آل عمران ١٦٢

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

آیا کسی که از رضای خدا پیروی کرده، همانند کسی است که به خشم و غضب خدا بازگشته؟! و جایگاه او جهنم، و پایان کار او بسیار بد است.

پس آيا كسى كه در طلب رضاى خداست همانند كسى است كه دچار خشم خدا شده و جاى او جهنّم است؟ و بد سر انجامى است

آيا كسى كه خشنودى خدا را پيروى مى‌كند، چون كسى است كه به خشمى از خدا دچار گرديده و جايگاهش جهنم است؟ و چه بد بازگشتگاهى است.

آیا کسی که (به ایمان) در راه رضای خدا قدم بردارد مانند کسی است که (به کفر) راه غضب خدا پیماید؟ که منزلگاه او جهنم است و بسیار بد جایگاهی است.

پس آیا کسی که [با طاعت و عبادت] از خشنودی خدا پیروی کرده، همانند کسی است که [بر اثر گناه] به خشمی از سوی خدا سزاوار شده؟ و جایگاه او دوزخ است و آن بد بازگشت گاهی است.

آيا آن كس كه به راه خشنودى خدا مى‌رود، همانند كسى است كه موجب خشم او مى‌شود و مكان او جهنم، آن سرانجام بد است؟

آیا کسی که جویای خشنودی الهی است همانند کسی است که سزاوار خشم الهی شده است؟ که سرا و سرانجامش جهنم است و چه بد سرانجامی است‌

آيا آن كس كه خشنودى خدا را پيروى كرده مانند كسى است كه به خشم خدا بازگشته- سزاوار خشم خدا شده- و جايگاه او دوزخ است؟ و بد بازگشتگاهى است.

آیا کسی که (با طاعت و عبادت) در پی خوشنودی خدا است، مانند کسی است که (با معصیت و نافرمانی) خشم خدا را نصیب خود می‌کند، و جایگاه او دوزخ خواهد بود؟! و دوزخ بدترین بازگشتگاه است.

پس آیا کسی که خشنودی خدا را پی می‌گیرد، همچون کسی است که به خشمی از خدا دچار گردیده و پناهگاهش جهنّم است‌؟ و چه بد بازگشتگاهی است.

آیا کسی که پیرو خوشنودی خدا است مانند کسی است که بیانگیزد خشم خدا را و جایش دوزخ است و چه بد بازگشتگاهی است‌


آل عمران ١٦١ آیه ١٦٢ آل عمران ١٦٣
سوره : سوره آل عمران
نزول : ٣ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٦
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«إِتَّبَعَ»: پیروی کرد. دنبال کرد. «رِضْوَان»: خوشنودی. «بَآءَ»: برگشت. «سَخَط»: خشم. «بَآءَ بِسَخَطٍ مِّنَ اللهِ»: با کوله‌باری از خشم خدا برگشت. مراد این که مورد خشم خدا قرار گرفت. «مَصِیر»: بازگشتگاه.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

نزول

محل نزول:

اين آيه در همچون ديگر آيات سوره آل عمران در مدينه بر پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله نازل گرديده است. ]

شأن نزول:]

«شیخ طوسى» گوید: سبب نزول آيه چنين بوده وقتى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمان داد كه مردم براى غزوه احد آماده شده و بيرون بروند. جماعتى از منافقين تقاعد ورزيده و سستى مي‌نمودند و اين آيه درباره آن‌ها نازل گرديد.

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


«162» أَ فَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَ اللَّهِ كَمَنْ باءَ بِسَخَطٍ مِنَ اللَّهِ وَ مَأْواهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ

آيا كسى كه در پى خشنودى خداوند است، مانند كسى است كه به خشم و غضب خدا دچار گشته و جايگاه او جهنّم است؟ و چه بد بازگشتگاهى است.

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



أَ فَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَ اللَّهِ كَمَنْ باءَ بِسَخَطٍ مِنَ اللَّهِ وَ مَأْواهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ (162)

شأن نزول: مروى است در حينى كه حضرت اصحاب را امر فرمود به توجه احد، جمعى از منافقان متقاعد شدند و بعضى از مؤمنان تابع آنها گرديدند؛ حق تعالى آيه شريفه نازل فرمود:

أَ فَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَ اللَّهِ‌: (استفهام انكارى) آيا پس كسى كه پيروى نمايد رضاى خدا را به طاعت و عبادت، كَمَنْ باءَ بِسَخَطٍ مِنَ اللَّهِ‌: مثل كسى باشد كه بازگردد به غضب و خشمى از خداى تعالى به سبب معصيت و مخالفت، وَ مَأْواهُ جَهَنَّمُ‌: و آرامگاه او جهنم باشد، وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ: و بد جاى بازگشتى است جهنم. معنى آيه شريفه آنكه: نيست مساوى كسى كه پيروى امر الهى نمايد، با آنكه مخالفت نمايد، زيرا اول را مأوى بهشت، و ثانى را جهنم است.

بيان: مفسرين را در آيه شريفه دو قول است: 1- آنكه هر كه تابع رضاى الهى شود در جهاد، نيست مانند كسى كه مخالفت نمايد و مورد سخط سبحانى واقع شود، كه مناسب با شأن نزول است. 2- آنكه هر كه تابع شود رضاى خدا را در ترك غلول و خيانت، مانند كسى نيست كه خيانت ورزد، لكن چون آيات قرآنى عبرت به عموم لفظ است، بنابراين آيه عام باشد نسبت به تمام آنچه رضاى الهى باشد از طاعات و عبادات و تمام آنچه را كه سخط سبحانى باشد از منكرات و محرمات.


«1» بحار الانوار، جلد 21، صفحه 174- اعلام الورى، فصل حوادث غزوه حنين‌

تفسير اثنا عشرى، ج‌2، ص: 291


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


أَ فَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَ اللَّهِ كَمَنْ باءَ بِسَخَطٍ مِنَ اللَّهِ وَ مَأْواهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ (162)

ترجمه‌

آيا كسى كه پيروى كرد رضاى خدا را مانند كسى است كه رجوع نمود بخشمى از خدا و جايگاه او جهنم است و بد است آنجاى بازگشت..

تفسير

يعنى آيا كسيكه قدم جز براى رضاى خدا برنميدارد و معصوم است مانند كسى است كه معصيت كار است در احتمال خيانت نسبت باو خير ممكن نيست صدور معصيت از معصوم و از حضرت صادق (ع) روايت شده كه آنانكه متابعت رضاى خدا را نمودند ائمه عليهم السلامند و آنانكه رجوع بغضب الهى كردند كسانى هستند كه منكر حق على (ع) و ما ائمه از اهل بيت شدند و باين جهت بغضب خدا گرفتار گشتند.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


أَ فَمَن‌ِ اتَّبَع‌َ رِضوان‌َ اللّه‌ِ كَمَن‌ باءَ بِسَخَطٍ مِن‌َ اللّه‌ِ وَ مَأواه‌ُ جَهَنَّم‌ُ وَ بِئس‌َ المَصِيرُ (162)

آيا كسي‌ ‌که‌ متابعت‌ كند خشنودي‌ ‌خدا‌ ‌را‌ مثل‌ كسيست‌ ‌که‌ موجبات‌ غضب‌ ‌او‌ ‌را‌ فراهم‌ كند و حال‌ آنكه‌ جايگاه‌ ‌او‌ جهنم‌ ‌است‌ و بد بازگشتي‌ ‌است‌ ‌براي‌ ‌او‌.

أَ فَمَن‌ِ اتَّبَع‌َ رِضوان‌َ اللّه‌ِ استفهام‌ تقريري‌ ‌است‌ ‌يعني‌ ‌اينکه‌ چنين‌ نيست‌ مثل‌ أَ فَمَن‌ كان‌َ مُؤمِناً كَمَن‌ كان‌َ فاسِقاً سجده‌ ‌آيه‌ 18 و مثل‌ قُل‌ هَل‌ يَستَوِي‌ الَّذِين‌َ يَعلَمُون‌َ وَ الَّذِين‌َ لا يَعلَمُون‌َ زمر ‌آيه‌ 19.

و اتّباع‌ بمعني‌ پيروي‌ ‌است‌، و رضوان‌ اللّه‌ ‌يعني‌ ‌ما يوجب‌ رضي‌ اللّه‌ و معني‌ عام‌ ‌است‌ شامل‌ عقائد حقّه‌ و اخلاق‌ فاضله‌ و اعمال‌ حسنه‌ ميشود، و تفسير بموردي‌ ‌از‌ باب‌ بيان‌ مصداق‌ ‌است‌.

اما ‌از‌ حيث‌ عقائد نص‌ّ ‌آيه‌ شريفه‌ وَ رَضِيت‌ُ لَكُم‌ُ الإِسلام‌َ دِيناً و اخبار مرويه‌ ‌از‌ كافي‌ و تفسير عياشي‌ ‌از‌ حضرت‌ صادق‌ ‌عليه‌ السّلام‌ ‌که‌ بعمار فرمود

(‌الّذين‌ اتبعوا رضوان‌ اللّه‌ ‌هم‌ الأئمة و ‌هم‌ و اللّه‌ ‌ يا ‌ عمار درجات‌ للمؤمنين‌ و بولايتهم‌ ايانا يضاعف‌ اللّه‌ ‌لهم‌ اعمالهم‌ و يرفع‌ اللّه‌ ‌لهم‌ الدرجات‌ العلي‌، و اما ‌قوله‌ ‌ يا ‌ عمار كَمَن‌ باءَ بِسَخَطٍ مِن‌َ اللّه‌ِ

‌الي‌ ‌قوله‌ المَصِيرُ فهم‌ و اللّه‌ ‌الّذين‌ جحدوا حق‌ ‌علي‌ ‌إبن‌ ابي‌ طالب‌ و حق‌ الأئمة منّا اهل‌ البيت‌ فباءوا بذلك‌ بسخط ‌من‌ اللّه‌).

و اما ‌از‌ حيث‌ اخلاق‌ فاضله‌ و اعمال‌ حسنه‌ اخبار بسياري‌ ‌در‌ موارد مختلفه‌ ‌در‌ باب‌ اخلاق‌ و عبادات‌ داريم‌ ‌که‌ فلان‌ صفت‌ ‌ يا ‌ فلان‌ عبادت‌ موجب‌ رضاي‌ الهي‌ ‌است‌ مثل‌ (اول‌ الوقت‌ رضوان‌ اللّه‌) و (رضانا رضي‌ اللّه‌) و ‌غير‌ اينها ‌که‌ احتياج‌ بنقل‌ نداريم‌، و ‌در‌ قرآن‌ مجيد ميفرمايد وَ رِضوان‌ٌ مِن‌َ اللّه‌ِ أَكبَرُ توبه‌ ‌آيه‌ 72، ‌که‌ ‌در‌ شأن‌ مؤمنين‌ و مؤمنات‌ وارد ‌شده‌، و ‌در‌ باب‌ تقوي‌ ميفرمايد لِلَّذِين‌َ اتَّقَوا عِندَ رَبِّهِم‌ جَنّات‌ٌ تَجرِي‌ مِن‌ تَحتِهَا الأَنهارُ خالِدِين‌َ فِيها وَ أَزواج‌ٌ مُطَهَّرَةٌ وَ رِضوان‌ٌ مِن‌َ اللّه‌ِ سوره‌

جلد 4 - صفحه 416

آل‌ عمران‌ ‌آيه‌ 151، و ‌در‌ باب‌ مهاجرين‌ و مجاهدين‌ ميفرمايد يُبَشِّرُهُم‌ رَبُّهُم‌ بِرَحمَةٍ مِنه‌ُ وَ رِضوان‌ٍ توبه‌ ‌آيه‌ 21، و ‌غير‌ اينها ‌از‌ آيات‌، و معناي‌ رضاي‌ الهي‌ ‌يعني‌ معامله‌ ميكند ‌با‌ بنده‌ معامله‌ رضي‌، و البته‌ بمقدار سر سوزني‌ عذاب‌ نخواهد فرمود و اما خوشنودي‌ ‌که‌ بمعني‌ قلبي‌ ‌باشد‌ ‌در‌ ‌او‌ راه‌ ندارد زيرا محل‌ حوادث‌ نيست‌ كَمَن‌ باءَ بِسَخَطٍ مِن‌َ اللّه‌ِ ‌اينکه‌ جمله‌ شامل‌ ميشود جميع‌ عقائد باطله‌ ‌را‌ ‌که‌ ‌از‌ روي‌ تقصير ‌باشد‌ نه‌ ‌از‌ روي‌ قصور.

و اما اخلاق‌ رذيله‌ و اعمال‌ سيئه‌ ‌اگر‌ باعث‌ زوال‌ ايمان‌ ‌باشد‌ مورد ‌آيه‌ ‌است‌ و الّا قابل‌ عفو و مغفرت‌ و شفاعت‌ هست‌ و موجب‌ سخط نميشود.

وَ مَأواه‌ُ جَهَنَّم‌ُ وَ بِئس‌َ المَصِيرُ مكررا تفسير ‌آن‌ بيان‌ ‌شده‌.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 162)- آنها که در جهاد شرکت نکردند! در آیات گذشته در جوانب مختلف جنگ احد و نتایج آن بحث شد.

اکنون نوبت منافقان و مؤمنان سست ایمانی است که به پیروی از آنها در میدان جنگ حضور نیافتند، آیه مورد بحث سرنوشت آنها را تشریح می‌کند

ج1، ص345

و می‌گوید: «آیا کسانی که فرمان خدا را اطاعت کردند و از خشنودی او پیروی نمودند، همانند کسانی هستند که به سوی خشم خدا باز گشتند و جایگاه آنها جهنم و بازگشت و پایان کار آنها، زشت و ناراحت کننده است» (أَ فَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَ اللَّهِ کَمَنْ باءَ بِسَخَطٍ مِنَ اللَّهِ وَ مَأْواهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِیرُ).

نکات آیه

۱- دسته اى از مردم جوینده رضا و خشنودى خدا و گروهى زمینه ساز خشم و غضب الهى بر خود (افمن اتّبع رضوان اللّه کمن بآء بسخط من اللّه)

۲- یکسان نبودن سرنوشت مؤمنان جوینده خشنودى خداوند، با هموارکنندگان غضب و خشم الهى بر خویش (افمن اتّبع رضوان اللّه کمن بآء بسخط من اللّه)

۳- امانتدارى و ترک خیانت، از موجبات جلب خشنودى و رضاى خداوند (و ما کان لنبىّ ان یغلّ ... افمن اتّبع رضوان اللّه کمن بآء بسخط من اللّه)

۴- شرکت در پیکار و شهادت در راه خدا، از موجبات جلب رضایت الهى (و لئن قتلتم فى سبیل اللّه ... افمن اتّبع رضوان اللّه) به مقتضاى ارتباط این آیه با مضامین آیات پیشین، مى توان نمونه ها و مصادیق مورد نظر را به دست آورد ; از جمله جهاد و شهادت.

۵- پیامبر (ص) جویاى رضایت و خشنودى خداوند (و ما کان لنبىّ ان یغلّ ... افمن اتّبع رضوان اللّه) به دلیل آیه قبل (و ما کان لنبىّ ان یغلّ)، از مصادیق بارز و مورد نظر براى «افمن اتّبع ... »، پیامبر اکرم (ص) است.

۶- جویاى رضاى الهى از سوى پیامبر (ص)، دلیل و نشانگر پاکى ساحت وى از هر گونه خیانت (و ما کان لنبىّ ان یغلّ ... افمن اتّبع رضوان اللّه) جمله «افمن اتّبع رضوان اللّه» به منزله دلیل و تعلیل براى جمله «و ما کان لنبىّ ان یغلّ» است ; یعنى آیا امکان دارد پیامبرى که همواره در پى جلب رضاى الهى است، خیانت کند و از همان کسانى باشد که خدا بر آنان خشم گرفته است.

۷- خیانتکارى و اختلاس، زمینه ساز خشم و غضب الهى (و من یغلل یأت بما غلّ ... افمن اتّبع رضوان اللّه کمن بآء بسخط من اللّه) از مصادیق مورد نظر براى «من بآء بسخط»، خیانتکارانى هستند که در آیه قبل به رسوایى آنان اشاره رفت.

۸- ترک صحنه پیکار و شرکت نجستن در آن، زمینه ساز خشم خداوند (انّ الّذین تولّوا منکم ... کمن بآء بسخط من اللّه)

۹- نسبت خیانت به پیامبر (ص)، زمینه ساز خشم و غضب الهى (ما کان لنبىّ ان یغلّ ... کمن بآء بسخط من اللّه) جمله «کمن بآء بسخط» مى تواند اشاره به کسانى باشد که به ساحت پاک پیامبر (ص) چنین اتهاماتى را وارد کردند ; چنانچه در آیه قبل بدان اشاره شد.

۱۰- برانگیختن وجدانها از روشهاى قرآن در تربیت (افمن اتّبع رضوان اللّه کمن بآء بسخط من اللّه)

۱۱- دوزخ، جایگاه و فرجام شوم آنانکه خشم و غضب الهى را بر خویش هموار ساخته اند. (کمن بآء بسخط من اللّه و مأویه جهنّم و بئس المصیر)

۱۲- دوزخ، جایگاه شوم ترک کنندگان جهاد، خیانتکاران و آنانکه پیامبر (ص) را متّهم به خیانتکارى مى کنند. (انّ الّذین تولّوا منکم ... و ما کان لنبىّ ان یغلّ ... کمن بآء بسخط من اللّه و مأویه جهنم)

۱۳- خشنودى و خشم الهى، معیار شناخت سرنوشت خوب و بد انسانها (افمن اتّبع رضوان اللّه کمن بآء بسخط من اللّه و مأویه جهنّم)

۱۴- تفاوت فرجام آدمیان بر مبناى عملکرد آنان، نمودى از عدل خداوند (توفّى کلّ نفس ما کسبت و هم لا یظلمون. افمن اتّبع رضوان اللّه کمن بآء بسخط من اللّه و مأویه جهنّم و بئس المصیر) در برداشت فوق جمله «افمن اتّبع ... » دلیل و تعلیل عدل الهى در پاداش و جزا گرفته شده است ; یعنى باید هر نفسى پاداش و جزاى کامل خویش را ببیند ; چرا که هیچ وجدانى نمى تواند بپذیرد که انسانهاى نیکوکار همسنگ بزهکاران باشند.

موضوعات مرتبط

  • ارزیابى: ملاک ارزیابى ۱۳، ۱۴
  • افترا: کیفر افترا ۱۲
  • امانتدارى: آثار امانتدارى ۳
  • انسان: فرجام انسان ۱۳، ۱۴ ; وجدان انسان ۱۰
  • انگیزش:۱۰
  • تربیت: روش تربیت ۱۰
  • جامعه: گروههاى اجتماعى ۱
  • جنگ: فرار از جنگ ۸
  • جهاد:۴ فرار از جهاد ۴ ۱۲
  • جهنم:۱۲
  • خائنان: در جهنّم ۱۲
  • خدا: رضاى خدا ۱، ۲، ۵، ۶، ۱۳ ; عدالت خدا ۱۴ ; عوامل رضاى خدا ۳، ۴ ; عوامل غضب خدا ۷، ۸، ۹ ; غضب خدا ۱، ۲، ۱۱
  • خیانت:۶، ۹ آثار ترک خیانت ۶، ۹ ۳ ; آثار خیانت ۶، ۹ ۷
  • دزدى: آثار دزدى ۷
  • راه خدا:۴
  • رشد: عوامل رشد ۳
  • شهادت:۴
  • عذاب: اهل عذاب ۱۱ ; موجبات عذاب ۱۱
  • عمل: پاداش عمل ۱۴
  • کیفر:۱۲
  • محمّد (ص): افترا به محمّد (ص) ۹، ۱۲ ; صفات محمّد (ص) ۵، ۶ ; عصمت محمّد (ص) ۶
  • مغضوبان خدا: فرجام مغضوبان خدا ۱۱
  • مؤمنان: فرجام مؤمنان ۲

منابع

  1. طبرسي، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‌۲، ص ۶۹۳.
  2. محمدباقر محقق،‌ نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شيخ طوسي و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص ۱۶..