل خود به آنها داده در راه او نمی‌دهند، تصور نکنند به سود آنهاست، بلکه این کار به زیان آنها تمام می‌شود» (وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ یَبْخَلُونَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَیْراً لَهُمْ).

«بلکه (بر خلاف تصور آنها) این کار به زیان آنها تمام می‌شود» (بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ).

سپس سرنوشت آنها را در رستاخیز، چنین توصیف می‌کند: «به زودی در روز قیامت آنچه (اموالی) را که نسبت به آن بخل ورزیدند، همانند طوقی در گردنشان می‌افکنند» (سَیُطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا بِهِ یَوْمَ الْقِیامَةِ).

از این جمله استفاده می‌شود، اموالی که حقوق واجب آن، پرداخت نشده

ج1، ص355

و اجتماع از آن بهره‌ای نگرفته است و تنها در مسیر هوسهای فردی و گاهی مصارف جنون آمیز به کار گرفته شده و یا بی‌دلیل روی هم انباشته گردیده، همانند سایر اعمال زشت انسان، در روز رستاخیز طبق قانون «تجسم اعمال» تجسم می‌یابد. و به صورت عذاب دردناکی در خواهد آمد.

سپس آیه اشاره به یک نکته دیگر می‌کند، و می‌گوید: این اموال چه در راه خدا و بندگان او انفاق شود یا نشود بالاخره از صاحبان آن جدا خواهد شد «و خداوند وارث همه میراثهای زمین و آسمان خواهد بود» (وَ لِلَّهِ مِیراثُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ).

اکنون که چنین است چه بهتر که پیش از جدا شدن از آنها، از برکات معنوی آن بهره‌مند گردند، نه تنها از حسرت و مسؤولیت آن! و در پایان آیه می‌فرماید: «خدا از اعمال شما آگاه است» (وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ).

بنابراین، اگر بخل بورزید می‌داند و اگر در راه کمک به جامعه انسانی از آن استفاده کنید آن را نیز می‌داند و به هر کس پاداش مناسبی خواهد داد.

نکات آیه

۱- سودبخشى و ثمردهى بخلورزى و انفاق نکردن، پندار ناصواب بخیلان (و لا یحسبنّ الّذین یبخلون ... هو خیراً لهم)

روایات و احادیث

۲- لزوم انفاق از داراییهاى فزون بر نیاز (و لا یحسبنّ الّذین یبخلون بما اتیهم اللّه من فضله) در برداشت فوق ضمیر «من فضله»، به «ما» در «ما آتیهم اللّه» برگردانده شده و بر این مبنا «فضل»، به معناى زاید بر نیاز خواهد بود. مؤید این برداشت، حدیث رسول اللّه (ص) است که فرمود: ما من ذى رحم یأتى ذا رحمة فیسأله من فضل ما اعطاه اللّه ایّاه فیبخل علیه الّا خرج له یوم القیامة من جهنّم شجاع یتلمّظ حتّى یطوّقه. سپس آن حضرت آیه فوق را تلاوت کرد: «و لا یحسبنّ الّذین ... ».]

۳- ضرر و زیان، فرجامِ نامیمون ترکِ انفاق از داراییهاى افزون بر نیاز (و لا یحسبنّ الّذین یبخلون بما اتیهم اللّه من فضله ... بل هو شرّ لهم)

۴- داده هاى الهى (امکانات مادى و معنوى) به انسانها، فضل خداوند و از ملک اوست. (و لا یحسبنّ الّذین یبخلون بما اتیهم اللّه من فضله)

۵- توجّه به از جانب خدا بودن داراییها، آسان کننده انفاق و بخشش و بیانگر زشتى و شناعت بخلورزى (و لا یحسبنّ الّذین یبخلون بما اتیهم اللّه من فضله) تذکّر خداوند به اینکه داراییهاى شما، فضلى از جانب اوست (بما آتیهم اللّه من فضله)، براى این هدف است که انفاق را بر آدمى آسان کند و زشتى بخل را بر او آشکار سازد.

۶- ارزشمندى داده هاى الهى (امکانات مادى و معنوى) به انسانها (و لا یحسبنّ الّذین یبخلون بما اتیهم اللّه من فضله) از اینکه خداوند امکاناتى را که در دسترس انسانها قرار داده، فضل خویش نامیده و به خود نسبت داده است، ارزشمندى آن به دست مى آید ; البته بنابر اینکه ضمیر «فضله»، به «اللّه» برگردانده شود ; نه به «ما آتیهم اللّه».

۷- پرداخت نکردن هزینه جهاد، از موارد بخل است. (و لا یحسبنّ الّذین یبخلون بما اتیهم اللّه من فضله) چون آیه مورد بحث پس از آیات جهاد آمده، بیانگر این نکته است که از مصادیق مورد نظر براى «الّذین یبخلون ... »، کسانى هستند که از پرداخت هزینه جهاد امتناع کرده و بخل ورزیده اند.

۸- مسؤولیت سنگین ثروتمندان در تأمین هزینه جهاد و دستگیرى از مستمندان (و لا یحسبنّ الّذین یبخلون بما اتیهم اللّه من فضله) چنانچه «فضل» به معناى زاید بر نیاز باشد، ثروتمندان هستند که دارایى آنان افزون بر نیازشان است.

۹- بخلورزى آدمى، معلول شناخت نادرست وى از خیر و شرّ خویش (و لا یحسبنّ الّذین یبخلون ... هو خیراً لهم بل هو شرّ لهم)

۱۰- درک صحیح انسان از خیر و شرّ خویش، زمینه بخشش و انفاق از داراییهاى خدادادى و پرهیز از بخل (و لا یحسبنّ الّذین یبخلون بما اتیهم اللّه من فضله هو خیراً لهم بل هو شرّ لهم)

۱۱- تعالیم آسمانى، منبعى براى شناخت خیر و شرّ (و لا یحسبنّ ... هو خیراً لهم بل هو شرّ لهم)

۱۲- داراییهاى بخیلان در قیامت، به صورت طوقى به گردنشان آویخته خواهد شد. (سیطوّقون ما بخلوا به یوم القیمة)

۱۳- آویخته شدن داراییهاى بخیلان در قیامت بر گردن آنان، تبلور شرّ و زیان بخلورزى ایشان (بل هو شرّ لهم سیطوّقون ما بخلوا به یوم القیمة) جمله «سیطوّقون ما بخلوا ... »، تفسیر کلمه «شرّ» است: یعنى به دوش کشى تمام داراییها در قیامت شرّى است که دامنگیر بخیلان خواهد شد. برداشت فوق بر این اساس است که معناى ظاهرى «سیطوّقون ... » مراد باشد.

۱۴- حشر جمادات و اشیا در قیامت (سیطوّقون ما بخلوا به یوم القیمة)

۱۵- تناسب عذاب و عقوبت اخروى، با گناه و عصیان (سیطوّقون ما بخلوا به یوم القیمة) طوق شدن اموال بخیلان بر گردن آنان به دلیل دلدادگى و وابستگى شدید آنان به اموال مى باشد، و این حاکى از تناسب عذاب آخرت با گناه است.

۱۶- معاد، جسمانى است. (سیطوّقون ما بخلوا به یوم القیمة) برداشت فوق بر این مبناست که معناى ظاهرى «سیطوّقون ... » مراد باشد.

۱۷- حرمت بخلورزى و نکوهش شدید خداوند از بخیلان (و لا یحسبنّ ... سیطوّقون ما بخلوا به یوم القیمة)

۱۸- بخیلان در قیامت، بار سنگین گناه بخل خویش را به دوش خواهند کشید. (سیطوّقون ما بخلوا به یوم القیمة) برخى برآنند که معناى ظاهرى «سیطوّقون ... » اراده نشده است، بلکه کلمه اى همانند وبال و گناه، قبل از «ما بخلوا» مقدّر است. یعنى وبال گناهِ بخل خویش را به دوش خواهند کشید.

۱۹- قیامت، صحنه ظهور خیر و شرّ واقعى (و لا یحسبنّ ... هو شرّ خیراً لهم بل هو شرّ سیطوّقون ... یوم القیمة)

۲۰- محدودیّت حقّ تصرّف انسان در اموال شخصى خویش (و لا یحسبنّ ... سیطوّقون ما بخلوا به)

۲۱- مالکیت اصلى و نهایى آسمانها و زمین (تمام هستى)، از آن خداوند است. (و للّه میراث السّموات و الارض)

۲۲- مالکیّت مطلق خداوند (و للّه میراث السّموات و الارض)

۲۳- داراییهاى انسان از آن خداست و به او باز خواهد گشت. (بما اتیهم اللّه من فضله ... و للّه میراث السّموات و الارض)

۲۴- تعدد آسمانها (و للّه میراث السّموات)

۲۵- توجّه به خارج شدن تمام داراییها از دست انسان، مایه شناخت زشتى بخل و ترک انفاق (و لا یحسبنّ الّذین یبخلون ... و للّه میراث السّموات و الارض) جمله «و للّه میراث السّموات ... »، بیانگر این نکته است که اموال از دست شما خارج و به خدا باز خواهد گشت. بنابراین چرا انفاق نمى کنید و خود را از ثواب و پاداش انفاق محروم مى سازید؟

۲۶- آگاهى کامل و دقیق خداوند به تمامى اعمال و رفتار انسان (و اللّه بما تعملون خبیر)

۲۷- توجّه به مالکیّت مطلق خداوند و توجّه به آگاهى او از اعمال آدمى، آسان کننده انفاق و زمینه ساز پرهیز از بخلورزى (و لا یحسبنّ الّذین یبخلون ... و للّه میراث السّموات و الارضو اللّه بما تعملون خبیر)

۲۸- تهدید و هشدار الهى نسبت به بخیلان (و اللّه بما تعملون خبیر)

۲۹- آویخته شدن اموال مانعان زکات به گردنشان در قیامت، به صورت اژدهایى از آتش (سیطوّقون ما بخلوا به یوم القیمة) از امام صادق (ع) درباره «سیطوّقون ما بخلوا به ... » سؤال شد، آن حضرت فرمود: ما من احد یمنع من زکاة ماله شیئاً الّا جعل اللّه عزّوجلّ ذلک یوم القیمة ثعباناً من نار مطوّقاً فى عنقه.]

۳۰- عذاب سخت الهى در قیامت، فرجام بخلورزى و عدم انفاق از داراییهاى فزون بر نیاز (و لا یحسبنّ الّذین یبخلون بما اتیهم اللّه من فضله) رسول اللّه (ص): ما من ذى رحم یأتى ذا رحمة فیسأله من فضل ما اعطاه اللّه ایاه فیبخل علیه الّا خرج له یوم القیامة من جهنّم شجاع یتلمّظ حتى یطوّقه. ثم قرأ «و لا یحسبنّ ... ».]

موضوعات مرتبط

  • آسمان: تعدّد آسمان ۲۴ ; مالک آسمان ۲۱
  • ارزش: معنوى ۶
  • انسان: سرمایه انسان ۴، ۵، ۲۳، ۲۵ ; علم انسان ۱۰ ; عمل انسان ۲۶
  • انفاق: آثار ترک انفاق ۳، ۲۹ ; آداب انفاق ۲۷ ; اهمیّت انفاق ۲ ; زمینه انفاق ۵، ۱۰ ، ۲۷ ; سرزنش ترک انفاق ۲۵ ; کیفر ترک انفاق ۳۰ ; محدوده انفاق ۲ ; موانع انفاق ۱
  • بخل: آثار بخل ۱۲، ۱۳، ۱۸ ; حرمت بخل ۱۷ ; روش درمان بخل ۱۰، ۲۷ ; زیان بخل ۱۳ ; سرزنش بخل ۵، ۱۷، ۲۵ ; عوامل بخل ۹ ; کیفر بخل ۳۰ ; گناه بخل ۱۸ ; موارد بخل ۷
  • بخیل: در قیامت ۱۲، ۱۳، ۱۸ ; تهدید بخیل ۲۸ ; سرزنش بخیل ۱۷ ; سرمایه بخیل ۱۲، ۱۳ ; عقیده بخیل ۱ ; فرجام بخیل ۳۰
  • ثروتمندان: مسؤولیت ثروتمندان ۸
  • جهاد: مالى ۷، ۸
  • جهل: آثار جهل ۹
  • حشر: جمادات ۱۴ ; حشر موجودات ۱۴
  • خدا: عطایاى خدا ۴، ۶ ; علم خدا ۲۶، ۲۷ ; فضل خدا ۴ ; مالکیت خدا ۴، ۲۱، ۲۳، ۲۷ ; هشدار خدا ۲۸
  • دنیا: ارزش امکانات دنیوى ۶
  • دین: فواید تعالیم دین ۱۱
  • زمین: مالک زمین ۲۱
  • شناخت: منابع شناخت ۱۱
  • عذاب: مراتب عذاب ۳۰ ; موجبات عذاب ۱۵
  • عصیان: کیفر عصیان ۱۵
  • عقیده: باطل ۱
  • علم:۱۰ آثار علم ۱۰ ۵، ۲۷
  • عمل:۲۶ تجسّم عمل ۲۶ ۱۲، ۱۳، ۲۹ ; زمینه عمل ۲۶ خیر ۵
  • فقیر: تأمین نیاز فقیر ۸
  • قیامت:۱۲، ۱۳، ۱۸ ظهور حقایق در قیامت ۱۲، ۱۳، ۱۸ ۱۹، ۲۹
  • کیفر:۳۰ اخروى ۱۵
  • گناه:۱۸
  • مالکیت: خصوصى ۲۰
  • محرمات:۱۷
  • معاد: جسمانى ۱۶
  • نظام جزایى:۱۵
  • هبه:۵، ۱۰

منابع

  1. طبرسي، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‌۲، ص ۶۹۳.
  2. محمدباقر محقق،‌ نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شيخ طوسي و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص ۱۶۷.
  3. صاحب كشف الاسرار از قول ابن عباس گويد: كه اين آيه درباره احبار يهود نازل گرديد كه صفات و نعت نبوت رسول خدا صلی الله علیه و آله را كتمان نموده بودند و بيشتر مفسرين معتقدند كه اين آيه درباره آنان آمده از لحاظ اين كه زكوة مال را نمي‌دادند و صاحب روض الجنان در تفسير اين آيه چنين گويد در خبر است كه زهرى روزى نزد امام سجاد عليه‌السلام رفت. امام پرسيد: كجا بودى؟ گفت: از نزد بيمارى مى آيم كه مرا وصى خود قرار داده بود. آن هم درباره هزار دينارى كه در صندوق خويش داشته است امام كه در اين حال تكيه داده بود و مى شنيد. وقتى كه به اين گفتار زهرى رسيد با تعجب فرمود: هزار دينار در صندوق داشته است؟ سپس چنين فرمود: (لعلّ من باطل جمعه و من حقّ منعه؛ اين هزار دينار يا از باطل جمع شده و يا از حقى منع گرديده است).
  4. شيخ بزرگوار معتقد است كه اين آيه درباره فنحاص بن عازروا نازل شده چنانچه در ذيل شأن و نزول آيه ۱۸۶ همين سوره ذكر نموده است.
  5. الدر المنثور، ج ۲، ص ۳۹۵.
  6. کافى، ج ۳، ص ۵۰۲، ح ۱ ; نورالثقلین، ج ۱، ص ۴۱۴- ، ح ۴۴۹ و ۴۵۲.
  7. الدر المنثور، ج ۲، ص ۳۹۵.
عوامل درباره‌ٔ "آل عمران ١٨٠"
تعداد کلمات34 +
ریشه غیر ربطحسب‌ +، نن‌ +، بخل‌ +، اتى‌ +، هم‌ +، الله‌ +، اله‌ +، وله‌ +، فضل‌ +، ه‌ +، خير +، شرر +، س‌ +، طوق‌ +، يوم‌ +، قوم‌ +، ل‌ +، ارث‌ +، ورث‌ +، سمو +، ارض‌ +، عمل‌ + و خبر +
شامل این ریشهو +، لا +، حسب‌ +، نن‌ +، الذين‌ +، بخل‌ +، ب‌ +، ما +، اتى‌ +، هم‌ +، الله‌ +، اله‌ +، وله‌ +، من‌ +، فضل‌ +، ه‌ +، هو +، خير +، ل‌ +، بل‌ +، شرر +، س‌ +، طوق‌ +، يوم‌ +، قوم‌ +، ارث‌ +، ورث‌ +، سمو +، ارض‌ +، عمل‌ + و خبر +
شامل این کلمهوَ +، لا +، يَحْسَبَن +، الّذِين +، يَبْخَلُون +، بِمَا +، آتَاهُم +، اللّه +، مِن +، فَضْلِه +، هُو +، خَيْرا +، لَهُم +، بَل +، شَرّ +، سَيُطَوّقُون +، مَا +، بَخِلُوا +، بِه +، يَوْم +، الْقِيَامَة +، لِلّه +، مِيرَاث +، السّمَاوَات +، الْأَرْض +، تَعْمَلُون + و خَبِير +
شماره آیه در سوره180 +
نازل شده در سال15 +
کلمه غیر ربطيَحْسَبَن +، يَبْخَلُون +، آتَاهُم +، اللّه +، فَضْلِه +، خَيْرا +، شَرّ +، سَيُطَوّقُون +، بَخِلُوا +، يَوْم +، الْقِيَامَة +، لِلّه +، مِيرَاث +، السّمَاوَات +، الْأَرْض +، تَعْمَلُون + و خَبِير +