آل عمران ١١٦

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

کسانی که کافر شدند، هرگز نمی‌توانند در پناه اموال و فرزندانشان، از مجازات خدا در امان بمانند! آنها اصحاب دوزخند؛ و جاودانه در آن خواهند ماند.

به يقين، كافران را اموال و فرزندانشان به هيچ روى از [عذاب‌] خدا باز ندارد و آنان دوزخى‌اند و در آن جاويدان

كسانى كه كفر ورزيدند، هرگز اموالشان و اولادشان چيزى [از عذاب خدا] را از آنان دفع نخواهد كرد، و آنان اهل آتشند و در آن جاودانه خواهند بود.

هرگز کافران را بسیاری مال و اولاد از عذاب خدا نتواند رهانید، و آنها اهل جهنم و جاوید در آن معذّب خواهند بود.

قطعاً کسانی که کافر شدند، هرگز اموال و اولادشان چیزی از [عذاب] خدا را از آنان دفع نخواهد کرد؛ و آنان اهل آتشند و در آن جاودانه اند.

كافران را اموال و اولادشان هيچ از عذاب خدا نرهاند و آنان اهل آتشند جاودانه در جهنم باشند.

کافران را اموال و فرزندانشان به هیچ روی از عذاب الهی باز ندارد، و اینان دوزخی‌اند و جاودانه در آنند

كسانى كه كافر شدند- گروهى ديگر از اهل كتاب كه ايمان نياورده‌اند- هرگز مالها و فرزندانشان آنان را از [عذاب‌] خدا هيچ سودى نخواهد داشت- به كارشان نيايد و نرهاندشان- و آنان دوزخيانند و در آن جاويدانند.

بیگمان اموال و اولاد کسانی که کفر ورزیده‌اند، ایشان را به هیچ وجه از (کیفر و عذاب) خدا نمی‌رهاند (و کوچکترین سودی به حالشان ندارد) و آنان دوزخیانند و در آنجا جاودانه می‌مانند.

بی‌گمان کسانی که کافر شدند، هرگز اموالشان و اولادشان چیزی (از عذاب خدا) را از آنان بی‌نیاز نمی‌کند [:نمی‌زداید] و آنان همدمان آتشند، حال آنکه ایشان در آن جاودانه‌اند.

همانا آنان که کفر ورزیدند بی‌نیازشان نکند اموالشان و نه اولادشان از خدا به چیزی و آنانند یاران آتش در آنند جاودانان‌


آل عمران ١١٥ آیه ١١٦ آل عمران ١١٧
سوره : سوره آل عمران
نزول : ٣ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٢٠
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«لَن تُغْنِیَ»: هرگز نمی‌رهاند. هرگز دفع نمی‌گرداند.


تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


«116» إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَنْ تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوالُهُمْ وَ لا أَوْلادُهُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً وَ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ‌

همانا كسانى كه كافر شدند، هرگز اموالشان و اولادشان چيزى از (عذاب) خدا را از آنان دفع نخواهد كرد و آنها همدم آتشند، همواره در آن ماندگار.

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَنْ تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوالُهُمْ وَ لا أَوْلادُهُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً وَ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ (116)


«1» سوره حجرات، آيه 14.

«2» نهج البلاغه، خطبه 193.

تفسير اثنا عشرى، ج‌2، ص: 220

بعد از وصف مؤمنان پرهيزكار، وصف كافران تبه روزگار را فرمايد:

إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا: بدرستى كه آنان كه كافر شدند به خدا و پيغمبر و قرآن، لَنْ تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوالُهُمْ‌: هرگز باز ندارد مالهائى كه به رشوه دهند، يا بى‌نياز نسازد ايشان را مطلق اموال كه همه عمر را صرف تحصيل آن نموده‌اند، وَ لا أَوْلادُهُمْ‌: و نه فرزندان ايشان كه به اعانت و امداد آنها پشتيبانى دارند، مِنَ اللَّهِ شَيْئاً: از عذاب خدا هيچ چيز را.

نكته: ذكر «شى‌ء» دلالت بر نفى عام دارد، يعنى هيچ چيز از اموال و اولاد نفع به آنها نرساند و ايشان را از عذاب نرهاند. و تخصيص اموال و اولاد، جهت آنست كه اين هر دو، عزيزترين و عمده‌ترين اشياء هستند. هرگاه با وجود كثرت و اعتماد و استظهار بر آن فايده ندهد، پس غير آن به طريق اولى فايده و نفع نخواهد داد.

وَ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ: و آن گروه كافران، ملازمان، آتش جهنم باشند، هُمْ فِيها خالِدُونَ‌: ايشان در آن آتش و عذاب، دائم و ثابت باشند و خلاصى براى آنها نخواهد بود.

تنبيه: آيه شريفه عام است نسبت به تمام كفار و مكذبان حضرت ختمى مرتبت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و قرآن، در هر عصر و زمان تا روز قيامت و وعيد است براى آنان.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَنْ تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوالُهُمْ وَ لا أَوْلادُهُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً وَ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ (116)

ترجمه‌

همانا آنانكه كافر شدند بى‌نياز نمى‌كند آنها را مالهاى آنها و نه اولاد آنها از خدا بچيزى و آن گروه اهل آتشند ايشان در آن جاويدانند..

تفسير

كفار مستظهر بودند بمال و اولاد خودشان و تصور مى‌كردند مال و اولاد رفع احتياج آنها را ميكند در صورتى كه زخارف دنيوى هر چه بيشتر باشد احتياج زيادتر و هر چه در دنيا انسان علاقه‌اش كمتر باشد احتياجش كمتر است لذا خداوند ميفرمايد كفار بمال و اولادشان منازند و بدانند كه اينها هيچ درجه از احتياج آنها را بخداوند در دنيا رفع نمى‌كند بلكه زيادتر مى‌كند چه رسد بآخرت كه اينها ابدا در آنجا بدرد نمى‌خورد بلكه آنجا هم موجب زيادى گرفتارى خواهد بود كه در حلالش حساب و در حرامش عقاب است و براى اولاد هم مسئوليتهائى متوجه آنها خواهد شد كه شايد در تكاليف خود نسبت بآنها كوتاهى كرده باشند و بايد مؤاخذه شوند و شايد مراد آن باشد كه مال و اولاد هيچ كفايت از عذاب خدا نمى‌كند چنانچه مفسرين فرموده‌اند ولى بنظر حقير هيچ عاقلى اين تصور را نمى‌كند تا خداوند نفى آنرا فرموده باشد در هر حال كفار مخلد در آتشند چنانچه سابقا شرح داده شد.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ كَفَرُوا لَن‌ تُغنِي‌َ عَنهُم‌ أَموالُهُم‌ وَ لا أَولادُهُم‌ مِن‌َ اللّه‌ِ شَيئاً وَ أُولئِك‌َ أَصحاب‌ُ النّارِ هُم‌ فِيها خالِدُون‌َ (116)

بتحقيق‌ كساني‌ ‌که‌ كافر شدند بينياز نميكند ‌آنها‌ ‌را‌ اموال‌ و اولادشان‌ ‌از‌ عذاب‌ الهي‌ و ‌اينکه‌ كفار ‌از‌ اصحاب‌ آتش‌ هستند و ملازم‌ آتش‌ ‌که‌ هرگز ‌از‌ ‌آنها‌ جدا نخواهند شد و اينها ‌در‌ ‌آن‌ آتش‌ هميشه‌ هستند.

جلد 4 - صفحه 323

إِن‌َّ الَّذِين‌َ كَفَرُوا چه‌ كفار اهل‌ كتاب‌ و چه‌ مشركين‌ و چه‌ ساير طبقات‌ كفار بلكه‌ ملحق‌ بآنها هستند اهل‌ ضلالت‌ و معاندين‌ و مخالفين‌ و بالجمله‌ كساني‌ ‌که‌ ايمان‌ ندارند و مقصّرند.

امّا شمول‌ ‌آيه‌ لجميع‌ طبقات‌ كفار بواسطه‌ عموم‌ موصول‌ ‌است‌ و اما ‌غير‌ ‌آنها‌ بواسطه‌ ادلّه‌ خارجيه‌ ‌که‌ ‌در‌ آخرت‌ بحكم‌ كفار هستند و ‌لو‌ ‌در‌ دنيا ‌در‌ پاره‌اي‌ ‌از‌ احكام‌ مختلف‌ باشند.

لَن‌ تُغنِي‌َ عَنهُم‌ ‌از‌ ‌براي‌ غني‌ معاني‌ كرده‌اند لكن‌ موارد استعمالش‌ مختلف‌ ‌است‌، اما ‌در‌ صفات‌ الهيه‌ ‌که‌ ميفرمايد‌أن‌‌به‌ وَ اللّه‌ُ هُوَ الغَنِي‌ُّ بمعني‌ دارايي‌ ‌است‌ و اعظم‌ صفات‌ ثبوتيه‌ ‌است‌ و دلالت‌ دارد ‌بر‌ جميع‌ صفات‌ كمال‌ ‌از‌ علم‌، قدرت‌، حيات‌، كبريايي‌، عظمت‌، علو، قدم‌، وجوب‌ وجود. و بدلالت‌ التزاميه‌ دلالت‌ دارد ‌بر‌ سلب‌ جميع‌ صفات‌ نقص‌ و عيب‌ ‌از‌ تركيب‌ و تجسم‌ و شريك‌ و غيرها.

و اما ‌در‌ مورد ‌آيه‌ دلالت‌ دارد ‌بر‌ رفع‌ و دفع‌ عذاب‌ و نجات‌ ‌از‌ مهالك‌ ‌يعني‌ ‌از‌ ‌آنها‌ رفع‌ نميكنند عذاب‌ ‌را‌ و نجات‌ نميدهند ‌آنها‌ ‌را‌ ‌از‌ مهالك‌ أَموالُهُم‌ وَ لا أَولادُهُم‌ ذكر اموال‌ و اولاد ‌براي‌ اينست‌ ‌که‌ اعزّ اشياء ‌در‌ نظر اهل‌ دنيا ‌اينکه‌ دو چيز ‌است‌ ‌که‌ محل‌ اعتماد ‌آنها‌ و البته‌ ‌غير‌ ‌اينکه‌ دو بطريق‌ اولي‌ دفع‌ عذاب‌ نميكند ‌از‌ جاه‌ و منصب‌ و خدم‌ و هشم‌ و عشيره‌ و اصحاب‌ و صديق‌ و رفيق‌ و ‌غير‌ اينها.

مِن‌َ اللّه‌ِ شَيئاً ‌يعني‌ ‌من‌ عذاب‌ اللّه‌ و سخته‌ و غضبه‌ شيئا، نكره‌ ‌در‌ سياق‌ نفي‌ مفيد عموم‌ ‌است‌ ‌يعني‌ هيچگونه‌ عذابي‌ ‌را‌ ‌از‌ ‌آنها‌ نميتوانند برطرف‌ كنند.

وَ أُولئِك‌َ أَصحاب‌ُ النّارِ جهنم‌ هُم‌ فِيها خالِدُون‌َ.

324

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 116)- نقطه مقابل افراد با ایمان و حق جویی که وصف آنها در آیه قبل آمد افراد بی‌ایمان و ستمگری هستند که در این آیه و آیه بعد توصیف شده‌اند.

نخست می‌فرماید: «آنها که راه کفر را پیش گرفتند هرگز نمی‌توانند در پناه ثروت و فرزندان متعدد خویش ار مجازات خدا در امان بمانند» (إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا لَنْ تُغْنِیَ عَنْهُمْ أَمْوالُهُمْ وَ لا أَوْلادُهُمْ مِنَ اللَّهِ شَیْئاً).

در این که از امکانات مادی تنها اشاره به ثروت و فرزندان شده، به خاطر آن است که مهمترین سرمایه‌های مادی، یکی نیروی انسانی است که به عنوان فرزندان ذکر شده است و دیگری سرمایه‌های اقتصادی می‌باشد و بقیه امکانات مادی از این دو سر چشمه می‌گیرد.

ج1، ص323

قرآن با صراحت می‌گوید: امتیازهای مالی، و قدرت جمعی، به تنهایی نمی‌تواند در برابر خداوند، امتیازی محسوب شود، و تکیه کردن بر آنها اشتباه است، مگر هنگامی که در پرتو ایمان و نیت پاک در مسیرهای صحیح به کار گرفته شوند، در غیر این صورت «آنها (صاحبان اموال) اصحاب دوزخند و جاودانه در آن خواهند بود» (أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِیها خالِدُونَ).

نکات آیه

۱- اموال و فرزندان اهل کفر، نمى تواند آنها را از کیفر خداوند برهاند. (انّ الذین کفروا لن تغنى عنهم اموالهم و لا اولادهم من اللّه شیئاً) «اغنى» هنگامى که با «عن» متعدى شود، به معناى «دفع» مى آید. لذا «لن تُغنى»، یعنى نمى رهاند. (روح المعانى).

۲- اموال و اولاد، تنها تکیه گاه به هنگام ذلت و ابتلاى به غضب الهى، از دیدگاه اهل کفر (ضربت علیهم الذّلّة ... و باءُو بغضب من اللّه ... انّ الذین کفروا لن تغنى) ظاهراً منظور از «الذین کفروا»، همان جناح اهل کتاب هستند که در آیات سابق وضعیت آنان بیان شد.

۳- نیاز همواره آدمى به خداوند (انّ الذین کفروا لن تغنى عنهم ... من اللّه شیئاً)

۴- مال و اولاد (امکانات مادّى و انسانى) نمى تواند خلأ ناشى از بى ایمانى به خدا را در جبهه کفر، جبران کند. (انّ الذین کفروا لن تغنى عنهم اموالهم و لا اولادهم من اللّه شیئاً)

۵- کافران، بى پناه و بى دفاع در برابر خواست خداوند (انّ الذین کفروا لن تغنى عنهم ... من اللّه)

۶- اعتبار و رسمیّت مالکیت شخصى براى کفّار (لن تغنى عنهم اموالهم)

۷- اموال و فرزندان (پشتوانه مالى و نیروى انسانى)، مهمترین سرمایه مادى بشر (انّ الذین کفروا لن تغنى عنهم اموالهم و لا اولادهم) با وجود اینکه هیچ چیز توان کفایت از خدا را ندارد، نام بردن از مال و اولاد، دلالت بر ویژگى و اهمیت خاص آن دارد.

۸- مال و اولاد (امکانات مادى و انسانى)، ملاک ارزش نیستند. (لیسوا سواءً ... امة قائمة ... لن تغنى عنهم اموالهم و لا اولادهم من اللّه شیئاً)

۹- بى اثر بودن مال و اولاد، در برابر اراده و خواست خداوند (لن تغنى عنهم اموالهم و لا اولادهم من اللّه شیئاً)

۱۰- کافران، مُلازمان آتش دوزخ و جاودان در آن (انّ الّذین کفروا ... و اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون)

۱۱- کفر، موجب جاودانگى در آتش دوزخ (انّ الّذین کفروا ... و اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون)

۱۲- بیان فرجام اعمال و وعد و وعید، از شیوه هاى قرآن براى اصلاح انسانها و برحذر داشتن آنها از کفر (و ما یفعلوا من خیر فلن یکفروه ... و اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون)

۱۳- آتش جاودانه دوزخ، فرجام کفر پیشگانِ اهل کتاب (انّ الّذین کفروا ... و اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون) با توجه به آیات قبل، مراد از «الذین»، کافران اهل کتاب هستند.

موضوعات مرتبط

  • ارزش: ملاکهاى ارزش ۸
  • اللّه: اراده اللّه ۹ ; غضب اللّه ۲ ; مشیت اللّه ۵، ۹
  • امکانات مادى:۱، ۴، ۷، ۸، ۹
  • انسان: سرمایه انسان ۷ ; نیازهاى معنوى انسان ۳، ۴
  • اولاد:۱، ۲ ارزش اولاد ۱، ۲ ۴، ۷، ۸، ۹
  • اهل کتاب: کافران اهل کتاب ۱۳
  • ایمان: به خدا ۴
  • بشارت و انذار:۱۲
  • تربیت: شیوه‌هاى تربیت ۱۲
  • جهنم: آتش جهنم ۱۰، ۱۳ ; جاودانگى در جهنم ۱۰، ۱۱ ; کافران در جهنم ۱۰
  • جهنمیان:۱۰
  • ذلّت:۲
  • رشد: عوامل رشد ۱۲
  • عذاب: اهل عذاب ۱ ; موجبات عذاب ۱۱
  • عمل: آثار عمل ۱۲
  • کافران:۱۰ احکام کافران ۱۰ ۶ ; اولاد کافران ۱۰ ۱، ۲ ; بیخپناهى کافران ۱۰ ۵ ; ذلت کافران ۱۰ ۲ ; عقاید کافران ۱۰ ۲ ; کیفر کافران ۱۰ ۱، ۱۳ ; مال کافران ۱۰ ۱، ۲
  • کفر: آثار کفر ۴، ۱۱
  • مال:۱، ۲ ارزش مال ۱، ۲ ۴، ۷، ۸، ۹
  • مالکیت خصوصى:۶

منابع